نوشته‌ها

معاون امور هنری به‌طور نمادین از اعضای یگ گروه موسیقی تقدیر کرد

در آیین پایانی جشنواره «کتاب و رسانه»
معاون امور هنری به‌طور نمادین از اعضای یگ گروه موسیقی تقدیر کرد

آموزشگاه موسیقی

در جریان آیین پایانی جشنواره «کتاب و رسانه» معاون امور هنری وزارت ارشاد با حضور در اختتامیه هفدهمین
دوره جشنواره «کتاب و رسانه» که به میزبانی معاونت امور فرهنگی این وزارتخانه در هفته کتاب برگزار شد،

به طور نمادین از اعضای گروه موسیقی خیابانی «گیرین دیریم (رؤیای سبز)» تقدیر کرد.

این گروه موسیقی شهری از سوی دست اندرکاران جشنواره کتاب و رسانه برای اجرای موسیقی در آیین اختتامیه

دعوت شده بودند.

علیرضا بهرامی ـ دبیر این جشنواره ـ در سخنانی اظهار کرد: «دعوت از این گروه موسیقی شهری برای اجرا در این

مراسم رسمی به دلیل این است که از جانب رسانه‌های کشور به عنوان میزان‌الحراره جامعه، این پیام را صادر کنیم
که نباید فقط هوای این قشر از جوانان برومند و تحصیلکرده جامعه را داشته باشیم، بلکه فراتر از آن، باید قدر این

قشر مهم و انکارنشدنی وطن را بدانیم.»

مجتبی حسینی ـ معاون هنری ـ که به همراه مجید فروغی ـ مدیر روابط عمومی معاونت هنری وزارت فرهنگ و

ارشاد اسلامی ـ به عنوان مهمانان این مراسم حاضر بود، در یک اقدام نمادین، با حضور روی صحنه، با اهدای
هدیه‌ای، از منصور شرف‌آبادی ـ سرپرست این گوه موسیقی ـ تقدیر کرد.

آموزشگاه موسیقی,اساتید,بهترین آموزشگاه موسیقی,تدریس گیتارالکتریک,راک,موسیقی ایرانی,سبک راک,علی زند وکیلی,کنسرت علی زندوکیلی,موسیقی راک,موسیقی سنتی

معاون امور هنری به وضعیت این روزهای هنر واکنش نشان داد

معاون امور هنری به وضعیت این روزهای هنر واکنش نشان داد
سید مجتبی حسینی: امیدواریم به مرهم هنر، اندکی این روزگار آرام گیرد

آموزشگاه موسیقی

معاون امور هنری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی یادداشتی را درباره ضرورت این روزهای هنر منتشر کرده است.

«سید مجتبی حسینی» در این باره نوشته است: «هنر، فارغ از مرزها و محدودیت‌های سرزمینی، مخاطب خود

را دارد و همین مخاطب، با توجه‌بخشی و استقبال از آثار و پدیده‌های هنری که بالذات، متضمن فرهنگ و تمدن
خاستگاه خویش هستند، زمینه‌‌ی تعامل و تبادل فرهنگ‌‌های ملل دور و نزدیک را ممکن می‌‌سازد، امکانی که گاه
با پیشی گرفتن از دیگر روابط بین‌الملل، زمینه‌ی همزبانی مردمان جهان را رقم می‌زند. از این رو درمی‌یابیم که
اطلاق عنوان «شهروند افتخاری جهان» برای هنرمندان اطلاق مغتنمی است. در واقع همین فلسفه‌ی جهان
شمولی هنر است که کیفیتی بین‌المللی به پدیده‌های هنری می‌بخشد و فارغ از مباحث زیبایی‌‌شناختی هنر
می‌تواند حتی، تبلور «تئوری اقتصاد هنر» تلقی شود. ما مکلفیم که با ریل‌‌گذاری به‌هنگام و تسهیل در فرآیندهای
اداری و اعتباری، دو رویه‌ی دولتی و غیردولتی را به بهبود و تعمیم این طرح هدایت و ترغیب کنیم. برگزاری فستیوال‌های بین‌‌المللی، نمایشگاه‌های معتبر، نشست‌‌های توان‌افزای علمی و عملی در حوزه‌‌های تولید، توسعه و تجارت
هنر و روابط متقابل در قالب هفته‌‌های فرهنگی، تولیدات مشترک، آموزش و پژوهش هنر می‌تواند در زمره‌ی
رویکردهای حمایتی دولت قرار گیرد که بر این اساس و در طی طرح‌ها و برنامه‌هایی، بدان اهمیت و اولویت

بخشیده شده است.

