آنارام-زهرايى-آموزش-آواز-صدا-سازی-سه-تا

آواز ایرانى، صداسازى،تار و سه تار

هادی-حدادی-آموزش-سه-تار

مدرس سه تار

مهدی-اعتباری-آموزش-آواز-سه-تار

مدرس آواز اصیل ایرانی، تار و سه تار

پریسا-زندش-آموزش-ویولن-موسیقی-کودک

مدرس ویولن و موسیقی کودک

افشين-محسنى-آموزش-گیتار-پاپ-راک-الکتریک

مدرس گیتار پاپ، راک، الکتریک، جز و متال آواز پاپ و راک، صداسازى و سلفژ

وينا-نظری-آموزش-ویولنسل-ارف-کودک-ویولن

مدرس مدرس ویلنسل و ارف و موسیقى کودک

آموزش کیبورد یا پیانو

شیوه آموزش ارگ و کیبورد

سوالی که برای بسیاری از هنرجویان کیبورد پیش می آید این است که: برای یادگیری کیبورد

باید از کجا شروع کرد؟هنرجویان بسیاری را می شناسم که بخاطر اطلاعات غلط و یا انتخاب

غلط، سالهای زیادی را صرف نوازندگی کیبورد و یادگیری کیبورد ( ارگ) نموده اند اما از شیوه

نوازندگی خود راضی نیستند و یا اینکه کلاً سرخورده شده اند و قید پیشرفت را زده اند و

پذیرفته اند که در همین سطح باقی بمانند.مطلبی که زیاد دیده ایم و می بینیم این است

که خیلی از افراد می پرسند که: برای یادگیری کیبورد باید چه کنیم؟

آیا باید با پیانو شروع کنیم؟ آیا درست است که کسی که پیانو می نوازد، کیبورد هم

می تواند بنوازد؟ آیا کتابBeyer برای یادگیری کیبورد مناسب است؟

این ذهنیت غلط که برای یادگیری کیبورد باید پیانو را آموخت را عمدتاً سه دسته از افراد می گویند:

دسته اول افرادی هستند که در کل اطلاع کمی از موسیقی دارند و سازها را فقط در حد اسم

و شکل می شناسند و از بحث های تخصصی بی اطلاعند

(اگرچه اظهار نظرهای تخصصی می نمایند). این دسته از کارشناسان به لحاظ اینکه کیبورد

و ارگ و پیانو به هم شبیهند و به این دلیل که پیانو معمولاً بزرگتر از کیبورد است تصور می کنند که پیانو

کامل تر از کیبورد است و یادگیری پیانو باعث یادگیری کیبورد و ارگ و احتمالاً آکاردئون و… خواهد شد!!!

دسته دوم پیانیست هایی هستند که کیبورد نواز نیستند و از تکنیکهای نوازندگی کیبورد و همچنین

تفاوتهای نوازندگیپیانو و کیبورد بی اطلاعند و یا می دانند که تفاوتهایی هست اما به سبب تعصبی

که با ساز خود دارند، آن را برتر از همه سازها می دانند.دسته سوم از کارشناسان نیز کسانی

هستند که هم کیبورد و هم پیانو می نوازند اما در حقیقت هیچ یک را در سطح تخصصی نمی نوازند

تا تفاوتهای این دو درک کنند. این دسته از نوازندگان پیانو را در حد پیانو عمومی و همچنین کیبورد

را در حد مقدماتی و یا متوسطه می نوازند.

این نظرات فقط در مورد ساز کیبورد نیست و بسیار دیده ایم که می گویند برای یادگیری

گیتار الکتریک باید با گیتار کلاسیک شروع کرد!!! و یا برای یادگیری تار باید ابتدا سه

تار را آموخت!!! و… این راهمایی های غلط می تواند آسیبهای جبران ناپذیری به

یادگیری هنرجو وارد نماید و حتی ممکن است

سرنوشت موسیقایی یک انسان علاقه مند و عاشق موسیقی را تغییر دهد.


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه و اندرزگو منطقه یک 1  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – آموزش کیبورد یا پیانو

آموزشگاه موسیقی

آموزشگاه-موسیقی-صدا-سازی-و-خوانندگی

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

واژه هوش شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ IQ یا ضریب هوشی؟

آیا هوش انسان به IQ محدود می شود؟

آیا هوش انسان ذاتی و غیرقابل تغییر است؟ نمی توان با آموزش آن را ارتقا داد؟

هوش هر فردی چه نقشی در انتخاب های تحصیلی و شغلی او دارد؟

هوش معمولاً به عنوان توانائی‌های بالقوه عقلانی تعریف می‌شود. چیزی که ما با آن زاده می‌شویم، چیزی که قابل اندازه‌گیری است و ظرفیتی که تغییر دادن آن دشوار است. امّا در سال‌های اخیر دیدگاه‌های دیگری نسبت به هوش پدید آمده است. یکی از این دیدگاه‌ها، نظریه هوش چندگانه است که توسط هاوارد گاردنر، روان‌شناس دانشگاه هاروارد، ارائه شده است.
تست هوش چندگانه

بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ۱۹۸۳ ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد.

طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او از جمله هوش موسیقیایی، هوش درون فردی، هوش تصویری- فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.

نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو شده است. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و معلمان پیدا کرده است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.

نکات مهم و کلیدی تئوری هوش هشت گانه گاردنر چه هستند؟

۱-   تمام افراد از هر هشت هوش بهره‌مندند.
این تئوری مدعی است تمام افراد از قابلیت‌های هریک از هوش های هشت‌گانه بهره‌مندند. هر چند آن‌ها برای هر یک از افراد به گونه‌ای خاص ظهور و بروز می‌یابد. برای برخی افراد، تمام یا بیشتر این موضوعات در سطح بالایی پدیدار می‌گردد؛ مثل شاعر، سیاستمدار، دانشمند، طبیعی‌دان و فیلسوف آلمانی، گوته. برخی نیز جز ابتدایی‌ترین جنبه‌ها، فاقد تمام این هوش‌ها می‌باشد؛ مانند برخی افراد در مراکز بازپروری؛ ولی بیشتر ما در بین این حالت قرار داریم.

۲-   تمام افراد می‌توانند هر یک از هوش‌های خود را به سطح مناسبی از توانایی برسانند.
اگرچه ممکن است برخی، نقص‌ها و مشکلات شان را ذاتی تصور کنند، اما گاردنر معتقد است چنانچه فرد از آموزش، تشویق و استغنای کافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود تا حد زیادی تمامی هشت مقوله‌ی هوش خود را تا حد بالایی از عملکرد توسعه دهد.

۳-   انواع هوش ها معمولاً به شکلی پیچیده با یکدیگر همکاری می‌کنند.
گاردنر جز در مواردی نادر، معتقد است هیچ نوع هوشی به تنهایی موجودیت نمی‌یابد و هر یک از آن‌ها، همواره بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. مثلاً کودکی که مشغول بازی با توپ است، برای شوت زدن نیازمند هوش بدنی – حرکتی(برای دویدن، گرفتن و زدن توپ)، هوش دیداری – تصویری(برای تعیین جهت و پیش‌بینی محل افتادن توپ)، هوش زبانی و میان‌فردی(برای موفقیت در درگیری‌های جریان بازی) است. در تئوری هوش‌های چندگانه انواع هوش ها، صرفاً جهت بررسی‌ ویژگی‌های اصلی و بهره‌مندی از آن‌ها به‌طور مستقل فرض می‌شوند.

۴-   برای هوشمندی در هر نوع هوش چندین راه وجود دارد.
تئوری هوش‌های چندگانه بر تنوع فراوان روش‌هایی تأکید می‌کند که با آن‌ها افراد می‌توانند استعدادهای خود را درون محدوده‌ی هوش‌ها نشان دهند و هیچ ویژگی استاندارد‌ی برای اینکه فردی در زمینه خاصی هوشمند تلقی شود، وجود ندارد. مثلاً فردی ممکن است قادر به خواندن نباشد، اما از هوش زبانی بالایی برخوردار بوده و قادر باشد داستان‌های خاص بگوید یا واژگان زیادی را بداند.

هوش های هشت گانه کدامند و چه ویژگی دارند؟

هوش زبانی – کلامی

هوش کلامی – زبانی

هوش کلامی به توانایی استفاده از زبان برای توصیف حوادث، ایجاد ارتباط، ایجاد بخش‌های منطقی و استفاده از استعاره و اصطلاحات برای بیان افکار خود اشاره می‌کند.

کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش کلامی- زبانی

مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده

لذت بردن از خواندن و نوشتن

مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده

توانائی در توضیح دادن مسائل

استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها

مشاغل مناسب پیشنهادی
روزنامه نگار، مدیر، پیمانکار، فروشنده، روحانی، مشاور، وکیل، پروفسور، فیلسوف، نمایشنامه نویس، شاعر، طراح آگهی، داستان نویس، ناشر، دلال، برنامه نویس کامپیوتر، مدیریت نشریه و روزنامه

هوش منطقی – ریاضی

هوش منطقی- ریاضی به طور کلی توانایی استفاده از اعداد برای محاسبه و توصیف اشیاء، به کارگیری ریاضی در زندگی روزانه، به کارگیری قوانین ریاضی برای ایجاد بحث تناسب و تقارن، طراحی و مدل سازی می‌باشد. همچنین این ظرفیت هوشی توانایی استدلال منطقی، به خصوص در ریاضی و علوم، ظرفیت تحلیل منطقی مسائل انجام عملیات ریاضی، بررسی سیستماتیک و علمی مسایل، توانایی درک الگوهای ریاضی، تفکر منطقی و استدلال را در بر می‌گیرد.

کسانی که هوش منطقی- ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر درباره مفهوم اعداد، روابط و الگوها علاقه‌مندند.

ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی

مهارت زیاد در حل مساله

لذت بردن از تفکر درباره ایده‌های انتزاعی

علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی

مهارت در انجام محاسبات پیچیده

فروشگاه مسیر ایرانی

برای دریافت تست هوش چندگانه از فروشگاه کلیک کنید

مشاغل مناسب پیشنهادی
حسابدار، کتابدار، آماردان، تاجر، معمار، برنامه نویس کامپیوتر، آهنگساز، مهندس، پزشک، داروساز، حقوقدان، دانشمند و پژوهشگر و ریاضیدان

هوش دیداری – فضایی

هوش دیداری- فضایی
هوش دیداری- فضایی به توانایی مشاهده کامل و دقیق و شرح دنیای بصری و درک و توصیف گرافیکی ایده‌های بصری به صورت آثار توصیفی و ذهنی اشاره می کند. این مولفه هوشی نمایانگر توانائی افراد در ادراک امور دیداری است.

کسانی که در این مقوله هوشی، تواناترند، تمایل دارند در تصاویر تأمل کنند و می‌خواهند تصاویر ذهنی روشنی برای نگهداری اطلاعات ایجاد کنند چون تصاویر را با وضوح بیشتری نسبت به دیگران در ذهن خود می‌پرورانند. کسانی که هوش دیداری – فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند.

ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی

مهارت در درست کردن پازل

مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار

لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی

تشخیص راحت الگوها

مشاغل مناسب پیشنهادی
طراح، هنرمند، عکاس، دکوراتور منزل، نقاش، طراح لباس، معمار، منتقد هنر، مخترع، آرایشگر، بازیگر، شطرنج باز، فیلمبردار، طراح گرافیکی کامپیوتری، ناخدای کشتی، مجسمه‌ساز، معمار، مکانیک و مهندس

هوش بدنی – جنبشی
هوش بدنی – جنبشی به توانایی فرد در استفاده، کنترل و هماهنگ کردن حرکات بدنی– جنبشی و به کارگیری ماهرانه اشیاء اشاره دارد. این مؤلفه هوشی بر قابلیت استفاده فرد از کل بدن یا بخش‌هایی از بدن، مثلاً به کارگیری حرکات ظریف انگشتان یا دست‌ها در حل مسائل تأکید می‌کند.

کسانی که هوش بدنی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک وتردستی هستند.

ویژگی‌های هوش بدنی- جنبشی

مهارت در ورزش و رقص

لذت بردن از ساختن چیزها با دست

هماهنگی فیزیکی عالی

به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن

مشاغل مناسب پیشنهادی
خیاط، آشپز، نجار، مدل ساز ماهر، فیزیوتراپ، هنرپیشه، صنعتگر، طلا‌ساز، ورزشکار، معمار، خلبان، فروشنده، طراح، آهنگر، استاد تربیت بدنی

هوش میان فردی

هوش میان فردی – هوش چندگانه
هوش بین‌فردی به توانایی تشخیص جنبه‌های ظریف رفتاری دیگران، شناخت و درک نیات، انگیزه‌ها و خواست‌های دیگران، که منجر به ارتباط مؤثر با دیگران می‌شود اشاره می کند. به عبارتی دیگر هوش بین‌فردی، توانائی درک دیگران است. اینکه چه چیزی آن‌ها را برانگیخته می‌کند؟ چگونه کار می‌کنند؟ و چگونه می شود با آن‌ها همکاری کرد.

کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند.این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش میان فردی

مهارت در برقراری ارتباط کلامی

مهارت در ارتباط غیرکلامی

نگاه کردن به موقعیت‌ها از زوایای مختلف

ایجاد روابط مثبت با دیگران

مهارت در فرو نشاندن اختلافات در داخل گروه‌ها

مشاغل مناسب پیشنهادی
درمانگر، مشاور، فروشنده، سیاستمدار، کاسب، معلم، پزشک و رهبر مذهبی موفق

هوش درون فردی
به توانایی آگاه شدن از احساس‌ها، انگیزه ها و امیال خود، و استفاده از این شناخت درونی در جهت حل مسایل و کنترل شرایط اشاره دارد. به عبارت دیگر توانایی ارزیابی قوت‌ها، ضعف‌ها، استعدادها، علائق و به کارگیری آن‌ها برای رسیدن به اهداف، درک و شناخت خود برای کمک به دیگران می باشد.

کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کند و کاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند. ). این افراد دنیای درونی خود را ترجیح می‌دهند، دوست دارند تنها باشند و اغلب احساس عمیقی از عزت نفس، استقلال و آرزوی قوی دارند؛ و خود را برای انجام پروژه‌های مطالعاتی مستقل بر می‌انگیزند. دوست دارند هر کاری را بدانند؛ احساساتشان را کنترل می‌کنند؛ و خود را به خوبی می‌شناسند. متفکر، مستقل، خودمدار و سیاستمدارند. قاطعانه از احساس، اعتقاد، و انگیزه خود دفاع می‌کنند. مسئولیت اعمال خود را می‌پذیرند و محدودیت‌های خود را قبول دارند. در پی بازخورد اعمال خود در دیگران هستند. در حوزه‌ای که می‌دانند در آن ضعیفند، فعالیت می‌کنند و بر هدف بزرگی که در سر می‌پروراند پافشاری می‌کنند. از عدم موفقیت سرخورده نمی‌شوند

ویژگی‌های هوش درون فردی

مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود

لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها وایده‌ها

خودآگاهی زیاد

داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود

مشاغل مناسب پیشنهادی
نقشه‌کش، روان‌شناس، رهبر مذهبی، نویسنده، پژوهشگر، نظریه پرداز و فیلسوف

هوش موسیقیایی – آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

هوش موسیقیایی – هوش چندگانه
هوش موسیقیایی به توانایی فهمیدن، گسترش و پیشرفت متون موسیقی، پاسخگویی به موسیقی، درک اشکال و ایده‌های موسیقی، ایجاد عملکرد ذهنی و آهنگ‌سازی اشاره می‌کند. این هوش بسیار سریع‌تر از سایر هوش‌ها ظهور می‌کند. در دوران نوزادی کودکان همان‌طور که قان و قون می‌کنند، آواز می خوانند، می‌‌توانند اصوات دیگران را تقلید کرده و یا اصواتی را تولید کنند.

کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش موسیقیایی

لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی

تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی

توانایی به خاطرسپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها

درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی

مشاغل مناسب پیشنهادی
آهنگساز، نوازنده، موسیقی دان و خواننده

هوش طبیعت گرا
هوش طبیعت‌گرا، توانایی بازشناسی و طبقه بندی گونه‌ها در محیط زندگی خود می‌باشد. قابلیت شناخت عناصر یک گروه، تمایز بین عناصر و گونه‌ها و درک روابط بین آن‌ها، به صورت رسمی و غیررسمی، را در بر می‌گیرد.

کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط ‌شان آگاه می‌شوند.

ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا

علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی

مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات

لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت

بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

10-نکته-برای-موفقیت-در-نوازندگی

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

ده نکته برای تبدیل شدن به یک نوازنده موفق:

۱٫ به طور هدفدار تمرین کنید: تمرین های کوتاه مدت و بی هدف، ابداً برای شما نتیجه ای نخواهد داشت. تمرین روزانه با طول زمان مشخص بسیار مفید خواهد بود. مثلاً ساعت ۶ تا ۷ بعد از ظهر را برای تمرین انتخاب کنید و سعی کنید هر روز در این ساعت تمرین کنید.
۲٫ با معلم خوب تمرین کنید: هر نوازنده خوب الزاماً معلم خوبی نیست، تدریس پیانو یک روند واقعاً پیچیده و وقتگیر است؛ معلم باید بتواند با هنرجوی خود ارتباط برقرار کند، سرفصل ها یا پکیج های مناسب با هر هنرجو را تهیه و در اختیار او قرار دهد، قدرت آنالیز قطعات انتخابی را داشته باشد و از زمان تدریس حداکثر استفاده را بکند. معلم باید حتماً مجوز تدریس داشته باشد.
برای انتخاب معلم خود می توانید به انجمن موسیقی یا ادارهی ارشاد شهر خود مراجعه کنید و لیست معلمینی که مجوز تدریس دارند دریافت کنید. در پایگاه اینترنتی انجمن موسیقی یا اداره ی ارشاد، معمولاً لیست آموزشگاه های مجاز (که موظفند از معلمین دارای مجوز تدریس استفاده کنند) موجود است.
مجوز تدریس معلمین موسیقی توسط خانه موسیقی یا دانشگاه موسیقی و کنسرواتوار صادر می شود که شامل امتحاناتی در نوازندگی، سلفژ و اصول و روش تدریس موسیقی است.
این مجوز باید هر پنج سال یک بار تمدید شود. از اینکه مجوز تدریس یک معلم را از او بخواهید به هیچ وجه خجالت نکشید.در ضمن، معلم باید در جلسهی معارفه برنامه کاملی از منابع و شیوه ی تدریس خود را ارائه دهد و هنرجو نیز حق دارد درباره این منابع توضیح بخواهد و یا اینکه تغییراتی را درآن بدهد. طرح درس معلم برای سال اول باید به صورت مکتوب به هنرجو ارائه شود و در پایان هر ترم، امتحانی مبتنی بر اصول و روش تدریس پیانو گرفته شود و مدرک پایان دوره به وی اعطا شود.
در کارنامه ی او باید به تمام جزییات آموزشی و میزان پیشرفت هنرجو اشاره شود تا اگر هنرجو احیاناً خواست آموزشگاه یا معلم خود را تغییر دهد، معلم جدید دقیقاً بداند که از کجا باید شروع کند. این را بدانید که هنرجو حق دارد بنا به هر دلیلی معلم خود را عوض کند.
۳-با متدهای پیشرفته تمرین کنید:
 متُدهای زیادی برای آموزش پیانو وجود دارند:
بیر، چرنی، سوزوکی، جیمز باستین، مایکل آرُن، آلفرد و ….. که هر کدام شیوه خاصی در آموزش دارند ، اما همه آنها شیوه پله به پله و تدریجی را دنبال می کنند. اما همه این متُد ها در یک رده قرار نمی گیرند.
مثلاً در پکیج A، بیر، چرنی یا برتینی قرار می گیرند، اما بقیه متُدها در درجهی دوم اهمیت هستند، بنابراین در گروه B یا C قرار می گیرند، مثلاً متُد «جان تامپسُن» متُدی است که برای بچه های زیر ۱۲ سال خوب است، یا متُد «مایکل آرُن» سبکهایی به جز کلاسیک را نیز معرفی می کند. متُد «آلفرد» بسیار جذاب و هیجان انگیز است و «سوزوکی»، متُد آموزشی مبتنی بر اجرای آهنگ است.
یعنی از ابتدا باتدریس آهنگهای کوچک و ساده ، هنرجو را پیش می برد. بهتر است قبل از آغاز به کار دربارهی انتخاب متُد آموزشی با معلم خود صحبت کنید.
۴٫ از اتودهای مهارتی استفاده کنید:
 کتبی مثل هانُن، اشمیت، دانلد گری و براوا، فقط به تکنیک های مهارتی توجه دارند، تکنیک هایی مثل سرعت و استقلال انگشتان، گام و آرپژ و تقویت مهارت نوازنده در اجرای پاساژهای مشکل.
این اتودها به هیچ وجه برای لذت بردن نوشته نشده اند، زیرا ملودی و بافت مشخصی ندارند و فقط برای افزایش مهارتهای نوازندگی هستند، اما بعضاً در طول تاریخ، برخی از این اتودها، خود به یک اثر تحسین برانگیز کاملاً مستقل تبدیل شده اند، مانند اتود انقلابی اثر شوپن که یکی از با شکوه ترین آثار در ادبیات پیانوی دوران رومنس می باشد.
مدت زمان اجرای یک اتود مهارتی هر روزه از ۴۵ دقیقه تا دو ساعت متفاوت است.
این تمرینها برای گرم کردن انگشتان یا Warm up  به کار می روند و باعث می شوند انگشتان شما قبل از اجرای قطعه، خود را به طور کامل با کلاویه ها هماهنگ کنند.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

۵٫ دروس گذشته را تکرار کنید:
 حداقل یک روز در هفته را به تکرار دروس و قطعات قبلی اختصاص دهید.
برخی از قطعات دلخواه را با تمرین حفظ کنید تا همه جا و همه وقت توانایی اجرای آنها را داشته باشید. فرض کنید در یک مهمانی از شما می خواهند آهنگی را بنوازید، شما نمی توانید به آنها بگویید:
« ببخشید، کتاب نت من در خانه جا مانده است!» هر نوازنده دست کم باید بیست تا سی قطعه را  به صورت حفظی، همیشه آمادهی اجرا داشته باشد.
نوازنده ای که مثلاً یک کنسرتو پیانو اجرا می کند، نمی تواند کتاب نت در جلوی خود داشته باشد.
۶٫ با علاقه تمرین کنید:
 هیچ نوازنده موفقی به زور پشت پیانو نمی نشیند! گفته می شود یکی از اشراف وین از موتسارت خواست تا به خواهر زاده اش درس موسیقی بدهد. آن دختر نوجوان که بسیار لوس و بی ادب بود، سگ خود را نیز به همراه کلفت و ندیمه هایش به کلاس آورده بود.
ندیمه ها چند دقیقه با او صحبت کردند تا راضی شد پشت ساز بنشیند، موتسارت همان جلسه ی اول آنقدر از رفتار بی ادبانه آن دختر عصبانی شد که گفت:
« من ترجیح می دهم به آن سگ درس موسیقی بدهم تا این دختر مزخرف! چون به نظر می رسد این سگ بیشتر به من توجه می کند! »
بنابراین خویشاوندان خود را بی جهت تشویق به یادگیری موسیقی نکنید، او باید خود با علاقه خود در این مورد تصمیم بگیرد. یک معلم موسیقی خوب، به محض اینکه فهمید شاگردش به موسیقی بی علاقه است، بی تعارف باید عذر او را بخواهد، چون هم وقت خود و هم وقت شاگردش را تلف می کند.
۷٫ از خستگی نترسید:
تمرین های روزانه و فشرده، گاهی آنقدر به شما فشار می آورد که احساس می کنید دیگر تحمل چنین وضعی را ندارید. این مسئله در روند حرفه ای شدن یک نوازنده، کاملاً طبیعی است.
یک اثر را با زحمت تمرین می کنید، مشکلات تکنیکی خود را به تدریج رفع می کنید و کم کم در اجرای آن ماهر می شوید، خود را برای اجرای عمومی آن آماده می کنید و در جمع دوستان خود آن را اجرا می کنید. اگر در اجرای این اثر موفق باشید، خستگی شما تبدیل به لذتی بی پایان خواهد شد.
۸٫ در انتخاب قطعات دقت کنید:
 شما نمی توانید هر اثری را که برای پیانو نوشته شده است اجرا کنید.
آثاری که برای پیانو نوشته شده اند آنقدر زیاد و متنوع هستند که اگر تمام عمرتان را روز و شب به اجرای آنها اختصاص دهید، تمام نخواهند شد. مثلاً برای اجرای تمام قطعات پیانو که توسط بتهون ساخته شده اند، اگر نوازنده ی خوبی باشید به شش یا هفت سال زمان و یا حتی بیشتر نیاز دارید.
برای اجرای تمام کتاب های چرنی، به بیشتر از این مدت نیاز دارید. پس باید در انتخاب قطعه بسیار سختگیر و دقیق باشید. اول اینکه قطعاتی را تمرین کنید که واقعاً حس هنری شما را تحریک می کنند و دوستشان دارید.
دوم اینکه قطعات را همزمان با هم تمرین نکنید. زیرا ممکن است آنها در ژانرهای متفاوتی باشند، به این ترتیب سبک نوازندگی کاملاً متفاوتی را طلب می کنند.
مثلاً شما نمی توانید همزمان یک قطعه از باخ را به همراه یک قطعهی پاپ تمرین کنید. سوم اینکه قطعاتی را انتخاب کنید که در حد و اندازه شما باشند.
مثلاً اگر هنرجوی یکساله ی پیانو هستید، به هیچ وجه نمی توانید اثری از شوپن را اجرا کنید. زیرا آسان ترین آثار شوپن در سطح یا Grade پنج، طبقه بندی می شوند.
و یا مثلاً اگر کتابی مثل بیر را تمام کرده اید، می توانید حداکثر آثاری را که در سطح سه هستند بنوازید. بسیار دیده می شود که هنرجویان قطعاتی بالاتر از سطح واقعی نوازندگی شان می نوازند.
اشکال این کار این است که چون از نظر تکنیکی به اندازه ی کافی قوی نشده اند، نمی توانند آن قطعه را به طور دقیق و کامل بنوازند.
در بیشتر کتابهای آهنگ، سطح قطعه نیز در بالای قطعه نوشته شده است یا دارای کدهای استاندارد پنج رقمی نوازندگی می باشند.
رقم اول و دوم این کدها، سطح و زیر سطح این قطعات را نشان می دهند. مثلاً اگر کد ۵۱ یا ۵۰۱ را در اول کتاب یا قطعه دیدید، باید بدانید این قطعات در سطح پنج طبقه بندی شده اند.
(مشکل ترین قطعات پیانویی با سطح ۹ طبقه بندی می شوند. اما به صورت معدود سطح ۱۰ را نیز می توانید دربالای برخی قطعات مشاهده کنید.)
۹٫  تئوری موسیقی وسلفژ را بیاموزید:
 یکی از مهم ترین مواردی که یک نوازنده باید به صورت جدی آن را دنبال کند، آشنایی با مبانی موسیقی و سلفژ است.
کتابهای بسیار زیادی در تئوری موسیقی به چاپ رسیده اند، در ایران شما می توانید به تئوری بنیادی موسیقی اثر پرویز منصوری، تئوری موسیقی مصطفی کمال پورتراب و کتب دیگر مراجعه کنید.
سلفژ، فن آواخوانی است، به این معنی که شما باید بدون نیاز به ساز بتوانید از روی نت بخوانید و هر ملودی که شنیدید به خط نت بنویسید. سلفژ معمولاً دارای سه بخش آواشناسی یا انتوناسیون، ریتم خوانی و دیکته ی موسیقی است.
نوازنده ای که سلفژ کار کرده می تواند سریع تر و درست تر نتها را بخواند، بنابراین می تواند بهتر آن را روی پیانو اجرا کند. او ریتم قطعه را بهتر درک می کند، بنابراین اجرای او وضوح و دقت بیشتری خواهد داشت.
در بسیاری از مدارس پیشرفتهی موسیقی دنیا، هنرجو قبل از هر چیز با تئوری موسیقی و سلفژ آشنا می شود، سپس سراغ تمرین روی ساز می رود.
کتابهای سلفژ زیادی برای کار کردن موجود است. در ایران کتاب سلفژ پوتسولیPozzoli و سلفژ آنری لمونHenry Lemoine (ترجمه اینجانب)و چند کتاب دیگر موجود است که می تواند به کمک شما بیاید.
۱۰٫ کنسرت بدهید:
 منظورم این نیست که یک سالن ۲۰۰۰ نفری اجاره کنید.
شما می توانید کنسرتهای خانوادگی ترتیب بدهید. خیلی ساده و در عین حال جذاب است. دوستان و فامیل خود را با یک کارت دعوت کوچک که روی آن نام و مشخصات قطعات نوشته شده دعوت کنید. قدری میوه و شیرینی تهیه کنید و یک بعد از ظهر تعطیل، کار خود را نمایش دهید.
این کار ترس شما را نسبت به کنسرت های جدی تر از بین خواهد برد.
قبل از اجرای هر قطعه، قدری درباره ی آن صحبت کنید؛ اینکه سازنده اثر کیست و در چه تاریخی ساخته شده و مربوط به کدام دوران از ادوار موسیقی است، مدت حدودی اجرای قطعه و حتی برخی مشخصات فنی قطعه مانند تُنالیته و ریتم نیز می تواند برای شنونده جالب باشد.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

با این وجود، این مراسم را خیلی جدی برگزار نکنید.
بین قطعات جدی، قطعاتی از خودتان، از سبک هایی مثل جاز و پاپ و حتی موسیقی های مجلسی استفاده کنید. قطعاتی که شوخ و شنگ هستند حال و هوای مجلس را عوض می کنند و خاطره ای خوب برای مدعوین بر جای می گذارند، ضمناً باعث می شوند که قطعات جدی تر بهتر شنیده شوند، اگر از اول تا آخر بخواهید قطعات سنگین اجرا کنید، ممکن است باعث خستگی شنوندگان شود.
قطعات را از ساده به مشکل انتخاب کنید.
پُز مناسب داشته باشید و بعضاً با حرکات بدن خود، سعی کنید به صورت دیداری نیز با شنونده خود ارتباط برقرار کنید.
اگر قطعه، مثل مارش ترک موتسارت یا سوناتین سل ماژور بتهون، شاد و تند است، لبخند بزنید و برای قطعات غمگین، مثل سونات مهتاب، چهره ای جدی و مصمم از خود نشان دهید.
چهره ی شما باید معرف حالت قطعه باشد.
این کنسرت خانوادگی را به صورت تصویری ضبط کنید، سپس بارها آن را دوباره از نو باز بینی کنید و تلاش کنید اشکالات خود را در اجراهای بعدی برطرف کنید.
رسیتال:
هنرجوی موسیقی که از دانشگاه، یا کنسرواتوار یا آموزشگاه فارغ التحصیل شده می تواند رسیتال برگزار کند.
رسیتال یک کنسرت کاملاً جدی برای بررسی توانایی یک نوازنده است که معمولاً به صورت کنسرت، برای عموم نیز اجرا می شود. رسیتال درواقع یک دفاع است، مثل آنچه که پزشکان هنگام فارغ التحصیلی انجام می دهند و یک پروژه است از هر آنچه که نوازنده در طول این سالها آموخته است.
چند نفری از اساتید (برای کسانی که از دانشگاه یا کنسرواتوار فارغ التحصیل می شوند) به اجرای رسیتال نمره می دهند و مشخص می کنند که این نوازنده می تواند مدرک خود را دریافت کند یا خیر. هنرجویی که از یک آموزشگاه نیز فارغ التحصیل می شود می تواند با کمک مسئولین آموزشگاه رسیتال بدهد.
اما رسیتال فقط برای نمره گرفتن نیست. هر نوازنده ای می تواند رسیتال بدهد.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – ۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

آشنایی-با-سازهای-کوبه-ای

آشنایی با سازهای کوبه ای

این روزها سازهای کوبه ای (percation)  علاقه مندان بسیاری پیدا کرده است و پرکاشن ها هر روز جای خود را در میان مردم بیشتر باز می کنند.
آموزشگاه موسیقی هنر پارسه نیز در این زمینه با همکاری برترین نوازندگان و مدرسان سازهای کوبه ای مفتخر است که سهم کوچکی را در آموزش سازهای کوبه ای ایفا نماید.
حتماً شما عزیزان با سازهایی مانند دف و تنبک و درامز و… آشنا هستید اما بد نیست بدانید خانواده پرکاشن ها یا همان سازهای کوبه ای بزرگترین خانواده هستند که حدود بیش از ۱۲۰۰ عضو (طبق طبقه بندی موزه موسیقی اشتامف) را در خود جای داده اند.
تقریباً می توان گفت تمام فرهنگها و مناطق بومی حد اقل یک ساز کوبه ای مختص به خود را دارند.
در این مقاله به معرفی برخی از این سازها خواهیم پرداخت:
بانگو(bongo)
بانگو یکی از سازهای کوبه ای کشور کوبا است این ساز به کشورهای دیگر نیز راه یافته است و در موسیقی لاتین کاربرد فراوان دارد.
سبک سان ، ترکیبی از موسیقی آفریقایی و اسپانیایی برگرفته از بخش شرقی کوباست .
بانگو یکی از نامی ترین سازهای کوبه ای لاتین است و می توان صدای آن را در بسیاری از سبک های موسیقی پیدا کرد .
ضمنا این ساز در ایران به نام بینگو و بانگو   Bingo Bango معروف است علت آن این است که به صورت جفتی استفاده می شود.

تومبا (Tomba)
یا
کنگا (congo)
کنگا تا حد زیادی ، مرسوم ترین ساز دستی کاربردی در موسیقی مردمی به شمار می آید .
ریشه لغوی کنگا از کنگوی آفریقا است ، اما ساز خمره ای شکلی که پیش از این می دیدید در واقع سازی کوبایی که از دل نواهای محلی و بومی بیرون آمده ، کنگاها را میتوان در موسیقی جاز ، راک ، بلوز ، آراندبی ، و ورگا دید .کنگا در واقع در شامل سه ساز است :
کوینتو ، سی گاندو یا کنگا و تومبا یا تومبادورا (اگر کنگا چهار تیکه باشد کوچکترین خانواده کنگا “ری کوینتو” نام دارد) .
ضمنا به کل این ساز در ایران تومبا میگویند.
می گویند این ساز در زمان شاه عباس توسط بردگان آفریقایی که برای بیگاری توسط انگلیس به بندر گمبرون آورده شده بودند به ایران راه یافت.
جیمبه (Djembeh)
جیمبه قدیمی تریت ساز کوبه ای آفریقایی محسوب می شود.
این ساز با ظاهر قبیله ای ، صدای پر معنی و بلند و نواختن راحت و آسانش ، تبدیل به یکی از دوست داشتنی ترین سازهای دنیا شده است. کوک سفت جیمبه ، و پوست نازک دهانه ، به اندازه زیادی بر صدای پر معنی ساز ، تاثیر می گذارد .
این ساز نیز در ایران رواج فراوان یافته و در آموزشگاه های موسیقی تدریس می گردد.
جیمبه از پوست بره آهو و گوسفند ساخته می شود.

 

آشیکو (ashiko)
آشیکو نیز همانند اکثر سازهای کوبه ای سازی است از آن آفریقای غربی و مانند جیمبی ، دارای دهانه ای است نازک با پوست بز و به سبب سفت بودن دهانه ، به سختی کوک می شود .
اگرچه آشیکو از لحاظ شکل و شمایل با جیمبه تفاوت های بسیاری دارد ، اما صدایی همانند تولید می کند .
بیشتر مردم ، آشیکو را برادر کوچک جیمبه می دانند .
صدای آن همانند است، اما گستردگی صدا و توانایی اجرای صدای بم جیمبه را ندارد.
اودو (udu)
اودو ، سازی است با اندامی خنده دار و جز اندک سازهای کوبه ای است که دهانه ( یا پوست) ندارد ، ولی میتوان با ضربه زدن به روی آن ، تولید صدا کرد .
به جای آن کل بدنه ساز برای ضربه زدن ، تولید صدا و در یک کلام ، نواختن بکار برده می شوند .
اودو از نیجریه می آید و بر پایه افسانه ها و داستان ها از گلدانی گرفته شده است که به گونه اتفاقی ، دارای سوراخی در کنار خود بوده است .
این سوراخ ، گلدان را برای نگهداری چیزهای گوناگون ، بی مصرف می ساخت . دارندگان این گلدان ، مانند افرادی که احساس ریتمیک بالایی دارند ، همان کاری را انجام دادند که هر شخص دیگری در این شرایط انجام می داد.
اودو صدایی بی همتا تولید می کند : از صدای زنگ گرفته تا صدای بم کم رنگ و ضعیف.
ضمنا در بندر و بخشی از هندوستان و بلوچستان هم استفاده میشه
که تو بندر به نام جهله و در سه سایز جمالی ( باس ) جهله ( مید ) گلوک ( های ) استفاده میشه. در گروهای سنتی کار هم از خمره(مثل اودو) استفاده می کنند .
دمبک (doumbek)
در ابتدا یادآور می شویم که این ساز با ساز تنبک که از سازهای کوبه ای ایرانی است متفاوت است.
همانطور که بعدتر ساز تار نیز خواهیم داشت.
دمبک ، جز سازهایی است که در موسیقی محلی عربی ، بکار برده شده است .
دمبک ، سازی است جامی شکل ، که همانند جیمبه آفریقای غربی ، دارای صدایی پر معنی است .
این ساز از آن خاور میانه است و می تواند از سفال و فلز ساخته شود، دهانه آن بسیار نازک است ( به شکل سنتی از پوست ماهی است ) .
این ساز صدایی بسیار شفاف و تیز تولید می کند و مانند جیمبه ، دارای صدایی حجیم و کاملا بم است .
ضمنا این ساز در ایران به نام تمپو و در جنوب از آن به عنوان ساز ترکیبی ضرب و تمپو استفاده می کنند.

تار (tar)

تار جزو خانواده ی سازهای طوق دار از آن آفریقای شمالی است ( ساز طوق دار ، دارای بدنه ای است که از قطر دهانه ی ساز ، کم عمق تر است ).
تارها بیشتر دارای قطری بین ۳۵ تا ۵۰ سانتی متر هستند .
تار به سبب دهانه نازک و بدنه باریکی که دارد ، صدایی ضعیف تولید می کند که می تواند بسیار مجذوب کننده باشد.
ضمنا این ساز در گروه های شرقی کاربرد فراوانی دارد .
تمبورین / ریک ( tambourine/riq)
شاید نخستین بار صدای تمبورین را در کنسرت راک ، هنگام همنوازی با گیتار ، شنیده اند.
در موسیقی مردمی ، تمبورین بیشتر به عنوان پشتیبان خواننده به شمار می آید.
تمبورین ، مانند دمبک و تار ، ساز محلی خاورمیانه ای است.
و مانند تار ساز طوق دار است.چیزی که تمبورین را جدا می سازد ، حلقه های فلزی هستند که به بدنه ساز چسبیده اند امروزه میتوان گونه های بسیار گسترده ای از تمبورین ها در سراسر دنیا پیدا کرد.
ضمنا این ساز در بین گروه های جنوبی کاربرد فراوانی دارد.
(به نام دایره زنگی)
پاندیرو (pandeiro)
پاندیرو (با تلفظ پان-دار-او)پیروی برزیلی ها از تمبورین است .
با توجه به روایت های مختلف ، پاندیرو ،ساز ملی برزیل است.
این ساز بخش جدا نشدنی جشن سالانه ی ماردی گراس است، و در همه سبک های موسیقی برزیلی نیز موسیقی راک ، فانک و پاپ نیز استفاده می شود.
بوران (bodharn)
گفته می شود که بوران از آن خاورمیانه یا شاید آسیا باشد ، اما هیچ کس در این زمینه مطمئن نیست .
این ساز به تار مصری همانند زیادی دارد ، بر خلاف تار ، بوران را با استیکی(دسته چوبی) به نام کی پین می نوازند .
به دلیل اینکه بوران تا سالهای ۶۰ در موسیقی محلی ایرلندی ، بکار گرفته نشده بود ، مکان این ساز هنوز به گونه ای مورد تردید است .
وظیفه این ساز پشتیبانی کردن است نه تکنوازی .

آشنایی با سازهای کوبه ای

جان جان (djun djun)

جان جان از ان آفریقا غربی است و از سه ساز کوبه ای تشکیل می شود :
دان دونبا (بزرگ)، سانگبا (متوسط)، کان کینی (کوچک) . البته هر کدام از این سازها از کنده های توخالی به وجود آمده اند و دارای اندازه های بسیار گوناگونی هستند ، معمولا دهانه جان جان ها با پوست بز درست می شود .
جان جان ها نه تنها ضرب های باس ریتم های آفریقایی را بوجود می آورند ، بلکه به ریتم ، ملودی ظریفی نیز می افزایند . به گونه سنتی هر نوازنده یکی از اندازه های جان جان را می نواخت و گروه نوازندگان ریتم ها را در هم می آمیختند .
اما امروزه معمولا یک نفر هر سه ساز را به تنهایی می نوازد ، افزون براین نوازنده جان جان ، ریتم ساز را با یک دست (دست چپ) و با دست دیگر ( معمولا دست راست ) زنگ”bell” می نوازد.
کویی کا (cuica)
کویی کا بخش جدا نشدنی موسیقی سامبای برزیلی ، بشمار می آید و در اصل در آفریقا برای به دام انداختن شیرها به کا برده شده است.به دلیل اینکه کویی کویی کا دارای صدایی است بی همتا و پر معنا جای خود را در بیشتر ترکیبات ارکستری امروزی مانند موسیقی جاز ، فیوژن ، فانک و پاپ باز کرده است.
این ساز معمولا نقش تکنوازی یا افکت های صوتی را بعهده دارد.
کویی کا در گروه سازهای استیک دار (دسته چوبی) قرار دارد اما نه به سبب اینکه ان را با استیک می نوازند ، بلکه به این دلیل که این ساز دارای استیکی درون خود است که برای تولید صدا آن را مالش می دهند ، این ساز تنها سازی است که به پوست آن ضربه ای وارد نمی شود.
ساز طوق دار آیینی (frame drum)
ساز طوق دار آیینی شاید بیشترین کاربرد را در دنیا داشته باشد .این ساز ، معمولا دارای دهانه ای با پوست آهو و دارای قطری نزدیک به ۳۰ سانتیمتر است.
شاید این ساز را در تمرین های روحی سرخپوستان دیده باشید .
اما فرهنگ های سراسر دنیا آن را در مراسم گوناگونی بکار می برند .
از این رو عنوان ساز طوق دار آیینی نه به سبب نام رایج این ساز ، بلکه به دلیل معنا های فراوانی که در بر دارد ، به این ساز داده شده است.
سوردو (surdo)
سوردو،با ضرب آهنگ پر تحرک و صدای بمی که دارد به عنوان قلب سامبا نام برده می شود .
سوردو گونه ای باس درام و مانند جان جان ها دارای سه اندازه مختلف است که هر کدام نام ویژه خود را دارد :
مارکاکائو(marcacao)،ری پستا(reposta)،کورتادور(cortador).

آشنایی با سازهای کوبه ای

رپانی کی (repinique)
رپانی کی ، در اصل تام تام برزیلی است همچنین رپانی کی در بخشی از گروه سامبا بیشتر ساز کوبه ای اصلی به شمار می رود.
در واقع رهبر گروه سامبا که مستر دو باتریا(mestre de bateria)نامیده می شود ، رپانی کی مینوازدو گروه را با ریتم هایش رهبری می کند .
برای نوازندگان دیگر رپانی کی این ساز نقش بداهه سازی مهمی در نواختن تک نوازی و موتیوهای آکساندار ایفا می کند.
معمولا در یک گروه بزرگ بیش از ۴۰ تا ۵۰ نوازنده رپانی کی حضور دارند.

تمبوریم (tamborim)
تمبوریم ساز کوچکی است که معمولا تنها ۱۵ سانتیمتر قطر دارد .
تمبوریم که نبایستی با تمبورین اشتباه گرفته شود ،گونه ای دیگری از موسیقی سامبا به شمار می آید و مانند تمبورین جزء سازهای کوبه ای ای طوق دار است جز اینکه این ساز حلقه های فلزی ندارد و به وسیله استیک با یک دست (معمولا دست راست) نواخته می شود.
گروه متوسط سامبا میتواند ۷۰ نوازنده تمبوریم داشته باشد .
این ساز کوبه ای که دارای صدایی زیر است در برابر ریتم اصلی سوردو ، نت های آکساندار را می نوازند.

آشنایی با سازهای کوبه ای

تیمبال ها (timbales)
اگر چه میتوان ریشه ای این ساز را به نسل تیمپانی های اروپا بستگی دارد ،اما در واقع تیمبال ها دو ساز کوبه ای فلزی از آن کوبا هستند.
تیمبال ها صدایی شفاف و بریده تولید می کنند که می توان آنهارا در تکنوازی های تیتو پونت(tito puenete)بزرگترین مجری لاتین ،موسیقی دان و رهبر ارکستر جستجو کرد.
در بیشتر موارد تیتو به همان اندازه ای که در نواختن کنگا در غرب محبوبیت داشت ، در نواختن تیمبالها نیز جایگاه ویژه ای پیدا کرد .
امروزه می توان تیمبال ها را در بیشتر سبک های موسیقی ، خواه جاز،فانک و یا پاپ یافت.
باتا (bata drum)
باتا درام، درام دو سر است که به شکل ساعت شنی با یک مخروط بزرگتر از دیگری است.
ساز کوبه ای است که در درجه اول برای استفاده از مقاصد مذهبی یا نیمه مذهبی برای فرهنگ های بومی از سرزمین یوروبا، واقع در نیجریه، و همچنین توسط نمازگزاران Santería در کوبا ، پورتوریکو ، و در ایالات متحده استفاده می شد.
زنگ های آگوگو (agogo)
آگوگوها زنگ های برزیلی هستند که به صورت جفتی نواخته می شوند (البته به گونه های سه و چهارتایی نیز نواخته می شوند اما خیلی رایج نیست).
این زنگ ها در روش سنتی برای افزودن صدای زیر و تقریبا ملودیک، در ریتم های کارناوال بکار برده می شوند
(مانند جشن برزیلی ماردی گرا).
زنگ های اگوگو در موسیقی امروزی، رایج شده اند و راه خود را به موسیقی جاز،راک،فانک و پاپ باز کرده اند
آفوچه/کاباسا (afuche/cabasa)
آفوچه / کاباسا اختراعی نو پدیدار است ، اما با این وجود یکی از کاربردی ترین سازهای کوبه ای به شمار می آید .
این ساز بر پایه کاباسای آفریقایی ،سازی که به وسیله کنده کاری بروی بده نارگیل و نخ کردن دانه هایی پیرامون آن ساخته می شد و نیز آفوچه برزیلی ، از کدویی با دانه هاو مهره هایی در پیرامون ساخته شده است.
آفوچه/کاباسا صداهای مختلفی تولید می کند این ساز دارای قابلیت فراوانی است که هیچ نوازنده ی کوبه ای ، نبایست از آن ناآگاه شود.

آشنایی با سازهای کوبه ای

کلاویه (clave)
دو استیک کوچکی که کلاویه را تشکیل می دهند شاید مهمترین سازهای موسیقی لاتین هستند .
واژه ی کلاویه به معنای کلید است و الگوهای ریتم کلاویه کلیدی است برای سبک های گوناگون موسیقی که این ساز را بکار می برند .همه ی فرم های موسیقی لاتین (آفریقایی ، کوبایی ، کاریبی و برزیلی) الگوی کلاویه را بکار می گیرند .
رایج ترین ریتم های کلاویه مربوط به ریتم های آفریقایی – کوبایی است و این ریتم ها در شمار زیادی از سبک های نوین موسیقی لاتین نفوذ کرده اند.
کوبل (cowbell)
کوبل تنها یک ساز نیست ، بلکه مجموعه ی کاملی از سازهای گوناگون است.
به معنای واقعی کلمه ، ده ها نمونه کوبل وجود دارد .در روش سنتی کوبل های ویژه ای تنها در سبک های موسیقی مشخصی بکار گرفته می شوند (برای نمونه مامبو و چاچا) اما برای بیشتر مردم کوبل،کوبل است.
به سبب وجود دهها نمونه کوبل می بایست کوبل زیر یا بم باکیفیت صدایی مشخصرا گزینش کرد (شفاف ، خشک ، زنده ، بلند ، چاق) بدون در نظر گرفتن گونه با سبک همه کوبل ها ریشه هایی در مزارع آفریقایی دارند در اصل ریتم کوبل در مزرعه برای همراهی کردن با کشاورزان نواخته می شد .
نسل پیشین کوبل گواتاکا(guataca)نامیده می شود که تقریبا تیغه سرکجی است که با میخ کوچک یا بزرگ نواخته می شد (دقیقا مثل کلاویه).
ریتم کوبل نیز بخش جدا نشدنی موسیقی آفریقایی و آفریقایی-لاتین به شمار می آید.
گویرو (guiro)
گویرو به گونه سنتی ، از کدو تنبل ساخته شده است که شالوده آن به کوبا – مرکز سبک سان بر می گردد.
جنس گویرو از کدوهاست ، اما در بیشتر موارد از پلاستیک و گاهی از فلز ساخته می شوند.
این ساز با صدای ویژه و خراش مانند خود،در بیشتر موسیقی های امروزی بکار گرفته می شود.
مارکاس (maracas)
شاید فکر کنید که مارکاس ها تنها ره آورده های پرزرق و برق مکزیک و یا کاریب هستند ، اما به راستی مارکاس ها بخش مهم موسیقی لاتین به شمار می آیند.
در اصل این ساز از چرم یا پوست گاوی است که بروی بطری شراب کشیده شده و مانند کیسه دوخته و در آن مهره هایی ریخته و استیکی بسته می شد.
با این وجود امروزه مارکاس ها از چوب ، پلاستیک یا چرم ساخته می شوند هر کدام از این روشها صدایی ویژه تولید می کند.
به گونه سنتی دو مارکاس در یک گروه زیر و بمی متفاوتی دارند.این تفاوت سبب به وجود آمدن ریتم های گوناگون تر می شود.

آشنایی با سازهای کوبه ای


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی