نوشته‌ها

آموزش کیبورد یا پیانو

شیوه آموزش ارگ و کیبورد

سوالی که برای بسیاری از هنرجویان کیبورد پیش می آید این است که: برای یادگیری کیبورد

باید از کجا شروع کرد؟هنرجویان بسیاری را می شناسم که بخاطر اطلاعات غلط و یا انتخاب

غلط، سالهای زیادی را صرف نوازندگی کیبورد و یادگیری کیبورد ( ارگ) نموده اند اما از شیوه

نوازندگی خود راضی نیستند و یا اینکه کلاً سرخورده شده اند و قید پیشرفت را زده اند و

پذیرفته اند که در همین سطح باقی بمانند.مطلبی که زیاد دیده ایم و می بینیم این است

که خیلی از افراد می پرسند که: برای یادگیری کیبورد باید چه کنیم؟

آیا باید با پیانو شروع کنیم؟ آیا درست است که کسی که پیانو می نوازد، کیبورد هم

می تواند بنوازد؟ آیا کتابBeyer برای یادگیری کیبورد مناسب است؟

این ذهنیت غلط که برای یادگیری کیبورد باید پیانو را آموخت را عمدتاً سه دسته از افراد می گویند:

دسته اول افرادی هستند که در کل اطلاع کمی از موسیقی دارند و سازها را فقط در حد اسم

و شکل می شناسند و از بحث های تخصصی بی اطلاعند

(اگرچه اظهار نظرهای تخصصی می نمایند). این دسته از کارشناسان به لحاظ اینکه کیبورد

و ارگ و پیانو به هم شبیهند و به این دلیل که پیانو معمولاً بزرگتر از کیبورد است تصور می کنند که پیانو

کامل تر از کیبورد است و یادگیری پیانو باعث یادگیری کیبورد و ارگ و احتمالاً آکاردئون و… خواهد شد!!!

دسته دوم پیانیست هایی هستند که کیبورد نواز نیستند و از تکنیکهای نوازندگی کیبورد و همچنین

تفاوتهای نوازندگیپیانو و کیبورد بی اطلاعند و یا می دانند که تفاوتهایی هست اما به سبب تعصبی

که با ساز خود دارند، آن را برتر از همه سازها می دانند.دسته سوم از کارشناسان نیز کسانی

هستند که هم کیبورد و هم پیانو می نوازند اما در حقیقت هیچ یک را در سطح تخصصی نمی نوازند

تا تفاوتهای این دو درک کنند. این دسته از نوازندگان پیانو را در حد پیانو عمومی و همچنین کیبورد

را در حد مقدماتی و یا متوسطه می نوازند.

این نظرات فقط در مورد ساز کیبورد نیست و بسیار دیده ایم که می گویند برای یادگیری

گیتار الکتریک باید با گیتار کلاسیک شروع کرد!!! و یا برای یادگیری تار باید ابتدا سه

تار را آموخت!!! و… این راهمایی های غلط می تواند آسیبهای جبران ناپذیری به

یادگیری هنرجو وارد نماید و حتی ممکن است

سرنوشت موسیقایی یک انسان علاقه مند و عاشق موسیقی را تغییر دهد.


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه و اندرزگو منطقه یک 1  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – آموزش کیبورد یا پیانو

آموزشگاه موسیقی

مفهوم ریتم در کیبورد

مجید بهبهانی:
ريتم در حقيقت ترجمه واژه Style است به معناي يك سبك يا الگوي موسيقايي كه به غلط در بين
نوازندگان ايراني ريتم ناميده مي‌شود.اما به هرحال منظور از استايل ( يا همان ريتم ) قطعه‌اي
آهنگين شامل سازهاي مختلف است كه توسط سكوانسر دستگاه به طور خودكار نواخته مي‌شود
و نوازنده با آكوردگيري تناليته آنرا تغيير مي‌دهد و در حقيقت از آن به عنوان اركستر همراهي كننده
استفاده مي‌كند.در بين كيبورد ارنجرها با افزايش تكنولوژي و قيمت دستگاه، ساختار استايل‌ها
پيچيده‌تر مي‌شود تا آهنگ واقعي‌تر و متنوع‌تر برسد و شنونده باور كند كه اركستري واقعي،
نوازنده كيبورد را همراهي مي‌كند.در اغلب دستگاه‌ها يك استايل از بخش‌هاي مختلفي تشكيل
شده است. اين بخش‌ها عمدتا عبارتند از:
  • يك يا دو قطعه اصلي كه با انتخاب نوازنده مرتبا تكرار مي‌شوند و اركستر را شبيه‌سازي مي‌كتند.
  • يك قطعه پيش‌درآمد كه در حقيقت مقدمه آهنگ را تامين مي‌كند و در اكثر دستگاه‌ها به Intro مشهور است
  • يك قطعه مياني كه براي جذاب شدن آهنگ كه مابين نواختن استفاده مي‌شود و در بين نوازندگان به پاساژ يا Fill In معروف است
  • و يك قطعه پاياني كه براي خاتمه آهنگ بكار گرفته مي‌شود و در اغلب موارد Ending نام مي‌گيرد.
در مدل‌هاي ارزان‌ قيمت يك سري استايل ثابت در دستگاه وجود دارد و نوازنده ملزم به استفاده از
همان نمونه‌هاي پيش‌فرض است. براي مثال مي‌توان به دستگاه CASIO CT-680 اشاره نمود. كه از 110
استايل ثابت تشكيل شده و هر استايل از 6 بخش بنام‌هاي CODA, ENDING, FILL IN, BREAK,
INTRO (LONG), INTRO تشكيل شده است.
اما در مدل‌هاي پيشرفته و گران‌قيمت‌تر دستگاه به نوازنده اجازه مي‌دهد، تا استايل را به سبك
خود خلق كند و به اصطلاح دستگاه قابليت ريتم‌سازي دارد.در بين دستگاه‌هايي كه قابليت خلق
استايل دارند نيز تفاوت‌هاي چشمگيري وجود دارد، يكي از اين تفاوت‌ها تعداد قطعه‌هاي يك استايل است،
براي مثال
در كيبورد YAMAHA PSR-510 هر استايل از 7 بخش به شرح زير تشكيل شده:
INTRO, MAIN A, MAIN B, FILL IN 1, FILL IN 2 (*2), ENDING
تفاوت مهم‌تر در ساختار هر قطعه است، كه مثلا در دستگاه فوق هر يك از قطعات ذكر شده از
8 كانال به شرح زير تشكيل شده‌اند:
RHYTHM1, RHYTHM2, BASS, RHYTHMIC CHORD1, RHYTHMIC CHORD2, PAD CHORD, PHRASE1, PHRASE2
اين كانال‌ها معمولا بين يك تا چهار ميزان تكرار شونده دارند كه از آهنگساز خواسته مي‌شود تا
خطوط درام و پركاشن را در طي اين ميزان‌ها نواخته و خطوط باس و همراهي كننده را تحت يك
آكورد مشخص ( معمولا دو ماژور ) بنوازد. سپس كانال‌هاي نواخته شده توسط دستگاه ضبط مي‌شود
و با روشن كردن ريتم،‌ ميزان‌هاي ضبط شده مرتب تكرار مي‌شوند.
هنگامي كه نوازنده آكورد را تغيير مي‌دهد، كانال‌هاي همراهي كننده با توجه به آكورد گرفته شده،
از دو ماژور به آكورد مورد نظر تغيير مي‌يابند.يكي از مشكلاتي كه در دستگاه‌هاي با قيمت متوسط
وجود دارد، اين است كه فرايند تغيير آكورد يك حالت ثابت دارد، به عبارت ديگر اگر نوازنده آكورد
“رمينور” را بنوازد، دستگاه دوماژور ضبط شده را به رمينور انتقال مي‌دهد و تفاوتي نمي‌كند كه نوازنده
رمينور را با كدام نت‌ها نواخته است. ( يك آكوردرا مي‌توان در قسمت‌هاي مختلف يك ساز با استفاده از نت‌هاي هم‌آهنگ نواخت ).
اين باعث مي‌شود كه تنوع آكوردها محدود شود و بعضا برخي آكوردها به طرز زيبايي انتقال پيدا نكنند.
دستگاه‌هاي پيشرفته اين مشكل را به شيوه‌هاي مختلفي حل كرده‌اند، براي مثال در KORG Pa80 يا Pa50 Sampler
ساختار ريتم به صورت زير است:
همانطور كه گفته شد، به طور كلي بخش Style در اغلب كيبوردها از اجزاي زير تشكيل شده است:
الف تعدادي استايل يا ريتم‌‌هاي ثابت و يا قابل برنامه‌ريزي ( در صورتيكه دستگاه قابليت ريتم‌سازي داشته باشد )
ب) بخش‌هايي مانند Intro, Fill, Ending كه بخش‌هاي مختلف يك استايل يا ريتم را تشكيل مي‌دهند.
ج ) كانال‌هايي مانند Drum, Percussion, Bass, Accompaniment كه اجزاي بخش‌هاي بالا را تشكيل مي‌دهند.
همچنين گفته شد، كه با پيشرفته شدن دستگاه‌هاي مختلف تعداد اين اجزا بيشتر و قابليت برنامه‌ريزي آن‌ها گسترده تر مي‌شود.
اما ببينيم اين اجزا در KORG Pa80, Pa50 Sampler چگونه تعريف شده است:
در اين دستگاه به صورت پيش‌فرض حدود 304 استايل وجود دارد و 48 فضاي خالي براي خلق ريتم توسط آهنگساز در نظر گرفته شده است.
هر استايل از خود از ده بخش Variation 1,2,3,4, Intro 1,2, Fill 1,2, Ending 1,2 تشكيل شده است كه به هر يك از اين بخش‌ها اصطلاحا يك
Style Element يا به طور خلاصه E مي‌گويند.
هر Style Element خود از اجزاي كوچكتري بنام Chord Variation يا به اختصار CV تشكيل شده است. نحوه تخصيص اين اجزاي به طوري است
كه Variation1,2,3,4, از حداكثر شش CV و مابقي Style Elementها از دو CV تشكيل شده‌اند.
اما CVها چيستند، CV در حقيقت مجموعه‌اي از Track Sequenceها يا كانال‌هاي درام، پركاشن، باس و … هستند. در ارنجر Pa80, Pa50 Sampler
هر CV از هشت كانال بنام‌هاي DRUM, PERC, BASS, ACC1,2,3,4,5 تشكيل شده است.
بسيار خوب، اما كاربرد اين تركيب پيچيده چيست؟
همانگونه كه در بالا ذكر شد، در اكثر دستگاه‌ها هنگام ريتم‌سازي آهنگ‌ساز كانال‌هاي همراهي كننده را ( مثلا ACC1) تحت يك آكورد مشخص
( غالبا تركيبات دو ماژور ) ضبط مي‌كند و بعدها هنگامي كه نوازنده آكورد را در حين نواختن آهنگ تغيير مي‌دهد، دستگاه به طور خودكار آكورد
ضبط شده را به وضعيت جديد تغيير مي‌دهد.
اما نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه انتقال آكوردها هميشه با مشكلاتي به همراه بوده است، براي مثال يك آكورد Dm7 را مي‌توان در قسمت‌هاي
مختلف كيبورد نواخت، اما در روش انتقال ثابت فقط يك صدا از دستگاه توليد مي‌شود يا در هنگام ريتم‌سازي آكورد ماژور ضبط مي‌شود اما هنگام
نوازندگي براي نواختن يك آكورد مينور انتقال با مشكلاتي روبروست.
اگرچه دستگاه‌هاي مختلف راه‌كارهايي را براي رفع اين مسائل تعبيه كرده اند اما در Pa80,Pa50 Sampler دستگاه اين قابليت را در اختيار شما قرار
مي‌دهد، تا براي هر Style Element بين دو تا شش الگوي مختلف شامل دارم، پركاشن، باس، و پنچ خط همراهي كننده تهيه كنيد و دستگاه با توجه
به نوع آكوردي كه مي‌نوازيد يكي از اين الگوها را بكار مي‌گيرد.
البته كرگ، اصراري بر اين ندارد كه شما هنگام ريتم سازي حتما شش Cv كامل براي هر Variation خود ضبط كنيد، اما توصيه مي‌كند براي بخش‌هاي Intro1 و Ending1 حتما دو الگوي CV يكي بصورت ماژور و يكي بصورت مينور ضبط نماييد.