هویت‌‌بخشی به بخش غیردولتی با پرهیز از نگاه رقابتی دولت به این بخش و واسپاری حوزه‌‌های تجارت محور

هنر به این بخش و ترویج فرهنگ فرآیندهای مشارکتی در زمینه­‌های تولید و عرضه‌‌ی آثار هنری می‌‌تواند در زمره‌ی
رویکردهای غیردولتی قرار گیرد. قطعاً در چنین نظامی، انتفاع مالی و معنوی هنرمند و برخورداری مستقیم از مواهب
رفاهی و معیشتی که قاعدتاً توأم با ترفیع و تعالی درجه‌‌ی اجتماعی است، مانع از خروج سرمایه‌های منطقه‌ای
و بین‌‌المللی می‌‌شود و ارزش اعتباری و منزلت اجتماعی مکسوبه، صرف توسعه‌‌ی جوامع هنری و فضیلت‌‌های

انفرادی و گروهی هنر می‌‌گردد.

اگر این کم‌اتکایی هنر به ساختار دولت از قدمت بیشتری برخوردار بود و ساختار بخش غیردولتی ناگزیر به رقابت

با بخش دولتی نبود و تکلیف دولت صرفاً در سیاست‌گذاری و رویه‌‌ی نظارتی و حمایت مقصور می‌شد، اکنون این
نهاد و نظام اجتماعی می‌توانست بحران اقتصادی موجود را بی هیچ اتکایی به حمایت دولت پشت سر بگذارد و
در چرخه‌ی تولید و توسعه‌‌ی هنر، خاصه در بخش بین­‌الملل توقفی ایجاد نشود. به هر دلیل این سازه‌‌ی اجتماعی
تکمیل نشده است و این ناهمگونی نباید ما را از صیانت و حمایت بدنه‌‌ی هنر غافل سازد.
معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تجمیع توان و تجربه‌ی خود در این شرایط، به راهکارهایی
هم‌چون بهره‌مندی مکفی از ارز دولتی به منظور دعوت از گروه‌های خارجی و برگزاری رویدادهای بین‌المللی،
جلب مشارکت نهادها و سازمان‌های غیرمکلف که منوط به هم‌افزایی دوسویه خواهد بود و تمرکز بر مهمترین
وجوه رویدادهای بین‌الملل که بیشترین مزیت‌های فردی و گروهی را در پی خواهد داشت اندیشیده است که
امیدواریم با حضور مسئولانه و بی‌دریغ نمایندگان صنوف گوناگون هنری که مقصد غایی مشترکی دارند به نتیجه‌‌ای
بنشیند. دور نیست که بدین روش هم چرخه‌ی فعالیت هنری و ارتزاق هنرمندان به خطر نیفتد و هم به مرهم هنر،
اندکی این روزگار آرام گیرد.

آموزش سنتور,آموزش عود,آموزش کلارینت,آموزش کیبورد,آموزش گیتار,آموزش موسیقی,آموزشگاه موسیقی هیوا,آموزش ویولن,آموزش ویولنسل,آموزشگاه موسیقی,آموزشگاه موسیقی,اساتید,بهترین آموزشگاه موسیقی

پیکر موسیقی‌دان قشقایی امروز در آباده تشییع شد

پیکر موسیقی‌دان قشقایی امروز در آباده تشییع شد
«فرهاد گرگین‌پور» درگذشت

آموزشگاه موسیقی

«فرهاد گرگین‌پور» موسیقی‌دانِ ایل قشقایی، در سن ۷۰ سالگی به علت ابتلا به سرطان در بیمارستان نمازی
شیراز درگذشت. پیکر این هنرمند امروز از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آباده واقع در خیابان بدر تشییع

‌شد.

«گرگین‌پور» نوازندگی را با ساز آکاردئون و به همراه برادرش «فرود» آغاز کرد. این هنرمند دوران کودکی خود را

در ایل و روستا گذراند و از سال ۱۳۳۵ شروع به آموختن موسیقی کرد و از آنجا که دچار نابینایی بود، ناچار
شد مدتی مدرسه را ترک کند؛ اما پس از مدتی وقفه، دریافت که دچار کم بینایی است و می‌تواند دوباره
تحصیل را در روستای محل اقامتش، زنجیران از سر گیرد. او دوره‌ی دبیرستان را در تهران به اتمام رساند و
یکی از استادان او در ساز آکاردئون انوشیروان روحانی بود.این هنرمند عمده تمرکز خود را بر نوازندگی آکاردئون
بنا نهاد و در این سال ها آن چنان این ساز را در موسیقی قشقایی به کار گرفت که نوازندگی این ساز جزوی از
فرهنگ موسیقایی قشقایی شد.

