نوشته‌ها

آموزشگاه-موسیقی-ناردونه-شمال-تهران

محمد رضازاده مدرس آواز اصیل ایرانی

محمد رضازاده مدرس آواز اصیل ایرانی

 

آموزش صداسازی و ردیف های آوازی ، سلفژ و دروس تئوری

 

آموزشگاه-موسیقی-ناردونه-شمال-تهران

 

هنر آموخته ردیف به روایت استاد رضوی سروستانی
نزد اساتید : مجید روزیطلب، نادر کاکایی ,،اسدالله اسلامی، کورش امیری
*فراگیری صداسازی و شیوه آوازی استاد حسین طاهر زاده
نزد استاد حمیدرضا نوربخش
*فراگیری سلفژ و دروس تئوری نزد استاد علی رادمان
آنالیز ردیف موسیقی ایرانی نزد استاد ارشد طهماسبی
فراگیری تکنیک های آواز کلاسیک غربی نزد اردلان جباری، ماریو تقدسی ، طیب فقیه و حمیدخسروشاهی
*بهره مندی از محضر اساتید :
نوید افقه ، نگار بوبان ، سلمان سالک، سهند شکرزاده و…
آشنایی با ساز های سه تار و دف
کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه شیراز
افتخارات :
*برگزیده ی نهمین جشنواره موسیقی جوان
*انتشار آلبوم تصویری هوای روی تو به آهنگسازی کاوه پیمان
*همکاری در آلبوم حکایت تندیس به آهنگسازی دکتر علی رادمان
*کسب مدال نقره و سولیست تحسین شده در جشنواره گروههای آوازی آسیا -پاسیفیک (سریلانکا)
*برگزاری و مشارکت در کنسرتهای متعدد در داخل و خارج از کشور از جمله همکاری با اساتید :
نادر مشایخی , شهرام توکلی , حمیدپور آذری و…
و گروه های:
ارکستر معاصر پارس به رهبری علی رادمان
ارکستر پایتخت به رهبری شهرام توکلی
ارکستر مجلسی ترنم به رهبری کیوان محمدپور
ارکستر زهی چنگ به رهبری کاوه کشاورز،
ارکستر فیوژن آندلُس به رهبری علی ولی زاده
ارکستر آفتاب به رهبری میرامیر میری
گروه بامداد به سرپرستی سهند شکر زاده
، گروه همنوازان ایران به سرپرستی کاوه پیمان،
گروه فربانگ میلاد اسماعیلی،
گروه دوسار به سرپرستی علیرضا گلشن،
گروه هم آوایان خموش به سرپرستی محمد ذاکرحسین
و گروه کر پارسه به رهبری طیب فقیه به عنوان سولیست آواز
و
همکاری با رادیو ایران
رادیو «دَری » پارسی زبانان جهان با مرکزیت کشور سوئد
همکاری با ارکستر نیایش صدا و سیما


محمد رضازاده مدرس آواز اصیل ایرانی – آموزشگاه موسیقی شمال تهران
محمد-مهر-آموزش-پیانو-و-سلفژ

محمد مهر آموزش پیانو و سلفژ

مدرس پیانو ، سلفژ و مبانى موسیقى

آموزشگاه-موسیقی-ترس-از-صحنه-در-اجرا

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

ترس واکنش بیولوژیکی بدن برای محافظت انسان از خطرات است اما برخی از ترسها ریشه در فرهنگ و اجتماع دارد که «ترس از صحنه» از جمله این گونه ترسهاست.پابلو کازالس۳، از بزرگ‌ترین نوازندگان ویولن سل در قرن بیستم، سال ۱۹۵۴ در مصاحبه‌ای ترس از صحنه را این‌گونه توصیف می‌کند : «هنوز اولین کنسرتم در بارسلونا را به خوبی به یاد دارم.
همراه پدرم با تراموا به محل کنسرت می‌رفتم.به قدری نگران و پریشان بودم که ناگهان از جا پریده، فریاد زدم: «ابتدای قطعه را فراموش کرده‌ام.» پدرم گفت: «آرام باش. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.
باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته‌ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می‌کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری‌ام با آنها آشنا شده‌ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این‌گونه از ترس به ستوه نمی‌آیند.»
هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می‌شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت و مجبور شد مدتی نوازندگی حرفه‌ای را کنار بگذارد.
تنش و فشار عصبی‌ای که مدتی قبل از اجرا بر وجود موزیسین، سخنران و یا هنرپیشه مستولی می‌گردد «ترس از رفتن بر روی صحنه» نام دارد. این ترس که مانع تبادل انرژی بین نوازنده و شنوندگان می‌شود در مواردی آن‌چنان شدید است که به لغو کنسرت می‌انجامد.
با جمع‌بندی تحقیقات انجام‌شده در این زمینه می‌توان پی برد که ۵۰ درصد نوازندگان حرفه‌ای و ۷۰ درصد دانشجویان موسیقی چنین ترسهایی را تجربه می‌کنند. در کل نوازندگان سه تا چهار برابر بیش از دیگران در معرض خطرات بالای چنین ترسهایی قرار دارند.
بسیاری از نوازندگان برای مقابله با این ترس مشتقاتی از بتابلاکرها۵ مصرف می‌کنند اما مصرف دایمی و نابه‌جای این قرصها و یا مصرف الکل نه تنها عوامل ایجاد این ترس را از بین نمی‌برد بلکه در درازمدت به سلامت موزیسین نیز آسیب می‌رساند و تواناییهای تکنیکی و موسیقایی او را محدود می‌نماید.
عوامل جسمانی و روانی متعددی این ترس و نگرانی را موجب می‌شود.
هنگامی که نوازنده مقابل شنوندگان مردد و فاقد اعتماد به نفسِ کافی است مراکز کنترل بدن در هیپوتالاموس واکنش نشان داده، ترشح هورمونهای آدرنالین و نورآدرنالین از غدد فوق کلیوی افزایش می‌یابد.
این هورمونها هم‌زمان اثرات مثبت و منفی بسیاری را دارا هستند. علایمی مانند لرزش زانوها، افزایش ضربان قلب و تعرق، وقفه در تنفس،‌ لکنت زبان و ترس، از اثرات منفی این هورمونها هستند.
از سوی دیگر وجود این ترس و هیجان به میزانی که توانایی شخص را محدود ننماید همچون نیرو و محرکی است که بدون آن اجرا ممکن نیست.
نخستین نشانه‌های این ترس مدتها پیش از اجرا در اختلالات رفتاری‌ای همچون خشم، زودرنجی و انزواطلبی نمود پیدا می‌کند و روابط شخص با دیگران بسیار آسیب‌پذیر می‌گردد.
حالات درونی نوازنده هنگام غلبه این ترس بسیار متغیر است. از طرفی با برانگیختن احساسات شنوندگان و به وجد آوردن آنان احساس بزرگی و شکوه می‌نماید و از طرف دیگر نگران است که نتواند انتظارات و خواسته‌های خود و دیگران را برآورده سازد.

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

به طور کلی نشانه‌های ترس از صحنه را می‌توان در سه گروه زیر قرار داد:

۱ـ از کار افتادن بخشی از سیستم عصبی (Blockade)
۲ـ واکنشهای روان‌تنی
۳ـ توجه نکردن به هویت خود و زوال شخصیت(Depersonalisation)
در حالت اول نوازنده احساس می‌کند قطعاتی را که قبلاً تمرین نموده بود از یاد برده است و بر حافظه، قدرت ادراک و احساس و حرکات خود کنترل و تسلط کامل ندارد.
واکنشهای روان‌تنی همان‌گونه که قبلاً نیز بیان شد در حالاتی همچون افزایش ضربان قلب و تعرق، خشکی دهان، احساس گرفتگی گلو، لرزش زانوها، بازوها و دست، کاهش قدرت تمرکز و حافظه آشکار می‌گردد.
در حالت سوم تسلط نوازنده بر خود در ارتباط با محیط و شنوندگان کم می‌شود و بسیار خشک و انعطاف‌ناپذیر بر روی صحنه حضور می‌یابد.
پیدایش ترس از صحنه اغلب ریشه در پروسه یادگیری و آموزش نوازنده دارد. عواملی مانند استرس تمرین و اجرا، موقعیت شغلی و اقتصادی نامشخص و فشارهای اجتماعی از دیگر عوامل بروز این ترس به شمار می‌روند.

آموزشگاه موسیقی

معمولاً هنگامی که نوازنده‌ای از شغل خود صحبت می‌کند نکاتی همچون استرس و رقابت، موقعیت شغلی نامطمئن، جنبه سوددهی و تجاری کار، قابلیت به اثبات رساندن خود و زبده و نخبه بودن را ذکر می‌نماید.
شرایط آموزشی نامناسب که اغلب در رابطه مستبدانه بین استاد و شاگرد متجلی می‌گردد می‌تواند انگیزه هنرجویی مستعد و ساعتها تمرین او را نقش بر آب سازد.
همین‌طور راهنماییهای ناکافی در مورد انتخاب ساز و قطعات، چگونگی نگه‌داشتن بدن، ویژگیهای خاص هر ساز، تمرین بسیار زیاد، انتظار و توقع بیش از حد از هنرجو و تحقیر او می‌تواند آسیبهای جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد.
ارتباط بین ترس از صحنه و شرایط نامناسب آموزشی در مثال زیر به روشنی بیان می‌گردد، ویولونیست ۳۲ ساله‌ای اغلب در ارکستر آن‌چنان دچار ترس و اضطراب می‌شود که بارها هنگام معرفی صحنه را ترک نموده است.
او می‌گوید: «ترسم از این است که شنوندگان پی ببرند چقدر بد می‌نوازم.»این نوازنده فراگیری ویولن را نزد پدرش که نوازنده‌ای حرفه‌ای و بسیار سخت‌گیر بود آغاز نموده است. معلمان بعدی او نیز علاوه بر سخت‌گیری پدر او را تحقیر می‌نمودند. «فقط باید تکنیک و حالت بدن آنها را می‌آموختم. همیشه امیدوار بودم روزی از موقعیت شاگردی و تحقیر دایمی معلمان رها شوم. هر کنسرت نیرو و انرژی فوق‌العاده‌ای از من می‌گیرد و ترس پیوسته با من است.»
گاهی نیز خانواده بدون توجه به خواسته‌ها و تمایلات کودک تنها از روی جاه‌طلبی و یا تحقق آرزوهای برآورده‌نشده خود کودک را به فراگیری ساز تشویق می‌کند که مقاومت درونی و بی‌میلی نوازنده نسبت به ساز و شغل خود سالها بعد در این‌گونه ترسها نمایان می‌گردد.
همچنین بر اساس تحقیقات، بسیاری از موزیسینها به اختلالات خودشیفتگی (نارسیستی) مبتلا هستند و دایماً نیاز به تأیید شدن از سوی دیگران دارند که در صورت برآورده نشدن این نیاز دچار ترس و عدم اطمینان می‌شوند.

آموزشگاه موسیقی ترس از صحنه در اجرا

هر قدر این ترس زمان طولانی‌تری بر شخصیت نوازنده خدشه وارد سازد درمان آن مشکل‌تر خواهد شد. اما اغلب مانند دیگر اختلالات جسمی ـ روانی بر روی این ترس نیز سرپوشی از سکوت گذاشته می‌شود و نوازندگان به خاطر خجالت و یا ضرر و زیان شغلی ترسشان را پنهان نگه می‌دارند.
از طرف دیگر این ترس در پشت اختلالات جسمانی‌ای همچون اختلال در خواب، اضطراب و بی‌قراری و درد عضلات پنهان می‌ماند و در تشخیصهای پزشکی نیز هنوز همچون گذشته تنها به عوارض جسمانی توجه می‌گردد و مسائلی مانند محیط خانواده و کار و پروسه آموزش نوازنده نادیده گرفته می‌شود و ریشه و عامل اصلی ایجاد ترس شناخته نمی‌گردد.
تکنیکها و راههای مختلفی برای برطرف نمودن این ترس وجود دارد. تصمیم‌گیری در مورد انتخاب راههای درمانی بهتر است با توجه به شدت و دوام ترس و موقعیتی که باعث بروز این حالت می‌شود صورت پذیرد.
کینزیولوگی یکی از راههای غلبه بر «ترس از صحنه» است.
منبع: ماهنامه موسیقی مقام
باور کنید با وجود اینکه پس از آن بیش از هزار بار بر روی صحنه رفته‌ام هنوز مانند اولین کنسرت احساس ترس و نگرانی می‌کنم.
این نگرانی برای همه نوازندگانی که در دوران طولانی فعالیت هنری‌ام با آنها آشنا شده‌ام کاملاً طبیعی است اما هیچ یک مانند من این‌گونه از ترس به ستوه نمی‌آیند.»
هلموت فونک۴، نوازنده تیمپانی ارکستر سمفونیک رادیو در هانوفر نیز آنچنان دچار ترس و اضطراب می‌شد که یک بار هنگام اجرا از صحنه گریخت .

 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن

 

 

 

آموزشگاه-موسیقی-مقاله-تخصصی-کیبورد

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

مقاله تخصصی کیبورد

 

سالهاست که ساز کیبورد در ایران در ارکسترهای پاپ و مجالس و جنگهای شادی و … به چشم می خورد و هنوز دید دوگانه ای نسبت به این ساز وجود دارد.

بسیاری از بزرگان موسیقی کشور، کیبورد را به عنوان یک ساز قبول ندارند و حتی در هنرستان و دانشکده های

موسیقی ایران نیز رشته ای برای فراگیری این ساز وجود ندارد و اساتید موسیقی ایران عمدتاً معتقدند که برای نوازندگی

کیبورد باید پیانو را فرا گرفت و سپس تکنیکهای پیانو را روی کیبورد پیاده کرد.

این دید ناشی از این است که کیبورد را سازی غیر مستقل و مشتق شده از پیانو می دانند و معتقدند

که بهترین مسیر برای یادگیری نوازندگی کیبورد، همان یادگیری پیانو است. باز این دیدگاه خیلی بهتر از دیدگاه عامیانه است

که تصور می کنند کیبورد (به زعم آنان ارگ) همه چیز را خودش اجرا می کند و نوازنده فقطstop/stat می کند

(چیزی شبیه کار Dj).بد نیست با نگاهی به تاریخچه کیبورد و شناسایی نسلهای این ساز، کمی بیشتر با آن آشنا شویم

و علت این دیدگاه ها را بررسی کنیم.

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

میدانیم که ارگ (Organ) از مهمترین سازهای قرون وسطی (۱۰۰۰ – ۱۴۵۰) است که بسیاری از علوم مهم موسیقی

مانند گام و فواصل تمپره، کنترپوان، بافت های هموفونیک و پولی فونیک و هارمونی و… بر روی این ساز و توسط نوازندگان

این ساز شکل گرفت.

سخت ترین نت خوانی مربوط به ساز ارگ بوده که بر روی سه خط حامل (خط پایین برای پدالهای باس، خط وسط

برای دست چپ و خط بالا برای دست راست) نوشته می شد. وسعت این ساز چیزی در حدود ۵/۹ اکتاو

(دو اکتاو بیشتر از پیانو های امروزی) بوده است.

از سال ۱۷۰۹ که پیانو توسط کریستوفری اختراع گردید، بسیاری از ارگ نوازان به نوازندگی پیانو پرداختند و تکنیکهای

چند صد ساله ارگ را به پیانو منتقل نمودند. بسیاری از آثار یوهان سباستیان باخ (ارگ نواز و آهنگساز شهیر آلمانی)

که امروزه با پیانو نواخته می شوند، برای ارگ (و حتی قبل از اختراع پیانو) نوشته شده بودند.

