نوشته‌ها

آموزش موسیقی کودک

آموزش موسیقی کودک

بهترین روش های آموزش موسیقی کودک در جهان

روش های متنوعی در تدریس موسیقی وجود دارد که توسط اساتید مختلف استفاده می شوند.

بعضی از بهترین شیوه های آموزش موسیقی کودکان ، ایجاد کنجکاوی ذاتی کودک هستند و به کودکان آموزش داده می شود تا به بهترین نحو یاد بگیرند، همانگونه که کودک زبان مادری خود را یاد می گیرد.

این روش ها برای مدت طولانی مورد استفاده قرار گرفته اند، و موفقیت این روش ها تا حد زیادی ثابت شده است.

یکی از مواردی که در همه این روش ها مشترک است این است که آنها به کودکان آموزش می دهند تا فقط شنونده نباشند بلکه کودکان را تشویق می کنند تا مشارکت فعال در موسیقی داشته باشند و خلاقیت خود را در موسیقی و نوازندگی بروز دهند.

این روش ها توسط معلمان موسیقی در سراسر مدارس جهان استفاده می شود.

در اینجا چهار مورد از متد های رایج آموزش موسیقی کودک معرفی می شود.

 

متد آموزشی ارف

متد ارف یکی از روش های محبوب و کاربردی آموزش موسیقی کودک است که ذهن و بدن کودک را از طریق ترکیبی از آواز، رقص، بازیگری با استفاده از آلات موسیقی ساده و مخصوص این روش درگیر موسیقی می شود.

این روش توسط کارل ارف (Carl Orff)، آهنگساز آلمانی و مدرس موسیقی، در بین سال های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ ایجاد شده است وایده آن بر پایه باور کارل ارف به اهمیت ریتم و حرکت در موسیقی شکل گرفت.

ابزار های موسیقی که در این روش استفاده می شوند شامل ساز های سیلوفون(xylophones) متالوفون(metallophone) بلز، سنج، طبل، دایره و غیره است.

این روش به کودکان کمک میکند تا موسیقی را در سطح فهم و درک خود یاد بگیرند.

این کار با تاکید بر ادغام موسیقی با سایر هنرها ازجمله داستان ، شعر ، رقص و بازیگری می باشد.

به این صورت که معلم داستان یا شعر را در کلاس می خواند و دانش آموزان با استفاده از ابزارهای موسیقی بیان شده اند ، جلوه های صوتی را با نواختن اضافه می کنند.

سپس معلم با استفاده از ساز با بچه ها همراهی می کند.

روش ارف موسیقی را در چهار مرحله تقلید ، اکتشاف ، بداهه پردازی و آهنگ سازی آموزش می دهد.

متد آموزشی کودالی ( kodaly )

این روش توسط زولتان کودالی ( Zoltan Kodaly ) آهنگساز و مدرس موسیقی مجارستانی ابداع شده است.

فلسفه روش Kodaly این است که یادگیری موسیقی زمانی که از سنین پایین تر آغاز شود ، موثرتر است

و هر فرد توانایی یادگیری موسیقی را از طریق استفاده از موسیقی محلی و آهنگ های با ارزش هنری بالا را دارد.

آموزش-موسیقی-کودک

در روش کودالی آواز به عنوان پایه ایی برای موسیقی کودک می باشد.

یکی از خلاقیت های این روش استفاده از علائم دست و انگشتان برای یادگیری نت های موسیقی است ، به این صورت که هر شکل خاص از دست و انگشت نماد یک نت موسیقی است که برای یادگیری نت به بچه ها در سنین پاین بسیار ساده وقابل فهم است.

این علائم دست با سلفژ و خواندن نت با دهان ترکیب می شود که سبب یادگیری صحیح خواندن در گام موسیقی می شود.

و همچنین از یک سیستم صداهای ریتمیک برای یادگیری ریتم و سرعت استفاده می شود.

از طریق این درس های ترکیبی کودکان به طور طبیعی به خواندن و تشخیص نت با شنیدن صدا مسلط خواهند شد.

روش آموزش کودک سوزوکی

روش سوزوکی توسط دکتر دانیل شینیچی سوزوکی ، یک ویولنیست مشهور ژاپنی ابداع شده است. او برای دادگاه امپریال ژاپن ساز میزد و یک گروه چهار نفره را با خواهر و برادرانش تشکیل داد.

دکتر سوزوکی روش خود را برای اموزش ویولون به کودکان در یک مدرسه موسیقی در ژاپن و در سال ۱۹۶۴ اغاز کرد و این روش را به آمریکا معرفی نمود.

سوزوکی روش آموزشی خود را بر اساس توانایی ذاتی کودک برای یادگیری زبان مادری پایه ریزی کرده است.

او اصول اساسی درک زبان مادری را در یادگیری موسیقی به کار برد و روش خود را رویکرد زبان مادری نامید.

از طریق گوش دادن ، تکرار ، حفظ کردن ، ساختن واژگان و…

که بدین صورت موسیقی بخشی از وجود کودک می شود.

آموزش-موسیقی-کودک

در مدرسه موسیقی ، کودکان شروع به یاد گرفتن درس های ویولن در سن ۲ یا ۳ سالگی می کنند.

دانش آموزان سوزوکی ابتدا آهنگ های بزرگ کلاسیک و قطعات موسیقی را به صورت منظم گوش میدهند که در نهایت آن ها را یاد خواهند گرفت.

در حالی که دانش آموزان در مدرسه هستند موسیقی به صورت مداوم پخش می شود تا آنها را در موسیقی غوطه ور سازند.

این کار باعث می شود کودکان به مرور زمان گوش موسیقیایی خود را قوی کنند و همچنین تغییر گام ، زمان بندی و سرعت را در موسیقی تشخیص دهند.

دانش آموزان با مشاهدۀ یاد می گیرند و به صورت گروهی آموزش می بینند و تعامل اجتماعی و همکاری در میان دانش آموزان تقویت می شود.