 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه و اندرزگو منطقه یک 1  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی مفهوم ریتم در کیبورد

گفتگو با استاد منتشری

در مورد بازیگری صحبت کردیم؛ چقدر لازم است که خوانندگان با فن بیان و بازیگری آشنا باشند؟
یک خواننده در وهله اول با کلام سر و کار دارد؛ اولا باید به ادبیات فارسی کاملا اشراف داشته باشد و مطالعه زیادی روی اشعار داشته باشد چون ۵۰ درصد موسیقی آوازی ما شعر و ۵۰ درصد آن تحریر است. حق مطلب هر کدام بایستی ادا شود. متاسفانه اکثر خوانندگان ما به اشعار اهمیت نمی دهند: اولا اشعار را صحیح نمی خوانند. ثانیا هر آوازی برای هر شعری مناسب نیست؛ شما بایستی روح آواز را بشناسید. پنج شنبه ها ۲:۳۰ تا ۳:۳۰ عصر یک برنامه رادیویی به نام “نیستان” داریم که مدت ۲ سال ادامه دارد. تکیه ما در این برنامه در انتخاب شعر است. آن شعری که در آواز دشتی می خوانید را نمی توانید در ماهور یا چهارگاه بخوانید چون ماهور آواز شاد و چهارگاه حماسی است. هم روح و هم مغهوم شعر بایستی با آواز تطبیق کند و این زمانی است که آواز خوان فن بیان را بداند. من چون ۳ سال دوره تئاتر و فن بیان را گذراندم، تلاش می کنم این موضوع را به جایگاه اصلی خود برسانیم.

فکر می کنم در میان خوانندگان فقط شما و آقای صدیق تعریف با تئاتر آشنا هستید.
ایشان وقتی فهمید که من تئاتر کار کرده ام خیلی خوشحال شد.

آن طور که مشاهده می کنیم بهترین و معروف ترین خوانندگان ایران هم شعر را جویده جویده می خوانند.
هنگامی که شما شعر حافظ را می خوانید باید توجه داشته باشید که او انسان بزرگی است و بایستی در مورد شعر او حق مطلب ادا‌ شود یعنی درست و واضح خوانده شود. وقتی ردیف های استاد مهرتاش را ضبط کردیم و به شرکت بردیم، به آقای موسوی گفتم که دوست دارم اشعاری که خوانده ام به صورت یک مجموعه مجزا چاپ شود. گفت نیازی نیست و من گفتم چرا؟ گفت شما این شعر را آن‌‌قدر واضح خوانده اید که هر کس آن را بشنود می تواند آن را بنویسد. گفتم می خواهم به دلیل گمنام بودن بعضی از شاعران، شعر آن ها چاپ شود. این کار انجام شد و این مجموعه همراه با اسامی شعرا و گوشه هایش چاپ شد و ضمیمه ردیف گردید. اکثر آواز خوان‌ها را در نظر بگیرید، متوجه نمی شوید که چه می گوید و شاعر شعر آن چه کسی است چون کلام از نظر شنیداری مشخص نمی باشد.

متوجه شدم که توسط استاد خوبی مثل استاد مهرتاش، شاگردانی تربیت می شوند که هرکدام لحن و شیوه خاص خودشان را دارند. استادان منتشری، جمال وفایی، شجریان و عبدالوهاب شهیدی که هر کدام بیان موسیقی، شیوه و تن و مکتب اختصاصی خود را دارند اما تمام خوانندگان امروزی با یک نوع لحن و صداسازی می خوانند و وقتی آثارشان را می شنویم به راحتی متوجه نمی شویم که اسم خواننده چیست. چرا این اتفاق افتاده است؟
قبل از انقلاب ۵-۶ آواز خوان مطرح و صاحب سبک مثل بنان، قوامی، محمودی‌خوانساری، ایرج، گلپایگانی، شجریان، شاید بنده و حتی نادر گلچین وجود داشت. نادر گلچین و محمودی ‌خوانساری دو خواننده ای بودند که به بهترین شیوه، شعر را انتخاب و اجرا می‌کردند. به نظر من این دو نفر سرآمد بقیه خوانندگان هستند. دیگران نیز شعرشان را به خوبی انتخاب می کردند ولی این دو به انتخاب شعر خیلی بیشتر اهمیت می دادند که جالب بود.

گفتگو با استاد منتشری


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه و اندرزگو منطقه یک 1  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی آموزشگاه-موسیقی – گفتگو با استاد منتشری

آموزشگاه-موسیقی-ترس-از-صحنه-در-اجرا

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

ترس واکنش بیولوژیکی بدن برای محافظت انسان از خطرات است اما برخی از ترسها ریشه در فرهنگ و اجتماع دارد که «ترس از صحنه» از جمله این گونه ترسهاست.پابلو کازالس۳، از بزرگ‌ترین نوازندگان ویولن سل در قرن بیستم، سال ۱۹۵۴ در مصاحبه‌ای ترس از صحنه را این‌گونه توصیف می‌کند : «هنوز اولین کنسرتم در بارسلونا را به خوبی به یاد دارم.
همراه پدرم با تراموا به محل کنسرت می‌رفتم.به قدری نگران و پریشان بودم که ناگهان از جا پریده، فریاد زدم: «ابتدای قطعه را فراموش کرده‌ام.» پدرم گفت: «آرام باش. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.
باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته‌ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می‌کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری‌ام با آنها آشنا شده‌ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این‌گونه از ترس به ستوه نمی‌آیند.»
هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می‌شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت و مجبور شد مدتی نوازندگی حرفه‌ای را کنار بگذارد.
تنش و فشار عصبی‌ای که مدتی قبل از اجرا بر وجود موزیسین، سخنران و یا هنرپیشه مستولی می‌گردد «ترس از رفتن بر روی صحنه» نام دارد. این ترس که مانع تبادل انرژی بین نوازنده و شنوندگان می‌شود در مواردی آن‌چنان شدید است که به لغو کنسرت می‌انجامد.
با جمع‌بندی تحقیقات انجام‌شده در این زمینه می‌توان پی برد که ۵۰ درصد نوازندگان حرفه‌ای و ۷۰ درصد دانشجویان موسیقی چنین ترسهایی را تجربه می‌کنند. در کل نوازندگان سه تا چهار برابر بیش از دیگران در معرض خطرات بالای چنین ترسهایی قرار دارند.
بسیاری از نوازندگان برای مقابله با این ترس مشتقاتی از بتابلاکرها۵ مصرف می‌کنند اما مصرف دایمی و نابه‌جای این قرصها و یا مصرف الکل نه تنها عوامل ایجاد این ترس را از بین نمی‌برد بلکه در درازمدت به سلامت موزیسین نیز آسیب می‌رساند و تواناییهای تکنیکی و موسیقایی او را محدود می‌نماید.
عوامل جسمانی و روانی متعددی این ترس و نگرانی را موجب می‌شود.
هنگامی که نوازنده مقابل شنوندگان مردد و فاقد اعتماد به نفسِ کافی است مراکز کنترل بدن در هیپوتالاموس واکنش نشان داده، ترشح هورمونهای آدرنالین و نورآدرنالین از غدد فوق کلیوی افزایش می‌یابد.
این هورمونها هم‌زمان اثرات مثبت و منفی بسیاری را دارا هستند. علایمی مانند لرزش زانوها، افزایش ضربان قلب و تعرق، وقفه در تنفس،‌ لکنت زبان و ترس، از اثرات منفی این هورمونها هستند.
از سوی دیگر وجود این ترس و هیجان به میزانی که توانایی شخص را محدود ننماید همچون نیرو و محرکی است که بدون آن اجرا ممکن نیست.
نخستین نشانه‌های این ترس مدتها پیش از اجرا در اختلالات رفتاری‌ای همچون خشم، زودرنجی و انزواطلبی نمود پیدا می‌کند و روابط شخص با دیگران بسیار آسیب‌پذیر می‌گردد.
حالات درونی نوازنده هنگام غلبه این ترس بسیار متغیر است. از طرفی با برانگیختن احساسات شنوندگان و به وجد آوردن آنان احساس بزرگی و شکوه می‌نماید و از طرف دیگر نگران است که نتواند انتظارات و خواسته‌های خود و دیگران را برآورده سازد.

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

به طور کلی نشانه‌های ترس از صحنه را می‌توان در سه گروه زیر قرار داد:

۱ـ از کار افتادن بخشی از سیستم عصبی (Blockade)
۲ـ واکنشهای روان‌تنی
۳ـ توجه نکردن به هویت خود و زوال شخصیت(Depersonalisation)
در حالت اول نوازنده احساس می‌کند قطعاتی را که قبلاً تمرین نموده بود از یاد برده است و بر حافظه، قدرت ادراک و احساس و حرکات خود کنترل و تسلط کامل ندارد.
واکنشهای روان‌تنی همان‌گونه که قبلاً نیز بیان شد در حالاتی همچون افزایش ضربان قلب و تعرق، خشکی دهان، احساس گرفتگی گلو، لرزش زانوها، بازوها و دست، کاهش قدرت تمرکز و حافظه آشکار می‌گردد.
در حالت سوم تسلط نوازنده بر خود در ارتباط با محیط و شنوندگان کم می‌شود و بسیار خشک و انعطاف‌ناپذیر بر روی صحنه حضور می‌یابد.
پیدایش ترس از صحنه اغلب ریشه در پروسه یادگیری و آموزش نوازنده دارد. عواملی مانند استرس تمرین و اجرا، موقعیت شغلی و اقتصادی نامشخص و فشارهای اجتماعی از دیگر عوامل بروز این ترس به شمار می‌روند.

آموزشگاه موسیقی

معمولاً هنگامی که نوازنده‌ای از شغل خود صحبت می‌کند نکاتی همچون استرس و رقابت، موقعیت شغلی نامطمئن، جنبه سوددهی و تجاری کار، قابلیت به اثبات رساندن خود و زبده و نخبه بودن را ذکر می‌نماید.
شرایط آموزشی نامناسب که اغلب در رابطه مستبدانه بین استاد و شاگرد متجلی می‌گردد می‌تواند انگیزه هنرجویی مستعد و ساعتها تمرین او را نقش بر آب سازد.
همین‌طور راهنماییهای ناکافی در مورد انتخاب ساز و قطعات، چگونگی نگه‌داشتن بدن، ویژگیهای خاص هر ساز، تمرین بسیار زیاد، انتظار و توقع بیش از حد از هنرجو و تحقیر او می‌تواند آسیبهای جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد.
ارتباط بین ترس از صحنه و شرایط نامناسب آموزشی در مثال زیر به روشنی بیان می‌گردد، ویولونیست ۳۲ ساله‌ای اغلب در ارکستر آن‌چنان دچار ترس و اضطراب می‌شود که بارها هنگام معرفی صحنه را ترک نموده است.
او می‌گوید: «ترسم از این است که شنوندگان پی ببرند چقدر بد می‌نوازم.»این نوازنده فراگیری ویولن را نزد پدرش که نوازنده‌ای حرفه‌ای و بسیار سخت‌گیر بود آغاز نموده است. معلمان بعدی او نیز علاوه بر سخت‌گیری پدر او را تحقیر می‌نمودند. «فقط باید تکنیک و حالت بدن آنها را می‌آموختم. همیشه امیدوار بودم روزی از موقعیت شاگردی و تحقیر دایمی معلمان رها شوم. هر کنسرت نیرو و انرژی فوق‌العاده‌ای از من می‌گیرد و ترس پیوسته با من است.»
گاهی نیز خانواده بدون توجه به خواسته‌ها و تمایلات کودک تنها از روی جاه‌طلبی و یا تحقق آرزوهای برآورده‌نشده خود کودک را به فراگیری ساز تشویق می‌کند که مقاومت درونی و بی‌میلی نوازنده نسبت به ساز و شغل خود سالها بعد در این‌گونه ترسها نمایان می‌گردد.
همچنین بر اساس تحقیقات، بسیاری از موزیسینها به اختلالات خودشیفتگی (نارسیستی) مبتلا هستند و دایماً نیاز به تأیید شدن از سوی دیگران دارند که در صورت برآورده نشدن این نیاز دچار ترس و عدم اطمینان می‌شوند.