فرهاد گرگین پور پس از اتمام دوره دبیرستان در تهران، دانشجوی دانشگاه شیراز در رشته زبان و ادبیات فارسی

شد و دوره کارشناسی ارشد و دکتری را در دانشگاه تهران سپری کرد و از سال ۱۳۵۳ به شغل معلمی روی آورد.
او افزون بر ۲۰ سال به تدریس مشغول بود و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد نیز بود.  او در راه ترویج موسیقی
قشقایی و موسیقی سنتی بسیار تلاش کرد تا آنجا که موسیقی قشقایی را با نام خانواده گرگین پور می‌شناسند.

آموزشگاه موسیقی,آموزشگاه موسیقی هیوا,آموزش ویولن,آموزش ویولنسل,آموزشگاه موسیقی,اساتید,بهترین آموزشگاه موسیقی

آموزش کیبورد یا پیانو؟

آموزشگاه موسیقی

شیوه آموزش ارگ و کیبورد

سوالی که برای بسیاری از هنرجویان کیبورد پیش می آید این است که: برای یادگیری کیبورد

باید از کجا شروع کرد؟هنرجویان بسیاری را می شناسم که بخاطر اطلاعات غلط و یا انتخاب

غلط، سالهای زیادی را صرف نوازندگی کیبورد و یادگیری کیبورد ( ارگ) نموده اند اما از شیوه

نوازندگی خود راضی نیستند و یا اینکه کلاً سرخورده شده اند و قید پیشرفت را زده اند و

پذیرفته اند که در همین سطح باقی بمانند.مطلبی که زیاد دیده ایم و می بینیم این است

که خیلی از افراد می پرسند که: برای یادگیری کیبورد باید چه کنیم؟

آیا باید با پیانو شروع کنیم؟ آیا درست است که کسی که پیانو می نوازد، کیبورد هم

می تواند بنوازد؟ آیا کتابBeyer برای یادگیری کیبورد مناسب است؟

این ذهنیت غلط که برای یادگیری کیبورد باید پیانو را آموخت را عمدتاً سه دسته از افراد می گویند:

دسته اول افرادی هستند که در کل اطلاع کمی از موسیقی دارند و سازها را فقط در حد اسم

و شکل می شناسند و از بحث های تخصصی بی اطلاعند

(اگرچه اظهار نظرهای تخصصی می نمایند). این دسته از کارشناسان به لحاظ اینکه کیبورد

و ارگ و پیانو به هم شبیهند و به این دلیل که پیانو معمولاً بزرگتر از کیبورد است تصور می کنند که پیانو

کامل تر از کیبورد است و یادگیری پیانو باعث یادگیری کیبورد و ارگ و احتمالاً آکاردئون و… خواهد شد!!!

دسته دوم پیانیست هایی هستند که کیبورد نواز نیستند و از تکنیکهای نوازندگی کیبورد و همچنین

تفاوتهای نوازندگیپیانو و کیبورد بی اطلاعند و یا می دانند که تفاوتهایی هست اما به سبب تعصبی

که با ساز خود دارند، آن را برتر از همه سازها می دانند.دسته سوم از کارشناسان نیز کسانی

هستند که هم کیبورد و هم پیانو می نوازند اما در حقیقت هیچ یک را در سطح تخصصی نمی نوازند

تا تفاوتهای این دو درک کنند. این دسته از نوازندگان پیانو را در حد پیانو عمومی و همچنین کیبورد

را در حد مقدماتی و یا متوسطه می نوازند.

این نظرات فقط در مورد ساز کیبورد نیست و بسیار دیده ایم که می گویند برای یادگیری

گیتار الکتریک باید با گیتار کلاسیک شروع کرد!!! و یا برای یادگیری تار باید ابتدا سه

تار را آموخت!!! و… این راهمایی های غلط می تواند آسیبهای جبران ناپذیری به

یادگیری هنرجو وارد نماید و حتی ممکن است

سرنوشت موسیقایی یک انسان علاقه مند و عاشق موسیقی را تغییر دهد.

آموزشگاه موسیقی

مفهوم ریتم در کیبورد

 