روش سوزوکی بر اهمیت نفوذ و دخالت والدین در آموزش موسیقی کودکان تاکید دارد.

والدین تشویق می شوند تا با معلمان همکاری کنند تا به یک هدف مشترک برسند.

والدین می توانند در کلاس شرکت کنند و به عنوان معلم در خانه عمل کنند.

متد آموزشی دالکروز

روش دالکروز ، که به عنوان روش حرکات موزون نیز شناخته می شود ، روشی دیگری است که اساتید برای تدریس مفاهیم موسیقی استفاده می کنند.

امیل جاش دال کروز ، آهنگساز و مدرس موسیقی سوئیسی ، این روش را برای آموزش ریتم ، ساختار و بیان موسیقی از طریق ترکیب موسیقی و حرکات جنبشی بدن توسعه داد.

این روش با تمرین های شنیداری و سلفژ آغاز می شود تا گوش موسیقیایی کودک را تقویت کند.

تفاوت آموزش سلفژ در روش دالکروز این است که همیشه با حرکات موزون بدن ترکیب می شود.

آموزشگاه-موسیقی-شرق-تهران

هنرجویان ابتدا موسیقی را گوش می دهند سپس قطعه ای را که می شنوند با حرکات موزون بدنی که به صورت بداهه اجرا می شود بیان می کنند مثلا نت و ریتم را با قدم زدن و کف زدن نشان می دهند.

بداهه انجام دادن حرکات یکی دیگر از ویژگی های این روش است که به دانش آموزان کمک می کند واکنش ها و پاسخ های فیزیکی خود به موسیقی را بروز دهند.

فلسفه این روش آن است که بهترین حالت یادگیری موسیقی زمانی است که از طریق حواس چندگانه انجام شود.

دال کروز معتقد بود که موسیقی باید از طریق حسگرهای لمسی، زیبایی شناختی ذهنی و بصری آموزش داده شود.

در ایالات متحده، کالج های معتبری از جمله دانشگاه کارنگی ملون ، کلمبیا کالج ، دانشگاه مریلند و کالج پارک مدرک و مجوزهای تدریس به روش دالکرز را ارائه می دهند.

مقایسه با روش های سنتی آموزش موسیقی کودک

در روش های سنتی آموزشها اغلب به صورت انفرادی می باشد و قابلیت استفاده از فعالیت های گروهی و افزایش و تعامل کودکان با یکدیگر کم است.

در روش های قدیمی به دلیل رسمی بودن کلاس های موسیقی و سخت بودن شروع آموزش کودکان ، امکان انگیزه و اشتیاق در کلاس و لذت از بردن از تمرین موسیقی کمتر است.

این متد ها بر مبنای یک مسیر وفرایند آموزشی بری کودکان پیش می رود که کودکان را در طول مسیر یادگیری موسیقی همراهی می کند .

بر خلاف روش های سنتی ، در این روش ها نقش والدین و تاثیر گذاری آنها بر یادگیری کودک بیشتر می باشد که باعث علاقه مندی و انگیزه بیشتر کودکان در خارج از کلاس و محیط منزل برای تمرین موسیقی می شود.


آموزش موسیقی – آموزشگاه موسیقی شمال تهران

آموزشگاه موسیقی شمال تهران منطقه 1 یک

آموزشگاه موسیقی – کلاس موسیقی – آموزش موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش آواز – آموزش خوانندگی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – بهترین آموزشگاه موسیقی – آموزش سنتور آموزش تار – آموزش ویولن – استاد خوب –

آموزشگاه-موسیقی-شمال-تهران-ناردونه-مهدی-محمدیان

مهدی محمدیان استاد گیتار کلاسیک آواز

مهدی محمدیان استاد گیتار کلاسیک آواز

.
كارشناس موسيقى ، ساز جهانى ( گيتار كلاسيك ) آواز جهانى ( آواز كلاسيك )
.
مدرس ساز گيتار (كلاسيك و پاپ) ،
آواز كلاسيك ، پاپ و سبك هاى مرتبط به (جاز استايل)
تئورى موسيقى و هارمونى
نريتورى ، دوبلاژ و (فن بيان)
.
آهنگساز و تنظيم كننده با سوابق سينمائى و تلوزيونى ( فيلم وسريال ) و تبليغاتى براى صدا و سيما و سازمانهاى وابسته، ازجمله مجموعه تلویزیونی (روزگار) به كارگردانى محمد رضا محمدى و فيلم سينمائى (كودك مادر) به كارگردانى متين بابائى …

آهنگسازى رهبرى اركستر و تنظيم موسيقى تئاتر از جمله (زن چينى) به كارگردانى نيما گنجى (منتخب جشنواره فجر) …
و همينطور آهنگسازى و تنظيم براى خوانندگان گروه هاى موسيقى در سبك هاى مختلف ، در همكارى با استوديو هاى معتبرى همچون يوكابد و نغمه هاى ماندگار ايرانيان …
.
گوينده (نريتور) و دوبلاژ در همكارى با سازمان صدا و سيما و راديو تهران
.
داراى اشعار و ترانه هاى متعدد ثبت شده در وزارت ارشاد و دفتر موسيقى (به كار گرفته شده) در آلبوم هاى داراى مجوز
.
سرپرست گروه موسيقى تلفيقى