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

هر قدر این ترس زمان طولانی‌تری بر شخصیت نوازنده خدشه وارد سازد درمان آن مشکل‌تر خواهد شد. اما اغلب مانند دیگر اختلالات جسمی ـ روانی بر روی این ترس نیز سرپوشی از سکوت گذاشته می‌شود و نوازندگان به خاطر خجالت و یا ضرر و زیان شغلی ترسشان را پنهان نگه می‌دارند.
از طرف دیگر این ترس در پشت اختلالات جسمانی‌ای همچون اختلال در خواب، اضطراب و بی‌قراری و درد عضلات پنهان می‌ماند و در تشخیصهای پزشکی نیز هنوز همچون گذشته تنها به عوارض جسمانی توجه می‌گردد و مسائلی مانند محیط خانواده و کار و پروسه آموزش نوازنده نادیده گرفته می‌شود و ریشه و عامل اصلی ایجاد ترس شناخته نمی‌گردد.
تکنیکها و راههای مختلفی برای برطرف نمودن این ترس وجود دارد. تصمیم‌گیری در مورد انتخاب راههای درمانی بهتر است با توجه به شدت و دوام ترس و موقعیتی که باعث بروز این حالت می‌شود صورت پذیرد.
کینزیولوگی یکی از راههای غلبه بر «ترس از صحنه» است.
منبع: ماهنامه موسیقی مقام
باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته‌ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می‌کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری‌ام با آنها آشنا شده‌ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این‌گونه از ترس به ستوه نمی‌آیند.»
هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می‌شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت .

 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن

 

 

 

آموزشگاه-موسیقی-مقاله-تخصصی-کیبورد

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

مقاله تخصصی کیبورد

 

سالهاست که ساز کیبورد در ایران در ارکسترهای پاپ و مجالس و جنگهای شادی و … به چشم می خورد و هنوز دید دوگانه ای نسبت به این ساز وجود دارد.

بسیاری از بزرگان موسیقی کشور، کیبورد را به عنوان یک ساز قبول ندارند و حتی در هنرستان و دانشکده های

موسیقی ایران نیز رشته ای برای فراگیری این ساز وجود ندارد و اساتید موسیقی ایران عمدتاً معتقدند که برای نوازندگی

کیبورد باید پیانو را فرا گرفت و سپس تکنیکهای پیانو را روی کیبورد پیاده کرد.

این دید ناشی از این است که کیبورد را سازی غیر مستقل و مشتق شده از پیانو می دانند و معتقدند

که بهترین مسیر برای یادگیری نوازندگی کیبورد، همان یادگیری پیانو است. باز این دیدگاه خیلی بهتر از دیدگاه عامیانه است

که تصور می کنند کیبورد (به زعم آنان ارگ) همه چیز را خودش اجرا می کند و نوازنده فقطstop/stat می کند

(چیزی شبیه کار Dj).بد نیست با نگاهی به تاریخچه کیبورد و شناسایی نسلهای این ساز، کمی بیشتر با آن آشنا شویم

و علت این دیدگاه ها را بررسی کنیم.

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

میدانیم که ارگ (Organ) از مهمترین سازهای قرون وسطی (۱۰۰۰ – ۱۴۵۰) است که بسیاری از علوم مهم موسیقی

مانند گام و فواصل تمپره، کنترپوان، بافت های هموفونیک و پولی فونیک و هارمونی و… بر روی این ساز و توسط نوازندگان

این ساز شکل گرفت.

سخت ترین نت خوانی مربوط به ساز ارگ بوده که بر روی سه خط حامل (خط پایین برای پدالهای باس، خط وسط

برای دست چپ و خط بالا برای دست راست) نوشته می شد. وسعت این ساز چیزی در حدود ۵/۹ اکتاو

(دو اکتاو بیشتر از پیانو های امروزی) بوده است.

از سال ۱۷۰۹ که پیانو توسط کریستوفری اختراع گردید، بسیاری از ارگ نوازان به نوازندگی پیانو پرداختند و تکنیکهای

چند صد ساله ارگ را به پیانو منتقل نمودند. بسیاری از آثار یوهان سباستیان باخ (ارگ نواز و آهنگساز شهیر آلمانی)

که امروزه با پیانو نواخته می شوند، برای ارگ (و حتی قبل از اختراع پیانو) نوشته شده بودند.

با اختراع ساز پیانو و ورود به دوره های کلاسیک و رمانتیک، پیانو شدیداً مورد توجه نوازندگان و آهنگسازان قرار گرفت و نقش

ارگ که مهمترین ساز تا آن دوره بود کمرنگ شد و این روند تا سال ۱۹۳۴ که لارنس هاموند ارگ برقی خود به نامHammond

organ را ارائه کرد، ادامه داشت.

در آن سالهااز طرفی نوازندگی پیانو به سبب تلاش بزرگانی مثل چرنی(۱۷۹۱ – ۱۸۵۷)، لیست (۱۸۱۱ –۱۸۸۶)،

شوپن (۱۸۱۰ – ۱۸۴۹) و … به اوج خود رسیده بود و از طرفی موسیقی جاز از سال ۱۹۲۰ شروع به رشد کرده بود

و ساز ارگ به خاطر قابلیتهای زیاد و قدرت مانور بالایش محبوبیتی در میان نوازندگان پیدا کرده بود.

از طرف دیگر تب استفاده از وسایل برقی در اروپا و آمریکا در حال گسترش بود و داشتن وسایل برقی را نشان مدرنیته و

اشرافیت می دانستند. و همه این عوامل در محبوبیت و فراگیر شدن ارگهای برقی سهیم بودند.

از سال ۱۹۳۴ که ارگهای هاموند به بازار آمد گروه‌های موسیقی گاسپل (که موضوع اصلی آنها باورهای زندگی مذهبی

مسیحیان بود) از این ساز استقبال کردند و جیمی اسمیت، نابغه موسیقی جاز که در ابتدا پیانیست بود این ساز را وارد

موسیقی جاز کرد. این نسل اول ارگهای الکترونیکی بود که نوازندگان آن عمدتاً یا پیانیست بودند و یا همان ارگ نوزان

مکتب قدیم بوده‌اند که به دلیل تنوع صدای ارگ‌های برقی و تهیه آسان آن به این ساز روی آورده بودند

(ارگ‌های قدیمی بسیار بزرگ و پیچیده و غیرقابل حمل و گران بودند). نسل دوم ارگ‌های الکترونیکی که کیبورد نامیده

می‌شوند امکانات بیشتری را در اختیار نوازنده قرار می‌دادند.

وجود صداهای مختلف، ریتم‌های متنوع، آکوردها و همراهی‌های اتوماتیک و امکان خلق صداهای جدید و

غیرواقعی از جمله امکاناتی است که این کیبوردها در اختیار نوازنده قرار می‌داد و بنابراین نوازنده مجبور بود

علاوه بر نوازندگی‌ روی کلاویه‌ها، طرز کار ساز و استفاده از آبشن‌های مختلف را نیز بیاموزد.

در این دوره، نوازندگان به دلیل رویارویی با صداهای جدید و امکانات غیرقابل تصوری که ساز کیبورد به آنها ارائه می‌کرد،

دچار نوعی شیفتگی شدند و به طرز افراطی از صداها و افکت‌های غیرطبیعی در کارهایشان استفاده می‌کردند.

گاه همه هدفشان خلق صداهای جدید و عجیب بوده و سیتی‌سایزرها نیز این امکان را به آنها می‌دادند.

گاه دیده می‌شد که در کنسرت‌ها و اجراهای زنده، نوازنده کیبورد، قطعه را از پیش در حافظه دستگاه قرار می‌داد

و در هنگام اجرا کار خاصی انجام نمی‌داد.

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

در حقیقت نوازندگان کیبورد نسل دوم بیشتر دچار نوعی تکنولوژی‌زدگی و سوءاستفاده از امکانات کیبورد و

گاه عوام فریبی بودند. کافیست نگاهی به کلیپ‌های موسیقی چند دهه پیش بیندازیم و ببینیم که نوازندگان کیبورد

چگونه با حرکات نمایشی قصد بزرگنمایی کار خود و گاه را دارند. این نسل هرگز قدرت نوازندگی نسل قبلی

خود را نداشته و دچار ابتذال و انحرافات زیادی شده است. اغلب اوقات سعی می‌کردند تا به وسیله کیبورد کاری کنند

که در توان سازهای دیگر نباشد. گاه در استفاده از صدای یک ساز، از گستره صوتی آن خارج می‌شدند و

یا تکنیک‌هایی که در توان اجرای آن ساز نبود را با آن اجرا می‌کردند و هر نوع بدعت‌گذاری را خلاقیت می‌نامیدند.

آنها بیشتر از اینکه روی تکنیک و نوازندگی خود کار کنند، روی کار با دستگاه و ترکیب صداها و افکتها و … کار می کردند.

با پیشرفت تکنولوژی و علم صدابرداری و ورود سمبل‌ها به عرضه موسیقی و تکراری شدن و فروکش کردن تب موسیقی

الکترونیک خیال‌پردازانه و ظهورsample player ها که نسل بعدی سینتی‌سایزرها بودند نوازندگانی پا به عرصه گذاشتند

که گویا از نوازندگی نسل قبل خود خسته و عاصی بودند.آنها برای استفاده بهتر از صداهای مختلف به مطالعه

ارکستراسیون و سازشناسی پرداختند و بجای به استهزاء گرفتن سازهای دیگر، به گوش کردن دقیق‌تر آن سازها پرداختند.

برای آنها، کیفیت اجرا و موزیکالیته از هرچیز دیگری مهمتر بود.

موارد مهمی که سال‌ها بود که جدی گرفته نمی‌شد دوباره اهمیت پیدا کرد و کتاب‌هایی برای بسط و گسترش

تکنیک‌های کیبورد تالیف گردید، نوازندگان نسل سوم با بهره‌گیری از تکنیک‌های جدّ خود (ارگ) و تکنولوژی جدید،

شیوه‌ای نو در نوازندگی را بنا نهادند و وابستگی خود را به پیانو قطع کردند (گرچه تکنیک‌های پیانو از همان ابتدا از ارگ به

عاریت گرفته شده بود).

امکانات بسیار زیاد دستگاه و صداهای بسیار طبیعی و کلاویه‌های حساس کیبوردهای جدید نوازنده را مجبور کرده است

تا برای استفاده درست از آنها، علومی مثل سازشناسی ریتم‌شناسی، سبک‌شناسی، هارمونی و … را نیز در کنار

نوازندگی روی کلاویه‌ها، فرا بگیرد.مثلاً برای اجرای یک قطعه گیتار فلامنکو روی کیبورد، نوازنده باید با گیتار فلامنکو،

تکنیکهای رایج آن، ریتمهای فلامنکو و … آشنا باشد و یا مثلاً برای نوازندگی بالابان (دودوک) باید علاوه بر آشنایی با این

ساز بتواند از امکاناتی نظیر پدال دمپر، پیچ بند (pitch bend)، لایت بند (light bend)، حساسیت لمس کلاویه (tuch sensivity)

و … به خوبی استفاده کند که این نیازمند داشتن گوشی قوی و حساس و دقت و توان اجرایی بالا می باشد.

به همین دلیل است که در اکثر ارکسترهای پاپ امروزی، نوازنده کیبورد، رهبر و یا سرپرست گروه است.

یک نوازنده نسل سوم کیبورد این قابلیت را دارد (باید داشته باشد) که اگر در یک ارکستر مثلاً نوازنده گیتار بیس مشکلی

برایش پیش آمد و در اجرا حاضر نشد، (نوازنده کیبورد) نقش او را دقیقاً اجرا کند.


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن

آموزشگاه-موسیقی-صدا-سازی-و-خوانندگی

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

واژه هوش شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ IQ یا ضریب هوشی؟

آیا هوش انسان به IQ محدود می شود؟

آیا هوش انسان ذاتی و غیرقابل تغییر است؟ نمی توان با آموزش آن را ارتقا داد؟

هوش هر فردی چه نقشی در انتخاب های تحصیلی و شغلی او دارد؟

هوش معمولاً به عنوان توانائی‌های بالقوه عقلانی تعریف می‌شود. چیزی که ما با آن زاده می‌شویم، چیزی که قابل اندازه‌گیری است و ظرفیتی که تغییر دادن آن دشوار است. امّا در سال‌های اخیر دیدگاه‌های دیگری نسبت به هوش پدید آمده است. یکی از این دیدگاه‌ها، نظریه هوش چندگانه است که توسط هاوارد گاردنر، روان‌شناس دانشگاه هاروارد، ارائه شده است.
تست هوش چندگانه

بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ۱۹۸۳ ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد.

طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او از جمله هوش موسیقیایی، هوش درون فردی، هوش تصویری- فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.

نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو شده است. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و معلمان پیدا کرده است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.

نکات مهم و کلیدی تئوری هوش هشت گانه گاردنر چه هستند؟

۱-   تمام افراد از هر هشت هوش بهره‌مندند.
این تئوری مدعی است تمام افراد از قابلیت‌های هریک از هوش های هشت‌گانه بهره‌مندند. هر چند آن‌ها برای هر یک از افراد به گونه‌ای خاص ظهور و بروز می‌یابد. برای برخی افراد، تمام یا بیشتر این موضوعات در سطح بالایی پدیدار می‌گردد؛ مثل شاعر، سیاستمدار، دانشمند، طبیعی‌دان و فیلسوف آلمانی، گوته. برخی نیز جز ابتدایی‌ترین جنبه‌ها، فاقد تمام این هوش‌ها می‌باشد؛ مانند برخی افراد در مراکز بازپروری؛ ولی بیشتر ما در بین این حالت قرار داریم.

۲-   تمام افراد می‌توانند هر یک از هوش‌های خود را به سطح مناسبی از توانایی برسانند.
اگرچه ممکن است برخی، نقص‌ها و مشکلات شان را ذاتی تصور کنند، اما گاردنر معتقد است چنانچه فرد از آموزش، تشویق و استغنای کافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود تا حد زیادی تمامی هشت مقوله‌ی هوش خود را تا حد بالایی از عملکرد توسعه دهد.

۳-   انواع هوش ها معمولاً به شکلی پیچیده با یکدیگر همکاری می‌کنند.
گاردنر جز در مواردی نادر، معتقد است هیچ نوع هوشی به تنهایی موجودیت نمی‌یابد و هر یک از آن‌ها، همواره بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. مثلاً کودکی که مشغول بازی با توپ است، برای شوت زدن نیازمند هوش بدنی – حرکتی(برای دویدن، گرفتن و زدن توپ)، هوش دیداری – تصویری(برای تعیین جهت و پیش‌بینی محل افتادن توپ)، هوش زبانی و میان‌فردی(برای موفقیت در درگیری‌های جریان بازی) است. در تئوری هوش‌های چندگانه انواع هوش ها، صرفاً جهت بررسی‌ ویژگی‌های اصلی و بهره‌مندی از آن‌ها به‌طور مستقل فرض می‌شوند.

۴-   برای هوشمندی در هر نوع هوش چندین راه وجود دارد.
تئوری هوش‌های چندگانه بر تنوع فراوان روش‌هایی تأکید می‌کند که با آن‌ها افراد می‌توانند استعدادهای خود را درون محدوده‌ی هوش‌ها نشان دهند و هیچ ویژگی استاندارد‌ی برای اینکه فردی در زمینه خاصی هوشمند تلقی شود، وجود ندارد. مثلاً فردی ممکن است قادر به خواندن نباشد، اما از هوش زبانی بالایی برخوردار بوده و قادر باشد داستان‌های خاص بگوید یا واژگان زیادی را بداند.

هوش های هشت گانه کدامند و چه ویژگی دارند؟

هوش زبانی – کلامی

هوش کلامی – زبانی

هوش کلامی به توانایی استفاده از زبان برای توصیف حوادث، ایجاد ارتباط، ایجاد بخش‌های منطقی و استفاده از استعاره و اصطلاحات برای بیان افکار خود اشاره می‌کند.

کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش کلامی- زبانی

مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده

لذت بردن از خواندن و نوشتن

مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده

توانائی در توضیح دادن مسائل

استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها

مشاغل مناسب پیشنهادی
روزنامه نگار، مدیر، پیمانکار، فروشنده، روحانی، مشاور، وکیل، پروفسور، فیلسوف، نمایشنامه نویس، شاعر، طراح آگهی، داستان نویس، ناشر، دلال، برنامه نویس کامپیوتر، مدیریت نشریه و روزنامه

هوش منطقی – ریاضی

هوش منطقی- ریاضی به طور کلی توانایی استفاده از اعداد برای محاسبه و توصیف اشیاء، به کارگیری ریاضی در زندگی روزانه، به کارگیری قوانین ریاضی برای ایجاد بحث تناسب و تقارن، طراحی و مدل سازی می‌باشد. همچنین این ظرفیت هوشی توانایی استدلال منطقی، به خصوص در ریاضی و علوم، ظرفیت تحلیل منطقی مسائل انجام عملیات ریاضی، بررسی سیستماتیک و علمی مسایل، توانایی درک الگوهای ریاضی، تفکر منطقی و استدلال را در بر می‌گیرد.

کسانی که هوش منطقی- ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر درباره مفهوم اعداد، روابط و الگوها علاقه‌مندند.

ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی

مهارت زیاد در حل مساله

لذت بردن از تفکر درباره ایده‌های انتزاعی

علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی

مهارت در انجام محاسبات پیچیده

فروشگاه مسیر ایرانی

برای دریافت تست هوش چندگانه از فروشگاه کلیک کنید

مشاغل مناسب پیشنهادی
حسابدار، کتابدار، آماردان، تاجر، معمار، برنامه نویس کامپیوتر، آهنگساز، مهندس، پزشک، داروساز، حقوقدان، دانشمند و پژوهشگر و ریاضیدان

هوش دیداری – فضایی

هوش دیداری- فضایی
هوش دیداری- فضایی به توانایی مشاهده کامل و دقیق و شرح دنیای بصری و درک و توصیف گرافیکی ایده‌های بصری به صورت آثار توصیفی و ذهنی اشاره می کند. این مولفه هوشی نمایانگر توانائی افراد در ادراک امور دیداری است.

کسانی که در این مقوله هوشی، تواناترند، تمایل دارند در تصاویر تأمل کنند و می‌خواهند تصاویر ذهنی روشنی برای نگهداری اطلاعات ایجاد کنند چون تصاویر را با وضوح بیشتری نسبت به دیگران در ذهن خود می‌پرورانند. کسانی که هوش دیداری – فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند.

ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی

مهارت در درست کردن پازل

مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار

لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی

تشخیص راحت الگوها

مشاغل مناسب پیشنهادی
طراح، هنرمند، عکاس، دکوراتور منزل، نقاش، طراح لباس، معمار، منتقد هنر، مخترع، آرایشگر، بازیگر، شطرنج باز، فیلمبردار، طراح گرافیکی کامپیوتری، ناخدای کشتی، مجسمه‌ساز، معمار، مکانیک و مهندس

هوش بدنی – جنبشی
هوش بدنی – جنبشی به توانایی فرد در استفاده، کنترل و هماهنگ کردن حرکات بدنی– جنبشی و به کارگیری ماهرانه اشیاء اشاره دارد. این مؤلفه هوشی بر قابلیت استفاده فرد از کل بدن یا بخش‌هایی از بدن، مثلاً به کارگیری حرکات ظریف انگشتان یا دست‌ها در حل مسائل تأکید می‌کند.

کسانی که هوش بدنی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک وتردستی هستند.

ویژگی‌های هوش بدنی- جنبشی

مهارت در ورزش و رقص

لذت بردن از ساختن چیزها با دست

هماهنگی فیزیکی عالی

به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن

مشاغل مناسب پیشنهادی
خیاط، آشپز، نجار، مدل ساز ماهر، فیزیوتراپ، هنرپیشه، صنعتگر، طلا‌ساز، ورزشکار، معمار، خلبان، فروشنده، طراح، آهنگر، استاد تربیت بدنی

هوش میان فردی

هوش میان فردی – هوش چندگانه
هوش بین‌فردی به توانایی تشخیص جنبه‌های ظریف رفتاری دیگران، شناخت و درک نیات، انگیزه‌ها و خواست‌های دیگران، که منجر به ارتباط مؤثر با دیگران می‌شود اشاره می کند. به عبارتی دیگر هوش بین‌فردی، توانائی درک دیگران است. اینکه چه چیزی آن‌ها را برانگیخته می‌کند؟ چگونه کار می‌کنند؟ و چگونه می شود با آن‌ها همکاری کرد.

کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند.این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش میان فردی

مهارت در برقراری ارتباط کلامی

مهارت در ارتباط غیرکلامی

نگاه کردن به موقعیت‌ها از زوایای مختلف

ایجاد روابط مثبت با دیگران

مهارت در فرو نشاندن اختلافات در داخل گروه‌ها

مشاغل مناسب پیشنهادی
درمانگر، مشاور، فروشنده، سیاستمدار، کاسب، معلم، پزشک و رهبر مذهبی موفق

هوش درون فردی
به توانایی آگاه شدن از احساس‌ها، انگیزه ها و امیال خود، و استفاده از این شناخت درونی در جهت حل مسایل و کنترل شرایط اشاره دارد. به عبارت دیگر توانایی ارزیابی قوت‌ها، ضعف‌ها، استعدادها، علائق و به کارگیری آن‌ها برای رسیدن به اهداف، درک و شناخت خود برای کمک به دیگران می باشد.

کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کند و کاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند. ). این افراد دنیای درونی خود را ترجیح می‌دهند، دوست دارند تنها باشند و اغلب احساس عمیقی از عزت نفس، استقلال و آرزوی قوی دارند؛ و خود را برای انجام پروژه‌های مطالعاتی مستقل بر می‌انگیزند. دوست دارند هر کاری را بدانند؛ احساساتشان را کنترل می‌کنند؛ و خود را به خوبی می‌شناسند. متفکر، مستقل، خودمدار و سیاستمدارند. قاطعانه از احساس، اعتقاد، و انگیزه خود دفاع می‌کنند. مسئولیت اعمال خود را می‌پذیرند و محدودیت‌های خود را قبول دارند. در پی بازخورد اعمال خود در دیگران هستند. در حوزه‌ای که می‌دانند در آن ضعیفند، فعالیت می‌کنند و بر هدف بزرگی که در سر می‌پروراند پافشاری می‌کنند. از عدم موفقیت سرخورده نمی‌شوند

ویژگی‌های هوش درون فردی

مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود

لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها وایده‌ها

خودآگاهی زیاد

داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود

مشاغل مناسب پیشنهادی
نقشه‌کش، روان‌شناس، رهبر مذهبی، نویسنده، پژوهشگر، نظریه پرداز و فیلسوف

هوش موسیقیایی – آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

هوش موسیقیایی – هوش چندگانه
هوش موسیقیایی به توانایی فهمیدن، گسترش و پیشرفت متون موسیقی، پاسخگویی به موسیقی، درک اشکال و ایده‌های موسیقی، ایجاد عملکرد ذهنی و آهنگ‌سازی اشاره می‌کند. این هوش بسیار سریع‌تر از سایر هوش‌ها ظهور می‌کند. در دوران نوزادی کودکان همان‌طور که قان و قون می‌کنند، آواز می خوانند، می‌‌توانند اصوات دیگران را تقلید کرده و یا اصواتی را تولید کنند.

کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش موسیقیایی

لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی

تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی

توانایی به خاطرسپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها

درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی

مشاغل مناسب پیشنهادی
آهنگساز، نوازنده، موسیقی دان و خواننده

هوش طبیعت گرا
هوش طبیعت‌گرا، توانایی بازشناسی و طبقه بندی گونه‌ها در محیط زندگی خود می‌باشد. قابلیت شناخت عناصر یک گروه، تمایز بین عناصر و گونه‌ها و درک روابط بین آن‌ها، به صورت رسمی و غیررسمی، را در بر می‌گیرد.

کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط ‌شان آگاه می‌شوند.

ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا

علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی

مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات

لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت

بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

10-نکته-برای-موفقیت-در-نوازندگی

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

ده نکته برای تبدیل شدن به یک نوازنده موفق:

۱٫ به طور هدفدار تمرین کنید: تمرین های کوتاه مدت و بی هدف، ابداً برای شما نتیجه ای نخواهد داشت. تمرین روزانه با طول زمان مشخص بسیار مفید خواهد بود. مثلاً ساعت ۶ تا ۷ بعد از ظهر را برای تمرین انتخاب کنید و سعی کنید هر روز در این ساعت تمرین کنید.
۲٫ با معلم خوب تمرین کنید: هر نوازنده خوب الزاماً معلم خوبی نیست، تدریس پیانو یک روند واقعاً پیچیده و وقتگیر است؛ معلم باید بتواند با هنرجوی خود ارتباط برقرار کند، سرفصل ها یا پکیج های مناسب با هر هنرجو را تهیه و در اختیار او قرار دهد، قدرت آنالیز قطعات انتخابی را داشته باشد و از زمان تدریس حداکثر استفاده را بکند. معلم باید حتماً مجوز تدریس داشته باشد.
برای انتخاب معلم خود می توانید به انجمن موسیقی یا ادارهی ارشاد شهر خود مراجعه کنید و لیست معلمینی که مجوز تدریس دارند دریافت کنید. در پایگاه اینترنتی انجمن موسیقی یا اداره ی ارشاد، معمولاً لیست آموزشگاه های مجاز (که موظفند از معلمین دارای مجوز تدریس استفاده کنند) موجود است.
مجوز تدریس معلمین موسیقی توسط خانه موسیقی یا دانشگاه موسیقی و کنسرواتوار صادر می شود که شامل امتحاناتی در نوازندگی، سلفژ و اصول و روش تدریس موسیقی است.
این مجوز باید هر پنج سال یک بار تمدید شود. از اینکه مجوز تدریس یک معلم را از او بخواهید به هیچ وجه خجالت نکشید.در ضمن، معلم باید در جلسهی معارفه برنامه کاملی از منابع و شیوه ی تدریس خود را ارائه دهد و هنرجو نیز حق دارد درباره این منابع توضیح بخواهد و یا اینکه تغییراتی را درآن بدهد. طرح درس معلم برای سال اول باید به صورت مکتوب به هنرجو ارائه شود و در پایان هر ترم، امتحانی مبتنی بر اصول و روش تدریس پیانو گرفته شود و مدرک پایان دوره به وی اعطا شود.
در کارنامه ی او باید به تمام جزییات آموزشی و میزان پیشرفت هنرجو اشاره شود تا اگر هنرجو احیاناً خواست آموزشگاه یا معلم خود را تغییر دهد، معلم جدید دقیقاً بداند که از کجا باید شروع کند. این را بدانید که هنرجو حق دارد بنا به هر دلیلی معلم خود را عوض کند.
۳-با متدهای پیشرفته تمرین کنید:
 متُدهای زیادی برای آموزش پیانو وجود دارند:
بیر، چرنی، سوزوکی، جیمز باستین، مایکل آرُن، آلفرد و ….. که هر کدام شیوه خاصی در آموزش دارند ، اما همه آنها شیوه پله به پله و تدریجی را دنبال می کنند. اما همه این متُد ها در یک رده قرار نمی گیرند.
مثلاً در پکیج A، بیر، چرنی یا برتینی قرار می گیرند، اما بقیه متُدها در درجهی دوم اهمیت هستند، بنابراین در گروه B یا C قرار می گیرند، مثلاً متُد «جان تامپسُن» متُدی است که برای بچه های زیر ۱۲ سال خوب است، یا متُد «مایکل آرُن» سبکهایی به جز کلاسیک را نیز معرفی می کند. متُد «آلفرد» بسیار جذاب و هیجان انگیز است و «سوزوکی»، متُد آموزشی مبتنی بر اجرای آهنگ است.
یعنی از ابتدا باتدریس آهنگهای کوچک و ساده ، هنرجو را پیش می برد. بهتر است قبل از آغاز به کار دربارهی انتخاب متُد آموزشی با معلم خود صحبت کنید.
۴٫ از اتودهای مهارتی استفاده کنید:
 کتبی مثل هانُن، اشمیت، دانلد گری و براوا، فقط به تکنیک های مهارتی توجه دارند، تکنیک هایی مثل سرعت و استقلال انگشتان، گام و آرپژ و تقویت مهارت نوازنده در اجرای پاساژهای مشکل.
این اتودها به هیچ وجه برای لذت بردن نوشته نشده اند، زیرا ملودی و بافت مشخصی ندارند و فقط برای افزایش مهارتهای نوازندگی هستند، اما بعضاً در طول تاریخ، برخی از این اتودها، خود به یک اثر تحسین برانگیز کاملاً مستقل تبدیل شده اند، مانند اتود انقلابی اثر شوپن که یکی از با شکوه ترین آثار در ادبیات پیانوی دوران رومنس می باشد.
مدت زمان اجرای یک اتود مهارتی هر روزه از ۴۵ دقیقه تا دو ساعت متفاوت است.
این تمرینها برای گرم کردن انگشتان یا Warm up  به کار می روند و باعث می شوند انگشتان شما قبل از اجرای قطعه، خود را به طور کامل با کلاویه ها هماهنگ کنند.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

۵٫ دروس گذشته را تکرار کنید:
 حداقل یک روز در هفته را به تکرار دروس و قطعات قبلی اختصاص دهید.
برخی از قطعات دلخواه را با تمرین حفظ کنید تا همه جا و همه وقت توانایی اجرای آنها را داشته باشید. فرض کنید در یک مهمانی از شما می خواهند آهنگی را بنوازید، شما نمی توانید به آنها بگویید:
« ببخشید، کتاب نت من در خانه جا مانده است!» هر نوازنده دست کم باید بیست تا سی قطعه را  به صورت حفظی، همیشه آمادهی اجرا داشته باشد.
نوازنده ای که مثلاً یک کنسرتو پیانو اجرا می کند، نمی تواند کتاب نت در جلوی خود داشته باشد.
۶٫ با علاقه تمرین کنید:
 هیچ نوازنده موفقی به زور پشت پیانو نمی نشیند! گفته می شود یکی از اشراف وین از موتسارت خواست تا به خواهر زاده اش درس موسیقی بدهد. آن دختر نوجوان که بسیار لوس و بی ادب بود، سگ خود را نیز به همراه کلفت و ندیمه هایش به کلاس آورده بود.
ندیمه ها چند دقیقه با او صحبت کردند تا راضی شد پشت ساز بنشیند، موتسارت همان جلسه ی اول آنقدر از رفتار بی ادبانه آن دختر عصبانی شد که گفت:
« من ترجیح می دهم به آن سگ درس موسیقی بدهم تا این دختر مزخرف! چون به نظر می رسد این سگ بیشتر به من توجه می کند! »
بنابراین خویشاوندان خود را بی جهت تشویق به یادگیری موسیقی نکنید، او باید خود با علاقه خود در این مورد تصمیم بگیرد. یک معلم موسیقی خوب، به محض اینکه فهمید شاگردش به موسیقی بی علاقه است، بی تعارف باید عذر او را بخواهد، چون هم وقت خود و هم وقت شاگردش را تلف می کند.
۷٫ از خستگی نترسید:
تمرین های روزانه و فشرده، گاهی آنقدر به شما فشار می آورد که احساس می کنید دیگر تحمل چنین وضعی را ندارید. این مسئله در روند حرفه ای شدن یک نوازنده، کاملاً طبیعی است.
یک اثر را با زحمت تمرین می کنید، مشکلات تکنیکی خود را به تدریج رفع می کنید و کم کم در اجرای آن ماهر می شوید، خود را برای اجرای عمومی آن آماده می کنید و در جمع دوستان خود آن را اجرا می کنید. اگر در اجرای این اثر موفق باشید، خستگی شما تبدیل به لذتی بی پایان خواهد شد.
۸٫ در انتخاب قطعات دقت کنید:
 شما نمی توانید هر اثری را که برای پیانو نوشته شده است اجرا کنید.
آثاری که برای پیانو نوشته شده اند آنقدر زیاد و متنوع هستند که اگر تمام عمرتان را روز و شب به اجرای آنها اختصاص دهید، تمام نخواهند شد. مثلاً برای اجرای تمام قطعات پیانو که توسط بتهون ساخته شده اند، اگر نوازنده ی خوبی باشید به شش یا هفت سال زمان و یا حتی بیشتر نیاز دارید.
برای اجرای تمام کتاب های چرنی، به بیشتر از این مدت نیاز دارید. پس باید در انتخاب قطعه بسیار سختگیر و دقیق باشید. اول اینکه قطعاتی را تمرین کنید که واقعاً حس هنری شما را تحریک می کنند و دوستشان دارید.
دوم اینکه قطعات را همزمان با هم تمرین نکنید. زیرا ممکن است آنها در ژانرهای متفاوتی باشند، به این ترتیب سبک نوازندگی کاملاً متفاوتی را طلب می کنند.
مثلاً شما نمی توانید همزمان یک قطعه از باخ را به همراه یک قطعهی پاپ تمرین کنید. سوم اینکه قطعاتی را انتخاب کنید که در حد و اندازه شما باشند.
مثلاً اگر هنرجوی یکساله ی پیانو هستید، به هیچ وجه نمی توانید اثری از شوپن را اجرا کنید. زیرا آسان ترین آثار شوپن در سطح یا Grade پنج، طبقه بندی می شوند.
و یا مثلاً اگر کتابی مثل بیر را تمام کرده اید، می توانید حداکثر آثاری را که در سطح سه هستند بنوازید. بسیار دیده می شود که هنرجویان قطعاتی بالاتر از سطح واقعی نوازندگی شان می نوازند.
اشکال این کار این است که چون از نظر تکنیکی به اندازه ی کافی قوی نشده اند، نمی توانند آن قطعه را به طور دقیق و کامل بنوازند.
در بیشتر کتابهای آهنگ، سطح قطعه نیز در بالای قطعه نوشته شده است یا دارای کدهای استاندارد پنج رقمی نوازندگی می باشند.
رقم اول و دوم این کدها، سطح و زیر سطح این قطعات را نشان می دهند. مثلاً اگر کد ۵۱ یا ۵۰۱ را در اول کتاب یا قطعه دیدید، باید بدانید این قطعات در سطح پنج طبقه بندی شده اند.
(مشکل ترین قطعات پیانویی با سطح ۹ طبقه بندی می شوند. اما به صورت معدود سطح ۱۰ را نیز می توانید دربالای برخی قطعات مشاهده کنید.)
۹٫  تئوری موسیقی وسلفژ را بیاموزید:
 یکی از مهم ترین مواردی که یک نوازنده باید به صورت جدی آن را دنبال کند، آشنایی با مبانی موسیقی و سلفژ است.
کتابهای بسیار زیادی در تئوری موسیقی به چاپ رسیده اند، در ایران شما می توانید به تئوری بنیادی موسیقی اثر پرویز منصوری، تئوری موسیقی مصطفی کمال پورتراب و کتب دیگر مراجعه کنید.
سلفژ، فن آواخوانی است، به این معنی که شما باید بدون نیاز به ساز بتوانید از روی نت بخوانید و هر ملودی که شنیدید به خط نت بنویسید. سلفژ معمولاً دارای سه بخش آواشناسی یا انتوناسیون، ریتم خوانی و دیکته ی موسیقی است.
نوازنده ای که سلفژ کار کرده می تواند سریع تر و درست تر نتها را بخواند، بنابراین می تواند بهتر آن را روی پیانو اجرا کند. او ریتم قطعه را بهتر درک می کند، بنابراین اجرای او وضوح و دقت بیشتری خواهد داشت.
در بسیاری از مدارس پیشرفتهی موسیقی دنیا، هنرجو قبل از هر چیز با تئوری موسیقی و سلفژ آشنا می شود، سپس سراغ تمرین روی ساز می رود.
کتابهای سلفژ زیادی برای کار کردن موجود است. در ایران کتاب سلفژ پوتسولیPozzoli و سلفژ آنری لمونHenry Lemoine (ترجمه اینجانب)و چند کتاب دیگر موجود است که می تواند به کمک شما بیاید.
۱۰٫ کنسرت بدهید:
 منظورم این نیست که یک سالن ۲۰۰۰ نفری اجاره کنید.
شما می توانید کنسرتهای خانوادگی ترتیب بدهید. خیلی ساده و در عین حال جذاب است. دوستان و فامیل خود را با یک کارت دعوت کوچک که روی آن نام و مشخصات قطعات نوشته شده دعوت کنید. قدری میوه و شیرینی تهیه کنید و یک بعد از ظهر تعطیل، کار خود را نمایش دهید.
این کار ترس شما را نسبت به کنسرت های جدی تر از بین خواهد برد.
قبل از اجرای هر قطعه، قدری درباره ی آن صحبت کنید؛ اینکه سازنده اثر کیست و در چه تاریخی ساخته شده و مربوط به کدام دوران از ادوار موسیقی است، مدت حدودی اجرای قطعه و حتی برخی مشخصات فنی قطعه مانند تُنالیته و ریتم نیز می تواند برای شنونده جالب باشد.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

با این وجود، این مراسم را خیلی جدی برگزار نکنید.
بین قطعات جدی، قطعاتی از خودتان، از سبک هایی مثل جاز و پاپ و حتی موسیقی های مجلسی استفاده کنید. قطعاتی که شوخ و شنگ هستند حال و هوای مجلس را عوض می کنند و خاطره ای خوب برای مدعوین بر جای می گذارند، ضمناً باعث می شوند که قطعات جدی تر بهتر شنیده شوند، اگر از اول تا آخر بخواهید قطعات سنگین اجرا کنید، ممکن است باعث خستگی شنوندگان شود.
قطعات را از ساده به مشکل انتخاب کنید.
پُز مناسب داشته باشید و بعضاً با حرکات بدن خود، سعی کنید به صورت دیداری نیز با شنونده خود ارتباط برقرار کنید.
اگر قطعه، مثل مارش ترک موتسارت یا سوناتین سل ماژور بتهون، شاد و تند است، لبخند بزنید و برای قطعات غمگین، مثل سونات مهتاب، چهره ای جدی و مصمم از خود نشان دهید.
چهره ی شما باید معرف حالت قطعه باشد.
این کنسرت خانوادگی را به صورت تصویری ضبط کنید، سپس بارها آن را دوباره از نو باز بینی کنید و تلاش کنید اشکالات خود را در اجراهای بعدی برطرف کنید.
رسیتال:
هنرجوی موسیقی که از دانشگاه، یا کنسرواتوار یا آموزشگاه فارغ التحصیل شده می تواند رسیتال برگزار کند.
رسیتال یک کنسرت کاملاً جدی برای بررسی توانایی یک نوازنده است که معمولاً به صورت کنسرت، برای عموم نیز اجرا می شود. رسیتال درواقع یک دفاع است، مثل آنچه که پزشکان هنگام فارغ التحصیلی انجام می دهند و یک پروژه است از هر آنچه که نوازنده در طول این سالها آموخته است.
چند نفری از اساتید (برای کسانی که از دانشگاه یا کنسرواتوار فارغ التحصیل می شوند) به اجرای رسیتال نمره می دهند و مشخص می کنند که این نوازنده می تواند مدرک خود را دریافت کند یا خیر. هنرجویی که از یک آموزشگاه نیز فارغ التحصیل می شود می تواند با کمک مسئولین آموزشگاه رسیتال بدهد.
اما رسیتال فقط برای نمره گرفتن نیست. هر نوازنده ای می تواند رسیتال بدهد.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – ۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

آشنایی-با-سازهای-کوبه-ای

آشنایی با سازهای کوبه ای

این روزها سازهای کوبه ای (percation)  علاقه مندان بسیاری پیدا کرده است و پرکاشن ها هر روز جای خود را در میان مردم بیشتر باز می کنند.
آموزشگاه موسیقی هنر پارسه نیز در این زمینه با همکاری برترین نوازندگان و مدرسان سازهای کوبه ای مفتخر است که سهم کوچکی را در آموزش سازهای کوبه ای ایفا نماید.
حتماً شما عزیزان با سازهایی مانند دف و تنبک و درامز و… آشنا هستید اما بد نیست بدانید خانواده پرکاشن ها یا همان سازهای کوبه ای بزرگترین خانواده هستند که حدود بیش از ۱۲۰۰ عضو (طبق طبقه بندی موزه موسیقی اشتامف) را در خود جای داده اند.
تقریباً می توان گفت تمام فرهنگها و مناطق بومی حد اقل یک ساز کوبه ای مختص به خود را دارند.
در این مقاله به معرفی برخی از این سازها خواهیم پرداخت:
بانگو(bongo)
بانگو یکی از سازهای کوبه ای کشور کوبا است این ساز به کشورهای دیگر نیز راه یافته است و در موسیقی لاتین کاربرد فراوان دارد.
سبک سان ، ترکیبی از موسیقی آفریقایی و اسپانیایی برگرفته از بخش شرقی کوباست .
بانگو یکی از نامی ترین سازهای کوبه ای لاتین است و می توان صدای آن را در بسیاری از سبک های موسیقی پیدا کرد .
ضمنا این ساز در ایران به نام بینگو و بانگو   Bingo Bango معروف است علت آن این است که به صورت جفتی استفاده می شود.

تومبا (Tomba)
یا
کنگا (congo)
کنگا تا حد زیادی ، مرسوم ترین ساز دستی کاربردی در موسیقی مردمی به شمار می آید .
ریشه لغوی کنگا از کنگوی آفریقا است ، اما ساز خمره ای شکلی که پیش از این می دیدید در واقع سازی کوبایی که از دل نواهای محلی و بومی بیرون آمده ، کنگاها را میتوان در موسیقی جاز ، راک ، بلوز ، آراندبی ، و ورگا دید .کنگا در واقع در شامل سه ساز است :
کوینتو ، سی گاندو یا کنگا و تومبا یا تومبادورا (اگر کنگا چهار تیکه باشد کوچکترین خانواده کنگا “ری کوینتو” نام دارد) .
ضمنا به کل این ساز در ایران تومبا میگویند.
می گویند این ساز در زمان شاه عباس توسط بردگان آفریقایی که برای بیگاری توسط انگلیس به بندر گمبرون آورده شده بودند به ایران راه یافت.
جیمبه (Djembeh)
جیمبه قدیمی تریت ساز کوبه ای آفریقایی محسوب می شود.
این ساز با ظاهر قبیله ای ، صدای پر معنی و بلند و نواختن راحت و آسانش ، تبدیل به یکی از دوست داشتنی ترین سازهای دنیا شده است. کوک سفت جیمبه ، و پوست نازک دهانه ، به اندازه زیادی بر صدای پر معنی ساز ، تاثیر می گذارد .
این ساز نیز در ایران رواج فراوان یافته و در آموزشگاه های موسیقی تدریس می گردد.
جیمبه از پوست بره آهو و گوسفند ساخته می شود.

 

آشیکو (ashiko)
آشیکو نیز همانند اکثر سازهای کوبه ای سازی است از آن آفریقای غربی و مانند جیمبی ، دارای دهانه ای است نازک با پوست بز و به سبب سفت بودن دهانه ، به سختی کوک می شود .
اگرچه آشیکو از لحاظ شکل و شمایل با جیمبه تفاوت های بسیاری دارد ، اما صدایی همانند تولید می کند .
بیشتر مردم ، آشیکو را برادر کوچک جیمبه می دانند .
صدای آن همانند است، اما گستردگی صدا و توانایی اجرای صدای بم جیمبه را ندارد.
اودو (udu)
اودو ، سازی است با اندامی خنده دار و جز اندک سازهای کوبه ای است که دهانه ( یا پوست) ندارد ، ولی میتوان با ضربه زدن به روی آن ، تولید صدا کرد .
به جای آن کل بدنه ساز برای ضربه زدن ، تولید صدا و در یک کلام ، نواختن بکار برده می شوند .
اودو از نیجریه می آید و بر پایه افسانه ها و داستان ها از گلدانی گرفته شده است که به گونه اتفاقی ، دارای سوراخی در کنار خود بوده است .
این سوراخ ، گلدان را برای نگهداری چیزهای گوناگون ، بی مصرف می ساخت . دارندگان این گلدان ، مانند افرادی که احساس ریتمیک بالایی دارند ، همان کاری را انجام دادند که هر شخص دیگری در این شرایط انجام می داد.
اودو صدایی بی همتا تولید می کند : از صدای زنگ گرفته تا صدای بم کم رنگ و ضعیف.
ضمنا در بندر و بخشی از هندوستان و بلوچستان هم استفاده میشه
که تو بندر به نام جهله و در سه سایز جمالی ( باس ) جهله ( مید ) گلوک ( های ) استفاده میشه. در گروهای سنتی کار هم از خمره(مثل اودو) استفاده می کنند .
دمبک (doumbek)
در ابتدا یادآور می شویم که این ساز با ساز تنبک که از سازهای کوبه ای ایرانی است متفاوت است.
همانطور که بعدتر ساز تار نیز خواهیم داشت.
دمبک ، جز سازهایی است که در موسیقی محلی عربی ، بکار برده شده است .
دمبک ، سازی است جامی شکل ، که همانند جیمبه آفریقای غربی ، دارای صدایی پر معنی است .
این ساز از آن خاور میانه است و می تواند از سفال و فلز ساخته شود، دهانه آن بسیار نازک است ( به شکل سنتی از پوست ماهی است ) .
این ساز صدایی بسیار شفاف و تیز تولید می کند و مانند جیمبه ، دارای صدایی حجیم و کاملا بم است .
ضمنا این ساز در ایران به نام تمپو و در جنوب از آن به عنوان ساز ترکیبی ضرب و تمپو استفاده می کنند.

تار (tar)

تار جزو خانواده ی سازهای طوق دار از آن آفریقای شمالی است ( ساز طوق دار ، دارای بدنه ای است که از قطر دهانه ی ساز ، کم عمق تر است ).
تارها بیشتر دارای قطری بین ۳۵ تا ۵۰ سانتی متر هستند .
تار به سبب دهانه نازک و بدنه باریکی که دارد ، صدایی ضعیف تولید می کند که می تواند بسیار مجذوب کننده باشد.
ضمنا این ساز در گروه های شرقی کاربرد فراوانی دارد .
تمبورین / ریک ( tambourine/riq)
شاید نخستین بار صدای تمبورین را در کنسرت راک ، هنگام همنوازی با گیتار ، شنیده اند.
در موسیقی مردمی ، تمبورین بیشتر به عنوان پشتیبان خواننده به شمار می آید.
تمبورین ، مانند دمبک و تار ، ساز محلی خاورمیانه ای است.
و مانند تار ساز طوق دار است.چیزی که تمبورین را جدا می سازد ، حلقه های فلزی هستند که به بدنه ساز چسبیده اند امروزه میتوان گونه های بسیار گسترده ای از تمبورین ها در سراسر دنیا پیدا کرد.
ضمنا این ساز در بین گروه های جنوبی کاربرد فراوانی دارد.
(به نام دایره زنگی)
پاندیرو (pandeiro)
پاندیرو (با تلفظ پان-دار-او)پیروی برزیلی ها از تمبورین است .
با توجه به روایت های مختلف ، پاندیرو ،ساز ملی برزیل است.
این ساز بخش جدا نشدنی جشن سالانه ی ماردی گراس است، و در همه سبک های موسیقی برزیلی نیز موسیقی راک ، فانک و پاپ نیز استفاده می شود.
بوران (bodharn)
گفته می شود که بوران از آن خاورمیانه یا شاید آسیا باشد ، اما هیچ کس در این زمینه مطمئن نیست .
این ساز به تار مصری همانند زیادی دارد ، بر خلاف تار ، بوران را با استیکی(دسته چوبی) به نام کی پین می نوازند .
به دلیل اینکه بوران تا سالهای ۶۰ در موسیقی محلی ایرلندی ، بکار گرفته نشده بود ، مکان این ساز هنوز به گونه ای مورد تردید است .
وظیفه این ساز پشتیبانی کردن است نه تکنوازی .

آشنایی با سازهای کوبه ای

جان جان (djun djun)

جان جان از ان آفریقا غربی است و از سه ساز کوبه ای تشکیل می شود :
دان دونبا (بزرگ)، سانگبا (متوسط)، کان کینی (کوچک) . البته هر کدام از این سازها از کنده های توخالی به وجود آمده اند و دارای اندازه های بسیار گوناگونی هستند ، معمولا دهانه جان جان ها با پوست بز درست می شود .
جان جان ها نه تنها ضرب های باس ریتم های آفریقایی را بوجود می آورند ، بلکه به ریتم ، ملودی ظریفی نیز می افزایند . به گونه سنتی هر نوازنده یکی از اندازه های جان جان را می نواخت و گروه نوازندگان ریتم ها را در هم می آمیختند .
اما امروزه معمولا یک نفر هر سه ساز را به تنهایی می نوازد ، افزون براین نوازنده جان جان ، ریتم ساز را با یک دست (دست چپ) و با دست دیگر ( معمولا دست راست ) زنگ”bell” می نوازد.
کویی کا (cuica)
کویی کا بخش جدا نشدنی موسیقی سامبای برزیلی ، بشمار می آید و در اصل در آفریقا برای به دام انداختن شیرها به کا برده شده است.به دلیل اینکه کویی کویی کا دارای صدایی است بی همتا و پر معنا جای خود را در بیشتر ترکیبات ارکستری امروزی مانند موسیقی جاز ، فیوژن ، فانک و پاپ باز کرده است.
این ساز معمولا نقش تکنوازی یا افکت های صوتی را بعهده دارد.
کویی کا در گروه سازهای استیک دار (دسته چوبی) قرار دارد اما نه به سبب اینکه ان را با استیک می نوازند ، بلکه به این دلیل که این ساز دارای استیکی درون خود است که برای تولید صدا آن را مالش می دهند ، این ساز تنها سازی است که به پوست آن ضربه ای وارد نمی شود.
ساز طوق دار آیینی (frame drum)
ساز طوق دار آیینی شاید بیشترین کاربرد را در دنیا داشته باشد .این ساز ، معمولا دارای دهانه ای با پوست آهو و دارای قطری نزدیک به ۳۰ سانتیمتر است.
شاید این ساز را در تمرین های روحی سرخپوستان دیده باشید .
اما فرهنگ های سراسر دنیا آن را در مراسم گوناگونی بکار می برند .
از این رو عنوان ساز طوق دار آیینی نه به سبب نام رایج این ساز ، بلکه به دلیل معنا های فراوانی که در بر دارد ، به این ساز داده شده است.
سوردو (surdo)
سوردو،با ضرب آهنگ پر تحرک و صدای بمی که دارد به عنوان قلب سامبا نام برده می شود .
سوردو گونه ای باس درام و مانند جان جان ها دارای سه اندازه مختلف است که هر کدام نام ویژه خود را دارد :
مارکاکائو(marcacao)،ری پستا(reposta)،کورتادور(cortador).

آشنایی با سازهای کوبه ای

رپانی کی (repinique)
رپانی کی ، در اصل تام تام برزیلی است همچنین رپانی کی در بخشی از گروه سامبا بیشتر ساز کوبه ای اصلی به شمار می رود.
در واقع رهبر گروه سامبا که مستر دو باتریا(mestre de bateria)نامیده می شود ، رپانی کی مینوازدو گروه را با ریتم هایش رهبری می کند .
برای نوازندگان دیگر رپانی کی این ساز نقش بداهه سازی مهمی در نواختن تک نوازی و موتیوهای آکساندار ایفا می کند.
معمولا در یک گروه بزرگ بیش از ۴۰ تا ۵۰ نوازنده رپانی کی حضور دارند.

تمبوریم (tamborim)
تمبوریم ساز کوچکی است که معمولا تنها ۱۵ سانتیمتر قطر دارد .
تمبوریم که نبایستی با تمبورین اشتباه گرفته شود ،گونه ای دیگری از موسیقی سامبا به شمار می آید و مانند تمبورین جزء سازهای کوبه ای ای طوق دار است جز اینکه این ساز حلقه های فلزی ندارد و به وسیله استیک با یک دست (معمولا دست راست) نواخته می شود.
گروه متوسط سامبا میتواند ۷۰ نوازنده تمبوریم داشته باشد .
این ساز کوبه ای که دارای صدایی زیر است در برابر ریتم اصلی سوردو ، نت های آکساندار را می نوازند.

آشنایی با سازهای کوبه ای

تیمبال ها (timbales)
اگر چه میتوان ریشه ای این ساز را به نسل تیمپانی های اروپا بستگی دارد ،اما در واقع تیمبال ها دو ساز کوبه ای فلزی از آن کوبا هستند.
تیمبال ها صدایی شفاف و بریده تولید می کنند که می توان آنهارا در تکنوازی های تیتو پونت(tito puenete)بزرگترین مجری لاتین ،موسیقی دان و رهبر ارکستر جستجو کرد.
در بیشتر موارد تیتو به همان اندازه ای که در نواختن کنگا در غرب محبوبیت داشت ، در نواختن تیمبالها نیز جایگاه ویژه ای پیدا کرد .
امروزه می توان تیمبال ها را در بیشتر سبک های موسیقی ، خواه جاز،فانک و یا پاپ یافت.
باتا (bata drum)
باتا درام، درام دو سر است که به شکل ساعت شنی با یک مخروط بزرگتر از دیگری است.
ساز کوبه ای است که در درجه اول برای استفاده از مقاصد مذهبی یا نیمه مذهبی برای فرهنگ های بومی از سرزمین یوروبا، واقع در نیجریه، و همچنین توسط نمازگزاران Santería در کوبا ، پورتوریکو ، و در ایالات متحده استفاده می شد.
زنگ های آگوگو (agogo)
آگوگوها زنگ های برزیلی هستند که به صورت جفتی نواخته می شوند (البته به گونه های سه و چهارتایی نیز نواخته می شوند اما خیلی رایج نیست).
این زنگ ها در روش سنتی برای افزودن صدای زیر و تقریبا ملودیک، در ریتم های کارناوال بکار برده می شوند
(مانند جشن برزیلی ماردی گرا).
زنگ های اگوگو در موسیقی امروزی، رایج شده اند و راه خود را به موسیقی جاز،راک،فانک و پاپ باز کرده اند
آفوچه/کاباسا (afuche/cabasa)
آفوچه / کاباسا اختراعی نو پدیدار است ، اما با این وجود یکی از کاربردی ترین سازهای کوبه ای به شمار می آید .
این ساز بر پایه کاباسای آفریقایی ،سازی که به وسیله کنده کاری بروی بده نارگیل و نخ کردن دانه هایی پیرامون آن ساخته می شد و نیز آفوچه برزیلی ، از کدویی با دانه هاو مهره هایی در پیرامون ساخته شده است.
آفوچه/کاباسا صداهای مختلفی تولید می کند این ساز دارای قابلیت فراوانی است که هیچ نوازنده ی کوبه ای ، نبایست از آن ناآگاه شود.

آشنایی با سازهای کوبه ای

کلاویه (clave)
دو استیک کوچکی که کلاویه را تشکیل می دهند شاید مهمترین سازهای موسیقی لاتین هستند .
واژه ی کلاویه به معنای کلید است و الگوهای ریتم کلاویه کلیدی است برای سبک های گوناگون موسیقی که این ساز را بکار می برند .همه ی فرم های موسیقی لاتین (آفریقایی ، کوبایی ، کاریبی و برزیلی) الگوی کلاویه را بکار می گیرند .
رایج ترین ریتم های کلاویه مربوط به ریتم های آفریقایی – کوبایی است و این ریتم ها در شمار زیادی از سبک های نوین موسیقی لاتین نفوذ کرده اند.
کوبل (cowbell)
کوبل تنها یک ساز نیست ، بلکه مجموعه ی کاملی از سازهای گوناگون است.
به معنای واقعی کلمه ، ده ها نمونه کوبل وجود دارد .در روش سنتی کوبل های ویژه ای تنها در سبک های موسیقی مشخصی بکار گرفته می شوند (برای نمونه مامبو و چاچا) اما برای بیشتر مردم کوبل،کوبل است.
به سبب وجود دهها نمونه کوبل می بایست کوبل زیر یا بم باکیفیت صدایی مشخصرا گزینش کرد (شفاف ، خشک ، زنده ، بلند ، چاق) بدون در نظر گرفتن گونه با سبک همه کوبل ها ریشه هایی در مزارع آفریقایی دارند در اصل ریتم کوبل در مزرعه برای همراهی کردن با کشاورزان نواخته می شد .
نسل پیشین کوبل گواتاکا(guataca)نامیده می شود که تقریبا تیغه سرکجی است که با میخ کوچک یا بزرگ نواخته می شد (دقیقا مثل کلاویه).
ریتم کوبل نیز بخش جدا نشدنی موسیقی آفریقایی و آفریقایی-لاتین به شمار می آید.
گویرو (guiro)
گویرو به گونه سنتی ، از کدو تنبل ساخته شده است که شالوده آن به کوبا – مرکز سبک سان بر می گردد.
جنس گویرو از کدوهاست ، اما در بیشتر موارد از پلاستیک و گاهی از فلز ساخته می شوند.
این ساز با صدای ویژه و خراش مانند خود،در بیشتر موسیقی های امروزی بکار گرفته می شود.
مارکاس (maracas)
شاید فکر کنید که مارکاس ها تنها ره آورده های پرزرق و برق مکزیک و یا کاریب هستند ، اما به راستی مارکاس ها بخش مهم موسیقی لاتین به شمار می آیند.
در اصل این ساز از چرم یا پوست گاوی است که بروی بطری شراب کشیده شده و مانند کیسه دوخته و در آن مهره هایی ریخته و استیکی بسته می شد.
با این وجود امروزه مارکاس ها از چوب ، پلاستیک یا چرم ساخته می شوند هر کدام از این روشها صدایی ویژه تولید می کند.
به گونه سنتی دو مارکاس در یک گروه زیر و بمی متفاوتی دارند.این تفاوت سبب به وجود آمدن ریتم های گوناگون تر می شود.

آشنایی با سازهای کوبه ای


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی

موسیقی و سن یادگیری

آموزش موسیقی در سنین رشد و یادگیری


انسان از لحظه ی ورود به دنیا با پدیده ها و تجربه های گوناگونی روبرو می شود که نیازمند آموزش در جهت برخورداری از زندگی بهتر است. برخی از این تجربه ها مربوط به ادراکات شنییداری هستند. بشر با توجه به اجتماعی بودنش، میلش به خلق اثر و همچنین ذوق زیبایی شناسانه اش، گاه  از پدیده های شنیداری استفاده کرده و آن را به مرحله ای بالاتر یعنی ابزار بیان و انتقال احساس وگاه ایده رسانده است: موسیقی، هنری انتزاعی و بدون واسطه در تاثیرگذاری. بنابراین هر فرد چنانچه حتی خالق اثر نیز نباشد به عنوان مخاطب اثر و مخاطب پدیدآورنده با موسیقی ارتباط خواهد داشت. در این میان بحث آموزش در سنین یادگیری و رشد مطرح می گردد. فرد حتی اگر قصد تولید اثر موسیقایی نیز نداشته باشد به جهت مخاطب بودن با آن سرو کار داشته و نیازمند آموزش است. آموزش موسیقی را شاید بتوان در سه لایه تقسیم بندی کرده و مورد بررسی قرار داد:

لایه ی نخست: لایه ی پرورش و آموزش غیرمستقیم
انسان از لحظه ی تولّد با مسائل مختلف از جمله موارد دیداری و شنیداری مواجه می شود، که این تجربیات در شکل گیری ذائقه و  سلایق او تاثیرگذار است.  گستردگی دامنه ی تجربه ها و گزینش آن ها در شکل گیری شناخت و پس از آن شکل گیری سلیقه نقش دارد. بخشی از این ها تجربیات شنیداری و زیرمجموعه ی آن تجربیات موسیقایی هستند. اینکه فرد در دوره های مختلف خردسالی، کودکی و نوجوانی در معرض کسب چه تجربیات موسیقایی قرار بگیرد به عواملی همچون جهت دهی آگاهانه یا ناآگاهانه ی والدین  و همچنین رسانه های جمعی  شامل تولیدکنندگان برنامه های تلویزیونی، کارگردانان هنری و آهنگسازان  بازی های ویدئوییو فیلمسازان گروه های سنی خردسالان، کودکان و نوجوانان  وابسته است.

اگر ارتباط موسیقی و روح را چون ارتباط غذا و جسم در نظر بگیریم، همان طور که بی توجّهی به تعادل در کسب غذای مناسب کودک و همچنین عدم دقّت در گزینش غذای مناسب می تواند موجب تغییر ذائقه ی کودک و در شرایط حاد موجب به هم ریخته شدن تعادل جسمانی کودک شود، در مورد موسیقی و تجربه های شنیداری نیز لزوم انتخاب متعادل و گسترده و همچنین گزینش نمونه های مناسب می تواند اهمیت زیادی داشته باشد. به عنوان مثال اگرچه که موسیقی با ریتم تند، همانند فیلمی با ریتم روایت تند می تواند کودک را مجذوب و آرام کند به این دلیل که ذهن قبل از فرصت به تفکّر در مورد قسمت قبل با انبوه قسمت های بعدی مواجه می شود  اما استفاده ی افراطی از آن در رسانه می تواند تعادل تجربیات موسیقایی کودک را برهم بزند و سلیقه ی موسیقایی را بدون فراهم ساختن فرصت شناخت انواع دیگر شکل دهد.
همچنین درمورد والدین اگرچه که شاید به عنوان مثال رها کردن کودک با انواع موسیقی های درون گوشی همراه پدر یا مادر بتواند او را به طور موقّت آرام کند اما بی توجّهی به آنچه که در اختیار فرزند داده می شود همانند بی توجهی به غذایی است که در اختیار او قرار داده می شود.
با توجه به آنچه در  مورد لایه ی نخست آورده شد بحث فرعی اهمّیّت آموزش به اولیا و مسئولینِ رسانه در چگونگی گردآوردن مجموعه ای از نمونه های خوب و متنوّع روشن می گردد.


لایه ی دوم : آموزش موسیقی در پسِ آموزش های دیگر
در این لایه از آموزش، هنرآموز به یادگیری  و یا انجام موارد هنری یا نظری موسیقی می پردازد اما این کار به طور غیرمستقیم و در پسِ انجام کاردیگری رخ می دهد. بهره گیری از موسیقی  و سرود در سایر فعّالیتهای گروهی و اجتماعی و  یا بهره گیری از آن در آموزشِ سایر شاخه های علم و هنر در واقع در زیرلایه ی خود آموزش موسیقی را به همراه دارد. گنجاندن تاریخ موسیقی و نقش سرودها و موسیقی های ماندگار در آموزش دروس تاریخ معاصر ایران و بهره گیری از موسیقی در آموزش ادبیات پارسی، علاوه بر آشنا ساختن افراد با مشاهیر موسیقی ایران ، تاریخ موسیقی و اشعار ماندگار به طور جنبی نیز خاطره ای خوش از فعّالیتی گروهی در کنار موسیقی در ذهن فرد ثبت می کند که لذّت این خاطره های خوش در جهت دهی انتخاب  و سلیقه ی فرد تاثیرگزار است به خصوص اگر فرد در آینده قصد ورود به مرحله ی خلق اثر را داشته باشد، در انتخاب و تصمیم گیری راه ورود،به او شناخت می دهد.
همچنین، در این لایه لازم است آموزش هایی ارائه شود که فرد توانایی حرکت از مرحله ی شنیدن به گوش دادن را پیدا کند و بتواند آرام آرام قدرت تحلیل وسبک شناسی و زیباشناسی پیدا کند تا هم بتواند در آینده در انتخاب نمونه موسیقی ای که در آن لحظه با توجّه به حال روحی و  جسمی  خود و یا شرایط مخلتف فصلی  بر می گزیند آگاهانه عمل کند و هم پس از ورود به دوران بزرگسالی در جمع آوری و انتخاب نمونه های متفاوت برای کودکان اطرافش درست عمل کند.

لایه ی سوم : آموزش موسیقی با هدف خودآگاهانه ی  یادگیری موسیقی
در این لایه، هدف اصلی و متمرکز یادگیری خودآگاهانه ی  موسیقی است. که بیشتر و نه همیشه، فرد در آن با سعی در آموزش چگونگی تولید اثر موسیقایی چه  با حنجره و یا ساز  شروع می کند.به جهت این که یادگیری موسیقی در این لایه نیازمند گذراندن زمان زیاد و تمرین بسیار است، لازم است با علاقه ی فرد شروع و انتخاب شود و همچنین نوع ارائه ی آن نیز با توجه به سن فرد و سلایق هنرآموز جذاب باشد.
اینکه هنرآموز در این مرحله به سمت یادگیری چه نوع موسیقی ای و یا چه نوع سازی از خود علاقه نشان بدهد بسیار به آموزش هایی که او در دو لایه ی ذکر شده در قبل دریافت کرده و دریافت می کند وابسته است .  موسیقیِ بدون کلام، مرز جغرافیایی نمی شناسد، و برای یک کودک ایرانی این که او در دو لایه ی قبلی با تجربیات گسترده ای روبر شده باشد یا خیر، اینکه او نمونه های مختلف و متنوّعی شنیده باشد و یا فعّالیت های اجتماعی که انجام داده است  و می دهد در ارتباط با چه نوع موسیقی بوده و چه خاطره و شناختی از هرکدام دارد در انتخاب او برای شروع و ادامه ی کار بسیار تاثیرگذار است و این  موضوع اهمّیّتِ دو لایه ی قبلی را  در جهت جذب استعدادهای بیشتر به موسیقی ایران و فراهم آوردن امکان بروز خلّاقیّت ها و ابداعات و پیشرفت موسیقی در آینده، آشکار می سازد.
ضمن آنکه آموزش موسیقی در این لایه خود دارای فوایدی است از جمله اینکه

فرد به جهت ارائه ی کار خود در جمع اعتماد به نفس بالاتری پیدا می کند.
جدای از بحث کیفیت کار ، یک آهنگ به لحاظ زمان بندی و نت یا درست از آب درمی آید و یا خیر؛ آهنگ نیمه کاره قابل قبول نیست بنابراین روحیه ی سخت کوشی در جهت رسیدن به هدف کم کم در فرد شکل می گیرد.
در صورت ورود فرد به مرحله ی ارائه ی کار جمعی ،  مهارت کارگروهی، هماهنگی با دیگران و نظم و انضباط در هنرآموز پرورش می یابد.
به جهت بی مرز بودن موسیقی هنرآموز با انواع قومیت های مختلف و همچنین کشورهای مختلف ارتباط برقرار کرده و نزدیک می شود و ویژگی احترام به فرهنگ های مختلف در او پرورش می یابد.
با توجه به آنچه آورده شده آموزش در سه لایه ی مختلف پرورش گوش موسیقایی، آموزش غیر مستقیم و آموزش خودآگاهانه ی موسیقی مطرح می شود.در لایه ی اول فرد باید با نمونه های گسترده و همنین گزینش شده مواجه شود. لایه ی دوم به فرد شناخت نظری و هنری در پس آموزش های دیگر می دهد و از کارکرد اجتماعی موسیقی بهره می گیرد.  لایه های اول و دوم در جهت دهی لایه ی سوم نقش مهمی ایفا می کنند که لایه ی سوم به آموزش خودآگاهانه و با هدف مشخص یادگیری موسیقی است.


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه و اندرزگو منطقه یک 1  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی

آموزشگاه موسیقی

تاثیر موسیقی بر ظریب هوشی

محققان معتقدند نتایج تحقیقات گوناگون حاکی از آن است که یادگیری و حتی گوش کردن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده‌اند افرادی که می‌توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق‌ترند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می‌نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می‌دهند که این عامل در نهایت می‌تواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد.
محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان می‌دهد مغز موسیقی‌دانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب می‌شود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره‌سازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز می‌کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر می‌شود.
لوتز جانک، روانشناس دانشگاه زوریخ، در این‌باره گفت: «آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که می‌تواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا 7 امتیاز افزایش دهد. ما در بررسی‌های خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای 65 سال‌ هم، 4 یا 5 ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود می‌آید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانه‌های مثبتی در مغز سالمندان دیده می‌شود که این تغییرات در نهایت سبب می‌شود سالمندان ابتلا به بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فلجی‌ها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود می‌آید پیشگیری می‌شود.»
موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیر‌گذار است و باعث تقویت هر دو بخش می‌شود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی می‌نوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده می‌شوند و تقویت می‌شوند.
موسیقی به دو شکل می‌تواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنش‌های عاطفی و ذهنی فرد می‌شود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک می‌کند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام می‌شود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن می‌تواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرام‌کننده باشد.
جانک در ادامه گفت: «در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامه‌ریزی را می‌آموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرا‌می‌گیرند با سرعت بیشتری می‌توانند خود را با آموزش زبان…
دوم تطبیق دهند و کلمات را مدت زمان بیشتری در ذهن خود نگاه دارند. البته نواختن موسیقی تنها روش برای تقویت این مهارتها نیست، اما ما مطمئنیم این روش میتواند درکنار دیگر متدها کمک مؤثری به انسانها کند. زمانی که شما در حال آموزش موسیقی هستید باید نت‌های موسیقی را بیاموزید، زمانبندی‌ها را رعایت کنید و بتوانید صداها را بهتر به ذهن خود بسپارید.
تقویت همین مهارتها به شما کمک می‌کند زبانهای جدید را بهتر بیاموزید و کلمات را مدت طولانی‌تری در ذهن خود به خاطر بسپارید. موسیقی آن چنان تأثیری روی انعطاف‌پذیری مغز دارد که ما به دنبال استفاده از آن برای کمک به بیماران ذهنی هستیم و تحقیقات زیادی در مورد علم موسیقی – درمانی هم‌اکنون در نقاط مختلف جهان در حال انجام است.»
از طرف ديگر، قرار گرفتن کودکان درمعرض موسیقی حال چه آنها موسیقی را بنوازند وچه به آن‌ گوش بدهند اثرات بسیار مفیدی روی قدرت شنیداری آنها دارد. محقق دونالد هاگس، استاد دانشگاه کارولینا، دراین باره گفت: «هیچ چیزی مانند موسیقی نمی‌تواند همه قسمت‌های مغزی را فعال کند. زمانی که کودکان با موسقی آشنا می‌شوند قسمت‌های زیادی از مغز آنها به طور همزمان تقویت می‌شوند که از جمله آن می‌توان به مرکز زبان‌آموزی و محاسباتی اشاره کرد.
کودکانی که موسیقی گوش می‌دهند قدرت شنیداری آنها به طورقابل توجهی افزایش پیدا می‌کندکه همین عامل سبب می‌شود مهارت‌های زبان‌آموزی آنها رشد چشمگیری داشته باشد. این کودکان بهتر می‌توانند الگوهای زبانی را تقلید کرده و فراز و فرودهای خاص هر زبان را تحلیل کنند که همه این مسائل به بهترین شکل می‌توانند روی مهارت‌های زبان‌آموزی تأثیر مثبت داشته باشد.»
جالب این‌جاست که هیچ‌گاه برای آشنا کردن کودکان با موسیقی دیر نیست. تحقیقات نشان داده که کودکان حتی قبل از تولد نیز می‌توانند به صدای موسیقی گوش داده و آن را به خاطر بسپارند. کودکانی که موسیقی می‌آموزند در امتحاناتی که رابطه مستقیم با قدرت شنیداری دارند نتایج بسیار بهتری می‌گیرند. هرچه زمانی که کودکان در طول هفته به یادگیری موسیقی اختصاص می‌دهند بیشتر باشد به همان میزان قدرت شنیداری آنها نیز بیشتر است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد کودکانی که قبل از شروع امتحانات خود به موسیقی‌های اجرا شده توسط موتزارت گوش می‌دهند در امتحانات نتایج بهتری می‌گیرند. این نتایج به خصوص در درس ریاضیات بیشتر به چشم می‌خورد که نشان از تأثیر مثبت موسیقی در قدرت پردازش مغزی دارد.
موسیقی همچنین می‌تواند روی رفتار کودکان تأثیر مثبتی داشته باشد به طوری که کودکان زمانی که به شکل گروهی اقدام به آموزش موسیقی می‌کنند با مفاهیمی مانند همکاری، بردباری و نظم گروهی آشنا شده و آنها را به طور عملی می‌آموزند.
نواختن موسیقی به شدت حس اعتماد به نفس کودکان را افزایش می‌دهد.
زمانی که کودکی قادر به نواختن یک ساز خاص است از طرف دیگران مورد تحسین واقع می‌شود و همین عامل تأثیر بسیار شگرفی در بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در میان کودکان دارد.
نوازندگی و سرگرم شدن با موسیقی یکی از علاقیات انیشتین به شمار می رود این امر باعث تغییرات مثبت زیادی در فعالیت ذهنی این مرد شده بود بهتر است بدانید افراد موسیقیدان هوش بالایی دارند و اگر می خواهید عملکرد ذهنی تان را بالا ببرید به موسیقی روی بیاورید
استادان موسیقی اکنون می‌توانند به کسب و کار خود ببالند، چرا که تحقیقات جدید نشان داده است نوازندگی باعث افزایش هوش و عملکرد بهتر مغز می‌شود.
این اولین باری است که ارتباط مستقیم بین “نوازندگی” و “افزایش هوش” مورد بررسی قرار گرفته است. دلیل آن هم این است که عوامل بسیاری در افزایش توانایی‌های ذهنی تاثیر دارد و دانشمندان در گذشته نتوانسته‌اند این عوامل را تحت کنترل در بیاورند. برای مثال، عوامل اقتصادی-اجتماعی در تحقیقات گذشته به عنوان شاخصی برای بهبود وضعیت تحصیلی شناسایی شدند.
گفتنی است؛ انیشتین نواختن پیانو و ویولن را از مادرش فرا گرفته و برای تقویت مهارت‌های ذهنی خود هنگام تدوین تئوری‌هایش از نوازندگی استفاده می‌کرد.
نکته جالب این است که تصور می‌شود نوعی هم‌پوشانی بین متغیر یاد شده و “شناخت موسیقی” وجود دارد؛ به طوری که شاید بتوان گفت نوازندگان به طور کلی از موقعیت مالی بهتری برای یادگیری موسیقی برخوردارند.
تحقیقی در سال ۲۰۱۱ با بررسی ضریب هوشی کودکان نوازنده (در فاصله سنی ۹ تا ۱۲ سال) نشان داد، آن‌ها از توانایی‌های ذهنی مثل انجام چندین کار در یک زمان (multi-tasking)، تصمیم‌گیری‌های منطقی و حل درست مسائل برخوردارند.
همچنین دانشمندان به تازگی با انجام آزمایش‌های ام آر آی مغز افراد تاثیر موسیقی را بر عملکرد مغز افراد مورد بررسی قرار دادند. تصاویر اسکن مغز این افراد را در زیر مشاهده می‌کنید.
همانطور که از این تصاویر پیداست، نوازندگان در مقایسه با افرادی که هیچ تخصصی در زمینه موسیقی ندارند، در آزمون‌های ارزیابی هوش نمرات بالاتری دریافت کرده‌اند.
محققان امیدوارند بتوانند با توسعه این مطالعه، کمک شایانی به کودکان دارای مشکلات یادگیری کنند.


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه و اندرزگو منطقه یک 1  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی

آموزشگاه موسیقی