با اختراع ساز پیانو و ورود به دوره های کلاسیک و رمانتیک، پیانو شدیداً مورد توجه نوازندگان و آهنگسازان قرار گرفت و نقش

ارگ که مهمترین ساز تا آن دوره بود کمرنگ شد و این روند تا سال ۱۹۳۴ که لارنس هاموند ارگ برقی خود به نامHammond

organ را ارائه کرد، ادامه داشت.

در آن سالهااز طرفی نوازندگی پیانو به سبب تلاش بزرگانی مثل چرنی(۱۷۹۱ – ۱۸۵۷)، لیست (۱۸۱۱ –۱۸۸۶)،

شوپن (۱۸۱۰ – ۱۸۴۹) و … به اوج خود رسیده بود و از طرفی موسیقی جاز از سال ۱۹۲۰ شروع به رشد کرده بود

و ساز ارگ به خاطر قابلیتهای زیاد و قدرت مانور بالایش محبوبیتی در میان نوازندگان پیدا کرده بود.

از طرف دیگر تب استفاده از وسایل برقی در اروپا و آمریکا در حال گسترش بود و داشتن وسایل برقی را نشان مدرنیته و

اشرافیت می دانستند. و همه این عوامل در محبوبیت و فراگیر شدن ارگهای برقی سهیم بودند.

از سال ۱۹۳۴ که ارگهای هاموند به بازار آمد گروه‌های موسیقی گاسپل (که موضوع اصلی آنها باورهای زندگی مذهبی

مسیحیان بود) از این ساز استقبال کردند و جیمی اسمیت، نابغه موسیقی جاز که در ابتدا پیانیست بود این ساز را وارد

موسیقی جاز کرد. این نسل اول ارگهای الکترونیکی بود که نوازندگان آن عمدتاً یا پیانیست بودند و یا همان ارگ نوزان

مکتب قدیم بوده‌اند که به دلیل تنوع صدای ارگ‌های برقی و تهیه آسان آن به این ساز روی آورده بودند

(ارگ‌های قدیمی بسیار بزرگ و پیچیده و غیرقابل حمل و گران بودند). نسل دوم ارگ‌های الکترونیکی که کیبورد نامیده

می‌شوند امکانات بیشتری را در اختیار نوازنده قرار می‌دادند.

وجود صداهای مختلف، ریتم‌های متنوع، آکوردها و همراهی‌های اتوماتیک و امکان خلق صداهای جدید و

غیرواقعی از جمله امکاناتی است که این کیبوردها در اختیار نوازنده قرار می‌داد و بنابراین نوازنده مجبور بود

علاوه بر نوازندگی‌ روی کلاویه‌ها، طرز کار ساز و استفاده از آبشن‌های مختلف را نیز بیاموزد.

در این دوره، نوازندگان به دلیل رویارویی با صداهای جدید و امکانات غیرقابل تصوری که ساز کیبورد به آنها ارائه می‌کرد،

دچار نوعی شیفتگی شدند و به طرز افراطی از صداها و افکت‌های غیرطبیعی در کارهایشان استفاده می‌کردند.

گاه همه هدفشان خلق صداهای جدید و عجیب بوده و سیتی‌سایزرها نیز این امکان را به آنها می‌دادند.

گاه دیده می‌شد که در کنسرت‌ها و اجراهای زنده، نوازنده کیبورد، قطعه را از پیش در حافظه دستگاه قرار می‌داد

و در هنگام اجرا کار خاصی انجام نمی‌داد.

آموزشگاه موسیقی مقاله تخصصی کیبورد

در حقیقت نوازندگان کیبورد نسل دوم بیشتر دچار نوعی تکنولوژی‌زدگی و سوءاستفاده از امکانات کیبورد و

گاه عوام فریبی بودند. کافیست نگاهی به کلیپ‌های موسیقی چند دهه پیش بیندازیم و ببینیم که نوازندگان کیبورد

چگونه با حرکات نمایشی قصد بزرگنمایی کار خود و گاه را دارند. این نسل هرگز قدرت نوازندگی نسل قبلی

خود را نداشته و دچار ابتذال و انحرافات زیادی شده است. اغلب اوقات سعی می‌کردند تا به وسیله کیبورد کاری کنند

که در توان سازهای دیگر نباشد. گاه در استفاده از صدای یک ساز، از گستره صوتی آن خارج می‌شدند و

یا تکنیک‌هایی که در توان اجرای آن ساز نبود را با آن اجرا می‌کردند و هر نوع بدعت‌گذاری را خلاقیت می‌نامیدند.

آنها بیشتر از اینکه روی تکنیک و نوازندگی خود کار کنند، روی کار با دستگاه و ترکیب صداها و افکتها و … کار می کردند.

با پیشرفت تکنولوژی و علم صدابرداری و ورود سمبل‌ها به عرضه موسیقی و تکراری شدن و فروکش کردن تب موسیقی

الکترونیک خیال‌پردازانه و ظهورsample player ها که نسل بعدی سینتی‌سایزرها بودند نوازندگانی پا به عرصه گذاشتند

که گویا از نوازندگی نسل قبل خود خسته و عاصی بودند.آنها برای استفاده بهتر از صداهای مختلف به مطالعه

ارکستراسیون و سازشناسی پرداختند و بجای به استهزاء گرفتن سازهای دیگر، به گوش کردن دقیق‌تر آن سازها پرداختند.

برای آنها، کیفیت اجرا و موزیکالیته از هرچیز دیگری مهمتر بود.

موارد مهمی که سال‌ها بود که جدی گرفته نمی‌شد دوباره اهمیت پیدا کرد و کتاب‌هایی برای بسط و گسترش

تکنیک‌های کیبورد تالیف گردید، نوازندگان نسل سوم با بهره‌گیری از تکنیک‌های جدّ خود (ارگ) و تکنولوژی جدید،

شیوه‌ای نو در نوازندگی را بنا نهادند و وابستگی خود را به پیانو قطع کردند (گرچه تکنیک‌های پیانو از همان ابتدا از ارگ به

عاریت گرفته شده بود).

امکانات بسیار زیاد دستگاه و صداهای بسیار طبیعی و کلاویه‌های حساس کیبوردهای جدید نوازنده را مجبور کرده است

تا برای استفاده درست از آنها، علومی مثل سازشناسی ریتم‌شناسی، سبک‌شناسی، هارمونی و … را نیز در کنار

نوازندگی روی کلاویه‌ها، فرا بگیرد.مثلاً برای اجرای یک قطعه گیتار فلامنکو روی کیبورد، نوازنده باید با گیتار فلامنکو،

تکنیکهای رایج آن، ریتمهای فلامنکو و … آشنا باشد و یا مثلاً برای نوازندگی بالابان (دودوک) باید علاوه بر آشنایی با این

ساز بتواند از امکاناتی نظیر پدال دمپر، پیچ بند (pitch bend)، لایت بند (light bend)، حساسیت لمس کلاویه (tuch sensivity)

و … به خوبی استفاده کند که این نیازمند داشتن گوشی قوی و حساس و دقت و توان اجرایی بالا می باشد.

به همین دلیل است که در اکثر ارکسترهای پاپ امروزی، نوازنده کیبورد، رهبر و یا سرپرست گروه است.

یک نوازنده نسل سوم کیبورد این قابلیت را دارد (باید داشته باشد) که اگر در یک ارکستر مثلاً نوازنده گیتار بیس مشکلی

برایش پیش آمد و در اجرا حاضر نشد، (نوازنده کیبورد) نقش او را دقیقاً اجرا کند.


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن

آموزشگاه-موسیقی-صدا-سازی-و-خوانندگی

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

واژه هوش شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ IQ یا ضریب هوشی؟

آیا هوش انسان به IQ محدود می شود؟

آیا هوش انسان ذاتی و غیرقابل تغییر است؟ نمی توان با آموزش آن را ارتقا داد؟

هوش هر فردی چه نقشی در انتخاب های تحصیلی و شغلی او دارد؟

هوش معمولاً به عنوان توانائی‌های بالقوه عقلانی تعریف می‌شود. چیزی که ما با آن زاده می‌شویم، چیزی که قابل اندازه‌گیری است و ظرفیتی که تغییر دادن آن دشوار است. امّا در سال‌های اخیر دیدگاه‌های دیگری نسبت به هوش پدید آمده است. یکی از این دیدگاه‌ها، نظریه هوش چندگانه است که توسط هاوارد گاردنر، روان‌شناس دانشگاه هاروارد، ارائه شده است.
تست هوش چندگانه

بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ۱۹۸۳ ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد.

طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او از جمله هوش موسیقیایی، هوش درون فردی، هوش تصویری- فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.

نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو شده است. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و معلمان پیدا کرده است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.

نکات مهم و کلیدی تئوری هوش هشت گانه گاردنر چه هستند؟

۱-   تمام افراد از هر هشت هوش بهره‌مندند.
این تئوری مدعی است تمام افراد از قابلیت‌های هریک از هوش های هشت‌گانه بهره‌مندند. هر چند آن‌ها برای هر یک از افراد به گونه‌ای خاص ظهور و بروز می‌یابد. برای برخی افراد، تمام یا بیشتر این موضوعات در سطح بالایی پدیدار می‌گردد؛ مثل شاعر، سیاستمدار، دانشمند، طبیعی‌دان و فیلسوف آلمانی، گوته. برخی نیز جز ابتدایی‌ترین جنبه‌ها، فاقد تمام این هوش‌ها می‌باشد؛ مانند برخی افراد در مراکز بازپروری؛ ولی بیشتر ما در بین این حالت قرار داریم.

۲-   تمام افراد می‌توانند هر یک از هوش‌های خود را به سطح مناسبی از توانایی برسانند.
اگرچه ممکن است برخی، نقص‌ها و مشکلات شان را ذاتی تصور کنند، اما گاردنر معتقد است چنانچه فرد از آموزش، تشویق و استغنای کافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود تا حد زیادی تمامی هشت مقوله‌ی هوش خود را تا حد بالایی از عملکرد توسعه دهد.

۳-   انواع هوش ها معمولاً به شکلی پیچیده با یکدیگر همکاری می‌کنند.
گاردنر جز در مواردی نادر، معتقد است هیچ نوع هوشی به تنهایی موجودیت نمی‌یابد و هر یک از آن‌ها، همواره بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. مثلاً کودکی که مشغول بازی با توپ است، برای شوت زدن نیازمند هوش بدنی – حرکتی(برای دویدن، گرفتن و زدن توپ)، هوش دیداری – تصویری(برای تعیین جهت و پیش‌بینی محل افتادن توپ)، هوش زبانی و میان‌فردی(برای موفقیت در درگیری‌های جریان بازی) است. در تئوری هوش‌های چندگانه انواع هوش ها، صرفاً جهت بررسی‌ ویژگی‌های اصلی و بهره‌مندی از آن‌ها به‌طور مستقل فرض می‌شوند.

۴-   برای هوشمندی در هر نوع هوش چندین راه وجود دارد.
تئوری هوش‌های چندگانه بر تنوع فراوان روش‌هایی تأکید می‌کند که با آن‌ها افراد می‌توانند استعدادهای خود را درون محدوده‌ی هوش‌ها نشان دهند و هیچ ویژگی استاندارد‌ی برای اینکه فردی در زمینه خاصی هوشمند تلقی شود، وجود ندارد. مثلاً فردی ممکن است قادر به خواندن نباشد، اما از هوش زبانی بالایی برخوردار بوده و قادر باشد داستان‌های خاص بگوید یا واژگان زیادی را بداند.

هوش های هشت گانه کدامند و چه ویژگی دارند؟

هوش زبانی – کلامی

هوش کلامی – زبانی

هوش کلامی به توانایی استفاده از زبان برای توصیف حوادث، ایجاد ارتباط، ایجاد بخش‌های منطقی و استفاده از استعاره و اصطلاحات برای بیان افکار خود اشاره می‌کند.

کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش کلامی- زبانی

مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده

لذت بردن از خواندن و نوشتن

مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده

توانائی در توضیح دادن مسائل

استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها

مشاغل مناسب پیشنهادی
روزنامه نگار، مدیر، پیمانکار، فروشنده، روحانی، مشاور، وکیل، پروفسور، فیلسوف، نمایشنامه نویس، شاعر، طراح آگهی، داستان نویس، ناشر، دلال، برنامه نویس کامپیوتر، مدیریت نشریه و روزنامه

هوش منطقی – ریاضی

هوش منطقی- ریاضی به طور کلی توانایی استفاده از اعداد برای محاسبه و توصیف اشیاء، به کارگیری ریاضی در زندگی روزانه، به کارگیری قوانین ریاضی برای ایجاد بحث تناسب و تقارن، طراحی و مدل سازی می‌باشد. همچنین این ظرفیت هوشی توانایی استدلال منطقی، به خصوص در ریاضی و علوم، ظرفیت تحلیل منطقی مسائل انجام عملیات ریاضی، بررسی سیستماتیک و علمی مسایل، توانایی درک الگوهای ریاضی، تفکر منطقی و استدلال را در بر می‌گیرد.

کسانی که هوش منطقی- ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر درباره مفهوم اعداد، روابط و الگوها علاقه‌مندند.

ویژگی‌های هوش منطقی- ریاضی

مهارت زیاد در حل مساله

لذت بردن از تفکر درباره ایده‌های انتزاعی

علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی

مهارت در انجام محاسبات پیچیده

فروشگاه مسیر ایرانی

برای دریافت تست هوش چندگانه از فروشگاه کلیک کنید

مشاغل مناسب پیشنهادی
حسابدار، کتابدار، آماردان، تاجر، معمار، برنامه نویس کامپیوتر، آهنگساز، مهندس، پزشک، داروساز، حقوقدان، دانشمند و پژوهشگر و ریاضیدان

هوش دیداری – فضایی

هوش دیداری- فضایی
هوش دیداری- فضایی به توانایی مشاهده کامل و دقیق و شرح دنیای بصری و درک و توصیف گرافیکی ایده‌های بصری به صورت آثار توصیفی و ذهنی اشاره می کند. این مولفه هوشی نمایانگر توانائی افراد در ادراک امور دیداری است.

کسانی که در این مقوله هوشی، تواناترند، تمایل دارند در تصاویر تأمل کنند و می‌خواهند تصاویر ذهنی روشنی برای نگهداری اطلاعات ایجاد کنند چون تصاویر را با وضوح بیشتری نسبت به دیگران در ذهن خود می‌پرورانند. کسانی که هوش دیداری – فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند.

ویژگی‌های هوش تصویری-فضایی

مهارت در درست کردن پازل

مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار

لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی

تشخیص راحت الگوها

مشاغل مناسب پیشنهادی
طراح، هنرمند، عکاس، دکوراتور منزل، نقاش، طراح لباس، معمار، منتقد هنر، مخترع، آرایشگر، بازیگر، شطرنج باز، فیلمبردار، طراح گرافیکی کامپیوتری، ناخدای کشتی، مجسمه‌ساز، معمار، مکانیک و مهندس

هوش بدنی – جنبشی
هوش بدنی – جنبشی به توانایی فرد در استفاده، کنترل و هماهنگ کردن حرکات بدنی– جنبشی و به کارگیری ماهرانه اشیاء اشاره دارد. این مؤلفه هوشی بر قابلیت استفاده فرد از کل بدن یا بخش‌هایی از بدن، مثلاً به کارگیری حرکات ظریف انگشتان یا دست‌ها در حل مسائل تأکید می‌کند.

کسانی که هوش بدنی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک وتردستی هستند.