(مهدى محمديان) داراى مجوز درجه يك به رهبرى استاد كيوان مير هادى و افتخار حضور نوازنگان برجسته وپيشكسوتى همچون جناب سرهنگ استاد خسرو بهرامى و سازنده آلبوم موسيقى (سبك) با اخذ لغب (آلبوم فاخر) از طرف شوراى محترم موسيقى در سال ١٣٩٤ ساخته شده در سبك هاى مختلف آوازى و موسيقيايى از جمله جاز ، راك اندرول ، راك ، پاپ ، فولك … به ٥ زبان مختلف
.
سابقه اجرائى
.
٨ رسيتال گيتار كلاسيك
اولين رسيتال در سن (٢٢ سالگى)
به صورت پژوهشى دانشگاهى (سالن اصلى كنسرواتوار تهران) و كنسرت آزاد (خانه هنرمندان، سالن بتهون)
سوليست خط باس در اركستر مجلسى به رهبرى سركار خانم استاد دكتر افسرى و تك خوانى و اجراى اپراى قطعاتى چون (سانتا لوچيا، اسمايل، دونانوبيس …) در سالن ابن سينا و تالار دانشجو به رهبرى استاد فرزاد نوشاد
.
افتخار شاگردى وآموزش در محضر اساتيد شاخصى همچون :
( در آواز و سلفژ ) :
استاد فارسى،(زنده ياد) استاد محمد نورى ، پروفسور ماموكا، پروفسور تنگيز، دكتر مارينا، پروفسور آرپينه و استاد محسن الهاميان
(درتئورى، هارمونى، اركستراسيون ، هارمونى پراتيك، كنتر پوان …)
در خدمت اساتيد : سركار خانم استاد دكتر افسرى ، استاد مير هادى ، استاد گوران ، استاد روشن روان ، دكتر مارينا و بويژه استاد محسن الهاميان به سبكهاى (والتر پيستون) و(تئودور دوبوا)

در ساز تخصصى گيتار كلاسيك :

استاد فرزاد دانشمند ،استاد تفقدى ،استاد ميرهادى و مستر كلاسهاى اساتيد ليلى افشار و ديميترى ايوانيالف
(در زمينه نريتورى ، فن بيان و دوبلاژ)

اساتيد : سركار خانم استاد شوقى و استاد امين ، (استادان هر دو از گويندگان پيشكسوت راديو)
.
تدريس فن بيان و سلفژ در پلاتوهاى متعدد ، از جمله پلاتو ( گندم ) جنب تالار وحدت وافتخار تدريس شاگردان اساتيد مهتاب نصير پور و استاد رحمانيان …

مهدی-محمدیان-گیتار-آواز-کلاسیک-آموزشگاه-موسیقی-ناردونه-شمال-تهران


مهدی محمدیان استاد گیتار کلاسیک آواز – آموزشگاه موسیقی شمال تهران ناردونه

فرهاد صفری آموزش تنبک

شهرزاد-افرند-آموزش-پیانو

شهرزاد افرند آموزش پیانو

مدرس پیانو

آنارام-زهرايى-آموزش-آواز-صدا-سازی-سه-تا

آنارام زهرایى آموزش آواز صدا سازی سه تار

آواز ایرانى، صداسازى،تار و سه تار

افشين-محسنى-آموزش-گیتار-پاپ-راک-الکتریک

افشین محسنى آموزش گیتار پاپ راک الکتریک و آواز صدا سازی سلفژ

مدرس گیتار پاپ، راک، الکتریک، جز و متال آواز پاپ و راک، صداسازى و سلفژ

وينا-نظری-آموزش-ویولنسل-ارف-کودک-ویولن

وینا نظری آموزش ویولنسل ارف کودک ویولن

مدرس مدرس ویلنسل و ارف و موسیقى کودک

آموزشگاه-موسیقی-ترس-از-صحنه-در-اجرا

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

ترس واکنش بیولوژیکی بدن برای محافظت انسان از خطرات است اما برخی از ترسها ریشه در فرهنگ و اجتماع دارد که «ترس از صحنه» از جمله این گونه ترسهاست.پابلو کازالس۳، از بزرگ‌ترین نوازندگان ویولن سل در قرن بیستم، سال ۱۹۵۴ در مصاحبه‌ای ترس از صحنه را این‌گونه توصیف می‌کند : «هنوز اولین کنسرتم در بارسلونا را به خوبی به یاد دارم.
همراه پدرم با تراموا به محل کنسرت می‌رفتم.به قدری نگران و پریشان بودم که ناگهان از جا پریده، فریاد زدم: «ابتدای قطعه را فراموش کرده‌ام.» پدرم گفت: «آرام باش. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.
باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته‌ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می‌کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری‌ام با آنها آشنا شده‌ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این‌گونه از ترس به ستوه نمی‌آیند.»
هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می‌شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت و مجبور شد مدتی نوازندگی حرفه‌ای را کنار بگذارد.
تنش و فشار عصبی‌ای که مدتی قبل از اجرا بر وجود موزیسین، سخنران و یا هنرپیشه مستولی می‌گردد «ترس از رفتن بر روی صحنه» نام دارد. این ترس که مانع تبادل انرژی بین نوازنده و شنوندگان می‌شود در مواردی آن‌چنان شدید است که به لغو کنسرت می‌انجامد.
با جمع‌بندی تحقیقات انجام‌شده در این زمینه می‌توان پی برد که ۵۰ درصد نوازندگان حرفه‌ای و ۷۰ درصد دانشجویان موسیقی چنین ترسهایی را تجربه می‌کنند. در کل نوازندگان سه تا چهار برابر بیش از دیگران در معرض خطرات بالای چنین ترسهایی قرار دارند.
بسیاری از نوازندگان برای مقابله با این ترس مشتقاتی از بتابلاکرها۵ مصرف می‌کنند اما مصرف دایمی و نابه‌جای این قرصها و یا مصرف الکل نه تنها عوامل ایجاد این ترس را از بین نمی‌برد بلکه در درازمدت به سلامت موزیسین نیز آسیب می‌رساند و تواناییهای تکنیکی و موسیقایی او را محدود می‌نماید.
عوامل جسمانی و روانی متعددی این ترس و نگرانی را موجب می‌شود.
هنگامی که نوازنده مقابل شنوندگان مردد و فاقد اعتماد به نفسِ کافی است مراکز کنترل بدن در هیپوتالاموس واکنش نشان داده، ترشح هورمونهای آدرنالین و نورآدرنالین از غدد فوق کلیوی افزایش می‌یابد.
این هورمونها هم‌زمان اثرات مثبت و منفی بسیاری را دارا هستند. علایمی مانند لرزش زانوها، افزایش ضربان قلب و تعرق، وقفه در تنفس،‌ لکنت زبان و ترس، از اثرات منفی این هورمونها هستند.
از سوی دیگر وجود این ترس و هیجان به میزانی که توانایی شخص را محدود ننماید همچون نیرو و محرکی است که بدون آن اجرا ممکن نیست.
نخستین نشانه‌های این ترس مدتها پیش از اجرا در اختلالات رفتاری‌ای همچون خشم، زودرنجی و انزواطلبی نمود پیدا می‌کند و روابط شخص با دیگران بسیار آسیب‌پذیر می‌گردد.
حالات درونی نوازنده هنگام غلبه این ترس بسیار متغیر است. از طرفی با برانگیختن احساسات شنوندگان و به وجد آوردن آنان احساس بزرگی و شکوه می‌نماید و از طرف دیگر نگران است که نتواند انتظارات و خواسته‌های خود و دیگران را برآورده سازد.