آموزشگاه موسیقی

مفهوم ریتم در کیبورد
مجید بهبهانی:
ریتم در حقیقت ترجمه واژه Style است به معنای یک سبک یا الگوی موسیقایی که به غلط در بین
نوازندگان ایرانی ریتم نامیده می‌شود.اما به هرحال منظور از استایل ( یا همان ریتم ) قطعه‌ای
آهنگین شامل سازهای مختلف است که توسط سکوانسر دستگاه به طور خودکار نواخته می‌شود
و نوازنده با آکوردگیری تنالیته آنرا تغییر می‌دهد و در حقیقت از آن به عنوان ارکستر همراهی کننده
استفاده می‌کند.در بین کیبورد ارنجرها با افزایش تکنولوژی و قیمت دستگاه، ساختار استایل‌ها
پیچیده‌تر می‌شود تا آهنگ واقعی‌تر و متنوع‌تر برسد و شنونده باور کند که ارکستری واقعی،
نوازنده کیبورد را همراهی می‌کند.در اغلب دستگاه‌ها یک استایل از بخش‌های مختلفی تشکیل
شده است. این بخش‌ها عمدتا عبارتند از:
  • یک یا دو قطعه اصلی که با انتخاب نوازنده مرتبا تکرار می‌شوند و ارکستر را شبیه‌سازی می‌کتند.
  • یک قطعه پیش‌درآمد که در حقیقت مقدمه آهنگ را تامین می‌کند و در اکثر دستگاه‌ها به Intro مشهور است
  • یک قطعه میانی که برای جذاب شدن آهنگ که مابین نواختن استفاده می‌شود و در بین نوازندگان به پاساژ یا Fill In معروف است
  • و یک قطعه پایانی که برای خاتمه آهنگ بکار گرفته می‌شود و در اغلب موارد Ending نام می‌گیرد.
در مدل‌های ارزان‌ قیمت یک سری استایل ثابت در دستگاه وجود دارد و نوازنده ملزم به استفاده از
همان نمونه‌های پیش‌فرض است. برای مثال می‌توان به دستگاه CASIO CT-680 اشاره نمود. که از ۱۱۰
استایل ثابت تشکیل شده و هر استایل از ۶ بخش بنام‌های CODA, ENDING, FILL IN, BREAK,
INTRO (LONG), INTRO تشکیل شده است.
اما در مدل‌های پیشرفته و گران‌قیمت‌تر دستگاه به نوازنده اجازه می‌دهد، تا استایل را به سبک
خود خلق کند و به اصطلاح دستگاه قابلیت ریتم‌سازی دارد.در بین دستگاه‌هایی که قابلیت خلق
استایل دارند نیز تفاوت‌های چشمگیری وجود دارد، یکی از این تفاوت‌ها تعداد قطعه‌های یک استایل است،
برای مثال
در کیبورد YAMAHA PSR-510 هر استایل از ۷ بخش به شرح زیر تشکیل شده:
INTRO, MAIN A, MAIN B, FILL IN 1, FILL IN 2 (*2), ENDING
تفاوت مهم‌تر در ساختار هر قطعه است، که مثلا در دستگاه فوق هر یک از قطعات ذکر شده از
۸ کانال به شرح زیر تشکیل شده‌اند:
RHYTHM1, RHYTHM2, BASS, RHYTHMIC CHORD1, RHYTHMIC CHORD2, PAD CHORD, PHRASE1, PHRASE2
این کانال‌ها معمولا بین یک تا چهار میزان تکرار شونده دارند که از آهنگساز خواسته می‌شود تا
خطوط درام و پرکاشن را در طی این میزان‌ها نواخته و خطوط باس و همراهی کننده را تحت یک
آکورد مشخص ( معمولا دو ماژور ) بنوازد. سپس کانال‌های نواخته شده توسط دستگاه ضبط می‌شود
و با روشن کردن ریتم،‌ میزان‌های ضبط شده مرتب تکرار می‌شوند.
هنگامی که نوازنده آکورد را تغییر می‌دهد، کانال‌های همراهی کننده با توجه به آکورد گرفته شده،
از دو ماژور به آکورد مورد نظر تغییر می‌یابند.یکی از مشکلاتی که در دستگاه‌های با قیمت متوسط
وجود دارد، این است که فرایند تغییر آکورد یک حالت ثابت دارد، به عبارت دیگر اگر نوازنده آکورد
“رمینور” را بنوازد، دستگاه دوماژور ضبط شده را به رمینور انتقال می‌دهد و تفاوتی نمی‌کند که نوازنده
رمینور را با کدام نت‌ها نواخته است. ( یک آکوردرا می‌توان در قسمت‌های مختلف یک ساز با استفاده از نت‌های هم‌آهنگ نواخت ).
این باعث می‌شود که تنوع آکوردها محدود شود و بعضا برخی آکوردها به طرز زیبایی انتقال پیدا نکنند.
دستگاه‌های پیشرفته این مشکل را به شیوه‌های مختلفی حل کرده‌اند، برای مثال در KORG Pa80 یا Pa50 Sampler
ساختار ریتم به صورت زیر است:
همانطور که گفته شد، به طور کلی بخش Style در اغلب کیبوردها از اجزای زیر تشکیل شده است:
الف تعدادی استایل یا ریتم‌‌های ثابت و یا قابل برنامه‌ریزی ( در صورتیکه دستگاه قابلیت ریتم‌سازی داشته باشد )
ب) بخش‌هایی مانند Intro, Fill, Ending که بخش‌های مختلف یک استایل یا ریتم را تشکیل می‌دهند.
ج ) کانال‌هایی مانند Drum, Percussion, Bass, Accompaniment که اجزای بخش‌های بالا را تشکیل می‌دهند.
همچنین گفته شد، که با پیشرفته شدن دستگاه‌های مختلف تعداد این اجزا بیشتر و قابلیت برنامه‌ریزی آن‌ها گسترده تر می‌شود.
اما ببینیم این اجزا در KORG Pa80, Pa50 Sampler چگونه تعریف شده است:
در این دستگاه به صورت پیش‌فرض حدود ۳۰۴ استایل وجود دارد و ۴۸ فضای خالی برای خلق ریتم توسط آهنگساز در نظر گرفته شده است.
هر استایل از خود از ده بخش Variation 1,2,3,4, Intro 1,2, Fill 1,2, Ending 1,2 تشکیل شده است که به هر یک از این بخش‌ها اصطلاحا یک
Style Element یا به طور خلاصه E می‌گویند.
هر Style Element خود از اجزای کوچکتری بنام Chord Variation یا به اختصار CV تشکیل شده است. نحوه تخصیص این اجزای به طوری است
که Variation1,2,3,4, از حداکثر شش CV و مابقی Style Elementها از دو CV تشکیل شده‌اند.
اما CVها چیستند، CV در حقیقت مجموعه‌ای از Track Sequenceها یا کانال‌های درام، پرکاشن، باس و … هستند. در ارنجر Pa80, Pa50 Sampler
هر CV از هشت کانال بنام‌های DRUM, PERC, BASS, ACC1,2,3,4,5 تشکیل شده است.
بسیار خوب، اما کاربرد این ترکیب پیچیده چیست؟
همانگونه که در بالا ذکر شد، در اکثر دستگاه‌ها هنگام ریتم‌سازی آهنگ‌ساز کانال‌های همراهی کننده را ( مثلا ACC1) تحت یک آکورد مشخص
( غالبا ترکیبات دو ماژور ) ضبط می‌کند و بعدها هنگامی که نوازنده آکورد را در حین نواختن آهنگ تغییر می‌دهد، دستگاه به طور خودکار آکورد
ضبط شده را به وضعیت جدید تغییر می‌دهد.
اما نکته‌ای که وجود دارد این است که انتقال آکوردها همیشه با مشکلاتی به همراه بوده است، برای مثال یک آکورد Dm7 را می‌توان در قسمت‌های
مختلف کیبورد نواخت، اما در روش انتقال ثابت فقط یک صدا از دستگاه تولید می‌شود یا در هنگام ریتم‌سازی آکورد ماژور ضبط می‌شود اما هنگام
نوازندگی برای نواختن یک آکورد مینور انتقال با مشکلاتی روبروست.
اگرچه دستگاه‌های مختلف راه‌کارهایی را برای رفع این مسائل تعبیه کرده اند اما در Pa80,Pa50 Sampler دستگاه این قابلیت را در اختیار شما قرار
می‌دهد، تا برای هر Style Element بین دو تا شش الگوی مختلف شامل دارم، پرکاشن، باس، و پنچ خط همراهی کننده تهیه کنید و دستگاه با توجه
به نوع آکوردی که می‌نوازید یکی از این الگوها را بکار می‌گیرد.
البته کرگ، اصراری بر این ندارد که شما هنگام ریتم سازی حتما شش Cv کامل برای هر Variation خود ضبط کنید، اما توصیه می‌کند برای بخش‌های Intro1 و Ending1 حتما دو الگوی CV یکی بصورت ماژور و یکی بصورت مینور ضبط نمایید.

آموز

آموزشگاه موسیقی

شگاه موسیقی

آموزشگاه موسیقی/تاریخچه ساز ارگ:

آموزشگاه موسیقی 

تاریخچه ساز ارگ:

سازهای کلاویکورد و هارپسیکورد در قرن چهاردهم ساخته شدند. زمانی که تکنولوژی بهبود یافت کیبوردهای

پیچیده تر ساخته شدند.

شامل کیبورد و ارگ ۱۲ صدایی که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. در ابتدا صفحه کیبورد یک ساز،

فقط می توانست یک مقدار خاص صدا تولید کند. در قرن هجدهم پیانوفورت اختراع شد که طریقه جدیدی از کنترل

میزان و شدت صدا را توسط میزان فشار اعمال شده توسط فشار دادن کلید را ارائه می کرد.

قدم بعدی طراحی تکنولوژی صدای الکترونیک بود. اولین ساز، دنیس دور بود که توسط واکلاو پروکاپ داویس

در سال ۱۷۵۳ ساخته شده بود. این ارگ (کیبورد) با ۷۰۰ سیم موقتا الکترونیک شده بود تا کیفیت صوتی آن را

تقویت کند.

۷ سال بعد جین بپتایس، کلاوسین الکتریک را درست کرد. این ارگ و کیبورد موسیقی با پلاکترا و فعالی سازی توسط

الکتریسیته ارائه شده بود.

هر دو این ارگ ها از الکتریسیته برای تولید صدا استفاده نمی کردند. الیشا گری یک ساز موسیقی الکترونیک

به نام تلگراف موزیکال اختراع نمود. این ارگ از ارتعاش مدار الکترومغناطیس، صدا تولید می کند. او یک اوسیلاتور (نوسانگر)

تک نت ابتدایی برای آن ارائه کرد. در قدم بعدی او یک بلندگو شامل دیافرام برای قابل شنیده شدن دیتا به آن اضافه کرد.

در سال ۱۹۰۶ ، لی دی فارست، ترایود الکترونیک والو را اختراع کرد. در ۱۹۱۵ او اولین ساز لامپ خلاء، پیانوی صوتی

را اختراع کرد. تا زمان اختراع ترانزیستور، لامپ خلاء جزئی ضروری در سازهای الکترونیک بود.

در سال ۱۹۳۵ ، ارگ اسطوره ای همند معرفی شد. توسعه های بیشتری در صنعت ارگ و کیبورد توسط “موسیقی ساز

چمبرلین” در سال های ۱۹۴۰ و ملوترون در اوایل سالهای ۱۹۵۰ انجام شد.

اولین قدم بسوی پیانو الکترونیک توسط رودز با پری پیانو برداشته شد.

نسل بعدی این ساز قادر به انجام خود تقویت سازی صدا بود. در سال ۱۹۵۵ کمپانی وارلیتزر اولین پیانوی الکتریک

را بنام ۱۰۰ عرضه نمود.

اختراعات سینتی سایزرهای موسیقی در سالهای ۱۹۶۰ قدمی به سوی ارگ مدرن امروزی بود.

این امر از سال ۱۹۶۴ وقتی باب موگ سینتی سایزر موگ خود را تولید می کرد، شروع شد. این ارگ (کیبورد) مونوفونیک بود

و فقط قادر به تولید یک نت در یک زمان واحد بود. بعضی از سازها مانند EML 101 و ARP Odyssey و

موگ سونیک ۶ پلی فونی بوند که به این معناست که می توانستند بیشتر از یک یا دو و یا بیشتر کلید را همزمان

با آنها فشرد و صدا تولید کرد. نسل های بعدی ارگ های الکترونیک تلفیقی از مدارهای ارگ و سینتی سایزرها

بودند.

ساخت رابط دیجیتال سازهای موسیقی MIDI به عنوان یک استاندارد برای انتقال کدهای دیجیتال تحول بزرگی

در تکنولوژی ارگ ها و کیبورد ها به وجود آورد.

طبقه بندی ارگ

بعضی از سازندگان و فروشندگان، محصولات ارگ و کیبورد خود را در این گروه بندی های زیر تقسیم می کنند :

دیجیتال پیانو

پیانوی استیج

تنظیم کننده

آموزشگاه موسیقی

آموزشگاه موسیقی,آموزشگاه موسیقی,آموزشگاه موسیقی,آموزشگاه موسیقی

آموزشگاه موسیقی ناردونه/مقاله تخصصی کیبورد

آموزشگاه موسیقی ناردونه

مقاله تخصصی کیبورد

سالهاست که ساز کیبورد در ایران در ارکسترهای پاپ و مجالس و جنگهای شادی و … به چشم می خورد و هنوز دید دوگانه ای نسبت به این ساز وجود دارد.

بسیاری از بزرگان موسیقی کشور، کیبورد را به عنوان یک ساز قبول ندارند و حتی در هنرستان و دانشکده های

موسیقی ایران نیز رشته ای برای فراگیری این ساز وجود ندارد و اساتید موسیقی ایران عمدتاً معتقدند که برای نوازندگی

کیبورد باید پیانو را فرا گرفت و سپس تکنیکهای پیانو را روی کیبورد پیاده کرد.

این دید ناشی از این است که کیبورد را سازی غیر مستقل و مشتق شده از پیانو می دانند و معتقدند

که بهترین مسیر برای یادگیری نوازندگی کیبورد، همان یادگیری پیانو است. باز این دیدگاه خیلی بهتر از دیدگاه عامیانه است

که تصور می کنند کیبورد (به زعم آنان ارگ) همه چیز را خودش اجرا می کند و نوازنده فقطstop/stat می کند

(چیزی شبیه کار Dj).بد نیست با نگاهی به تاریخچه کیبورد و شناسایی نسلهای این ساز، کمی بیشتر با آن آشنا شویم

و علت این دیدگاه ها را بررسی کنیم.

میدانیم که ارگ (Organ) از مهمترین سازهای قرون وسطی (۱۰۰۰ – ۱۴۵۰) است که بسیاری از علوم مهم موسیقی

مانند گام و فواصل تمپره، کنترپوان، بافت های هموفونیک و پولی فونیک و هارمونی و… بر روی این ساز و توسط نوازندگان

این ساز شکل گرفت.

سخت ترین نت خوانی مربوط به ساز ارگ بوده که بر روی سه خط حامل (خط پایین برای پدالهای باس، خط وسط

برای دست چپ و خط بالا برای دست راست) نوشته می شد. وسعت این ساز چیزی در حدود ۵/۹ اکتاو

(دو اکتاو بیشتر از پیانو های امروزی) بوده است.

از سال ۱۷۰۹ که پیانو توسط کریستوفری اختراع گردید، بسیاری از ارگ نوازان به نوازندگی پیانو پرداختند و تکنیکهای

چند صد ساله ارگ را به پیانو منتقل نمودند. بسیاری از آثار یوهان سباستیان باخ (ارگ نواز و آهنگساز شهیر آلمانی)

که امروزه با پیانو نواخته می شوند، برای ارگ (و حتی قبل از اختراع پیانو) نوشته شده بودند.

با اختراع ساز پیانو و ورود به دوره های کلاسیک و رمانتیک، پیانو شدیداً مورد توجه نوازندگان و آهنگسازان قرار گرفت و نقش

ارگ که مهمترین ساز تا آن دوره بود کمرنگ شد و این روند تا سال ۱۹۳۴ که لارنس هاموند ارگ برقی خود به نامHammond

organ را ارائه کرد، ادامه داشت.

در آن سالهااز طرفی نوازندگی پیانو به سبب تلاش بزرگانی مثل چرنی(۱۷۹۱ – ۱۸۵۷)، لیست (۱۸۱۱ –۱۸۸۶)،

شوپن (۱۸۱۰ – ۱۸۴۹) و … به اوج خود رسیده بود و از طرفی موسیقی جاز از سال ۱۹۲۰ شروع به رشد کرده بود

و ساز ارگ به خاطر قابلیتهای زیاد و قدرت مانور بالایش محبوبیتی در میان نوازندگان پیدا کرده بود.

از طرف دیگر تب استفاده از وسایل برقی در اروپا و آمریکا در حال گسترش بود و داشتن وسایل برقی را نشان مدرنیته و

اشرافیت می دانستند. و همه این عوامل در محبوبیت و فراگیر شدن ارگهای برقی سهیم بودند.

از سال ۱۹۳۴ که ارگهای هاموند به بازار آمد گروه‌های موسیقی گاسپل (که موضوع اصلی آنها باورهای زندگی مذهبی

مسیحیان بود) از این ساز استقبال کردند و جیمی اسمیت، نابغه موسیقی جاز که در ابتدا پیانیست بود این ساز را وارد

موسیقی جاز کرد. این نسل اول ارگهای الکترونیکی بود که نوازندگان آن عمدتاً یا پیانیست بودند و یا همان ارگ نوزان

مکتب قدیم بوده‌اند که به دلیل تنوع صدای ارگ‌های برقی و تهیه آسان آن به این ساز روی آورده بودند

(ارگ‌های قدیمی بسیار بزرگ و پیچیده و غیرقابل حمل و گران بودند). نسل دوم ارگ‌های الکترونیکی که کیبورد نامیده

می‌شوند امکانات بیشتری را در اختیار نوازنده قرار می‌دادند.

وجود صداهای مختلف، ریتم‌های متنوع، آکوردها و همراهی‌های اتوماتیک و امکان خلق صداهای جدید و

غیرواقعی از جمله امکاناتی است که این کیبوردها در اختیار نوازنده قرار می‌داد و بنابراین نوازنده مجبور بود

علاوه بر نوازندگی‌ روی کلاویه‌ها، طرز کار ساز و استفاده از آبشن‌های مختلف را نیز بیاموزد.

در این دوره، نوازندگان به دلیل رویارویی با صداهای جدید و امکانات غیرقابل تصوری که ساز کیبورد به آنها ارائه می‌کرد،

دچار نوعی شیفتگی شدند و به طرز افراطی از صداها و افکت‌های غیرطبیعی در کارهایشان استفاده می‌کردند.

گاه همه هدفشان خلق صداهای جدید و عجیب بوده و سیتی‌سایزرها نیز این امکان را به آنها می‌دادند.

گاه دیده می‌شد که در کنسرت‌ها و اجراهای زنده، نوازنده کیبورد، قطعه را از پیش در حافظه دستگاه قرار می‌داد

و در هنگام اجرا کار خاصی انجام نمی‌داد.

در حقیقت نوازندگان کیبورد نسل دوم بیشتر دچار نوعی تکنولوژی‌زدگی و سوءاستفاده از امکانات کیبورد و

گاه عوام فریبی بودند. کافیست نگاهی به کلیپ‌های موسیقی چند دهه پیش بیندازیم و ببینیم که نوازندگان کیبورد

چگونه با حرکات نمایشی قصد بزرگنمایی کار خود و گاه را دارند. این نسل هرگز قدرت نوازندگی نسل قبلی

خود را نداشته و دچار ابتذال و انحرافات زیادی شده است. اغلب اوقات سعی می‌کردند تا به وسیله کیبورد کاری کنند

که در توان سازهای دیگر نباشد. گاه در استفاده از صدای یک ساز، از گستره صوتی آن خارج می‌شدند و

یا تکنیک‌هایی که در توان اجرای آن ساز نبود را با آن اجرا می‌کردند و هر نوع بدعت‌گذاری را خلاقیت می‌نامیدند.

آنها بیشتر از اینکه روی تکنیک و نوازندگی خود کار کنند، روی کار با دستگاه و ترکیب صداها و افکتها و … کار می کردند.

با پیشرفت تکنولوژی و علم صدابرداری و ورود سمبل‌ها به عرضه موسیقی و تکراری شدن و فروکش کردن تب موسیقی

الکترونیک خیال‌پردازانه و ظهورsample player ها که نسل بعدی سینتی‌سایزرها بودند نوازندگانی پا به عرصه گذاشتند

که گویا از نوازندگی نسل قبل خود خسته و عاصی بودند.آنها برای استفاده بهتر از صداهای مختلف به مطالعه

ارکستراسیون و سازشناسی پرداختند و بجای به استهزاء گرفتن سازهای دیگر، به گوش کردن دقیق‌تر آن سازها پرداختند.

برای آنها، کیفیت اجرا و موزیکالیته از هرچیز دیگری مهمتر بود.

موارد مهمی که سال‌ها بود که جدی گرفته نمی‌شد دوباره اهمیت پیدا کرد و کتاب‌هایی برای بسط و گسترش

تکنیک‌های کیبورد تالیف گردید، نوازندگان نسل سوم با بهره‌گیری از تکنیک‌های جدّ خود (ارگ) و تکنولوژی جدید،

شیوه‌ای نو در نوازندگی را بنا نهادند و وابستگی خود را به پیانو قطع کردند (گرچه تکنیک‌های پیانو از همان ابتدا از ارگ به

عاریت گرفته شده بود).

امکانات بسیار زیاد دستگاه و صداهای بسیار طبیعی و کلاویه‌های حساس کیبوردهای جدید نوازنده را مجبور کرده است

تا برای استفاده درست از آنها، علومی مثل سازشناسی ریتم‌شناسی، سبک‌شناسی، هارمونی و … را نیز در کنار

نوازندگی روی کلاویه‌ها، فرا بگیرد.مثلاً برای اجرای یک قطعه گیتار فلامنکو روی کیبورد، نوازنده باید با گیتار فلامنکو،

تکنیکهای رایج آن، ریتمهای فلامنکو و … آشنا باشد و یا مثلاً برای نوازندگی بالابان (دودوک) باید علاوه بر آشنایی با این

ساز بتواند از امکاناتی نظیر پدال دمپر، پیچ بند (pitch bend)، لایت بند (light bend)، حساسیت لمس کلاویه (tuch sensivity)

و … به خوبی استفاده کند که این نیازمند داشتن گوشی قوی و حساس و دقت و توان اجرایی بالا می باشد.

به همین دلیل است که در اکثر ارکسترهای پاپ امروزی، نوازنده کیبورد، رهبر و یا سرپرست گروه است.

یک نوازنده نسل سوم کیبورد این قابلیت را دارد (باید داشته باشد) که اگر در یک ارکستر مثلاً نوازنده گیتار بیس مشکلی

برایش پیش آمد و در اجرا حاضر نشد، (نوازنده کیبورد) نقش او را دقیقاً اجرا کند.

 

آموزشگاه موسیقی ناردون,آموزشگاه موسیقی ناردونه,آموزشگاه موسیقی ناردونه,آموزشگاه موسیقی ناردونه

حسین ضرورى

مدرس آواز کلاسیک، پاپ، صداسازى و سلفژ ، گیتار پاپ