ویژگی‌های هوش بدنی- جنبشی

مهارت در ورزش و رقص

لذت بردن از ساختن چیزها با دست

هماهنگی فیزیکی عالی

به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن

مشاغل مناسب پیشنهادی
خیاط، آشپز، نجار، مدل ساز ماهر، فیزیوتراپ، هنرپیشه، صنعتگر، طلا‌ساز، ورزشکار، معمار، خلبان، فروشنده، طراح، آهنگر، استاد تربیت بدنی

هوش میان فردی

هوش میان فردی – هوش چندگانه
هوش بین‌فردی به توانایی تشخیص جنبه‌های ظریف رفتاری دیگران، شناخت و درک نیات، انگیزه‌ها و خواست‌های دیگران، که منجر به ارتباط مؤثر با دیگران می‌شود اشاره می کند. به عبارتی دیگر هوش بین‌فردی، توانائی درک دیگران است. اینکه چه چیزی آن‌ها را برانگیخته می‌کند؟ چگونه کار می‌کنند؟ و چگونه می شود با آن‌ها همکاری کرد.

کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند.این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش میان فردی

مهارت در برقراری ارتباط کلامی

مهارت در ارتباط غیرکلامی

نگاه کردن به موقعیت‌ها از زوایای مختلف

ایجاد روابط مثبت با دیگران

مهارت در فرو نشاندن اختلافات در داخل گروه‌ها

مشاغل مناسب پیشنهادی
درمانگر، مشاور، فروشنده، سیاستمدار، کاسب، معلم، پزشک و رهبر مذهبی موفق

هوش درون فردی
به توانایی آگاه شدن از احساس‌ها، انگیزه ها و امیال خود، و استفاده از این شناخت درونی در جهت حل مسایل و کنترل شرایط اشاره دارد. به عبارت دیگر توانایی ارزیابی قوت‌ها، ضعف‌ها، استعدادها، علائق و به کارگیری آن‌ها برای رسیدن به اهداف، درک و شناخت خود برای کمک به دیگران می باشد.

کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کند و کاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند. ). این افراد دنیای درونی خود را ترجیح می‌دهند، دوست دارند تنها باشند و اغلب احساس عمیقی از عزت نفس، استقلال و آرزوی قوی دارند؛ و خود را برای انجام پروژه‌های مطالعاتی مستقل بر می‌انگیزند. دوست دارند هر کاری را بدانند؛ احساساتشان را کنترل می‌کنند؛ و خود را به خوبی می‌شناسند. متفکر، مستقل، خودمدار و سیاستمدارند. قاطعانه از احساس، اعتقاد، و انگیزه خود دفاع می‌کنند. مسئولیت اعمال خود را می‌پذیرند و محدودیت‌های خود را قبول دارند. در پی بازخورد اعمال خود در دیگران هستند. در حوزه‌ای که می‌دانند در آن ضعیفند، فعالیت می‌کنند و بر هدف بزرگی که در سر می‌پروراند پافشاری می‌کنند. از عدم موفقیت سرخورده نمی‌شوند

ویژگی‌های هوش درون فردی

مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود

لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها وایده‌ها

خودآگاهی زیاد

داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود

مشاغل مناسب پیشنهادی
نقشه‌کش، روان‌شناس، رهبر مذهبی، نویسنده، پژوهشگر، نظریه پرداز و فیلسوف

هوش موسیقیایی – آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

هوش موسیقیایی – هوش چندگانه
هوش موسیقیایی به توانایی فهمیدن، گسترش و پیشرفت متون موسیقی، پاسخگویی به موسیقی، درک اشکال و ایده‌های موسیقی، ایجاد عملکرد ذهنی و آهنگ‌سازی اشاره می‌کند. این هوش بسیار سریع‌تر از سایر هوش‌ها ظهور می‌کند. در دوران نوزادی کودکان همان‌طور که قان و قون می‌کنند، آواز می خوانند، می‌‌توانند اصوات دیگران را تقلید کرده و یا اصواتی را تولید کنند.

کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش موسیقیایی

لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی

تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی

توانایی به خاطرسپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها

درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی

مشاغل مناسب پیشنهادی
آهنگساز، نوازنده، موسیقی دان و خواننده

هوش طبیعت گرا
هوش طبیعت‌گرا، توانایی بازشناسی و طبقه بندی گونه‌ها در محیط زندگی خود می‌باشد. قابلیت شناخت عناصر یک گروه، تمایز بین عناصر و گونه‌ها و درک روابط بین آن‌ها، به صورت رسمی و غیررسمی، را در بر می‌گیرد.

کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط ‌شان آگاه می‌شوند.

ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرا

علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانورشناسی

مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات

لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت

بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت

آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – آموزشگاه موسیقی صدا سازی و خوانندگی

10-نکته-برای-موفقیت-در-نوازندگی

10 نکته برای موفقیت در نوازندگی

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

ده نکته برای تبدیل شدن به یک نوازنده موفق:

۱٫ به طور هدفدار تمرین کنید: تمرین های کوتاه مدت و بی هدف، ابداً برای شما نتیجه ای نخواهد داشت. تمرین روزانه با طول زمان مشخص بسیار مفید خواهد بود. مثلاً ساعت ۶ تا ۷ بعد از ظهر را برای تمرین انتخاب کنید و سعی کنید هر روز در این ساعت تمرین کنید.
۲٫ با معلم خوب تمرین کنید: هر نوازنده خوب الزاماً معلم خوبی نیست، تدریس پیانو یک روند واقعاً پیچیده و وقتگیر است؛ معلم باید بتواند با هنرجوی خود ارتباط برقرار کند، سرفصل ها یا پکیج های مناسب با هر هنرجو را تهیه و در اختیار او قرار دهد، قدرت آنالیز قطعات انتخابی را داشته باشد و از زمان تدریس حداکثر استفاده را بکند. معلم باید حتماً مجوز تدریس داشته باشد.
برای انتخاب معلم خود می توانید به انجمن موسیقی یا ادارهی ارشاد شهر خود مراجعه کنید و لیست معلمینی که مجوز تدریس دارند دریافت کنید. در پایگاه اینترنتی انجمن موسیقی یا اداره ی ارشاد، معمولاً لیست آموزشگاه های مجاز (که موظفند از معلمین دارای مجوز تدریس استفاده کنند) موجود است.
مجوز تدریس معلمین موسیقی توسط خانه موسیقی یا دانشگاه موسیقی و کنسرواتوار صادر می شود که شامل امتحاناتی در نوازندگی، سلفژ و اصول و روش تدریس موسیقی است.
این مجوز باید هر پنج سال یک بار تمدید شود. از اینکه مجوز تدریس یک معلم را از او بخواهید به هیچ وجه خجالت نکشید.در ضمن، معلم باید در جلسهی معارفه برنامه کاملی از منابع و شیوه ی تدریس خود را ارائه دهد و هنرجو نیز حق دارد درباره این منابع توضیح بخواهد و یا اینکه تغییراتی را درآن بدهد. طرح درس معلم برای سال اول باید به صورت مکتوب به هنرجو ارائه شود و در پایان هر ترم، امتحانی مبتنی بر اصول و روش تدریس پیانو گرفته شود و مدرک پایان دوره به وی اعطا شود.
در کارنامه ی او باید به تمام جزییات آموزشی و میزان پیشرفت هنرجو اشاره شود تا اگر هنرجو احیاناً خواست آموزشگاه یا معلم خود را تغییر دهد، معلم جدید دقیقاً بداند که از کجا باید شروع کند. این را بدانید که هنرجو حق دارد بنا به هر دلیلی معلم خود را عوض کند.
۳-با متدهای پیشرفته تمرین کنید:
 متُدهای زیادی برای آموزش پیانو وجود دارند:
بیر، چرنی، سوزوکی، جیمز باستین، مایکل آرُن، آلفرد و ….. که هر کدام شیوه خاصی در آموزش دارند ، اما همه آنها شیوه پله به پله و تدریجی را دنبال می کنند. اما همه این متُد ها در یک رده قرار نمی گیرند.
مثلاً در پکیج A، بیر، چرنی یا برتینی قرار می گیرند، اما بقیه متُدها در درجهی دوم اهمیت هستند، بنابراین در گروه B یا C قرار می گیرند، مثلاً متُد «جان تامپسُن» متُدی است که برای بچه های زیر ۱۲ سال خوب است، یا متُد «مایکل آرُن» سبکهایی به جز کلاسیک را نیز معرفی می کند. متُد «آلفرد» بسیار جذاب و هیجان انگیز است و «سوزوکی»، متُد آموزشی مبتنی بر اجرای آهنگ است.
یعنی از ابتدا باتدریس آهنگهای کوچک و ساده ، هنرجو را پیش می برد. بهتر است قبل از آغاز به کار دربارهی انتخاب متُد آموزشی با معلم خود صحبت کنید.
۴٫ از اتودهای مهارتی استفاده کنید:
 کتبی مثل هانُن، اشمیت، دانلد گری و براوا، فقط به تکنیک های مهارتی توجه دارند، تکنیک هایی مثل سرعت و استقلال انگشتان، گام و آرپژ و تقویت مهارت نوازنده در اجرای پاساژهای مشکل.
این اتودها به هیچ وجه برای لذت بردن نوشته نشده اند، زیرا ملودی و بافت مشخصی ندارند و فقط برای افزایش مهارتهای نوازندگی هستند، اما بعضاً در طول تاریخ، برخی از این اتودها، خود به یک اثر تحسین برانگیز کاملاً مستقل تبدیل شده اند، مانند اتود انقلابی اثر شوپن که یکی از با شکوه ترین آثار در ادبیات پیانوی دوران رومنس می باشد.
مدت زمان اجرای یک اتود مهارتی هر روزه از ۴۵ دقیقه تا دو ساعت متفاوت است.
این تمرینها برای گرم کردن انگشتان یا Warm up  به کار می روند و باعث می شوند انگشتان شما قبل از اجرای قطعه، خود را به طور کامل با کلاویه ها هماهنگ کنند.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

۵٫ دروس گذشته را تکرار کنید:
 حداقل یک روز در هفته را به تکرار دروس و قطعات قبلی اختصاص دهید.
برخی از قطعات دلخواه را با تمرین حفظ کنید تا همه جا و همه وقت توانایی اجرای آنها را داشته باشید. فرض کنید در یک مهمانی از شما می خواهند آهنگی را بنوازید، شما نمی توانید به آنها بگویید:
« ببخشید، کتاب نت من در خانه جا مانده است!» هر نوازنده دست کم باید بیست تا سی قطعه را  به صورت حفظی، همیشه آمادهی اجرا داشته باشد.
نوازنده ای که مثلاً یک کنسرتو پیانو اجرا می کند، نمی تواند کتاب نت در جلوی خود داشته باشد.
۶٫ با علاقه تمرین کنید:
 هیچ نوازنده موفقی به زور پشت پیانو نمی نشیند! گفته می شود یکی از اشراف وین از موتسارت خواست تا به خواهر زاده اش درس موسیقی بدهد. آن دختر نوجوان که بسیار لوس و بی ادب بود، سگ خود را نیز به همراه کلفت و ندیمه هایش به کلاس آورده بود.
ندیمه ها چند دقیقه با او صحبت کردند تا راضی شد پشت ساز بنشیند، موتسارت همان جلسه ی اول آنقدر از رفتار بی ادبانه آن دختر عصبانی شد که گفت:
« من ترجیح می دهم به آن سگ درس موسیقی بدهم تا این دختر مزخرف! چون به نظر می رسد این سگ بیشتر به من توجه می کند! »
بنابراین خویشاوندان خود را بی جهت تشویق به یادگیری موسیقی نکنید، او باید خود با علاقه خود در این مورد تصمیم بگیرد. یک معلم موسیقی خوب، به محض اینکه فهمید شاگردش به موسیقی بی علاقه است، بی تعارف باید عذر او را بخواهد، چون هم وقت خود و هم وقت شاگردش را تلف می کند.
۷٫ از خستگی نترسید:
تمرین های روزانه و فشرده، گاهی آنقدر به شما فشار می آورد که احساس می کنید دیگر تحمل چنین وضعی را ندارید. این مسئله در روند حرفه ای شدن یک نوازنده، کاملاً طبیعی است.
یک اثر را با زحمت تمرین می کنید، مشکلات تکنیکی خود را به تدریج رفع می کنید و کم کم در اجرای آن ماهر می شوید، خود را برای اجرای عمومی آن آماده می کنید و در جمع دوستان خود آن را اجرا می کنید. اگر در اجرای این اثر موفق باشید، خستگی شما تبدیل به لذتی بی پایان خواهد شد.
۸٫ در انتخاب قطعات دقت کنید:
 شما نمی توانید هر اثری را که برای پیانو نوشته شده است اجرا کنید.
آثاری که برای پیانو نوشته شده اند آنقدر زیاد و متنوع هستند که اگر تمام عمرتان را روز و شب به اجرای آنها اختصاص دهید، تمام نخواهند شد. مثلاً برای اجرای تمام قطعات پیانو که توسط بتهون ساخته شده اند، اگر نوازنده ی خوبی باشید به شش یا هفت سال زمان و یا حتی بیشتر نیاز دارید.
برای اجرای تمام کتاب های چرنی، به بیشتر از این مدت نیاز دارید. پس باید در انتخاب قطعه بسیار سختگیر و دقیق باشید. اول اینکه قطعاتی را تمرین کنید که واقعاً حس هنری شما را تحریک می کنند و دوستشان دارید.
دوم اینکه قطعات را همزمان با هم تمرین نکنید. زیرا ممکن است آنها در ژانرهای متفاوتی باشند، به این ترتیب سبک نوازندگی کاملاً متفاوتی را طلب می کنند.
مثلاً شما نمی توانید همزمان یک قطعه از باخ را به همراه یک قطعهی پاپ تمرین کنید. سوم اینکه قطعاتی را انتخاب کنید که در حد و اندازه شما باشند.
مثلاً اگر هنرجوی یکساله ی پیانو هستید، به هیچ وجه نمی توانید اثری از شوپن را اجرا کنید. زیرا آسان ترین آثار شوپن در سطح یا Grade پنج، طبقه بندی می شوند.
و یا مثلاً اگر کتابی مثل بیر را تمام کرده اید، می توانید حداکثر آثاری را که در سطح سه هستند بنوازید. بسیار دیده می شود که هنرجویان قطعاتی بالاتر از سطح واقعی نوازندگی شان می نوازند.
اشکال این کار این است که چون از نظر تکنیکی به اندازه ی کافی قوی نشده اند، نمی توانند آن قطعه را به طور دقیق و کامل بنوازند.
در بیشتر کتابهای آهنگ، سطح قطعه نیز در بالای قطعه نوشته شده است یا دارای کدهای استاندارد پنج رقمی نوازندگی می باشند.
رقم اول و دوم این کدها، سطح و زیر سطح این قطعات را نشان می دهند. مثلاً اگر کد ۵۱ یا ۵۰۱ را در اول کتاب یا قطعه دیدید، باید بدانید این قطعات در سطح پنج طبقه بندی شده اند.
(مشکل ترین قطعات پیانویی با سطح ۹ طبقه بندی می شوند. اما به صورت معدود سطح ۱۰ را نیز می توانید دربالای برخی قطعات مشاهده کنید.)
۹٫  تئوری موسیقی وسلفژ را بیاموزید:
 یکی از مهم ترین مواردی که یک نوازنده باید به صورت جدی آن را دنبال کند، آشنایی با مبانی موسیقی و سلفژ است.
کتابهای بسیار زیادی در تئوری موسیقی به چاپ رسیده اند، در ایران شما می توانید به تئوری بنیادی موسیقی اثر پرویز منصوری، تئوری موسیقی مصطفی کمال پورتراب و کتب دیگر مراجعه کنید.
سلفژ، فن آواخوانی است، به این معنی که شما باید بدون نیاز به ساز بتوانید از روی نت بخوانید و هر ملودی که شنیدید به خط نت بنویسید. سلفژ معمولاً دارای سه بخش آواشناسی یا انتوناسیون، ریتم خوانی و دیکته ی موسیقی است.
نوازنده ای که سلفژ کار کرده می تواند سریع تر و درست تر نتها را بخواند، بنابراین می تواند بهتر آن را روی پیانو اجرا کند. او ریتم قطعه را بهتر درک می کند، بنابراین اجرای او وضوح و دقت بیشتری خواهد داشت.
در بسیاری از مدارس پیشرفتهی موسیقی دنیا، هنرجو قبل از هر چیز با تئوری موسیقی و سلفژ آشنا می شود، سپس سراغ تمرین روی ساز می رود.
کتابهای سلفژ زیادی برای کار کردن موجود است. در ایران کتاب سلفژ پوتسولیPozzoli و سلفژ آنری لمونHenry Lemoine (ترجمه اینجانب)و چند کتاب دیگر موجود است که می تواند به کمک شما بیاید.
۱۰٫ کنسرت بدهید:
 منظورم این نیست که یک سالن ۲۰۰۰ نفری اجاره کنید.
شما می توانید کنسرتهای خانوادگی ترتیب بدهید. خیلی ساده و در عین حال جذاب است. دوستان و فامیل خود را با یک کارت دعوت کوچک که روی آن نام و مشخصات قطعات نوشته شده دعوت کنید. قدری میوه و شیرینی تهیه کنید و یک بعد از ظهر تعطیل، کار خود را نمایش دهید.
این کار ترس شما را نسبت به کنسرت های جدی تر از بین خواهد برد.
قبل از اجرای هر قطعه، قدری درباره ی آن صحبت کنید؛ اینکه سازنده اثر کیست و در چه تاریخی ساخته شده و مربوط به کدام دوران از ادوار موسیقی است، مدت حدودی اجرای قطعه و حتی برخی مشخصات فنی قطعه مانند تُنالیته و ریتم نیز می تواند برای شنونده جالب باشد.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

با این وجود، این مراسم را خیلی جدی برگزار نکنید.
بین قطعات جدی، قطعاتی از خودتان، از سبک هایی مثل جاز و پاپ و حتی موسیقی های مجلسی استفاده کنید. قطعاتی که شوخ و شنگ هستند حال و هوای مجلس را عوض می کنند و خاطره ای خوب برای مدعوین بر جای می گذارند، ضمناً باعث می شوند که قطعات جدی تر بهتر شنیده شوند، اگر از اول تا آخر بخواهید قطعات سنگین اجرا کنید، ممکن است باعث خستگی شنوندگان شود.
قطعات را از ساده به مشکل انتخاب کنید.
پُز مناسب داشته باشید و بعضاً با حرکات بدن خود، سعی کنید به صورت دیداری نیز با شنونده خود ارتباط برقرار کنید.
اگر قطعه، مثل مارش ترک موتسارت یا سوناتین سل ماژور بتهون، شاد و تند است، لبخند بزنید و برای قطعات غمگین، مثل سونات مهتاب، چهره ای جدی و مصمم از خود نشان دهید.
چهره ی شما باید معرف حالت قطعه باشد.
این کنسرت خانوادگی را به صورت تصویری ضبط کنید، سپس بارها آن را دوباره از نو باز بینی کنید و تلاش کنید اشکالات خود را در اجراهای بعدی برطرف کنید.
رسیتال:
هنرجوی موسیقی که از دانشگاه، یا کنسرواتوار یا آموزشگاه فارغ التحصیل شده می تواند رسیتال برگزار کند.
رسیتال یک کنسرت کاملاً جدی برای بررسی توانایی یک نوازنده است که معمولاً به صورت کنسرت، برای عموم نیز اجرا می شود. رسیتال درواقع یک دفاع است، مثل آنچه که پزشکان هنگام فارغ التحصیلی انجام می دهند و یک پروژه است از هر آنچه که نوازنده در طول این سالها آموخته است.
چند نفری از اساتید (برای کسانی که از دانشگاه یا کنسرواتوار فارغ التحصیل می شوند) به اجرای رسیتال نمره می دهند و مشخص می کنند که این نوازنده می تواند مدرک خود را دریافت کند یا خیر. هنرجویی که از یک آموزشگاه نیز فارغ التحصیل می شود می تواند با کمک مسئولین آموزشگاه رسیتال بدهد.
اما رسیتال فقط برای نمره گرفتن نیست. هر نوازنده ای می تواند رسیتال بدهد.

۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی – ۱۰ نکته برای موفقیت در نوازندگی

آشنایی-با-سازهای-کوبه-ای

آشنایی با سازهای کوبه ای

آشنایی با سازهای کوبه ای

این روزها سازهای کوبه ای (percation)  علاقه مندان بسیاری پیدا کرده است و پرکاشن ها هر روز جای خود را در میان مردم بیشتر باز می کنند.
آموزشگاه موسیقی هنر پارسه نیز در این زمینه با همکاری برترین نوازندگان و مدرسان سازهای کوبه ای مفتخر است که سهم کوچکی را در آموزش سازهای کوبه ای ایفا نماید.
حتماً شما عزیزان با سازهایی مانند دف و تنبک و درامز و… آشنا هستید اما بد نیست بدانید خانواده پرکاشن ها یا همان سازهای کوبه ای بزرگترین خانواده هستند که حدود بیش از ۱۲۰۰ عضو (طبق طبقه بندی موزه موسیقی اشتامف) را در خود جای داده اند.
تقریباً می توان گفت تمام فرهنگها و مناطق بومی حد اقل یک ساز کوبه ای مختص به خود را دارند.
در این مقاله به معرفی برخی از این سازها خواهیم پرداخت:
بانگو(bongo)
بانگو یکی از سازهای کوبه ای کشور کوبا است این ساز به کشورهای دیگر نیز راه یافته است و در موسیقی لاتین کاربرد فراوان دارد.
سبک سان ، ترکیبی از موسیقی آفریقایی و اسپانیایی برگرفته از بخش شرقی کوباست .
بانگو یکی از نامی ترین سازهای کوبه ای لاتین است و می توان صدای آن را در بسیاری از سبک های موسیقی پیدا کرد .
ضمنا این ساز در ایران به نام بینگو و بانگو   Bingo Bango معروف است علت آن این است که به صورت جفتی استفاده می شود.

تومبا (Tomba)
یا
کنگا (congo)
کنگا تا حد زیادی ، مرسوم ترین ساز دستی کاربردی در موسیقی مردمی به شمار می آید .
ریشه لغوی کنگا از کنگوی آفریقا است ، اما ساز خمره ای شکلی که پیش از این می دیدید در واقع سازی کوبایی که از دل نواهای محلی و بومی بیرون آمده ، کنگاها را میتوان در موسیقی جاز ، راک ، بلوز ، آراندبی ، و ورگا دید .کنگا در واقع در شامل سه ساز است :
کوینتو ، سی گاندو یا کنگا و تومبا یا تومبادورا (اگر کنگا چهار تیکه باشد کوچکترین خانواده کنگا “ری کوینتو” نام دارد) .
ضمنا به کل این ساز در ایران تومبا میگویند.
می گویند این ساز در زمان شاه عباس توسط بردگان آفریقایی که برای بیگاری توسط انگلیس به بندر گمبرون آورده شده بودند به ایران راه یافت.
جیمبه (Djembeh)
جیمبه قدیمی تریت ساز کوبه ای آفریقایی محسوب می شود.
این ساز با ظاهر قبیله ای ، صدای پر معنی و بلند و نواختن راحت و آسانش ، تبدیل به یکی از دوست داشتنی ترین سازهای دنیا شده است. کوک سفت جیمبه ، و پوست نازک دهانه ، به اندازه زیادی بر صدای پر معنی ساز ، تاثیر می گذارد .
این ساز نیز در ایران رواج فراوان یافته و در آموزشگاه های موسیقی تدریس می گردد.
جیمبه از پوست بره آهو و گوسفند ساخته می شود.

 

آشیکو (ashiko)
آشیکو نیز همانند اکثر سازهای کوبه ای سازی است از آن آفریقای غربی و مانند جیمبی ، دارای دهانه ای است نازک با پوست بز و به سبب سفت بودن دهانه ، به سختی کوک می شود .
اگرچه آشیکو از لحاظ شکل و شمایل با جیمبه تفاوت های بسیاری دارد ، اما صدایی همانند تولید می کند .
بیشتر مردم ، آشیکو را برادر کوچک جیمبه می دانند .
صدای آن همانند است، اما گستردگی صدا و توانایی اجرای صدای بم جیمبه را ندارد.
اودو (udu)
اودو ، سازی است با اندامی خنده دار و جز اندک سازهای کوبه ای است که دهانه ( یا پوست) ندارد ، ولی میتوان با ضربه زدن به روی آن ، تولید صدا کرد .
به جای آن کل بدنه ساز برای ضربه زدن ، تولید صدا و در یک کلام ، نواختن بکار برده می شوند .
اودو از نیجریه می آید و بر پایه افسانه ها و داستان ها از گلدانی گرفته شده است که به گونه اتفاقی ، دارای سوراخی در کنار خود بوده است .
این سوراخ ، گلدان را برای نگهداری چیزهای گوناگون ، بی مصرف می ساخت . دارندگان این گلدان ، مانند افرادی که احساس ریتمیک بالایی دارند ، همان کاری را انجام دادند که هر شخص دیگری در این شرایط انجام می داد.
اودو صدایی بی همتا تولید می کند : از صدای زنگ گرفته تا صدای بم کم رنگ و ضعیف.
ضمنا در بندر و بخشی از هندوستان و بلوچستان هم استفاده میشه
که تو بندر به نام جهله و در سه سایز جمالی ( باس ) جهله ( مید ) گلوک ( های ) استفاده میشه. در گروهای سنتی کار هم از خمره(مثل اودو) استفاده می کنند .
دمبک (doumbek)
در ابتدا یادآور می شویم که این ساز با ساز تنبک که از سازهای کوبه ای ایرانی است متفاوت است.
همانطور که بعدتر ساز تار نیز خواهیم داشت.
دمبک ، جز سازهایی است که در موسیقی محلی عربی ، بکار برده شده است .
دمبک ، سازی است جامی شکل ، که همانند جیمبه آفریقای غربی ، دارای صدایی پر معنی است .
این ساز از آن خاور میانه است و می تواند از سفال و فلز ساخته شود، دهانه آن بسیار نازک است ( به شکل سنتی از پوست ماهی است ) .
این ساز صدایی بسیار شفاف و تیز تولید می کند و مانند جیمبه ، دارای صدایی حجیم و کاملا بم است .
ضمنا این ساز در ایران به نام تمپو و در جنوب از آن به عنوان ساز ترکیبی ضرب و تمپو استفاده می کنند.

تار (tar)

تار جزو خانواده ی سازهای طوق دار از آن آفریقای شمالی است ( ساز طوق دار ، دارای بدنه ای است که از قطر دهانه ی ساز ، کم عمق تر است ).
تارها بیشتر دارای قطری بین ۳۵ تا ۵۰ سانتی متر هستند .
تار به سبب دهانه نازک و بدنه باریکی که دارد ، صدایی ضعیف تولید می کند که می تواند بسیار مجذوب کننده باشد.
ضمنا این ساز در گروه های شرقی کاربرد فراوانی دارد .
تمبورین / ریک ( tambourine/riq)
شاید نخستین بار صدای تمبورین را در کنسرت راک ، هنگام همنوازی با گیتار ، شنیده اند.
در موسیقی مردمی ، تمبورین بیشتر به عنوان پشتیبان خواننده به شمار می آید.
تمبورین ، مانند دمبک و تار ، ساز محلی خاورمیانه ای است.
و مانند تار ساز طوق دار است.چیزی که تمبورین را جدا می سازد ، حلقه های فلزی هستند که به بدنه ساز چسبیده اند امروزه میتوان گونه های بسیار گسترده ای از تمبورین ها در سراسر دنیا پیدا کرد.
ضمنا این ساز در بین گروه های جنوبی کاربرد فراوانی دارد.
(به نام دایره زنگی)
پاندیرو (pandeiro)
پاندیرو (با تلفظ پان-دار-او)پیروی برزیلی ها از تمبورین است .
با توجه به روایت های مختلف ، پاندیرو ،ساز ملی برزیل است.
این ساز بخش جدا نشدنی جشن سالانه ی ماردی گراس است، و در همه سبک های موسیقی برزیلی نیز موسیقی راک ، فانک و پاپ نیز استفاده می شود.
بوران (bodharn)
گفته می شود که بوران از آن خاورمیانه یا شاید آسیا باشد ، اما هیچ کس در این زمینه مطمئن نیست .
این ساز به تار مصری همانند زیادی دارد ، بر خلاف تار ، بوران را با استیکی(دسته چوبی) به نام کی پین می نوازند .
به دلیل اینکه بوران تا سالهای ۶۰ در موسیقی محلی ایرلندی ، بکار گرفته نشده بود ، مکان این ساز هنوز به گونه ای مورد تردید است .
وظیفه این ساز پشتیبانی کردن است نه تکنوازی .

آشنایی با سازهای کوبه ای

جان جان (djun djun)

جان جان از ان آفریقا غربی است و از سه ساز کوبه ای تشکیل می شود :
دان دونبا (بزرگ)، سانگبا (متوسط)، کان کینی (کوچک) . البته هر کدام از این سازها از کنده های توخالی به وجود آمده اند و دارای اندازه های بسیار گوناگونی هستند ، معمولا دهانه جان جان ها با پوست بز درست می شود .
جان جان ها نه تنها ضرب های باس ریتم های آفریقایی را بوجود می آورند ، بلکه به ریتم ، ملودی ظریفی نیز می افزایند . به گونه سنتی هر نوازنده یکی از اندازه های جان جان را می نواخت و گروه نوازندگان ریتم ها را در هم می آمیختند .
اما امروزه معمولا یک نفر هر سه ساز را به تنهایی می نوازد ، افزون براین نوازنده جان جان ، ریتم ساز را با یک دست (دست چپ) و با دست دیگر ( معمولا دست راست ) زنگ”bell” می نوازد.
کویی کا (cuica)
کویی کا بخش جدا نشدنی موسیقی سامبای برزیلی ، بشمار می آید و در اصل در آفریقا برای به دام انداختن شیرها به کا برده شده است.به دلیل اینکه کویی کویی کا دارای صدایی است بی همتا و پر معنا جای خود را در بیشتر ترکیبات ارکستری امروزی مانند موسیقی جاز ، فیوژن ، فانک و پاپ باز کرده است.
این ساز معمولا نقش تکنوازی یا افکت های صوتی را بعهده دارد.
کویی کا در گروه سازهای استیک دار (دسته چوبی) قرار دارد اما نه به سبب اینکه ان را با استیک می نوازند ، بلکه به این دلیل که این ساز دارای استیکی درون خود است که برای تولید صدا آن را مالش می دهند ، این ساز تنها سازی است که به پوست آن ضربه ای وارد نمی شود.
ساز طوق دار آیینی (frame drum)
ساز طوق دار آیینی شاید بیشترین کاربرد را در دنیا داشته باشد .این ساز ، معمولا دارای دهانه ای با پوست آهو و دارای قطری نزدیک به ۳۰ سانتیمتر است.
شاید این ساز را در تمرین های روحی سرخپوستان دیده باشید .
اما فرهنگ های سراسر دنیا آن را در مراسم گوناگونی بکار می برند .
از این رو عنوان ساز طوق دار آیینی نه به سبب نام رایج این ساز ، بلکه به دلیل معنا های فراوانی که در بر دارد ، به این ساز داده شده است.
سوردو (surdo)
سوردو،با ضرب آهنگ پر تحرک و صدای بمی که دارد به عنوان قلب سامبا نام برده می شود .
سوردو گونه ای باس درام و مانند جان جان ها دارای سه اندازه مختلف است که هر کدام نام ویژه خود را دارد :
مارکاکائو(marcacao)،ری پستا(reposta)،کورتادور(cortador).

آشنایی با سازهای کوبه ای

رپانی کی (repinique)
رپانی کی ، در اصل تام تام برزیلی است همچنین رپانی کی در بخشی از گروه سامبا بیشتر ساز کوبه ای اصلی به شمار می رود.
در واقع رهبر گروه سامبا که مستر دو باتریا(mestre de bateria)نامیده می شود ، رپانی کی مینوازدو گروه را با ریتم هایش رهبری می کند .
برای نوازندگان دیگر رپانی کی این ساز نقش بداهه سازی مهمی در نواختن تک نوازی و موتیوهای آکساندار ایفا می کند.
معمولا در یک گروه بزرگ بیش از ۴۰ تا ۵۰ نوازنده رپانی کی حضور دارند.

تمبوریم (tamborim)
تمبوریم ساز کوچکی است که معمولا تنها ۱۵ سانتیمتر قطر دارد .
تمبوریم که نبایستی با تمبورین اشتباه گرفته شود ،گونه ای دیگری از موسیقی سامبا به شمار می آید و مانند تمبورین جزء سازهای کوبه ای ای طوق دار است جز اینکه این ساز حلقه های فلزی ندارد و به وسیله استیک با یک دست (معمولا دست راست) نواخته می شود.
گروه متوسط سامبا میتواند ۷۰ نوازنده تمبوریم داشته باشد .
این ساز کوبه ای که دارای صدایی زیر است در برابر ریتم اصلی سوردو ، نت های آکساندار را می نوازند.

آشنایی با سازهای کوبه ای

تیمبال ها (timbales)
اگر چه میتوان ریشه ای این ساز را به نسل تیمپانی های اروپا بستگی دارد ،اما در واقع تیمبال ها دو ساز کوبه ای فلزی از آن کوبا هستند.
تیمبال ها صدایی شفاف و بریده تولید می کنند که می توان آنهارا در تکنوازی های تیتو پونت(tito puenete)بزرگترین مجری لاتین ،موسیقی دان و رهبر ارکستر جستجو کرد.
در بیشتر موارد تیتو به همان اندازه ای که در نواختن کنگا در غرب محبوبیت داشت ، در نواختن تیمبالها نیز جایگاه ویژه ای پیدا کرد .
امروزه می توان تیمبال ها را در بیشتر سبک های موسیقی ، خواه جاز،فانک و یا پاپ یافت.
باتا (bata drum)
باتا درام، درام دو سر است که به شکل ساعت شنی با یک مخروط بزرگتر از دیگری است.
ساز کوبه ای است که در درجه اول برای استفاده از مقاصد مذهبی یا نیمه مذهبی برای فرهنگ های بومی از سرزمین یوروبا، واقع در نیجریه، و همچنین توسط نمازگزاران Santería در کوبا ، پورتوریکو ، و در ایالات متحده استفاده می شد.
زنگ های آگوگو (agogo)
آگوگوها زنگ های برزیلی هستند که به صورت جفتی نواخته می شوند (البته به گونه های سه و چهارتایی نیز نواخته می شوند اما خیلی رایج نیست).
این زنگ ها در روش سنتی برای افزودن صدای زیر و تقریبا ملودیک، در ریتم های کارناوال بکار برده می شوند
(مانند جشن برزیلی ماردی گرا).
زنگ های اگوگو در موسیقی امروزی، رایج شده اند و راه خود را به موسیقی جاز،راک،فانک و پاپ باز کرده اند
آفوچه/کاباسا (afuche/cabasa)
آفوچه / کاباسا اختراعی نو پدیدار است ، اما با این وجود یکی از کاربردی ترین سازهای کوبه ای به شمار می آید .
این ساز بر پایه کاباسای آفریقایی ،سازی که به وسیله کنده کاری بروی بده نارگیل و نخ کردن دانه هایی پیرامون آن ساخته می شد و نیز آفوچه برزیلی ، از کدویی با دانه هاو مهره هایی در پیرامون ساخته شده است.
آفوچه/کاباسا صداهای مختلفی تولید می کند این ساز دارای قابلیت فراوانی است که هیچ نوازنده ی کوبه ای ، نبایست از آن ناآگاه شود.

آشنایی با سازهای کوبه ای

کلاویه (clave)
دو استیک کوچکی که کلاویه را تشکیل می دهند شاید مهمترین سازهای موسیقی لاتین هستند .
واژه ی کلاویه به معنای کلید است و الگوهای ریتم کلاویه کلیدی است برای سبک های گوناگون موسیقی که این ساز را بکار می برند .همه ی فرم های موسیقی لاتین (آفریقایی ، کوبایی ، کاریبی و برزیلی) الگوی کلاویه را بکار می گیرند .
رایج ترین ریتم های کلاویه مربوط به ریتم های آفریقایی – کوبایی است و این ریتم ها در شمار زیادی از سبک های نوین موسیقی لاتین نفوذ کرده اند.
کوبل (cowbell)
کوبل تنها یک ساز نیست ، بلکه مجموعه ی کاملی از سازهای گوناگون است.
به معنای واقعی کلمه ، ده ها نمونه کوبل وجود دارد .در روش سنتی کوبل های ویژه ای تنها در سبک های موسیقی مشخصی بکار گرفته می شوند (برای نمونه مامبو و چاچا) اما برای بیشتر مردم کوبل،کوبل است.
به سبب وجود دهها نمونه کوبل می بایست کوبل زیر یا بم باکیفیت صدایی مشخصرا گزینش کرد (شفاف ، خشک ، زنده ، بلند ، چاق) بدون در نظر گرفتن گونه با سبک همه کوبل ها ریشه هایی در مزارع آفریقایی دارند در اصل ریتم کوبل در مزرعه برای همراهی کردن با کشاورزان نواخته می شد .
نسل پیشین کوبل گواتاکا(guataca)نامیده می شود که تقریبا تیغه سرکجی است که با میخ کوچک یا بزرگ نواخته می شد (دقیقا مثل کلاویه).
ریتم کوبل نیز بخش جدا نشدنی موسیقی آفریقایی و آفریقایی-لاتین به شمار می آید.
گویرو (guiro)
گویرو به گونه سنتی ، از کدو تنبل ساخته شده است که شالوده آن به کوبا – مرکز سبک سان بر می گردد.
جنس گویرو از کدوهاست ، اما در بیشتر موارد از پلاستیک و گاهی از فلز ساخته می شوند.
این ساز با صدای ویژه و خراش مانند خود،در بیشتر موسیقی های امروزی بکار گرفته می شود.
مارکاس (maracas)
شاید فکر کنید که مارکاس ها تنها ره آورده های پرزرق و برق مکزیک و یا کاریب هستند ، اما به راستی مارکاس ها بخش مهم موسیقی لاتین به شمار می آیند.
در اصل این ساز از چرم یا پوست گاوی است که بروی بطری شراب کشیده شده و مانند کیسه دوخته و در آن مهره هایی ریخته و استیکی بسته می شد.
با این وجود امروزه مارکاس ها از چوب ، پلاستیک یا چرم ساخته می شوند هر کدام از این روشها صدایی ویژه تولید می کند.
به گونه سنتی دو مارکاس در یک گروه زیر و بمی متفاوتی دارند.این تفاوت سبب به وجود آمدن ریتم های گوناگون تر می شود.

آشنایی با سازهای کوبه ای


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی اندزگو – استاد آواز علی زند وکیلی

آموزشگاه-موسیقی-فراگیری-موسیقی-کودک

آموزشگاه موسیقی فراگیری موسیقی کودک

آموزشگاه موسیقی فراگیری موسیقی کودک

فراگیری موسیقی کودک

بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه داریم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند. بسیاری از پدران و مادران که در دوران کودکی و نوجوانی توفیق یادگرفتن یکی از شاخه های هنر موسیقی را نداشته اند، هم اکنون با علاقه به موسیقی گوش می دهند و در عوض سعی میکنند تا فرزندان خود را از فراگیری این هنرروح نواز محروم نکنند.

کدام ساز

اولین سئوال برای هنرآموز یا والدین او این است که کدام ساز را آموزش ببیند و یا اینکه به رشته خوانندگی قدم بگذارد؟ کارشناسان آموزش موسیقی معتقد هستند که :

“نوع ساز به هیچ وجه مهم نیست، نباید انتظار داشته باشید که فرزند شما همانند فلان موسیقی دان مهارت ساز زدن پیدا کرده و الگوهای قدیمی را دنبال کند. مهم آن است که فرزند شما بتواند با ساز انتخابی ارتباط برقرار کند و بتواند نوآوری های جدیدی در نواختن یا استفاده از ساز داشته باشد، موفقیت یعنی همین.”

امروزه اغلب کودکان با سازهایی مانند ویلن، ریکوردر و یا پیانو در شاخه غربی و با سازهایی چون سه تار و سنتور در شاخه ایرانی کار را آغاز می کنند. اما نکته مهم آن است که بتوان در مدت فراگیری، تشخیص داد که آیا کودک با ساز خود ارتباط لازم را برقرار کرده یا خیر؟ اگر کودک شما بی صبرانه منتظر فرا رسیدن زمان کلاس خود می شود و یا اغلب با ساز خود خلوت می کند شک نکنید که انتخاب درستی انجام داده اید.

مشخص کردن علاقه فرزند

برای پیدا کردن اینکه فرزند شما به چه سازی علاقه دارد و یا از چه سبک موسیقی بیشتر لذت میبرد، بکار بردن پیشنهادهای زیر می تواند مفید واقع شود :

۱٫ امکان گوش دادن و مشاهده نحوه نواختن انواع سازهای ممکن را بدون آنکه او متوجه شود شما هدف خاصی را دنبال می کنید برای او فراهم نمایید.

۲٫ هنگامی که با هم از رادیو ضبط به موسیقی گوش می دهید و یا به کنسرت رفته اید راجع به سبک موسیقی – کلاسیک، اصیل، پاپ و … – با او صحبت کنید.

۳٫ فقط به فکر انتخاب ساز نباشید، موارد دیگری نیز مهم است. بعنوان مثال هنرجویان کودک گیتار بیس به مراتب کمتر از هنرجویان کودک فلوت یا ریکوردر هستند. ممکن است با فرستادن فرزند خود به کلاس گیتار بیس – که به احتمال زیاد خلوت است – ذوق موسیقی در او کمرنگ شود حال آنکه اگر به کلاس فلوت فرستاده می شد به علت شرکت بیشتر هم سن و سالهای او، علاقه به موسیقی در او متبلورتر می گشت.

۴٫ قبل از قول دادن به کودک که فلان ساز را برایش خواهید خرید از قیمت آن مطلع شوید تا با بودجه شما هماهنگی داشته باشد.

۵٫ به احتمال زیاد فرزند شما در اوایل کار از دشوار بودن یادگیری شکایت خواهد کرد، توجهی نکنید و تنها سعی کنید او را تشویق به یادگیری کنید.

۶٫ تجربه نشان داده است که سازهایی مانند ریکوردر یا پیانو برای شروع کار کودکان مناسبتر هستند و برعکس سازهای مضرابی یا آرشه ای دشوار تر، لذا جز در موارد خاص سعی نکنید که این قانون را زیر پا بگذارید. پس از چند سال تمرین و آشنایی با موسیقی فرزند شما می تواند ساز اصلی خود را انتخاب کند.

۷٫ علاوه بر همه موارد بالا باید دقت کنید که آیا در منزل خود فضای نگهداری ساز را دارید یا خیر؟ و اینکه سر و صدایی که این ساز ایجاد خواهد کرد آیا ممکن است مزاحم زندگی دیگران شود؟ شاید قبول نکنید ولی همین موضوع اخیر می تواند مانع تمرین و پیشرفت فرزند شما شود.

آیا فرزند شما آماده فراگیری موسیقی است؟

بسیاری از اساتید موسیقی معتقد هستند که اگر فرزند خود را زودتر از آنچه لازم است به کلاسهای موسیقی بفرستید ممکن است، استعداد موسیقی آنها را برای همیشه کور کنید. کودک ممکن است در صورت برخورد با دشواری های فراگیری ساز نا امید شود و اعتماد بنفس خود را برای مدت زیادی از دست دهد، این امر می تواند برای او در سایر زمینه های زندگی از جمله مدرسه نیز مضر باشد. بسیاری از کودکانی که در سنین زیر ۸ سال به کلاسهای آموزش موسیقی جدی فرستاده می شوند دچار چنین مشکلاتی خواهند.

۱٫ اگر از زیر ۸ سال می خواهید موسیقی را وارد زندگی فرزند خود بکنید، فلوت ریکوردر بهترین انتخاب است. تجربه نشان داده است از زمانی که کودک انگشتان خود را با اختیار به حرکت در می آورد، می تواند هنرآموز فلوت باشد.

۲٫ برعکس مورد اول پیانو را باید زمانی شروع کرد که کودک حد اقل بتواند در حالت ایستاده به کلاویه ها تسلط نسبی داشته باشد و قدرت فیزیکی آن برای فشار دادن کلاویه ها کافی باشد.

۳٫ سازهای زهی از خانواده ویلن معمولا” از سن شش سالگی زودتر شروع نمی شوند، ضمن اینکه یقینا” باید با سازهایی در ابعاد کوچکتر مثل یک هشتم یا یک چهارم آموزش را آغاز کرد.

۴٫ سازهای بادی – بجز فلوت ، ریکوردر – معمولا” هنگامی شروع می شوند که دندانهای اصلی کودک رشد کرده باشند و کودک قدرت کافی برای دمیدن در ساز را دارا باشد. همچنین چون این سازها کمتر در ابعاد کوچکتر موجود هستند باید دقت کرد که آیا وضعیت فیزیکی کودک توانایی اجرای ساز را دارد یا خیر.

۵٫ سازهای مضرابی مانند سه تار، گیتار و … که در ابعاد کوچکتر هم وجود دارند برای کودکان زیر ۸ سال توصیه نمی شوند.

۶٫ نکته بسیار مهم آنکه فرا گیری مهارت های آوازی برای کودکان و نوجوانان بصورت جدی برای سنین پایین ۱۵ سال توصیه نمی شود. اما کلاس های آواز خوانی دست جمعی از سن سه سالگی با عث رشد علاقه آنها به موسیقی خواهد شد.

آموزشگاه موسیقی فراگیری موسیقی کودک


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی فراگیری موسیقی کودک

تاثیر-موسیقی-بر-خلاقیت-کودک

تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودک

تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودکان

چکیده

درباره تاثیر موسیقی در خلقیات کودکان، پژوهش های متعددی در اقصی نقاط جهان صورت گرفته است که متاسفانه این پژوهش ها کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفته است.
اکثر کودکان از همان آغاز زندگی با لالایی مادرانشان با موسیقی آشنا می‌شود و به صورت ناخودآگاه این آوا در ذهنشان تاثیر می‌گذارد؛ کودک تمایل به آهنگ‌ها و ریتم‌ها نشان می‌دهد و از آنها تاثیر می‌پذیرد. در خارج از این فضا، موسیقی مناسب در کودکستان‌ها محیط جذابی را برای کودکان به ارمغان می‌آورد.
بر اساس آزمایش های متعددی که انجام گرفته است، خلاقیت یکی از مقوله‌هایی است که از موسیقی تاثیر می‌پذیرد؛ کودکانی که با موسیقی بزرگ می‌شوند؛ خلاق‌تر هستند و این خلاقیت در طول دورهای مختلف زندگی آنها نمایان می‌شود.

مقدمه

شواهدی وجود دارد که جنین در رحم مادر در برابر موسیقی واکنش نشان می دهد. صداهای بلند باعث جهیدن و پریدن جنین می‌شود. البته صدا و موسیقی یادگیری های دیگری نیز برای جنین به همراه دارد و زمانی که صداهای بلند تکرار شوند، جنین به آن عادت کرده واکنش کمتری در برابر آن نشان می‌دهد. اینکه پخش صدای بلند برای جنین کار درستی است یا خیر، مطلب دیگری است و اینکه نوزاد موسیقی لالایی را دوست دارد به این معنی نیست که پخش مداوم موسیقی لالایی در رشد او اثر می‌گذارد و برای او مفید است. مخالفت هایی نیز در مورد پخش مداوم موسیقی برای جنین و نوزاد وجود دارد. (جنسن، ۱۳۸۶: ۴۲)
با وجود آنکه غایت موسیقی هماهنگی بین آواهاست، می‌تواند احساساتی را بر انگیزد یا آنها را تصویر کند. موسیقی خوب زیباست و شنونده با درک آن می‌تواند تحت تاثیر عمیق قرار بگیرد؛ درکی که از طریق دریافت شکل کلی اثر و روابط ملودیک، هارمونیک، ساز بندی و رتیم قابل دستیابی است. در موسیقی حالات مختلفی نهفته است: خلاقیت، ابداع، قدرت، ضعف، شتاب، کندی و… دقیقاً مثل حالات مختلف روحی انسان. موسیقی قادر به بیان عشق، نفرت، خوشحالی، غم و… نیست. آنچه که آدمی از آن به عنوان بیان احساس در موسیقی می جوید. تطابق حالات خود با کیفیت‌‌‌‌های خاص در موسیقی در هر لحظه است و این ربطی به زیبایی ندارد. (یثربی، ۱۳۸۳: ۴۹ – ۴۸).
موسیقی هایی که از روی برنامه و اصول ساخته شده باشند موجب بروز خلاقیت‌ها در دیگر هنرها نیز می‌شوند.
در این بخش و به منظور دست یافتن به موسیقی خلاق فعالیت های زیر پیشنهاد می‌شود:
فعالیت ۱: اولین فعالیت برای تعلیم موسیقی به کودکان آشنا ساختن آنها با مفاهیمی نظیر الفبای موسیقی، ریتم، هارمونی و ملودی است. برای این کار توصیه می شود حتماً از کارشناس موسیقی استفاده شود.
فعالیت ۲: برای ترغیب کردن به فعالیت موسیقی، فیلم های مناسبی را برایشان نمایش دهید یا برای آنها امکان بازدید از مراکز هنری موسیقی را فراهم کنید. تجربه دیدن یا آشنایی نزدیک با افراد اهل موسیقی برای آنها بسیار مفید است.
فعالیت ۳: گام بعدی این است که کودکان را با اصوات و ملودی های موسیقی آشنا سازید. در این مورد پیشنهاد می‌شود برای کودکان موسیقی مناسب پخش یا نواخته شود تا به این وسیله آنها به شنیدن اصوات موسیقی و عادت کنند. ممکن است که ابتدا تشخیص اصوات غیر ممکن باشد، اما مشکل تا حد زیادی با تمرین و گوش دادن مرتفع می شود.
فعالیت ۴: به عنوان اولین تجربه به کودکان فرصت دهید تا ابزار موسیقی مورد نظرشان را انتخاب و با آنها تمرین کنند.
فعالیت ۵: به عنوان یک فعالیت توصیه می‌شود کودکان ادوات پیچیده موسیقی را ببینند و حتی آنها را لمس کنند و در صورتی که امکان پذیر باشد قطعاتی را با صدای آنها بشنود. اما ابتدا آنان را با ابزارهای بسیار ساده نظیر سنتورهای چوبی، سازهای دهنی، ملودیکا‌ و پیانو کوچک تمرین دهید.
فعالیت ۶: پس از کسب آمادگی برای نواختن موسیقی به کودکان فرصت دهید تا ملودی های ساده بنوازد.
فعالیت ۷: اگر تعدادی از کودکان مایل به تک نوازی ابتکاری بودند بدون آن که فرصت‌های دیگران از دست برود به آنها فرصت دهید تا چنین کاری را انجام دهند. حتی کودکان را برای ابتکار تشویق و ترغیب کنید.
فعالیت ۸: در جلسات نظری موسیقی که کودکان با مفاهیم و الفبای آن آشنا می‌شوند، امکان تمرین الفبای موسیقی را فراهم آورید. بهتر است از کودکان بخواهید به تدریج نوشتن نت یک قطعه ساده موسیقی را تمرین کنند.
فعالیت ۹: برای کودکانی که علاقه ای به موسیقی نشان نمی‌دهند، بهترین روش طراحی یک بازی است که در آن کودک به ابزار موسیقی علاقمند شده و با آن ارتباط برقرار کند مثلاً اجرای یک نمایش تئاتر که کودک در آن به نواختن ساده یک ساز بپردازد.
فعالیت ۱۰: سایر فعالیت ها را شما با هنرمندی خاص خودتان طرحی کنید. یادتان باشد در آموزش موسیقی، کودک فقط تمرین می کند و می‌آموزد. خلاقیت در همۀ مورد پس از تسلط نسبی بر ابزار و مفاهیم موسیقی امکان بروز خواهدداشت. (پیرخائفی، ۱۳۸۴: ۲۶۲). برنامه‌ریزی منظم و منسجم کمک زیادی در آموزش موسیقی و همچنین درک موسیقی می‌کند.
ارتباط با یک قطعه موسیقی قدرتمند در زمان‌های خاصی از روز، حتی به مدت کوتاهی در روز می‌تواند باعث ایجاد چنین واکنشهایی شود. شاید انرژی و قدرت حرکتی که در ارتعاشات یک قطعه موسیقی وجود دارد باعث تحریک و سرزندگی ما شود یا شاید انتخاب درست و اندیشمندانۀ ما در قطعات موسیقی است که باعث ارتقای روحی ما می‌شود. (کانتلو، ۱۳۸۴: ۲۷-۲۶). در انتخاب موسیقی باید نهایت دقت را به خرج دهیم. یک موسیقی خوب حالمان را خوب و بالعکس یک موسیقی بی‌کیفیت حالمان را به همان اندازه خراب می‌کند. توصیه می‌شود در انتخاب‌هایمان دقت به عمل آوریم تا از موسیقی نهایت لذت و بهره برداری را ببریم.
مانند ریاضیات، موسیقی نیز یک زبان مشترک جهانی با روش های نمادی برای معرفی و ارایه به جهان است و مانند ریاضیات، موسیقی نیز باعث ارتباط ما با دیگران می‌شود، ضمن اینکه به بینش و نگرش افراد نیز روشنی می بخشد. ولی موسیقی ویژگی خاصی نیز دارد و در رفع نیازها به افراد کمک می کند. موسیقی باعث گسترش درک ما از دیگران و بیان سالم عواطف و احساسات می شود. موسیقی باعث ارتقا و شادی روح می‌گردد. موسیقی در کارهای علمی و آموزشی، مهارت های درکی و حرکتی و مهارت های اجتماعی به انسان کمک می‌نماید و کیفیت‌هایی را در افراد ایجاد می‌کند که معرف فرهنگ، تجسمات، مردم و جامعه، انرژی و خلاقیت می‌باشند، کیفیت هایی که در قرن حاضر به آنها نیز مبرم داریم. (جنسن، ۱۳۸۶: ۹).
موسیقی به علت دارا بودن زبانی مبهم و استعاری، ذهن انسان را به سوی دلالت های ضمنی و معنایی سوق می‌دهد. کودکی که با موسیقی مناسب و متناسب با سن بزرگ می‌شود. دلالت های معنایی گاهی در نقاشی کودک نمایان می‌شود و گاهی در بزرگسالی پا به عرصۀ ظهور می‌گذارد. این دلالت‌ها کودک را نسبت به همسالانش خلاق‌تر می‌کند و در همۀ جنبه‌ها نمایان می‌شود.

اهمیت آموزش موسیقی – تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودک

اهمیت آموزش موسیقی در طول سال‌های اولیه زندگی از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شد. پژوهش‌ها (برای مثال پیلزبزی ۱۹۵۸- ۱۹۳۷؛ مورهد و پاند، ۱۹۷۷) اولین گام‌ها را در زمینۀ تحقیق در باب زندگی کودکان موزیکال در پیش از دبستان را برداشتند و ما را از طبیعت خود به خودی رفتار و موسیقیایی آنها آگاه کردند. کودکانی که آموزش موسیقی را قبل از پنج سالگی شروع می‌کنند تغییرات و رشد وسیعی در منطقه مغز که مربوط به حواس پنجگانه است، به وجود می‌آید.
گوش کردن به سازهای ساده به خصوص در حدود یک سالگی، اهمیت زیادی دارد. بچه‌ها را تشویق کنید که همراه شما این سازها را بنوازند تا احساس رقابت نمایید. اگر همراه با نواختن این سازها، یک قطع موسیقی نیز به عنوان موسیقی زمینه برای الهام گرفتن آنها پخش کنید.
مغز آنها زمینۀ خلاقیت بیشتری خواهد داشت در این سن می‌توان کودکان را با آواز خواندن و همین طور حرکات رقص مانند؛ چرخیدن، پریدن، تکان دادن سر ودست و راه رفتن همراه با ضربات موسیقی آشنا کرد. به خصوص راه رفتن با ضربات موسیقی می‌تواند در درگیر کردن و یکپارچه کردن جسم و روح و ذهن کودک کمک نماید. (جنسن، ۱۳۸۶: ۴۵، ۴۶). در این سن باید توجه کرد که واکنش کودک به صداهای مختلف چگونه است و با توجه به نیاز کودکان برای آنها موسیقی پخش کرد.

شیوۀ آشنایی کودکان با موسیقی – تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودک

موسیقی از جمله فعالیت هایی است که شاید به طور مستقیم توانایی کلامی در آن دخالتی نداشته باشد. با این توصیف، موسیقی نیز دارای زبان خاصی است که ریتم و آهنگ بر اساس آن تولید و ابداع می شود. در دنیای خلاقیت این قابلیت کاملاً به ذهن خلاق وابسته است؛ اگر ذهن از قابلیت تولید و ترکیب خلاقی برخوردار نباشد قادر به تولید ریتم، ملودی و هارمونی در موسیقی نخواهد بود.
پس همانند نقاشی، نویسندگی، شعر و موسیقی را باید محصول خلاقانه ذهن به شمار آورد. آنچه از این فعالیت در دوران کودکی انتظار می‌رود، موسیقیدان یا آهنگساز شدن کودک نیست. بلکه آشنا ساختن کودک با یکی از خلاق ترین فعالیت‌ها یعنی موسیقی است. در این رابطه آشنایی کودکان با سازهای موسیقی نظیر پیانو، سنتورهای چوبی، فلوت، ملودیها و نظایر این ها از یک طرف و آشنا شدن با مفاهیم موسیقی از طرف دیگر تجربه خوبی را نصیب آنها می‌سازد.
با این وصف توصیه می‌شود در فعالیت موسیقی حتماً از تعلیمات فردی آگاه و مطلع(کارشناس موسیقی) بهره گرفته شود و بدون برنامه و صرفاً به منظور پر کردن وقت، ادوات موسیقی در اختیار کودکان قرار نگیرد. همان طور که خانوم بارنز(۱۹۸۸) نیز اشاره کرده اند تعلیم موسیقی به کودکان باید هدفمند و مبتنی بر برنامه باشد. در این صورت می‌توان امیدوار بود موسیقی به فعالیتی خلاقانه تبدیل شود.

نقش موسیقی در خلاقیت کودک – تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودک

بعضی از محققان اعتقاد دارند که خلاقیت توسط موسیقی تقویت می‌شود، ولی سبک‌های مختلف موسیقی بر روی افراد اثرات متفاوت می‌گذارند. دلیلش این است که موسیقی وابستگی زیادی به وضعیت روحی و روانی افراد دارد و خلاقیت در طول زمان پیشرفت می‌کند. به هر حال در مطالعاتی که انجام شده، مشخص گردیده که آموزش موسیقی به مدت یک سال خلاقیت را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد. یکی از این مطالعات به این صورت انجام گرفته که دانش آموزان یک کلاس به مدت یک سال روزی سی دقیقه آموزش موسیقی گرفتند در حالی که دانش آموزان کلاس دیگر در همان زمینه، آموزش موسیقی نگرفتند.
یک سال بعد از هر دو گروه آزمایش «قدرت درک» و «خلاقیت» به عمل آمد. نتیجۀ تحقیق از ارزش برنامه‌های بلند مدت موسیقی به ویژه در زمینۀ تجسمات که عنصر اصلی خلاقیت به حساب می‌آید، حمایت کرد. (جنسن، ۱۳۸۶: ۶۸) در محیطی که موسیقی مناسب برای کودک پخش می شود، او آرام است و خلاقیتش با نواها، بیشتر عیان می‌شود. کودک با موسیقی مناسب دست به خلاقیت در درست کردن اصوات موسیقی، اشکال هندسی، نقاشی و. . . می‌زند.
یکی از مقاصد هنر این است که به ما کمک کند تا الگوهای بیشتری را در ذهنمان ذخیره و انبار کنیم. هنر، الگوهای تجربه را چنان شفاف و متبلور می‌سازد که بتوانیم آنها را جذب کنیم، بی‌آنکه مجبور باشیم به کمک فرآیند کُند استقرا یا استنتاج با آنها سر و کله بزنیم و آنها را بیاموزیم. هنر هم چنین طیفی از تجربه‌ها را در اختیارمان قرار می‌دهد، به طوری که بدون هنر هرگز چنین تجربه‌هایی نمی‌داشتیم. به تعبیری هنر یک ماشین زندگی شتاب گرفته است. ( دوبونو، ۱۳۷۸: ۶۹).
در هنگام کودکی، با لالایی لطیفی که مادران برایمان می خوانند به خواب می رویم. هنگامی که به کودکستان و دورۀ پیش دبستانی می رویم، حروف الفبا را به همراه موسیقی یاد می‌گیریم و موسیقی در یادگیری الفبا، حتی گرامر، کمک زیادی به آموزش می کند. بچه ها، جدول ضرب را نیز با موسیقی و ریتم، آسان‌تر یاد می‌گیرند (موکی، ۱۳۸۴: ۸۷). از آنجایی که کودکان تخیل قدرتمندی دارند، با موسیقی مناسب، این تخیل پررنگ‌تر می‌شود و موجب شکوفایی خلاقیت در نوجوانی می‌شود. چون موسیقی از بی‌نهایت نت ساخته می‌شود، پس به اندازۀ بی‌نهایت هم خلاقیت در ذهن رسوب می‌کند که در مواقع حساس به صورت ناخودآگاه از ذهن تراوش می‌کند و باعث خلق چیزی می‌گردد.
شواهد عینی نشان می دهد، زمانی که بتوان از موسیقی و هنرهای مربوط به آن به طور صحیح استفاده کرد، می‌توانند در آموزش و یادگیری و همچنین خلاقیت اثرات مثبت و منافع بلند مدت داشته باشند. تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است به خاطر وسعت و به خاطر وسعت و عمق خود، حمایت قابل توجهی از این نتایج و اثرات می‌کنند. (جنسن، ۱۳۸۶: ۷). موسیقی مناسب به کودکان کمک می‌کند که هیجانات خود را تخلیه کنند. از آنجا که کودک منبع هیجانات مختلف است، موسیقی مناسب باعث می‌شود تا کودک پس از تخلیه هیجان به آرامش دست یابد و پس از آن دست به ابتکار و خلاقیت بزند.
بسیاری از مردم کوشش جسمی را کاری آسان می یابند. با وجود این تعداد کمی هستند که به کوشش فکری مبادرت می‌نمایند. چنین تضادی این مطلب را توجیه می‌کند که چرا بسیاری از ما خیلی کمتر از آنچه قادر به خلاقیت هستیم، خلاقیم. این مساله در مورد هنر نیز صحیح است. از آنجا که استعداد یک فرد ثابت است، این زیر و بم ها باید صرفاً زیروبم‌های انرژی باشند- حقیقتی که به اثبات این مطلب کمک می‌کند، که تا چه حد زیادی باروری خلاقیت ما به کوشش آگاهانه بستگی دارد. (اسبوران، ۱۳۶۸: ۱۶۵) امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند.

نتیجه‌گیری – تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودک

کودک زمانی که در رحم مادر است با موسیقی قلب و تنفس‌های مادرش زندگی را شروع می‌کند. لالایی برای کودکان شبیه به جادوست، لالایی مادران می‌تواند موجب خواب توام با آرامش برای کودک باشد، و آواز پر شور پدر می‌تواند برای تمام اعضای خانواده آرامش را نوید دهد.
کودک از همان آغاز با لالایی مادرش اخت می‌گیرد. این کار باعث می‌شود تا خودش نیز از مادرش تلقید کند و برای عروسکش لالایی بخواند. گهگاهی نیز خلاقیت به خرج می‌دهد و از خودش لالایی را می‌سازد و می‌خواند.
موسیقی و ترانه‌ های کودکانه آن قدر اهمیت فراوانی دارد که وقتی کودکان کم رو و خجالتی ترانه‌ها را می‌خوانند، به اعتماد به نفس بیشتری دست می‌یابند. اعتماد به نفس بالا هم باعث بروز خلاقیت در کودک می‌شود.
بارها مشاهده شده است که کودکان پرخاشگر و بد رفتار نیز با پخش موسیقی به آرامش می‌رسند و رفتار و ادراک خود را کنترل می‌کنند.
با توجه به موارد ذکر شده، موسیقی فواید زیادی برای کودکان دارد؛ از جمله ایجاد ذهن خلاق، بالا بردن قدرت درک، بالا بردن اعتماد به نفس، بالا بردن مهارتهای حرکتی، برنامه ریزی، خوش اخلاق بار آوردن، کاهش استرس و از بین بردن کم رویی.

تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودک


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودک

آموزشگاه-موسیقی-شناخت-موسیقی-کلاسیک

آموزشگاه موسیقی شناخت موسیقی کلاسیک

آموزشگاه موسیقی شناخت موسیقی کلاسیک

شاید در وادی موسیقی افرادوهنرجویان بسیاری علاقه مند به فراگیری موسیقی کلاسیک ویا پاپ هستند،اماتفاوت این دوبرایشان هنوز مبهم ونامعلوم است.حال چندسؤال پیش میاید ؟؟؟

آیا موسیقی کلاسیک راموسیقی سنتی اروپاگویند ؟ آیاکلاسیک همان سنت است ؟ ویا سنت را میتوان کلاسیک خواند؟ ویاحتی میتوانیم بگوییم که مفهوم موسیقی کلاسیک به همان دوره کلاسیک اروپا برمیگردد؟

واژه ی کلاسیک(classique)؛ هراثرهنری که مطابق اصول وقواعد قدیم که به حدکمال خودرسیده باشدوبرای نسلهای بعدنمونه گردد.

تعریف موسیقی کلاسیک؛ هرچند درتعریف این واژه همچنان تعریف دقیقی بدست نرسیده است،اماواژه ی کلاسیک درموسیقی میتواندبه پدیده ای اطلاق شودکه دراکثردوره های مختلف موسیقی بکارمیرود.

پس درتعریف موسیقی کلاسیک میتوان گفت که درنقطه ای ازتاریخ که موسیقی نوشته وبصورت اصولی یااصطلاحاً مدرسه ای پیگیری شده وامروزه این اصول وقاعده دراختیارهنرمندان وعلاقه مندان به موسیقی،قراردارد.

امادرنقطه مقابل کلاسیک میتوان سنت راقرار داد،درواقع سنت ازسینه به سینه میاید چیزی که ازگذشتگان بصورت نسل به نسل وسینه سینه رسیده والزاماً قاعده نوشتاری وکاربرد مدرسه ای ومکتوب ندارد،شاید بتوان آنرانوشت اماعمق آن درنوشته نشدن آن است.پس بااین تعریف تفاوت کلاسیک وسنتی رادرک کرده ونمیتوان گفت موسیقی کلاسیک درواقع همان موسیقی سنتی اروپا است.همچنین بادرک کلاسیک نباید ذهنها بسمت کهن بودن وقدیمی فکرکردن برود.ما درموسیقی کلاسیک خلاقیتهای مدرن راهم شاهدهستیم اماچون درچهارچوب واساس کلاسیک(کلاسیک نویسی) نوشته واجرامیشود به نوعی آنراهم موسیقی کلاسیک مینامند.

موسیقی قرون وسطی (( کلاسیک ))

 

درقرون وسطی موسیقی بیشتردرخدمت کلیسا ومراسمات مذهبی بود.موسیقیدانان درخدمت کلیسا بودندوزنان ازآوازخواندن درکلیسا محروم بودند.
حالتها(NUANCES): اغلب دریک قطعه بصورت ناگهانی قوی یاضعیف میشد.کم وبیش از کرشندو و دکرشندو استفاده میشد.

دراین دوره سازهای بادی وزهی متعددی موجودبوداماسازهای شستی دارای دوره باروک ارگ وکلاوسن(هارپسیکورد)بودند.

بافت: همانطورکه پیشتراشاره شددراوایل این دوره بافت موسیقی اغلب هموفونیک بود،اماآنچه موسیقی باروک راازدیگردوره هامتمایز میسازدموسیقی پلی فونیک آن است.باخ آثارش پلی فونیک بود.وی مظهرموسیقی باروک ومرگ اوپایان بخش موسیقی این دوره بود.

آکوردها: آکوردها دراین دوره بسیارمهم بودند.مطبوعیت آکوردها مهم بود.خط ملودی باسی که مبنای آکوردها بوداهمیت بسیاری یافت.

دستاوردهای موسیقی دوره باروک؛

تکامل ارکستر،پیدایش اُپرا،پیدایش سونات(آثارچندموومانی برای یک یاچندساز)آفرینش سوئیت(مجموعه ای ازچندموومان الهام گرفته ازرقصهای کلاسیک)کانتات(قطعه ای برای کرال درآیین کلیسایی)اورتوریو(اثری طولانی برای کر،تکخوانهاوارکستر،براساس متنی روایی)

موسیقی دوره کلاسیک

موسیقی کلاسیک( clasiousشاهانه)

واژه کلاسیک درفرهنگ لغت(classique)؛  هراثرهنری که مطابق اصول وقواعدقدیم که درحدکمال رسیده باشدکه برای نسلهای بعدنمونه گردد

تعریف موسیقی کلاسیک؛ واژه کلاسیک درموسیقی میتواندبه پدیده ای اطلاق شودکه میتوانددراکثردوره های مختلف موسیقی بکاربرود.امادراینجالازم است تعریفی دقیق تروپویاتروکاربردی ارائه شود،هرچندتابه اکنون تعریفی دقیق ازاین واژه پرمحتوابدست نرسیده امامیتوان بصورت خلاصه موسیقی کلاسیک راازچنددیدگاه موردبررسی قرارداد:

۱)واژه کلاسیک درفرهنگ ۲)تعریف موسیقی کلاسیک ۳)بررسی دوران موسیقی کلاسیک

۴)بررسی سبکهای مختلف موسیقی کلاسیک

بررسی دوران تاریخی موسیقی کلاسیک

زمینه تاریخی:این دوره به دوره روشن فکری معروف بود.درابتدا بصورت منفی وموردسوءاستفاده درباریان قرارمیگرفت،امابعدازآن کم کم به سمت وسوی انسان گرایی(اومانیسم)مثبت کشیده وتوجه به انسان واحساسات طبیعی وی ارزش زیادی پیداکرده بود.این جنبشس روشنفکرانه دراوایل دوره کلاسیک رخ داد،

که یکی ازرهبران این جنبش ژان ژاک روسوبود.

انقلاب صنعتی اروپاباعث شده بودکه موسیقی رشدپیدا کندوانسانهای طبقه متوسط جامعه هم ارزش پیدا کنند.

ازدیگررهبران وعوامل وآثار مؤثراین دوره میتوان به بزرگانی چون(فردریک کبیر،شیلر،موتسارت دراُپرای فلوت سحرآمیز،بتهوون درشاهکارقرن یعنی سمفونی شماره ۹)اشاره کرد

باتوجه به رشدقشرمتوسط جامعه،هنرموسیقی نیز کم کم رشدوبین عموم رایج شد.تأثیرات اقتصادی این دوره باعث  شده بودکمپانیهای اُپراوسالنهای اُپرایی دربارها تعطیل واکثراًدچار رکودفرهنگی هنری خاصی گردند.

ولی موسیقی سازی همچنان پاربرجامانده بود.دراین دوره تفکرخاص ونابی برموسیقی حاکم بود(هنربخاطرهنر).چاپ آثارموسیقی افزایش یافت.دراین زمان اولین کتاب تاریخی موسیقی نوشته شد.یکی ازشاخصه های موسیقی این دوره خروج موسیقی ازناسیونالیست بودن وهمینطوراجراهای خشک وپرزینت باروک،وبین المللی شدن آن،چیزی که درآثاربتهوون به وفوردیده میشد.دراین دوره آلمان کشوری بودکه بیشترن سهم رادراروپایی کردن زبان موسیقی داشت،زیراموسیقی وسبکهای موسیقایی نقاط مختلف اروپارامیگرفت وباتلفیقی ازفرهنگ بومی خودبصورت نوشتاری ودیداری وحتی شنیداری به نقاط مختلف اروپا عرضه میداشت.همچنین سبک موسیقی آلمان ترکیبی ازسبکهای مختلف موسیقی دیگرکشورها بود.

موسیقی کلاسیک قابل فهم وبه دوراز پیچیدگیها وتزئینات بود.ساده کردن فرمها وسبکهای مختلف،زیباشدن وساده کردن ملودیهابدورازقوائدپیچیده کنترپوآنتیک،ازدیگرویژگیهای این دوره بود.

سبکهای موسیقی دوره کلاسیک

۱)سبک اوایل کلاسیک(۱۷۷۰-۱۷۰۰)

شامل دوسبک{روکوکو،اکسپرسیو}

روکوکو؛پایتخت آن درفرانسه بود.سبکی که به(سبک پیشرو)معروف بود،درمجالس ومحافل اشرافی ظهورپیداکرد.

ازویژگیهای آن میتوان به(ظرافت،دقت،شوخ وآسان بودن)آن اشراه کرد.این سبک به ویژه درهنرهایی چون نقاشی،مجسمه سازی ومعماری بصورت تزئیینی وانتزاعی بکارگرفته میشد.

اکسپرسیو:بانی این سبک آهنگسازان آلمانی بودند.(سبکی حساس وباوقار)سبکی مردمی واجتماعی بدورازتجاوزاشرافیان بود.دراین سبک خط باس حامل،کاملاًبصورت همراهی درآمده بود.

۲)سبک پایانی کلاسیک(دوره عظمت کلاسیک)

ازویژگیهای بارزاین سبک آزادی فکری وتخیلی آهنگسازان بودکه میتوانستندآهنگ وملودی خودراهرگونه که میخواهند وباهرحالت وریتمی آغازونیز چرخی هم دردیگرمدهای کلاسیک(تنالیسیون واژه ی دقیقتریست “استاد همدانچی”)درطول یک آهنگ،بزنند.دراین دوره ازآنجاکه موسیقی وین(اتریش)بیشترین نقش رادرشکل گیری این دوره داشتند،وازآنجاکه بیشترین آهنگسازان این زمان یادروین متولدویادرآنجافعالیت میکردند،مکتبی بنام مکتب وین دردوره ی عظمت کلاسیک شکل گرفت.

سازهای ارکسترال این دوره؛

عمده سازهای کنسرتوهای کلاسیک ازسازهای:

-سازهای زهی وویولون(برای ملودی موسیقی وهمراهی تک نوا

ویژگیهای موسیقی قرون وسطی؛

۱)اکثرسرودهامذهبی وبرای آقایان بود

۲)سرودهاتک بخشی ودارای بافتی مونوفونیک بود

۳)موسیقی آوازی برموسیقی سازی غالب بود

۴)تصنیف آثارموسیقایی براساس آوازهای گریگوریایی بود

موسیقی قرون وسطی بافروپاشی امپراطوری رم آغازشد.دورانی که مردم به سه طبقه(اشراف،روحانیون،دهقانان)تقسیم بندی میشدند.

موسیقی قرون وسطی موسیقی آوازی تکبخشی کلیسایی بود.اولین کسانی که آواز راوارد موسیقی کردند؛

۱)سال ۴۰۰م. آمبروسیوس(کشیش ایتالیایی)باتحقیق درموسیقی شرق تلفیقی ازموسیقی سرزمین شرق وغرب راواردکلیساکرد.

۲)اواخرقرن ششم پاپ گرگوراول مجموعه ای به نام آنتیفونال راخلق کرد.

مجموعه ی آنتیفونال پاپ گریگوراول؛

-آنتیفونال همان کرال دوصدایی بود(گروه اول میخواند گروه دوم پاسخ می داد)

-تک آوایی،یک اکتاوی،بدون ریتم،بازبان لاتین،دارای ملودی بسیار ساده وپیروسیستم مدال

سبکهای موسیقی قرون وسطی؛

۱)موسیقی آوازی

۲)موسیقی فولکلوریک که(۱۵۰۰م)اوج شکوفایی آن بود

۳)مینه زانگ(اواسط قرن۱۲م)تحت تأثیرتروبادورهاوتروورهابوجودآمد

(تروبادوروتروور نسبتی برای اشراف ونجیب زادگان وشوالیه های فرانسوی بود،که ازاوایل قرن۱۱م تااواخرقرن۱۳م ادامه پیداکرد.تروبادوروترووردراثرجریان ضدکلیسایی درباریان به وجودآمدوبرخلاف کلیسا موسیقی راتاحدی به داخل شهرهاکشاندندتامردم عادی هم ازآن بهره مندگردند.این جریان برخلاف کلیساییان که موسیقی رامحدودآقایان کرده وخانمها راازآن منع میکرد،به مدح وستایش خانمها پرداخته وآنهارا موجوداتی پاک وآسمانی میدانستند)

اولین مینه زانگها؛مینه زانگهای دانوبی بود(شاعران واهالی شعروموسیقی که درحوالی دانوب بودند)

دومین مینه زانگها؛(موسیقی درمدح وستایش خانمها تحت تأثیرتروبادور وتروورها)

سومین مینه زانگها(آوازهای شاعرانه وسیاسی بود)

موسیقی قرون وسطی به ۲دوره ی هنری تقسیم میشود

دوره ی اول؛

آرس آنتیک:درسال۱۲۳۰درپاریس ظهوریافت وحدود۴۰۰سال هم به طول انجامید

گسترش موسیقی پولی فونیک.آرس آنتیک آن زمان به عنوان موسیقی پولیفون درکلیسااجرامیشد

دوره دوم؛

آرس نوا:به دنبال آرس آنتیک شکل گرفت که حدود۱۰۰سال هم به طول انجامید

سرودهای گریگوریایی؛ سرودهای موجوددراوایل قرون وسطی توسط پاپ گریگوراول جمع آوری شده،به سرودهای گریگوریایی معروف شدند،که بیش ازصدسال موسیقی رسمی کلیسای کاتولیک رم بود.

ویژگیهای سرودهای گریگوریایی :معنوی ومقدس،بدون ریتم ووزن آزاد،تک اکتاوی ودرکل ویژگیهای مجموعه ی آنتیفونال راشامل میشد

یکی ازسرودهای شادمانی گریگوریاییAlleluia آله لویا(تورامیستایم خداونگار)،بود

موسیقی غیرمذهبی درقرون وسطی

به جهت کاهش تسلط ونفوذکلیسادراواخرقرون وسطی موسیقی غیر مذهبی شکل گرفت که ازموسیقی توربادوروتروورپیروی میکردند

  آوازهای موسیقی قرون وسطی؛

۱)آوازهای تک صدایی(سرودهای گریگوریایی)

آوازهای چندصدایی(ارگانوم ها):گونه ای ازموسیقی قرون وسطاییست که الهام گرفته ازسرودهای گریگ
وریایی+یک یاچندخط ملودیک اضافه

  آهنگسازان این دوره(لیونن،پروتن وگیوم دوماشو)بودندکه نقش بسزایی درموسیقی این دوره بهخصوص

آوازهای ارگانومی،داشتند

موسیقی دوره رنسانس (( کلاسیک ))

تعریف رنسانس(fr/ renaissance)؛

نوزایی وحیات مجدد،اشاره به تحولاتی هنری وصنعتی اروپادراین دوره دارد،که موسیقی به سطح کمال خودرسیده.

دراین دوره تسلط کلیسا برموسیقی بسیار کاهش یافت.درنتیجه خارج شدن موسیقی ازکلیساموسیقیدانان موسیقی رابه داخل شهرکشانده ودرمراسمات مذهبی وازدواج ازآن بهره میبردند.

حرکت رنسانس درصده ۱۵ازایتالیا آغازوکم کم درسراسراروپاگسترش یافت،درواقع ایتالیا پایتخت موسیقی دردوره رنسانس بود.

دراوایل دوره رنسانس موسیقی کروآوازی تحت تأثیرقرون وسطی پررنگ ترشدواغلب بدون سازبود.

ویژگیهای موسیقی دوره رنسانس؛

۱)پیدایش وزن درآهنگهاوآوازها

۲)کاربردریتم درآثار(دراین دوره ریتم جریانی همواروآرام داشت)

۳)قواعدکنترپوآن(قواعدی که درآن دوره به صورت مفیدومختصربرای ملودی سازی وایجادملودی درآثاربکارگرفته میشد)(درقرن۱۶مطبوعیت صداهاوفواصل موسیقی به اوج خودرسید)

۴)پیدایش هارمونی صرفاًهمخوانی دراجراهای کروآوازی(هارمونی علمی است که بااصول وقواعدفضاسازی باآکوردهاوآرپژهای مطبوع وهمخوانی دراجراهای کروآوازی،برای ملودیهای یک اثروموسیقی کنترپوآنتیک،ساخته میشود)

۵)اختراع پنج خط حامل+ نتهای سفیدوسیاه

(دراینجابدنیست پیدایش نت وخطوط حامل رابدانیم:دراوایل قرون وسطی پاپ گریگوراول،اولین کسی بودکه موسیقی آوازی رابه صورت مکتوب درآوردالبته تاحدودی هم میتوان گفت آنرامینوشت.

دراوایل قرن ۱۱نتهای مربع شکل رایج بود وبرروی یک ودوخط نوشته میشد،که اغلب کاربردآوازی داشت

پس ازآن گوئیدودارتسوguido d arezzo خط دیگری به آن افزودوکلیدهای سُل،فا،دورااختراع کرد.

درقرن۱۴نتهای سیاه وقرمز معمول بود.دررنسانس نتهای سفیدوسیاه که اساس نت نویسی امروزی است،اختراع شد.درپایان قرن ۱۶پنج خط حامل بوجودآمد)

موسیقی مذهبی دوره رنسانس؛

موسیقی مذهبی دوره رنسانس اغلب الهام گرفته ازموسیقی قرون وسطی ومراسمات مذهبی آن دوره بود.موسیقی مذهبی دراین دوره ازدوسبک متفاوت پیروی میکرد:

۱)مَس:اثری است آوازی وکرال.ازپنج بخش(کیریه،گلوریا،کردو،سانکتوس،آگنوسدی)تشکیل شده

۲)موتت:اثری ایست پلی فونیک وکرال

موسیقی غیرمذهبی دوره رنسانس؛

مردم باالهام ازطبیعت موسیقی برای تکخوانهاوباهمراهی یک یاچندسازمیساختند

مادریگال:اثری است برای چندین تکخوان مبتنی براشعارشاعرانه وعاشقانه درموسیقی غیرمذهبی این دوره

باله:ساده ترازمادریگال بود.آوازی همراه بارقص بودکه بافتی هموفونیک داشت

موسیقی دوره باروک (( کلاسیک ))

موسیقی باروک(  baroque/fr)

معنی لغوی؛(عجیب،غیرعادی،نامنظم،بی قاعده،مرواریدصیقل نیافته)

تاریخچه :  دراین دوره موسیقی برای کلیسا ودربار ساخته میشد،درباریان موسیقی راباحاکمیت مطلق دراختیارخودقرارمیدادند.موسیقیدانان بزرگ اغلب دراختیاردرباربودند(ازجمله این موسیقی دانان میتوان به یوهان سباستین باخ،اشاره کرد)کلیسا مکانی برای جذب مردم عادی برای درک موسیقی روحانی شده بود.موسیقی اغلب ازپدربه پسرمیرسید.

دوره های زمانی موسیقی باروک رابه سه دوره:آغازین(۱۶۴۰-۱۶۰۰)میانی(۱۶۸۰-۱۶۴۰)پایانی(۱۷۵۰-۱۶۸۰)

دوره آغازین:

دراین دوره زمانی موسیقی ها متنهای پرشوروپراحساسی داشتند.بافت موسیقی رایج این دوره هموفونیک بود.

دراین دوره آوازها بهمراهی سازاجرامیشد.

دوره میانی؛

سبک نوینی که ازایتالیا شروع ودراروپاگسترش یافت.کم کم گامهای ماژورومینورابداع شدند.دراین دوره مردم وخصوصاًموسیقیدانان اهمیت زیادی به موسیقی سازی میدادند.ازمحبوبترین سازهای این دوره ویولن بودکه دراجراهای ارکسترال وتک نوازیها(سُلیستها)ازآن بهره میبردند.

دوره پایانی؛

دراین دوره زمانی هارمونی  ازجنبه هایی پدیدآمد.بافت هموفونیک جای خودش رابه موسیقی پلی فونیک

دادوبه اوج خودرسید.(که بازهم ازنمونه های بارز این موسیقی میتوان به اواخردوره باروک جایی که موسیقیدان فقیدیوهان سباستین باخ هنرنمایی میکرد،اشاره کرد)

ویژگیهای موسیقی دوره باروک؛

یگانگی حالت:یک قطعه باروک اغلب بیانگریک حالت است:شادآغازشده وشادتمام میشود.دراین دوره آهنگسازان حالت(nuance)رابه صورت نوشتاری باکاربدهای تئوریک درآوردند.ریتمهاوملودیهابیانگرحالتهای معینی دریک قطعه بودند.البته به استثنای آثارآوازی موسیقی باروک.

ریتم:حالتهای متعدد،ریتمهای مختلفی رابه همراه داشتند.اُلگوهای ریتمیکی که درآغازیک قطعه شنیده میشدمعمولاًدرطی یک اثرتکرارمیشد.

ملودی: این ویژگی دردوره باروک حس یکنواختی داشت.ملودی آغازین یک قطعه بارها درآن شنیده میشد.ملودی دراین دوره به سرعت درحال پیشرفت بود.درموسیقی این دوره بسیاری ازملودیها ریزه کاریها وتزئینات زیادی داشتندکه بخاطرسپردن آنها آسان نیست.ملودیها ازگسترش وپوایایی  ریتمیک شکل میگرفتند.
ز(سُلیست).)

-سازهای بادی چوبی(برای رنگ آمیزی تم وملودی اصلی)

-سازهای بادی برنجی(برای ایجادپاساژهای قوی درطول اجرای آهنگ)منظورازپاساژ،ملودی یاضرب آهنگی است که دوملودی متفاوت رابه هم وصل میکند.

-سازهای کوبه ای(برای تأکیدوریتم)

ویژگیهای موسیقایی دوره کلاسیک؛

ریتم،میزان،تمپو:دراوایل این دوره نوآوری درریتم ومتریک بود.میزانهای دو،چهارویاهشت میزانی وجمله بندیهای ساده.استفاده ازموسیقی فولکلوریک درآثار.ریتمهای نقطه دار،لومباردی وسنکپهای قوی.تمپودراوایل کلاسیک(presto-adagio-largo)بود،ودردوره های بعدی کلاسیک کم کم تمپوهای زیادی آفریده شد.

هارمونی وتنالیته؛ بدلیل سادگی موسیقی این دوره بیشترگامها مد شده بود(ر،فا،سی،سل بمل…)مدهای کلیسایی کاملاًجای خودرا به مدهای ماژورومینور داده بودند،ودرآثارکلاسیک کاملاً تنالیته های این دومدمشخص است.

تم : آهنگسازان یک تم کلی رادرابتدای موومان ارکستراستفاده میکردندوسپس همان تم رادربقیه اثرگسترش میدادند.ملودی ارزش مهمی یافته بود.(ملودی روح موسیقی کلاسیک بود).

فرمهای موسیقی کلاسیک؛ (گاوت،پولونز،منوئت)(واریاسیون برای پیانو)(تریو سونات)کنسرتو سلوکه درکنسرتوهای بتهوون به اوج خودرسید.(کوارتتهای زهی)

موسیقی دوره رمانتیک (( کلاسیک ))

موسیقی رمانتیک(fr/romantique)

رمانتیک درواژه:سبک جدید که ازسبک رم قدیم اقتباس میکند.(دربرابرکلاسیک)

تاریخچه لغوی:رمانتیک از(ramance)گرفته شده که اشعارقهرمانانه وآوازهای شاعرانه قرون وسطی بود.درقرن هجدهم واژه رمانتیک رابه چیزهای خیلی دور،افسانه ای،خیالی و…نسبت میدادند.

(زبان رمانس زبانی محلی است که ازکلمه لاتین رمان گرفته شده.)

آموزشگاه موسیقی شناخت موسیقی کلاسیک

زمینه تاریخی عصررمانتیک :

درقرن نوزدهم باازدیادجمعیت اروپامردم به شهرها کوچ کردند.زنگی روزمره مردم ازطبیعت جداشد.ازین رومردم بیشترشیفته طبیعت شدند.

آهنگسازان بااحساس گرایی وطبیعت دوستی،ازقیدوبندهاوتکنیکهای کلاسیک رهاشدندوآنچه که دردرون وخیال داشتندبروی سازهاوکاغذمیکشاندند.تخیل گرایی باعث شده بودکه آهنگسازان آنچه رادرذهنشان میگذشتدرابه نمایش گذارند،نه آنچه که واقعیت جامعه هست.

دراین دوره حس ناسیونالیستی باعث شده بود که آهنگساز بیشتر،موسیقی ومکتب وجامعه خودرابه رخ جهانیان بکشدحال اینکه دردوره کلاسیک موسیقی حدومرزی نمیشناخت وبین المللی بود.باشکل گیری حذب مارکسیستی موسیقی فولکلوریک(موسیقی محلی یابومی)وآوازهای محلی توجه خاصی پیداکرده بود.اکثرموضوعات آهنگسازان رؤیاهاوتخیلات واسطوره ها بود.بیشترآهنگسازان این دوره آثارشان رابرای نسل آینده وقضاوت آنان نوشته وکاری به نسل خودشان نداشتند.

یکی ازویژگیهای حرکت رمانتیک توجه به گذشته است،ازاین روآثارزیادی ازگذشتگان دراین دوره به چاپ رسید.موسیقی سازی کمال هنررمانتیک است،زیراسازجداازکلمات میتوانست ارتباط عاطفی واحساسی رابرقرار کند.(موسیقی سازی کمال هنر رمانتیک بود)

ظهورقطعات کوتاه پیانویی (آهنگسازان رمانتیک احساس شدید روحی خودرا بیشتردربیانی کوتاه عرضه میکردند.)اکثرآثارارکستری رمانتیکهادریک موومان(مانندپوئم سمفونیها،قطعات کوتاه پیانویی،قطعات لیریک پیانویی وآوازهای لیدو…)تصنیف میشد.

ازخصوصیات ملودیهای موسیقی رمانتیک:استفاده ازپرشهای فواصل ششم،هفتم کاسته یاافزوده است.

بکارگیری تنالیته های مینورازمشخصات این دوره است،درحالی که دردوره کلاسیک فقط پنج درصدآثارسمفونیک درتنالیته مینورنوشته میشد.

آموزشگاه موسیقی شناخت موسیقی کلاسیک

موسیقی مدرن :

موسیقی مدرن(modern)

واژه مدرن:پسندیده عصرحاضرومطابق سلیقه امروزیها.

مدرنیسم(modernism)؛

گرایش هنری فرهنگی نو وکنارگذاشتن سنتها(نوگرایی)

تعریف عامه مدرنیسم؛مدرنیسم به معنای نوگرایی،میشودگفت ازابتدای دوره های غربی به شکلی درموسیقی بوده وتاانتها هم خواهدبود.امامدرنیسم کنارگذاشتن سنتهاوارزش دادن به گرایشات امروزی است.

پست مدرنیسم(پسامدرنیسم)هم توجه به ارزشهای گذشته وسودجویی دراهداف امروزی است.

موسیقی عصرحاضریاموسیقی مدرن ازچنددوره یابهتراست بگوییم چندسبک تشکیل شده:

مکاتب دوره ی مدرن و معاصر

مکتب امپرسیونیست(امپرسیون حالتی است که از تاثیر عوامل خارجی به انسان دست می دهد)

مکتب رمانتیک نوین آلمان

مکتب اکسپرسیونیسم (کنار گذاشتن واقعیت خارجی دنیای دور  وبر برای کشف واقعیت درونی)

مکتب پریمیتیونیسم (به فرهنگ های بدوی اشاره می کند)

مکتب ترادیسیونالیسم(سنت گرایی)

موسیقی نوین شوروی

موسیقی الکترونیک

موسیقی جاز

موسیقی بلوز

موسیقی راک

موسیقی رپ

۱)موسیقی سبک امپرسیونیسم(Impressiounism)

آموزشگاه موسیقی شناخت موسیقی کلاسیک


 آموزشگاه موسیقیبهترین آموزشگاه موسیقی  – آموزشگاه موسیقی سه راه اقدسیه  – آموزشگاه موسیقی در شمال تهران – آموزشگاه موسیقی خیابان سه راه اقدسیه  – آموزش موسیقی کودک – آموزش موسیقی برای کودکان – کلاس موسیقی – آموزش گیتار – آموزش پیانو – آموزش ویولن – آموزش سه تار – آموزش سنتور – آموزش آواز – آموزش آواز سنتی – آموزش آواز ایرانی – آموزش سلفژ – آموزش صدا سازی – آموزش وزن خوانی – آموزش کاخن – آموزش تنبک – آموزش عود – آموزش کمانچه – آموزش تار – آموزش نی – آموزش درام – آموزش پرکاشن – آموزشگاه موسیقی شناخت موسیقی کلاسیک