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

به طور کلی نشانه‌های ترس از صحنه را می‌توان در سه گروه زیر قرار داد:

۱ـ از کار افتادن بخشی از سیستم عصبی (Blockade)
۲ـ واکنشهای روان‌تنی
۳ـ توجه نکردن به هویت خود و زوال شخصیت(Depersonalisation)
در حالت اول نوازنده احساس می‌کند قطعاتی را که قبلاً تمرین نموده بود از یاد برده است و بر حافظه، قدرت ادراک و احساس و حرکات خود کنترل و تسلط کامل ندارد.
واکنشهای روان‌تنی همان‌گونه که قبلاً نیز بیان شد در حالاتی همچون افزایش ضربان قلب و تعرق، خشکی دهان، احساس گرفتگی گلو، لرزش زانوها، بازوها و دست، کاهش قدرت تمرکز و حافظه آشکار می‌گردد.
در حالت سوم تسلط نوازنده بر خود در ارتباط با محیط و شنوندگان کم می‌شود و بسیار خشک و انعطاف‌ناپذیر بر روی صحنه حضور می‌یابد.
پیدایش ترس از صحنه اغلب ریشه در پروسه یادگیری و آموزش نوازنده دارد. عواملی مانند استرس تمرین و اجرا، موقعیت شغلی و اقتصادی نامشخص و فشارهای اجتماعی از دیگر عوامل بروز این ترس به شمار می‌روند.

آموزشگاه موسیقی

معمولاً هنگامی که نوازنده‌ای از شغل خود صحبت می‌کند نکاتی همچون استرس و رقابت، موقعیت شغلی نامطمئن، جنبه سوددهی و تجاری کار، قابلیت به اثبات رساندن خود و زبده و نخبه بودن را ذکر می‌نماید.
شرایط آموزشی نامناسب که اغلب در رابطه مستبدانه بین استاد و شاگرد متجلی می‌گردد می‌تواند انگیزه هنرجویی مستعد و ساعتها تمرین او را نقش بر آب سازد.
همین‌طور راهنماییهای ناکافی در مورد انتخاب ساز و قطعات، چگونگی نگه‌داشتن بدن، ویژگیهای خاص هر ساز، تمرین بسیار زیاد، انتظار و توقع بیش از حد از هنرجو و تحقیر او می‌تواند آسیبهای جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد.
ارتباط بین ترس از صحنه و شرایط نامناسب آموزشی در مثال زیر به روشنی بیان می‌گردد، ویولونیست ۳۲ ساله‌ای اغلب در ارکستر آن‌چنان دچار ترس و اضطراب می‌شود که بارها هنگام معرفی صحنه را ترک نموده است.
او می‌گوید: «ترسم از این است که شنوندگان پی ببرند چقدر بد می‌نوازم.»این نوازنده فراگیری ویولن را نزد پدرش که نوازنده‌ای حرفه‌ای و بسیار سخت‌گیر بود آغاز نموده است. معلمان بعدی او نیز علاوه بر سخت‌گیری پدر او را تحقیر می‌نمودند. «فقط باید تکنیک و حالت بدن آنها را می‌آموختم. همیشه امیدوار بودم روزی از موقعیت شاگردی و تحقیر دایمی معلمان رها شوم. هر کنسرت نیرو و انرژی فوق‌العاده‌ای از من می‌گیرد و ترس پیوسته با من است.»
گاهی نیز خانواده بدون توجه به خواسته‌ها و تمایلات کودک تنها از روی جاه‌طلبی و یا تحقق آرزوهای برآورده‌نشده خود کودک را به فراگیری ساز تشویق می‌کند که مقاومت درونی و بی‌میلی نوازنده نسبت به ساز و شغل خود سالها بعد در این‌گونه ترسها نمایان می‌گردد.
همچنین بر اساس تحقیقات، بسیاری از موزیسینها به اختلالات خودشیفتگی (نارسیستی) مبتلا هستند و دایماً نیاز به تأیید شدن از سوی دیگران دارند که در صورت برآورده نشدن این نیاز دچار ترس و عدم اطمینان می‌شوند.

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

هر قدر این ترس زمان طولانی‌تری بر شخصیت نوازنده خدشه وارد سازد درمان آن مشکل‌تر خواهد شد. اما اغلب مانند دیگر اختلالات جسمی ـ روانی بر روی این ترس نیز سرپوشی از سکوت گذاشته می‌شود و نوازندگان به خاطر خجالت و یا ضرر و زیان شغلی ترسشان را پنهان نگه می‌دارند.
از طرف دیگر این ترس در پشت اختلالات جسمانی‌ای همچون اختلال در خواب، اضطراب و بی‌قراری و درد عضلات پنهان می‌ماند و در تشخیصهای پزشکی نیز هنوز همچون گذشته تنها به عوارض جسمانی توجه می‌گردد و مسائلی مانند محیط خانواده و کار و پروسه آموزش نوازنده نادیده گرفته می‌شود و ریشه و عامل اصلی ایجاد ترس شناخته نمی‌گردد.
تکنیکها و راههای مختلفی برای برطرف نمودن این ترس وجود دارد. تصمیم‌گیری در مورد انتخاب راههای درمانی بهتر است با توجه به شدت و دوام ترس و موقعیتی که باعث بروز این حالت می‌شود صورت پذیرد.
کینزیولوگی یکی از راههای غلبه بر «ترس از صحنه» است.
منبع: ماهنامه موسیقی مقام
باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته‌ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می‌کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری‌ام با آنها آشنا شده‌ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این‌گونه از ترس به ستوه نمی‌آیند.»
هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می‌شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت .

 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن

 

 

 

آموزشگاه-موسیقی-مقاله-تخصصی-کیبورد

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

مقاله تخصصی کیبورد

 

سالهاست که ساز کیبورد در ایران در ارکسترهای پاپ و مجالس و جنگهای شادی و … به چشم می خورد و هنوز دید دوگانه ای نسبت به این ساز وجود دارد.

بسیاری از بزرگان موسیقی کشور، کیبورد را به عنوان یک ساز قبول ندارند و حتی در هنرستان و دانشکده های

موسیقی ایران نیز رشته ای برای فراگیری این ساز وجود ندارد و اساتید موسیقی ایران عمدتاً معتقدند که برای نوازندگی

کیبورد باید پیانو را فرا گرفت و سپس تکنیکهای پیانو را روی کیبورد پیاده کرد.

این دید ناشی از این است که کیبورد را سازی غیر مستقل و مشتق شده از پیانو می دانند و معتقدند

که بهترین مسیر برای یادگیری نوازندگی کیبورد، همان یادگیری پیانو است. باز این دیدگاه خیلی بهتر از دیدگاه عامیانه است

که تصور می کنند کیبورد (به زعم آنان ارگ) همه چیز را خودش اجرا می کند و نوازنده فقطstop/stat می کند

(چیزی شبیه کار Dj).بد نیست با نگاهی به تاریخچه کیبورد و شناسایی نسلهای این ساز، کمی بیشتر با آن آشنا شویم

و علت این دیدگاه ها را بررسی کنیم.

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

میدانیم که ارگ (Organ) از مهمترین سازهای قرون وسطی (۱۰۰۰ – ۱۴۵۰) است که بسیاری از علوم مهم موسیقی

مانند گام و فواصل تمپره، کنترپوان، بافت های هموفونیک و پولی فونیک و هارمونی و… بر روی این ساز و توسط نوازندگان

این ساز شکل گرفت.

سخت ترین نت خوانی مربوط به ساز ارگ بوده که بر روی سه خط حامل (خط پایین برای پدالهای باس، خط وسط

برای دست چپ و خط بالا برای دست راست) نوشته می شد. وسعت این ساز چیزی در حدود ۵/۹ اکتاو

(دو اکتاو بیشتر از پیانو های امروزی) بوده است.

از سال ۱۷۰۹ که پیانو توسط کریستوفری اختراع گردید، بسیاری از ارگ نوازان به نوازندگی پیانو پرداختند و تکنیکهای

چند صد ساله ارگ را به پیانو منتقل نمودند. بسیاری از آثار یوهان سباستیان باخ (ارگ نواز و آهنگساز شهیر آلمانی)

که امروزه با پیانو نواخته می شوند، برای ارگ (و حتی قبل از اختراع پیانو) نوشته شده بودند.

با اختراع ساز پیانو و ورود به دوره های کلاسیک و رمانتیک، پیانو شدیداً مورد توجه نوازندگان و آهنگسازان قرار گرفت و نقش

ارگ که مهمترین ساز تا آن دوره بود کمرنگ شد و این روند تا سال ۱۹۳۴ که لارنس هاموند ارگ برقی خود به نامHammond

organ را ارائه کرد، ادامه داشت.

در آن سالهااز طرفی نوازندگی پیانو به سبب تلاش بزرگانی مثل چرنی(۱۷۹۱ – ۱۸۵۷)، لیست (۱۸۱۱ –۱۸۸۶)،

شوپن (۱۸۱۰ – ۱۸۴۹) و … به اوج خود رسیده بود و از طرفی موسیقی جاز از سال ۱۹۲۰ شروع به رشد کرده بود

و ساز ارگ به خاطر قابلیتهای زیاد و قدرت مانور بالایش محبوبیتی در میان نوازندگان پیدا کرده بود.

از طرف دیگر تب استفاده از وسایل برقی در اروپا و آمریکا در حال گسترش بود و داشتن وسایل برقی را نشان مدرنیته و

اشرافیت می دانستند. و همه این عوامل در محبوبیت و فراگیر شدن ارگهای برقی سهیم بودند.

از سال ۱۹۳۴ که ارگهای هاموند به بازار آمد گروه‌های موسیقی گاسپل (که موضوع اصلی آنها باورهای زندگی مذهبی

مسیحیان بود) از این ساز استقبال کردند و جیمی اسمیت، نابغه موسیقی جاز که در ابتدا پیانیست بود این ساز را وارد

موسیقی جاز کرد. این نسل اول ارگهای الکترونیکی بود که نوازندگان آن عمدتاً یا پیانیست بودند و یا همان ارگ نوزان

مکتب قدیم بوده‌اند که به دلیل تنوع صدای ارگ‌های برقی و تهیه آسان آن به این ساز روی آورده بودند

(ارگ‌های قدیمی بسیار بزرگ و پیچیده و غیرقابل حمل و گران بودند). نسل دوم ارگ‌های الکترونیکی که کیبورد نامیده

می‌شوند امکانات بیشتری را در اختیار نوازنده قرار می‌دادند.

وجود صداهای مختلف، ریتم‌های متنوع، آکوردها و همراهی‌های اتوماتیک و امکان خلق صداهای جدید و

غیرواقعی از جمله امکاناتی است که این کیبوردها در اختیار نوازنده قرار می‌داد و بنابراین نوازنده مجبور بود

علاوه بر نوازندگی‌ روی کلاویه‌ها، طرز کار ساز و استفاده از آبشن‌های مختلف را نیز بیاموزد.

در این دوره، نوازندگان به دلیل رویارویی با صداهای جدید و امکانات غیرقابل تصوری که ساز کیبورد به آنها ارائه می‌کرد،

دچار نوعی شیفتگی شدند و به طرز افراطی از صداها و افکت‌های غیرطبیعی در کارهایشان استفاده می‌کردند.

گاه همه هدفشان خلق صداهای جدید و عجیب بوده و سیتی‌سایزرها نیز این امکان را به آنها می‌دادند.

گاه دیده می‌شد که در کنسرت‌ها و اجراهای زنده، نوازنده کیبورد، قطعه را از پیش در حافظه دستگاه قرار می‌داد

و در هنگام اجرا کار خاصی انجام نمی‌داد.

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

در حقیقت نوازندگان کیبورد نسل دوم بیشتر دچار نوعی تکنولوژی‌زدگی و سوءاستفاده از امکانات کیبورد و

گاه عوام فریبی بودند. کافیست نگاهی به کلیپ‌های موسیقی چند دهه پیش بیندازیم و ببینیم که نوازندگان کیبورد

چگونه با حرکات نمایشی قصد بزرگنمایی کار خود و گاه را دارند. این نسل هرگز قدرت نوازندگی نسل قبلی

خود را نداشته و دچار ابتذال و انحرافات زیادی شده است. اغلب اوقات سعی می‌کردند تا به وسیله کیبورد کاری کنند

که در توان سازهای دیگر نباشد. گاه در استفاده از صدای یک ساز، از گستره صوتی آن خارج می‌شدند و

یا تکنیک‌هایی که در توان اجرای آن ساز نبود را با آن اجرا می‌کردند و هر نوع بدعت‌گذاری را خلاقیت می‌نامیدند.

آنها بیشتر از اینکه روی تکنیک و نوازندگی خود کار کنند، روی کار با دستگاه و ترکیب صداها و افکتها و … کار می کردند.

با پیشرفت تکنولوژی و علم صدابرداری و ورود سمبل‌ها به عرضه موسیقی و تکراری شدن و فروکش کردن تب موسیقی

الکترونیک خیال‌پردازانه و ظهورsample player ها که نسل بعدی سینتی‌سایزرها بودند نوازندگانی پا به عرصه گذاشتند

که گویا از نوازندگی نسل قبل خود خسته و عاصی بودند.آنها برای استفاده بهتر از صداهای مختلف به مطالعه

ارکستراسیون و سازشناسی پرداختند و بجای به استهزاء گرفتن سازهای دیگر، به گوش کردن دقیق‌تر آن سازها پرداختند.

برای آنها، کیفیت اجرا و موزیکالیته از هرچیز دیگری مهمتر بود.

موارد مهمی که سال‌ها بود که جدی گرفته نمی‌شد دوباره اهمیت پیدا کرد و کتاب‌هایی برای بسط و گسترش

تکنیک‌های کیبورد تالیف گردید، نوازندگان نسل سوم با بهره‌گیری از تکنیک‌های جدّ خود (ارگ) و تکنولوژی جدید،

شیوه‌ای نو در نوازندگی را بنا نهادند و وابستگی خود را به پیانو قطع کردند (گرچه تکنیک‌های پیانو از همان ابتدا از ارگ به

عاریت گرفته شده بود).

امکانات بسیار زیاد دستگاه و صداهای بسیار طبیعی و کلاویه‌های حساس کیبوردهای جدید نوازنده را مجبور کرده است

تا برای استفاده درست از آنها، علومی مثل سازشناسی ریتم‌شناسی، سبک‌شناسی، هارمونی و … را نیز در کنار

نوازندگی روی کلاویه‌ها، فرا بگیرد.مثلاً برای اجرای یک قطعه گیتار فلامنکو روی کیبورد، نوازنده باید با گیتار فلامنکو،

تکنیکهای رایج آن، ریتمهای فلامنکو و … آشنا باشد و یا مثلاً برای نوازندگی بالابان (دودوک) باید علاوه بر آشنایی با این

ساز بتواند از امکاناتی نظیر پدال دمپر، پیچ بند (pitch bend)، لایت بند (light bend)، حساسیت لمس کلاویه (tuch sensivity)

و … به خوبی استفاده کند که این نیازمند داشتن گوشی قوی و حساس و دقت و توان اجرایی بالا می باشد.

به همین دلیل است که در اکثر ارکسترهای پاپ امروزی، نوازنده کیبورد، رهبر و یا سرپرست گروه است.

یک نوازنده نسل سوم کیبورد این قابلیت را دارد (باید داشته باشد) که اگر در یک ارکستر مثلاً نوازنده گیتار بیس مشکلی

برایش پیش آمد و در اجرا حاضر نشد، (نوازنده کیبورد) نقش او را دقیقاً اجرا کند.


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن

آموزشگاه-موسیقی-صدا-سازی-و-خوانندگی

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

واژه هوش شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ IQ یا ضریب هوشی؟

آیا هوش انسان به IQ محدود می شود؟

آیا هوش انسان ذاتی و غیرقابل تغییر است؟ نمی توان با آموزش آن را ارتقا داد؟

هوش هر فردی چه نقشی در انتخاب های تحصیلی و شغلی او دارد؟

هوش معمولاً به عنوان توانائی‌های بالقوه عقلانی تعریف می‌شود. چیزی که ما با آن زاده می‌شویم، چیزی که قابل اندازه‌گیری است و ظرفیتی که تغییر دادن آن دشوار است. امّا در سال‌های اخیر دیدگاه‌های دیگری نسبت به هوش پدید آمده است. یکی از این دیدگاه‌ها، نظریه هوش چندگانه است که توسط هاوارد گاردنر، روان‌شناس دانشگاه هاروارد، ارائه شده است.
تست هوش چندگانه

بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ۱۹۸۳ ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد.

طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او از جمله هوش موسیقیایی، هوش درون فردی، هوش تصویری- فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.

نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو شده است. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و معلمان پیدا کرده است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.

نکات مهم و کلیدی تئوری هوش هشت گانه گاردنر چه هستند؟

۱-   تمام افراد از هر هشت هوش بهره‌مندند.
این تئوری مدعی است تمام افراد از قابلیت‌های هریک از هوش های هشت‌گانه بهره‌مندند. هر چند آن‌ها برای هر یک از افراد به گونه‌ای خاص ظهور و بروز می‌یابد. برای برخی افراد، تمام یا بیشتر این موضوعات در سطح بالایی پدیدار می‌گردد؛ مثل شاعر، سیاستمدار، دانشمند، طبیعی‌دان و فیلسوف آلمانی، گوته. برخی نیز جز ابتدایی‌ترین جنبه‌ها، فاقد تمام این هوش‌ها می‌باشد؛ مانند برخی افراد در مراکز بازپروری؛ ولی بیشتر ما در بین این حالت قرار داریم.

۲-   تمام افراد می‌توانند هر یک از هوش‌های خود را به سطح مناسبی از توانایی برسانند.
اگرچه ممکن است برخی، نقص‌ها و مشکلات شان را ذاتی تصور کنند، اما گاردنر معتقد است چنانچه فرد از آموزش، تشویق و استغنای کافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود تا حد زیادی تمامی هشت مقوله‌ی هوش خود را تا حد بالایی از عملکرد توسعه دهد.

۳-   انواع هوش ها معمولاً به شکلی پیچیده با یکدیگر همکاری می‌کنند.
گاردنر جز در مواردی نادر، معتقد است هیچ نوع هوشی به تنهایی موجودیت نمی‌یابد و هر یک از آن‌ها، همواره بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. مثلاً کودکی که مشغول بازی با توپ است، برای شوت زدن نیازمند هوش بدنی – حرکتی(برای دویدن، گرفتن و زدن توپ)، هوش دیداری – تصویری(برای تعیین جهت و پیش‌بینی محل افتادن توپ)، هوش زبانی و میان‌فردی(برای موفقیت در درگیری‌های جریان بازی) است. در تئوری هوش‌های چندگانه انواع هوش ها، صرفاً جهت بررسی‌ ویژگی‌های اصلی و بهره‌مندی از آن‌ها به‌طور مستقل فرض می‌شوند.

۴-   برای هوشمندی در هر نوع هوش چندین راه وجود دارد.
تئوری هوش‌های چندگانه بر تنوع فراوان روش‌هایی تأکید می‌کند که با آن‌ها افراد می‌توانند استعدادهای خود را درون محدوده‌ی هوش‌ها نشان دهند و هیچ ویژگی استاندارد‌ی برای اینکه فردی در زمینه خاصی هوشمند تلقی شود، وجود ندارد. مثلاً فردی ممکن است قادر به خواندن نباشد، اما از هوش زبانی بالایی برخوردار بوده و قادر باشد داستان‌های خاص بگوید یا واژگان زیادی را بداند.

هوش های هشت گانه کدامند و چه ویژگی دارند؟

هوش زبانی – کلامی

هوش کلامی – زبانی

هوش کلامی به توانایی استفاده از زبان برای توصیف حوادث، ایجاد ارتباط، ایجاد بخش‌های منطقی و استفاده از استعاره و اصطلاحات برای بیان افکار خود اشاره می‌کند.

کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش کلامی- زبانی

مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده

لذت بردن از خواندن و نوشتن

مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده

توانائی در توضیح دادن مسائل

استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها

مشاغل مناسب پیشنهادی
روزنامه نگار، مدیر، پیمانکار، فروشنده، روحانی، مشاور، وکیل، پروفسور، فیلسوف، نمایشنامه نویس، شاعر، طراح آگهی، داستان نویس، ناشر، دلال، برنامه نویس کامپیوتر، مدیریت نشریه و روزنامه

هوش منطقی – ریاضی

هوش منطقی- ریاضی به طور کلی توانایی استفاده از اعداد برای محاسبه و توصیف اشیاء، به کارگیری ریاضی در زندگی روزانه، به کارگیری قوانین ریاضی برای ایجاد بحث تناسب و تقارن، طراحی و مدل سازی می‌باشد. همچنین این ظرفیت هوشی توانایی استدلال منطقی، به خصوص در ریاضی و علوم، ظرفیت تحلیل منطقی مسائل انجام عملیات ریاضی، بررسی سیستماتیک و علمی مسایل، توانایی درک الگوهای ریاضی، تفکر منطقی و استدلال را در بر می‌گیرد.

کسانی که هوش منطقی- ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر درباره مفهوم اعداد، روابط و الگوها علاقه‌مندند.

ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی

مهارت زیاد در حل مساله

لذت بردن از تفکر درباره ایده‌های انتزاعی

علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی

مهارت در انجام محاسبات پیچیده

فروشگاه مسیر ایرانی

برای دریافت تست هوش چندگانه از فروشگاه کلیک کنید

مشاغل مناسب پیشنهادی
حسابدار، کتابدار، آماردان، تاجر، معمار، برنامه نویس کامپیوتر، آهنگساز، مهندس، پزشک، داروساز، حقوقدان، دانشمند و پژوهشگر و ریاضیدان

هوش دیداری – فضایی

هوش دیداری- فضایی
هوش دیداری- فضایی به توانایی مشاهده کامل و دقیق و شرح دنیای بصری و درک و توصیف گرافیکی ایده‌های بصری به صورت آثار توصیفی و ذهنی اشاره می کند. این مولفه هوشی نمایانگر توانائی افراد در ادراک امور دیداری است.

کسانی که در این مقوله هوشی، تواناترند، تمایل دارند در تصاویر تأمل کنند و می‌خواهند تصاویر ذهنی روشنی برای نگهداری اطلاعات ایجاد کنند چون تصاویر را با وضوح بیشتری نسبت به دیگران در ذهن خود می‌پرورانند. کسانی که هوش دیداری – فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند.

ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی

مهارت در درست کردن پازل

مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار

لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی

تشخیص راحت الگوها

مشاغل مناسب پیشنهادی
طراح، هنرمند، عکاس، دکوراتور منزل، نقاش، طراح لباس، معمار، منتقد هنر، مخترع، آرایشگر، بازیگر، شطرنج باز، فیلمبردار، طراح گرافیکی کامپیوتری، ناخدای کشتی، مجسمه‌ساز، معمار، مکانیک و مهندس

هوش بدنی – جنبشی
هوش بدنی – جنبشی به توانایی فرد در استفاده، کنترل و هماهنگ کردن حرکات بدنی– جنبشی و به کارگیری ماهرانه اشیاء اشاره دارد. این مؤلفه هوشی بر قابلیت استفاده فرد از کل بدن یا بخش‌هایی از بدن، مثلاً به کارگیری حرکات ظریف انگشتان یا دست‌ها در حل مسائل تأکید می‌کند.

کسانی که هوش بدنی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک وتردستی هستند.

ویژگی‌های هوش بدنی- جنبشی

مهارت در ورزش و رقص

لذت بردن از ساختن چیزها با دست

هماهنگی فیزیکی عالی

به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن

مشاغل مناسب پیشنهادی
خیاط، آشپز، نجار، مدل ساز ماهر، فیزیوتراپ، هنرپیشه، صنعتگر، طلا‌ساز، ورزشکار، معمار، خلبان، فروشنده، طراح، آهنگر، استاد تربیت بدنی

هوش میان فردی

هوش میان فردی – هوش چندگانه
هوش بین‌فردی به توانایی تشخیص جنبه‌های ظریف رفتاری دیگران، شناخت و درک نیات، انگیزه‌ها و خواست‌های دیگران، که منجر به ارتباط مؤثر با دیگران می‌شود اشاره می کند. به عبارتی دیگر هوش بین‌فردی، توانائی درک دیگران است. اینکه چه چیزی آن‌ها را برانگیخته می‌کند؟ چگونه کار می‌کنند؟ و چگونه می شود با آن‌ها همکاری کرد.

کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند.این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش میان فردی

مهارت در برقراری ارتباط کلامی

مهارت در ارتباط غیرکلامی

نگاه کردن به موقعیت‌ها از زوایای مختلف

ایجاد روابط مثبت با دیگران

مهارت در فرو نشاندن اختلافات در داخل گروه‌ها

مشاغل مناسب پیشنهادی
درمانگر، مشاور، فروشنده، سیاستمدار، کاسب، معلم، پزشک و رهبر مذهبی موفق

هوش درون فردی
به توانایی آگاه شدن از احساس‌ها، انگیزه ها و امیال خود، و استفاده از این شناخت درونی در جهت حل مسایل و کنترل شرایط اشاره دارد. به عبارت دیگر توانایی ارزیابی قوت‌ها، ضعف‌ها، استعدادها، علائق و به کارگیری آن‌ها برای رسیدن به اهداف، درک و شناخت خود برای کمک به دیگران می باشد.

کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کند و کاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند. ). این افراد دنیای درونی خود را ترجیح می‌دهند، دوست دارند تنها باشند و اغلب احساس عمیقی از عزت نفس، استقلال و آرزوی قوی دارند؛ و خود را برای انجام پروژه‌های مطالعاتی مستقل بر می‌انگیزند. دوست دارند هر کاری را بدانند؛ احساساتشان را کنترل می‌کنند؛ و خود را به خوبی می‌شناسند. متفکر، مستقل، خودمدار و سیاستمدارند. قاطعانه از احساس، اعتقاد، و انگیزه خود دفاع می‌کنند. مسئولیت اعمال خود را می‌پذیرند و محدودیت‌های خود را قبول دارند. در پی بازخورد اعمال خود در دیگران هستند. در حوزه‌ای که می‌دانند در آن ضعیفند، فعالیت می‌کنند و بر هدف بزرگی که در سر می‌پروراند پافشاری می‌کنند. از عدم موفقیت سرخورده نمی‌شوند

ویژگی‌های هوش درون فردی

مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود

لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها وایده‌ها

خودآگاهی زیاد

داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود

مشاغل مناسب پیشنهادی
نقشه‌کش، روان‌شناس، رهبر مذهبی، نویسنده، پژوهشگر، نظریه پرداز و فیلسوف

هوش موسیقیایی – آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

هوش موسیقیایی – هوش چندگانه
هوش موسیقیایی به توانایی فهمیدن، گسترش و پیشرفت متون موسیقی، پاسخگویی به موسیقی، درک اشکال و ایده‌های موسیقی، ایجاد عملکرد ذهنی و آهنگ‌سازی اشاره می‌کند. این هوش بسیار سریع‌تر از سایر هوش‌ها ظهور می‌کند. در دوران نوزادی کودکان همان‌طور که قان و قون می‌کنند، آواز می خوانند، می‌‌توانند اصوات دیگران را تقلید کرده و یا اصواتی را تولید کنند.

کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش موسیقیایی

لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی

تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی

توانایی به خاطرسپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها

درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی

مشاغل مناسب پیشنهادی
آهنگساز، نوازنده، موسیقی دان و خواننده

هوش طبیعت گرا
هوش طبیعت‌گرا، توانایی بازشناسی و طبقه بندی گونه‌ها در محیط زندگی خود می‌باشد. قابلیت شناخت عناصر یک گروه، تمایز بین عناصر و گونه‌ها و درک روابط بین آن‌ها، به صورت رسمی و غیررسمی، را در بر می‌گیرد.

کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط ‌شان آگاه می‌شوند.

ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا

علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی

مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات

لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت

بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی