آشنایی با سازهای کوبه ای

آموزشگاه موسیقی

آشنایی با سازهای کوبه ای

این روزها سازهای کوبه ای (percation)  علاقه مندان بسیاری پیدا کرده است و پرکاشن ها هر روز جای خود را در میان مردم بیشتر باز می کنند. آموزشگاه موسیقی هنر پارسه نیز در این زمینه با همکاری برترین نوازندگان و مدرسان سازهای کوبه ای مفتخر است که سهم کوچکی را در آموزش سازهای کوبه ای ایفا نماید. حتماً شما عزیزان با سازهایی مانند دف و تنبک و درامز و… آشنا هستید اما بد نیست بدانید خانواده پرکاشن ها یا همان سازهای کوبه ای بزرگترین خانواده هستند که حدود بیش از ۱۲۰۰ عضو (طبق طبقه بندی موزه موسیقی اشتامف) را در خود جای داده اند. تقریباً می توان گفت تمام فرهنگها و مناطق بومی حد اقل یک ساز کوبه ای مختص به خود را دارند. در این مقاله به معرفی برخی از این سازها خواهیم پرداخت:

بانگو(bongo)
بانگو یکی از سازهای کوبه ای کشور کوبا است این ساز به کشورهای دیگر نیز راه یافته است و در موسیقی لاتین کاربرد فراوان دارد.
سبک سان ، ترکیبی از موسیقی آفریقایی و اسپانیایی برگرفته از بخش شرقی کوباست . بانگو یکی از نامی ترین سازهای کوبه ای لاتین است و می توان صدای آن را در بسیاری از سبک های موسیقی پیدا کرد . ضمنا این ساز در ایران به نام بینگو و بانگو   Bingo Bango معروف است علت آن این است که به صورت جفتی استفاده می شود.

تومبا (Tomba)
یا
کنگا (congo)

کنگا تا حد زیادی ، مرسوم ترین ساز دستی کاربردی در موسیقی مردمی به شمار می آید .ریشه لغوی کنگا از کنگوی آفریقا است ، اما ساز خمره ای شکلی که پیش از این می دیدید در واقع سازی کوبایی که از دل نواهای محلی و بومی بیرون آمده ، کنگاها را میتوان در موسیقی جاز ، راک ، بلوز ، آراندبی ، و ورگا دید .کنگا در واقع در شامل سه ساز است : کوینتو ، سی گاندو یا کنگا و تومبا یا تومبادورا (اگر کنگا چهار تیکه باشد کوچکترین خانواده کنگا “ری کوینتو” نام دارد) . ضمنا به کل این ساز در ایران تومبا میگویند. می گویند این ساز در زمان شاه عباس توسط بردگان آفریقایی که برای بیگاری توسط انگلیس به بندر گمبرون آورده شده بودند به ایران راه یافت.

جیمبه (Djembeh)

جیمبه قدیمی تریت ساز کوبه ای آفریقایی محسوب می شود. این ساز با ظاهر قبیله ای ، صدای پر معنی و بلند و نواختن راحت و آسانش ، تبدیل به یکی از دوست داشتنی ترین سازهای دنیا شده است. کوک سفت جیمبه ، و پوست نازک دهانه ، به اندازه زیادی بر صدای پر معنی ساز ، تاثیر می گذارد . این ساز نیز در ایران رواج فراوان یافته و در آموزشگاه های موسیقی تدریس می گردد. جیمبه از پوست بره آهو و گوسفند ساخته می شود.

آشیکو (ashiko)

آشیکو نیز همانند اکثر سازهای کوبه ای سازی است از آن آفریقای غربی و مانند جیمبی ، دارای دهانه ای است نازک با پوست بز و به سبب سفت بودن دهانه ، به سختی کوک می شود . اگرچه آشیکو از لحاظ شکل و شمایل با جیمبه تفاوت های بسیاری دارد ، اما صدایی همانند تولید می کند . بیشتر مردم ، آشیکو را برادر کوچک جیمبه می دانند . صدای آن همانند است، اما گستردگی صدا و توانایی اجرای صدای بم جیمبه را ندارد.

اودو (udu)

اودو ، سازی است با اندامی خنده دار و جز اندک سازهای کوبه ای است که دهانه ( یا پوست) ندارد ، ولی میتوان با ضربه زدن به روی آن ، تولید صدا کرد . به جای آن کل بدنه ساز برای ضربه زدن ، تولید صدا و در یک کلام ، نواختن بکار برده می شوند .
اودو از نیجریه می آید و بر پایه افسانه ها و داستان ها از گلدانی گرفته شده است که به گونه اتفاقی ، دارای سوراخی در کنار خود بوده است . این سوراخ ، گلدان را برای نگهداری چیزهای گوناگون ، بی مصرف می ساخت . دارندگان این گلدان ، مانند افرادی که احساس ریتمیک بالایی دارند ، همان کاری را انجام دادند که هر شخص دیگری در این شرایط انجام می داد.اودو صدایی بی همتا تولید می کند : از صدای زنگ گرفته تا صدای بم کم رنگ و ضعیف.
ضمنا در بندر و بخشی از هندوستان و بلوچستان هم استفاده میشه
که تو بندر به نام جهله و در سه سایز جمالی ( باس ) جهله ( مید ) گلوک ( های ) استفاده میشه. در گروهای سنتی کار هم از خمره(مثل اودو) استفاده می کنند .

دمبک (doumbek)

در ابتدا یادآور می شویم که این ساز با ساز تنبک که از سازهای کوبه ای ایرانی است متفاوت است. همانطور که بعدتر ساز تار نیز خواهیم داشت.
دمبک ، جز سازهایی است که در موسیقی محلی عربی ، بکار برده شده است . دمبک ، سازی است جامی شکل ، که همانند جیمبه آفریقای غربی ، دارای صدایی پر معنی است . این ساز از آن خاور میانه است و می تواند از سفال و فلز ساخته شود، دهانه آن بسیار نازک است ( به شکل سنتی از پوست ماهی است ) .این ساز صدایی بسیار شفاف و تیز تولید می کند و مانند جیمبه ، دارای صدایی حجیم و کاملا بم است .ضمنا این ساز در ایران به نام تمپو و در جنوب از آن به عنوان ساز ترکیبی ضرب و تمپو استفاده می کنند.

تار (tar)

تار جزو خانواده ی سازهای طوق دار از آن آفریقای شمالی است ( ساز طوق دار ، دارای بدنه ای است که از قطر دهانه ی ساز ، کم عمق تر است ).تارها بیشتر دارای قطری بین ۳۵ تا ۵۰ سانتی متر هستند . تار به سبب دهانه نازک و بدنه باریکی که دارد ، صدایی ضعیف تولید می کند که می تواند بسیار مجذوب کننده باشد.ضمنا این ساز در گروه های شرقی کاربرد فراوانی دارد .

تمبورین / ریک ( tambourine/riq)

شاید نخستین بار صدای تمبورین را در کنسرت راک ، هنگام همنوازی با گیتار ، شنیده اند.در موسیقی مردمی ، تمبورین بیشتر به عنوان پشتیبان خواننده به شمار می آید.تمبورین ، مانند دمبک و تار ، ساز محلی خاورمیانه ای است. و مانند تار ساز طوق دار است.چیزی که تمبورین را جدا می سازد ، حلقه های فلزی هستند که به بدنه ساز چسبیده اند امروزه میتوان گونه های بسیار گسترده ای از تمبورین ها در سراسر دنیا پیدا کرد.ضمنا این ساز در بین گروه های جنوبی کاربرد فراوانی دارد.(به نام دایره زنگی)

پاندیرو (pandeiro)

پاندیرو (با تلفظ پان-دار-او)پیروی برزیلی ها از تمبورین است . با توجه به روایت های مختلف ، پاندیرو ،ساز ملی برزیل است.این ساز بخش جدا نشدنی جشن سالانه ی ماردی گراس است،و در همه سبک های موسیقی برزیلی نیز موسیقی راک ، فانک و پاپ نیز استفاده می شود.

بوران (bodharn)

گفته می شود که بوران از آن خاورمیانه یا شاید آسیا باشد ، اما هیچ کس در این زمینه مطمئن نیست . این ساز به تار مصری همانند زیادی دارد ، بر خلاف تار ، بوران را با استیکی(دسته چوبی) به نام کی پین می نوازند . به دلیل اینکه بوران تا سالهای ۶۰ در موسیقی محلی ایرلندی ، بکار گرفته نشده بود ، مکان این ساز هنوز به گونه ای مورد تردید است .وظیفه این ساز پشتیبانی کردن است نه تکنوازی .

جان جان (djun djun)

جان جان از ان آفریقا غربی است و از سه ساز کوبه ای تشکیل می شود : دان دونبا (بزرگ)، سانگبا (متوسط)، کان کینی (کوچک) . البته هر کدام از این سازها از کنده های توخالی به وجود آمده اند و دارای اندازه های بسیار گوناگونی هستند ، معمولا دهانه جان جان ها با پوست بز درست می شود . جان جان ها نه تنها ضرب های باس ریتم های آفریقایی را بوجود می آورند ، بلکه به ریتم ، ملودی ظریفی نیز می افزایند . به گونه سنتی هر نوازنده یکی از اندازه های جان جان را می نواخت و گروه نوازندگان ریتم ها را در هم می آمیختند . اما امروزه معمولا یک نفر هر سه ساز را به تنهایی می نوازد ، افزون براین نوازنده جان جان ، ریتم ساز را با یک دست (دست چپ) و با دست دیگر ( معمولا دست راست ) زنگ”bell” می نوازد.

کویی کا (cuica)

کویی کا بخش جدا نشدنی موسیقی سامبای برزیلی ، بشمار می آید و در اصل در آفریقا برای به دام انداختن شیرها به کا برده شده است.به دلیل اینکه کویی کویی کا دارای صدایی است بی همتا و پر معنا جای خود را در بیشتر ترکیبات ارکستری امروزی مانند موسیقی جاز ، فیوژن ، فانک و پاپ باز کرده است.این ساز معمولا نقش تکنوازی یا افکت های صوتی را بعهده دارد. کویی کا در گروه سازهای استیک دار (دسته چوبی) قرار دارد اما نه به سبب اینکه ان را با استیک می نوازند ، بلکه به این دلیل که این ساز دارای استیکی درون خود است که برای تولید صدا آن را مالش می دهند ، این ساز تنها سازی است که به پوست آن ضربه ای وارد نمی شود.

ساز طوق دار آیینی (frame drum)

ساز طوق دار آیینی شاید بیشترین کاربرد را در دنیا داشته باشد .این ساز ، معمولا دارای دهانه ای با پوست آهو و دارای قطری نزدیک به ۳۰ سانتیمتر است.شاید این ساز را در تمرین های روحی سرخپوستان دیده باشید . اما فرهنگ های سراسر دنیا آن را در مراسم گوناگونی بکار می برند .از این رو عنوان ساز طوق دار آیینی نه به سبب نام رایج این ساز ، بلکه به دلیل معنا های فراوانی که در بر دارد ، به این ساز داده شده است.

سوردو (surdo)

سوردو،با ضرب آهنگ پر تحرک و صدای بمی که دارد به عنوان قلب سامبا نام برده می شود .سوردو گونه ای باس درام و مانند جان جان ها دارای سه اندازه مختلف است که هر کدام نام ویژه خود را دارد :مارکاکائو(marcacao)،ری پستا(reposta)،کورتادور(cortador).

رپانی کی (repinique)

رپانی کی ، در اصل تام تام برزیلی است همچنین رپانی کی در بخشی از گروه سامبا بیشتر ساز کوبه ای اصلی به شمار می رود. در واقع رهبر گروه سامبا که مستر دو باتریا(mestre de bateria)نامیده می شود ،رپانی کی مینوازدو گروه را با ریتم هایش رهبری می کند .برای نوازندگان دیگر رپانی کی این ساز نقش بداهه سازی مهمی در نواختن تک نوازی و موتیوهای آکساندار ایفا می کند.معمولا در یک گروه بزرگ بیش از ۴۰ تا ۵۰ نوازنده رپانی کی حضور دارند.

تمبوریم (tamborim)

تمبوریم ساز کوچکی است که معمولا تنها ۱۵ سانتیمتر قطر دارد . تمبوریم که نبایستی با تمبورین اشتباه گرفته شود ،گونه ای دیگری از موسیقی سامبا به شمار می آید و مانند تمبورین جزء سازهای کوبه ای ای طوق دار است جز اینکه این ساز حلقه های فلزی ندارد و به وسیله استیک با یک دست (معمولا دست راست)نواخته می شود. گروه متوسط سامبا میتواند ۷۰ نوازنده تمبوریم داشته باشد .این ساز کوبه ای که دارای صدایی زیر است در برابر ریتم اصلی سوردو، نت های آکساندار را می نوازند.

تیمبال ها (timbales)

اگر چه میتوان ریشه ای این ساز را به نسل تیمپانی های اروپا بستگی دارد ،اما در واقع تیمبال ها دو ساز کوبه ای فلزی از آن کوبا هستند.تیمبال ها صدایی شفاف و بریده تولید می کنند که می توان آنهارا در تکنوازی های تیتو پونت(tito puenete)بزرگترین مجری لاتین ،موسیقی دان و رهبر ارکستر جستجو کرد.در بیشتر موارد تیتو به همان اندازه ای که در نواختن کنگا در غرب محبوبیت داشت ،در نواختن تیمبالها نیز جایگاه ویژه ای پیدا کرد .امروزه می توان تیمبال ها را در بیشتر سبک های موسیقی ، خواه جاز،فانک و یا پاپ یافت.

باتا (bata drum)

باتا درام، درام دو سر است که به شکل ساعت شنی با یک مخروط بزرگتر از دیگری است.ساز کوبه ای است که در درجه اول برای استفاده از مقاصد مذهبی یا نیمه مذهبی برای فرهنگ های بومی از سرزمین یوروبا، واقع در نیجریه، و همچنین توسط نمازگزاران Santería در کوبا ، پورتوریکو ، و در ایالات متحده استفاده می شد.

زنگ های آگوگو (agogo)

آگوگوها زنگ های برزیلی هستند که به صورت جفتی نواخته می شوند (البته به گونه های سه و چهارتایی نیز نواخته می شوند اما خیلی رایج نیست).این زنگ ها در روش سنتی برای افزودن صدای زیر و تقریبا ملودیک، در ریتم های کارناوال بکار برده می شوند(مانند جشن برزیلی ماردی گرا).زنگ های اگوگو در موسیقی امروزی، رایج شده اند و راه خود را به موسیقی جاز،راک،فانک و پاپ باز کرده اند

آفوچه/کاباسا (afuche/cabasa)

آفوچه/کاباسا اختراعی نو پدیدار است ،اما با این وجود یکی از کاربردی ترین سازهای کوبه ای به شمار می آید .این ساز بر پایه کاباسای آفریقایی ،سازی که به وسیله کنده کاری بروی بده نارگیل و نخ کردن دانه هایی پیرامون آن ساخته می شد و نیز آفوچه برزیلی،از کدویی با دانه هاو مهره هایی در پیرامون ساخته شده است.آفوچه/کاباسا صداهای مختلفی تولید می کند این ساز دارای قابلیت فراوانی است که هیچ نوازنده ی کوبه ای ،نبایست از آن ناآگاه شود.

کلاویه (clave)

دو استیک کوچکی که کلاویه را تشکیل می دهند شاید مهمترین سازهای موسیقی لاتین هستند.واژه ی کلاویه به معنای کلید است و الگوهای ریتم کلاویه کلیدی است برای سبک های گوناگون موسیقی که این ساز را بکار می برند .همه ی فرم های موسیقی لاتین (آفریقایی،کوبایی،کاریبی و برزیلی) الگوی کلاویه را بکار می گیرند.رایج ترین ریتم های کلاویه مربوط به ریتم های آفریقایی-کوبایی است و این ریتم ها در شمار زیادی از سبک های نوین موسیقی لاتین نفوذ کرده اند.

کوبل (cowbell)

کوبل تنها یک ساز نیست ،بلکه مجموعه ی کاملی از سازهای گوناگون است.به معنای واقعی کلمه،ده ها نمونه کوبل وجود دارد .در روش سنتی کوبل های ویژه ای تنها در سبک های موسیقی مشخصی بکار گرفته می شوند (برای نمونه مامبو و چاچا)اما برای بیشتر مردم کوبل،کوبل است.به سبب وجود دهها نمونه کوبل می بایست کوبل زیر یا بم باکیفیت صدایی مشخصرا گزینش کرد (شفاف،خشک،زنده،بلند،چاق)بدون در نظر گرفتن گونه با سبک همه کوبل ها ریشه هایی در مزارع آفریقایی دارند در اصل ریتم کوبل در مزرعه برای همراهی کردن با کشاورزان نواخته می شد .نسل پیشین کوبل گواتاکا(guataca)نامیده می شود که تقریبا تیغه سرکجی است که با میخ کوچک یا بزرگ نواخته می شد (دقیقا مثل کلاویه). ریتم کوبل نیز بخش جدا نشدنی موسیقی آفریقایی و آفریقایی-لاتین به شمار می آید.

گویرو (guiro)

گویرو به گونه سنتی،از کدو تنبل ساخته شده است که شالوده آن به کوبا-مرکز سبک سان بر می گردد.جنس گویرو از کدوهاست ،اما در بیشتر موارد از پلاستیک و گاهی از فلز ساخته می شوند.این ساز با صدای ویژه و خراش مانند خود،در بیشتر موسیقی های امروزی بکار گرفته می شود.

مارکاس (maracas)

شاید فکر کنید که مارکاس ها تنها ره آورده های پرزرق و برق مکزیک و یا کاریب هستند ،اما به راستی مارکاس ها بخش مهم موسیقی لاتین به شمار می آیند. در اصل این ساز از چرم یا پوست گاوی است که بروی بطری شراب کشیده شده و مانند کیسه دوخته و در آن مهره هایی ریخته و استیکی بسته می شد.با این وجود امروزه مارکاس ها از چوب ،پلاستیک یا چرم ساخته می شوند هر کدام از این روشها صدایی ویژه تولید می کند.به گونه سنتی دو مارکاس در یک گروه زیر و بمی متفاوتی دارند.این تفاوت سبب به وجود آمدن ریتم های گوناگون تر می شود.

موسیقی و سن یادگیری

آموزشگاه موسیقی

آموزش موسیقی در سنین رشد و یادگیری

انسان از لحظه ی ورود به دنیا با پدیده ها و تجربه های گوناگونی روبرو می شود که نیازمند آموزش در جهت برخورداری از زندگی بهتر است. برخی از این تجربه ها مربوط به ادراکات شنییداری هستند. بشر با توجه به اجتماعی بودنش، میلش به خلق اثر و همچنین ذوق زیبایی شناسانه اش، گاه  از پدیده های شنیداری استفاده کرده و آن را به مرحله ای بالاتر یعنی ابزار بیان و انتقال احساس وگاه ایده رسانده است: موسیقی، هنری انتزاعی و بدون واسطه در تاثیرگذاری. بنابراین هر فرد چنانچه حتی خالق اثر نیز نباشد به عنوان مخاطب اثر و مخاطب پدیدآورنده با موسیقی ارتباط خواهد داشت. در این میان بحث آموزش در سنین یادگیری و رشد مطرح می گردد. فرد حتی اگر قصد تولید اثر موسیقایی نیز نداشته باشد به جهت مخاطب بودن با آن سرو کار داشته و نیازمند آموزش است. آموزش موسیقی را شاید بتوان در سه لایه تقسیم بندی کرده و مورد بررسی قرار داد:

لایه ی نخست: لایه ی پرورش و آموزش غیرمستقیم
انسان از لحظه ی تولّد با مسائل مختلف از جمله موارد دیداری و شنیداری مواجه می شود، که این تجربیات در شکل گیری ذائقه و  سلایق او تاثیرگذار است.  گستردگی دامنه ی تجربه ها و گزینش آن ها در شکل گیری شناخت و پس از آن شکل گیری سلیقه نقش دارد. بخشی از این ها تجربیات شنیداری و زیرمجموعه ی آن تجربیات موسیقایی هستند. اینکه فرد در دوره های مختلف خردسالی، کودکی و نوجوانی در معرض کسب چه تجربیات موسیقایی قرار بگیرد به عواملی همچون جهت دهی آگاهانه یا ناآگاهانه ی والدین  و همچنین رسانه های جمعی  شامل تولیدکنندگان برنامه های تلویزیونی، کارگردانان هنری و آهنگسازان  بازی های ویدئوییو فیلمسازان گروه های سنی خردسالان، کودکان و نوجوانان  وابسته است.

اگر ارتباط موسیقی و روح را چون ارتباط غذا و جسم در نظر بگیریم، همان طور که بی توجّهی به تعادل در کسب غذای مناسب کودک و همچنین عدم دقّت در گزینش غذای مناسب می تواند موجب تغییر ذائقه ی کودک و در شرایط حاد موجب به هم ریخته شدن تعادل جسمانی کودک شود، در مورد موسیقی و تجربه های شنیداری نیز لزوم انتخاب متعادل و گسترده و همچنین گزینش نمونه های مناسب می تواند اهمیت زیادی داشته باشد. به عنوان مثال اگرچه که موسیقی با ریتم تند، همانند فیلمی با ریتم روایت تند می تواند کودک را مجذوب و آرام کند به این دلیل که ذهن قبل از فرصت به تفکّر در مورد قسمت قبل با انبوه قسمت های بعدی مواجه می شود  اما استفاده ی افراطی از آن در رسانه می تواند تعادل تجربیات موسیقایی کودک را برهم بزند و سلیقه ی موسیقایی را بدون فراهم ساختن فرصت شناخت انواع دیگر شکل دهد.
همچنین درمورد والدین اگرچه که شاید به عنوان مثال رها کردن کودک با انواع موسیقی های درون گوشی همراه پدر یا مادر بتواند او را به طور موقّت آرام کند اما بی توجّهی به آنچه که در اختیار فرزند داده می شود همانند بی توجهی به غذایی است که در اختیار او قرار داده می شود.
با توجه به آنچه در  مورد لایه ی نخست آورده شد بحث فرعی اهمّیّت آموزش به اولیا و مسئولینِ رسانه در چگونگی گردآوردن مجموعه ای از نمونه های خوب و متنوّع روشن می گردد.


لایه ی دوم : آموزش موسیقی در پسِ آموزش های دیگر
در این لایه از آموزش، هنرآموز به یادگیری  و یا انجام موارد هنری یا نظری موسیقی می پردازد اما این کار به طور غیرمستقیم و در پسِ انجام کاردیگری رخ می دهد. بهره گیری از موسیقی  و سرود در سایر فعّالیتهای گروهی و اجتماعی و  یا بهره گیری از آن در آموزشِ سایر شاخه های علم و هنر در واقع در زیرلایه ی خود آموزش موسیقی را به همراه دارد. گنجاندن تاریخ موسیقی و نقش سرودها و موسیقی های ماندگار در آموزش دروس تاریخ معاصر ایران و بهره گیری از موسیقی در آموزش ادبیات پارسی، علاوه بر آشنا ساختن افراد با مشاهیر موسیقی ایران ، تاریخ موسیقی و اشعار ماندگار به طور جنبی نیز خاطره ای خوش از فعّالیتی گروهی در کنار موسیقی در ذهن فرد ثبت می کند که لذّت این خاطره های خوش در جهت دهی انتخاب  و سلیقه ی فرد تاثیرگزار است به خصوص اگر فرد در آینده قصد ورود به مرحله ی خلق اثر را داشته باشد، در انتخاب و تصمیم گیری راه ورود،به او شناخت می دهد.
همچنین، در این لایه لازم است آموزش هایی ارائه شود که فرد توانایی حرکت از مرحله ی شنیدن به گوش دادن را پیدا کند و بتواند آرام آرام قدرت تحلیل وسبک شناسی و زیباشناسی پیدا کند تا هم بتواند در آینده در انتخاب نمونه موسیقی ای که در آن لحظه با توجّه به حال روحی و  جسمی  خود و یا شرایط مخلتف فصلی  بر می گزیند آگاهانه عمل کند و هم پس از ورود به دوران بزرگسالی در جمع آوری و انتخاب نمونه های متفاوت برای کودکان اطرافش درست عمل کند.

لایه ی سوم : آموزش موسیقی با هدف خودآگاهانه ی  یادگیری موسیقی
در این لایه، هدف اصلی و متمرکز یادگیری خودآگاهانه ی  موسیقی است. که بیشتر و نه همیشه، فرد در آن با سعی در آموزش چگونگی تولید اثر موسیقایی چه  با حنجره و یا ساز  شروع می کند.به جهت این که یادگیری موسیقی در این لایه نیازمند گذراندن زمان زیاد و تمرین بسیار است، لازم است با علاقه ی فرد شروع و انتخاب شود و همچنین نوع ارائه ی آن نیز با توجه به سن فرد و سلایق هنرآموز جذاب باشد.
اینکه هنرآموز در این مرحله به سمت یادگیری چه نوع موسیقی ای و یا چه نوع سازی از خود علاقه نشان بدهد بسیار به آموزش هایی که او در دو لایه ی ذکر شده در قبل دریافت کرده و دریافت می کند وابسته است .  موسیقیِ بدون کلام، مرز جغرافیایی نمی شناسد، و برای یک کودک ایرانی این که او در دو لایه ی قبلی با تجربیات گسترده ای روبر شده باشد یا خیر، اینکه او نمونه های مختلف و متنوّعی شنیده باشد و یا فعّالیت های اجتماعی که انجام داده است  و می دهد در ارتباط با چه نوع موسیقی بوده و چه خاطره و شناختی از هرکدام دارد در انتخاب او برای شروع و ادامه ی کار بسیار تاثیرگذار است و این  موضوع اهمّیّتِ دو لایه ی قبلی را  در جهت جذب استعدادهای بیشتر به موسیقی ایران و فراهم آوردن امکان بروز خلّاقیّت ها و ابداعات و پیشرفت موسیقی در آینده، آشکار می سازد.
ضمن آنکه آموزش موسیقی در این لایه خود دارای فوایدی است از جمله اینکه

فرد به جهت ارائه ی کار خود در جمع اعتماد به نفس بالاتری پیدا می کند.
جدای از بحث کیفیت کار ، یک آهنگ به لحاظ زمان بندی و نت یا درست از آب درمی آید و یا خیر؛ آهنگ نیمه کاره قابل قبول نیست بنابراین روحیه ی سخت کوشی در جهت رسیدن به هدف کم کم در فرد شکل می گیرد.
در صورت ورود فرد به مرحله ی ارائه ی کار جمعی ،  مهارت کارگروهی، هماهنگی با دیگران و نظم و انضباط در هنرآموز پرورش می یابد.
به جهت بی مرز بودن موسیقی هنرآموز با انواع قومیت های مختلف و همچنین کشورهای مختلف ارتباط برقرار کرده و نزدیک می شود و ویژگی احترام به فرهنگ های مختلف در او پرورش می یابد.
با توجه به آنچه آورده شده آموزش در سه لایه ی مختلف پرورش گوش موسیقایی، آموزش غیر مستقیم و آموزش خودآگاهانه ی موسیقی مطرح می شود.در لایه ی اول فرد باید با نمونه های گسترده و همنین گزینش شده مواجه شود. لایه ی دوم به فرد شناخت نظری و هنری در پس آموزش های دیگر می دهد و از کارکرد اجتماعی موسیقی بهره می گیرد.  لایه های اول و دوم در جهت دهی لایه ی سوم نقش مهمی ایفا می کنند که لایه ی سوم به آموزش خودآگاهانه و با هدف مشخص یادگیری موسیقی است.

آموزشگاه موسیقی

تاثیر موسیقی بر ضریب هوشی

آموزشگاه موسیقی

تاثیر موسیقی بر ظریب هوشی

محققان معتقدند نتایج تحقیقات گوناگون حاکی از آن است که یادگیری و حتی گوش کردن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا ۷ درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده‌اند افرادی که می‌توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق‌ترند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می‌نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می‌دهند که این عامل در نهایت می‌تواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا ۷ درجه افزایش دهد.
محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان می‌دهد مغز موسیقی‌دانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب می‌شود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره‌سازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز می‌کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر می‌شود.
لوتز جانک، روانشناس دانشگاه زوریخ، در این‌باره گفت: «آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که می‌تواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا ۷ امتیاز افزایش دهد. ما در بررسی‌های خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای ۶۵ سال‌ هم، ۴ یا ۵ ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود می‌آید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانه‌های مثبتی در مغز سالمندان دیده می‌شود که این تغییرات در نهایت سبب می‌شود سالمندان ابتلا به بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فلجی‌ها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود می‌آید پیشگیری می‌شود.»
موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیر‌گذار است و باعث تقویت هر دو بخش می‌شود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی می‌نوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده می‌شوند و تقویت می‌شوند.
موسیقی به دو شکل می‌تواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنش‌های عاطفی و ذهنی فرد می‌شود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک می‌کند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام می‌شود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن می‌تواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرام‌کننده باشد.
جانک در ادامه گفت: «در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامه‌ریزی را می‌آموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرا‌می‌گیرند با سرعت بیشتری می‌توانند خود را با آموزش زبان…
دوم تطبیق دهند و کلمات را مدت زمان بیشتری در ذهن خود نگاه دارند. البته نواختن موسیقی تنها روش برای تقویت این مهارتها نیست، اما ما مطمئنیم این روش میتواند درکنار دیگر متدها کمک مؤثری به انسانها کند. زمانی که شما در حال آموزش موسیقی هستید باید نت‌های موسیقی را بیاموزید، زمانبندی‌ها را رعایت کنید و بتوانید صداها را بهتر به ذهن خود بسپارید.
تقویت همین مهارتها به شما کمک می‌کند زبانهای جدید را بهتر بیاموزید و کلمات را مدت طولانی‌تری در ذهن خود به خاطر بسپارید. موسیقی آن چنان تأثیری روی انعطاف‌پذیری مغز دارد که ما به دنبال استفاده از آن برای کمک به بیماران ذهنی هستیم و تحقیقات زیادی در مورد علم موسیقی – درمانی هم‌اکنون در نقاط مختلف جهان در حال انجام است.»
از طرف دیگر، قرار گرفتن کودکان درمعرض موسیقی حال چه آنها موسیقی را بنوازند وچه به آن‌ گوش بدهند اثرات بسیار مفیدی روی قدرت شنیداری آنها دارد. محقق دونالد هاگس، استاد دانشگاه کارولینا، دراین باره گفت: «هیچ چیزی مانند موسیقی نمی‌تواند همه قسمت‌های مغزی را فعال کند. زمانی که کودکان با موسقی آشنا می‌شوند قسمت‌های زیادی از مغز آنها به طور همزمان تقویت می‌شوند که از جمله آن می‌توان به مرکز زبان‌آموزی و محاسباتی اشاره کرد.
کودکانی که موسیقی گوش می‌دهند قدرت شنیداری آنها به طورقابل توجهی افزایش پیدا می‌کندکه همین عامل سبب می‌شود مهارت‌های زبان‌آموزی آنها رشد چشمگیری داشته باشد. این کودکان بهتر می‌توانند الگوهای زبانی را تقلید کرده و فراز و فرودهای خاص هر زبان را تحلیل کنند که همه این مسائل به بهترین شکل می‌توانند روی مهارت‌های زبان‌آموزی تأثیر مثبت داشته باشد.»
جالب این‌جاست که هیچ‌گاه برای آشنا کردن کودکان با موسیقی دیر نیست. تحقیقات نشان داده که کودکان حتی قبل از تولد نیز می‌توانند به صدای موسیقی گوش داده و آن را به خاطر بسپارند. کودکانی که موسیقی می‌آموزند در امتحاناتی که رابطه مستقیم با قدرت شنیداری دارند نتایج بسیار بهتری می‌گیرند. هرچه زمانی که کودکان در طول هفته به یادگیری موسیقی اختصاص می‌دهند بیشتر باشد به همان میزان قدرت شنیداری آنها نیز بیشتر است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد کودکانی که قبل از شروع امتحانات خود به موسیقی‌های اجرا شده توسط موتزارت گوش می‌دهند در امتحانات نتایج بهتری می‌گیرند. این نتایج به خصوص در درس ریاضیات بیشتر به چشم می‌خورد که نشان از تأثیر مثبت موسیقی در قدرت پردازش مغزی دارد.
موسیقی همچنین می‌تواند روی رفتار کودکان تأثیر مثبتی داشته باشد به طوری که کودکان زمانی که به شکل گروهی اقدام به آموزش موسیقی می‌کنند با مفاهیمی مانند همکاری، بردباری و نظم گروهی آشنا شده و آنها را به طور عملی می‌آموزند.
نواختن موسیقی به شدت حس اعتماد به نفس کودکان را افزایش می‌دهد.
زمانی که کودکی قادر به نواختن یک ساز خاص است از طرف دیگران مورد تحسین واقع می‌شود و همین عامل تأثیر بسیار شگرفی در بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در میان کودکان دارد.
نوازندگی و سرگرم شدن با موسیقی یکی از علاقیات انیشتین به شمار می رود این امر باعث تغییرات مثبت زیادی در فعالیت ذهنی این مرد شده بود بهتر است بدانید افراد موسیقیدان هوش بالایی دارند و اگر می خواهید عملکرد ذهنی تان را بالا ببرید به موسیقی روی بیاورید
استادان موسیقی اکنون می‌توانند به کسب و کار خود ببالند، چرا که تحقیقات جدید نشان داده است نوازندگی باعث افزایش هوش و عملکرد بهتر مغز می‌شود.
این اولین باری است که ارتباط مستقیم بین “نوازندگی” و “افزایش هوش” مورد بررسی قرار گرفته است. دلیل آن هم این است که عوامل بسیاری در افزایش توانایی‌های ذهنی تاثیر دارد و دانشمندان در گذشته نتوانسته‌اند این عوامل را تحت کنترل در بیاورند. برای مثال، عوامل اقتصادی-اجتماعی در تحقیقات گذشته به عنوان شاخصی برای بهبود وضعیت تحصیلی شناسایی شدند.
گفتنی است؛ انیشتین نواختن پیانو و ویولن را از مادرش فرا گرفته و برای تقویت مهارت‌های ذهنی خود هنگام تدوین تئوری‌هایش از نوازندگی استفاده می‌کرد.
نکته جالب این است که تصور می‌شود نوعی هم‌پوشانی بین متغیر یاد شده و “شناخت موسیقی” وجود دارد؛ به طوری که شاید بتوان گفت نوازندگان به طور کلی از موقعیت مالی بهتری برای یادگیری موسیقی برخوردارند.
تحقیقی در سال ۲۰۱۱ با بررسی ضریب هوشی کودکان نوازنده (در فاصله سنی ۹ تا ۱۲ سال) نشان داد، آن‌ها از توانایی‌های ذهنی مثل انجام چندین کار در یک زمان (multi-tasking)، تصمیم‌گیری‌های منطقی و حل درست مسائل برخوردارند.
همچنین دانشمندان به تازگی با انجام آزمایش‌های ام آر آی مغز افراد تاثیر موسیقی را بر عملکرد مغز افراد مورد بررسی قرار دادند. تصاویر اسکن مغز این افراد را در زیر مشاهده می‌کنید.
همانطور که از این تصاویر پیداست، نوازندگان در مقایسه با افرادی که هیچ تخصصی در زمینه موسیقی ندارند، در آزمون‌های ارزیابی هوش نمرات بالاتری دریافت کرده‌اند.
محققان امیدوارند بتوانند با توسعه این مطالعه، کمک شایانی به کودکان دارای مشکلات یادگیری کنند.

آموزشگاه موسیقی

انتخاب موسیقی برای کودکان

آموزشگاه موسیقی

انتخاب موسیقی برای کودکان

دنیای کودکان پر از صدا و موسیقی است و در همه جای جهان کودکان دارای این قابلیت هستند که نسبت به موسیقی واکنش نشان دهند. آنها علاقه فراوانی به جستجو در امکانات صوتی هرچیز دارند و از ایجاد صدا از اشیا لذت میبرند و اگر این صدا دارای ریتم باشد، میتواند کاملا آنها را مجذوب کرده و انگیزه موسیقایی آنان را تقویت کند.

کودکان از لحظه تولد و حتا قبل از آن با اصوات موجود در محیط اطراف خود خو میگیرند و بنابر میزان توانایی خود در تولید و جستجو در آواها و اصوات مختلف، با این پدیده ارتباط برقرار میکنند. از آنجایی که واکنش نشان دادن به صدا پیشرفته ترین توانایی در نوزادان است، کودک از همان ابتدای تولد باید از نظر موسیقی تغذیه شود.

خواندن ترانه های ریتمیک ملایم، حس آرامش و امنیت را در نوزاد حساس تقویت میکند. قرنهاست که لالایی های آهنگسازان بزرگ و ملودیهای جذاب خودانگیخته که به آهستگی زمزمه شود، کودکان را به خوابی آرام فروبرده است. در چنین حالتی، کیفیت صدای خواننده اهمیتی ندارد بلکه مهم ارتباطی است که از این طریق با کودک برقرار میشود.

کودکان در حدود سه سالگی علاقه ای واقعی به هر نوع فعالیت موسیقی نشان میدهند و این زمان بسیار مناسبی برای والدین و مربیان است تا در شناخت و درک ساختار موسیقی به کودک کمک کنند. هنگامی که موسیقی به شیوه ای آگاهانه و متناسب با درجه ادراک کودک به وی ارایه شود، بدون شک به شناخت و آگاهی او منجر خواهد شد.

در این سن، کودکان تقریبا در تمام زمان بیداری خود در حال جنب و جوش و فعالیت هستند از راه رفتن و دویدن گرفته تا بالا و پایین پریدن، سر خوردن، جهیدن، تاب خوردن و دست زدن. در بسیاری از موارد این حرکات میتوانند در سمت نمایشی کردن ترانه ها، داستانهای کوچک و ساده و قطعات کوچک موزیکال به کار روند. بازیهایی که همراه با موسیقی اجرا میشوند برای داشتن اوقاتی خوش که همراه موسیقی، فعالیت و سرخوشی است برای کودک و بزرگسال به یک اندازه مفید و نشاط آور است.

میتوان گفت که کودکان در سنین ۴ و ۵ سالگی، در زمینه به وجود آوردن موسیقی بسیار مصر و علاقمند هستند. آنها از هر گروه سنی دیگری به خلق موسیقی میپردازند، با دقت تمام در گوشه و کنار آن به کشف و جستجو میپردازند و موسیقی محرکی اساسی برای فعالیتهای آنان به شمار میرود. هنگامی که کودکان ۴ و ۵ ساله اند، برای تجربیات برنامه ریزی شده آمادگی بیشتری دارند و توجه کنید که باید تعادل در این برنامه ریزی رعایت شده باشد. به این ترتیب که زمانی برای شنیدن و شناخت ارزش موسیقی، خواندن، نواختن ساز و ایجاد صدا، ساختن شعر و موسیقی و خلاصه انواع فعالیتهایی که در این صحنه گسترده قابل اجرا هستند، اختصاص داده شود.

شنیدن موسیقی کاریست که میتواند در تمام مراحل فعالیتهای روزانه انجام شود. در واقع عادت به شنیدن موسیقی، پایه و اساس تمام تجربیات موسیقایی است. البته در این سن، کودک به مرحله ای رسیده است که میتواند مدت کوتاهی بنشیند و با دقت به یک اجرای کوتاه یا یک قطعه کوچک موسیقی ضبط شده گوش فرا دهد. قطعات داستانی مانند “پیتر و گرگ [۱]” اثر سرگئی پروکوفیف Sergei Prokofiev میتواند در چنین اوقاتی استفاده شود. این داستان به خصوص برای آشنایی با بعضی از سازهای ارکستر مناسب است.

یک فعالیت جذاب دیگر برای این کودکان، شنیدن یک قطعه موسیقی و ساختن داستانی برای آن است. همچنین داستانهایی که با موسیقی پرورانده شده باشند و دارای ریتم و ملودی باشند (در داستانهای زیبای فارسی، از گفتگوهای ریتمیک بسیار استفاده شده است و لزوما نباید به دنبال نمونه خارجی آن بود. از جمله کدوی قلقله زن، کک به تنور، عروسک ناز قندی، نمکی و…) چنین بازیهایی میتواند علاقه کودک به موسیقی را بسیار افزایش دهد.

خواندن ترانه شور و شوق فراوانی برای کودکان به همراه دارد. اکثر کودکان عاشق آواز خواندن و شنیدن آوازی که برای آنها خوانده شود، هستند. صدای کوچک این موسیقیدانان ۴ و ۵ ساله شاید برای تعقیب بالا و پایینهای موسیقی یک ترانه چندان قوی نباشد، والدین و مربیان باید توجه کنند که نباید بیش از حد توان کودک از او توقع کاری بینقص و خواندن بدون ایراد داشته باشند.

توجه کنید که در این سن ترانه هایی برای خواندن کودک مناسبند که بین نتهای “دو” وسط تا “لا” بعد از آن باشند. برای تشویق کودک به خواندن، باید از ترانه هایی استفاده کنیم که خواندن آن برایش ساده باشد، تعداد اوج و فرودهای آن اندک باشد و برای نواختن آن به تمام کلیدهای پیانو نیاز نباشد. ترانه هایی که از کلمات تکراری، عبارات موزون و الگوهای ریتمیک تکرار شونده برخوردار باشند بسیار مناسبند. از طرفی این اشعار برای پروش قدرت بیان و توسعه گنجینه لغت کودک نیز بسیار مناسب هستند.

اشعار مهدکودکی و ترانه هایی که از طریق شرکت دادن کودک در نوعی بازی و فعالیت مانند دست زدن، پای کوبی و ضرب گرفتن روی میز، شناخت موسیقی وی را تقویت میکنند نیز انتخابهای مناسبی هستند. هنگامی که کلمات شعر در ذهن کودک باقی ماند، میتوان برای افزودن به جذابیت آن و شمردن ضرب از یک ساز ساده کوبه ای استفاده کرد که در این میان میتوان به طبل، دایره زنگی، تکه های چوب و سنج اشاره نمود.

بازیهایی که در طی آن انگشتان، دستها و اعضای دیگر بدن حرکت میکنند موجب آگاهی از تواناییهای جنبشی و همچنین هماهنگ سازی عضلات میشوند. آهنگها و حرکات ساده و ریتمیک متغیر کودک را با لایه های زیرین ریتم در موسیقی و همچنین با تاکیدها و کشیدگیهای صوتی آشنا میکنند. توجه کنید که هر قصه ای، حتا داستان ساکت و ساکن “موطلایی و سه خرس” هم میتواند با افزودن صدا، ریتم قدمهای خرسها وبه شعر تبدیل کردن گفتگوها به موضوعی برای ترانه خوانی و موسیقی تبدیل شود.

فراموش نکنید که هرچند ترانه های کوتاه برای کودکان جذاب تر است، اما اشعار پرسش و پاسخ یا داستانهای موزون طولانی تر هم برایشان جذاب است. سوال و جواب در ترانه خوانی، جنبه منطقی ذهن کودک را نیز تقویت میکند.

یک عنصر کلیدی دیگر که هنگام انتخاب موسیقی برای کودکان، توجه داشتن به تناسب میان کلمات و ملودی ترانه است. معنی کلمات باید در سبک موسیقی منعکس شده باشد. جمله بندی اشعار و ملودی نیز باید همزمان و منطبق بر یکدیگر باشد. در واقع کلمات و ملودی باید مانند آستر و رویه، یکدیگر را کامل کنند.

آموزشگاه موسیقی

فراگیری موسیقی کودک

 

آموزشگاه موسیقی ناردونه

فراگیری موسیقی کودک

بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه داریم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند. بسیاری از پدران و مادران که در دوران کودکی و نوجوانی توفیق یادگرفتن یکی از شاخه های هنر موسیقی را نداشته اند، هم اکنون با علاقه به موسیقی گوش می دهند و در عوض سعی میکنند تا فرزندان خود را از فراگیری این هنرروح نواز محروم نکنند.

کدام ساز

اولین سئوال برای هنرآموز یا والدین او این است که کدام ساز را آموزش ببیند و یا اینکه به رشته خوانندگی قدم بگذارد؟ کارشناسان آموزش موسیقی معتقد هستند که :

“نوع ساز به هیچ وجه مهم نیست، نباید انتظار داشته باشید که فرزند شما همانند فلان موسیقی دان مهارت ساز زدن پیدا کرده و الگوهای قدیمی را دنبال کند. مهم آن است که فرزند شما بتواند با ساز انتخابی ارتباط برقرار کند و بتواند نوآوری های جدیدی در نواختن یا استفاده از ساز داشته باشد، موفقیت یعنی همین.”

امروزه اغلب کودکان با سازهایی مانند ویلن، ریکوردر و یا پیانو در شاخه غربی و با سازهایی چون سه تار و سنتور در شاخه ایرانی کار را آغاز می کنند. اما نکته مهم آن است که بتوان در مدت فراگیری، تشخیص داد که آیا کودک با ساز خود ارتباط لازم را برقرار کرده یا خیر؟ اگر کودک شما بی صبرانه منتظر فرا رسیدن زمان کلاس خود می شود و یا اغلب با ساز خود خلوت می کند شک نکنید که انتخاب درستی انجام داده اید.

مشخص کردن علاقه فرزند

برای پیدا کردن اینکه فرزند شما به چه سازی علاقه دارد و یا از چه سبک موسیقی بیشتر لذت میبرد، بکار بردن پیشنهادهای زیر می تواند مفید واقع شود :

۱٫ امکان گوش دادن و مشاهده نحوه نواختن انواع سازهای ممکن را بدون آنکه او متوجه شود شما هدف خاصی را دنبال می کنید برای او فراهم نمایید.

۲٫ هنگامی که با هم از رادیو ضبط به موسیقی گوش می دهید و یا به کنسرت رفته اید راجع به سبک موسیقی – کلاسیک، اصیل، پاپ و … – با او صحبت کنید.

۳٫ فقط به فکر انتخاب ساز نباشید، موارد دیگری نیز مهم است. بعنوان مثال هنرجویان کودک گیتار بیس به مراتب کمتر از هنرجویان کودک فلوت یا ریکوردر هستند. ممکن است با فرستادن فرزند خود به کلاس گیتار بیس – که به احتمال زیاد خلوت است – ذوق موسیقی در او کمرنگ شود حال آنکه اگر به کلاس فلوت فرستاده می شد به علت شرکت بیشتر هم سن و سالهای او، علاقه به موسیقی در او متبلورتر می گشت.

۴٫ قبل از قول دادن به کودک که فلان ساز را برایش خواهید خرید از قیمت آن مطلع شوید تا با بودجه شما هماهنگی داشته باشد.

۵٫ به احتمال زیاد فرزند شما در اوایل کار از دشوار بودن یادگیری شکایت خواهد کرد، توجهی نکنید و تنها سعی کنید او را تشویق به یادگیری کنید.

۶٫ تجربه نشان داده است که سازهایی مانند ریکوردر یا پیانو برای شروع کار کودکان مناسبتر هستند و برعکس سازهای مضرابی یا آرشه ای دشوار تر، لذا جز در موارد خاص سعی نکنید که این قانون را زیر پا بگذارید. پس از چند سال تمرین و آشنایی با موسیقی فرزند شما می تواند ساز اصلی خود را انتخاب کند.

۷٫ علاوه بر همه موارد بالا باید دقت کنید که آیا در منزل خود فضای نگهداری ساز را دارید یا خیر؟ و اینکه سر و صدایی که این ساز ایجاد خواهد کرد آیا ممکن است مزاحم زندگی دیگران شود؟ شاید قبول نکنید ولی همین موضوع اخیر می تواند مانع تمرین و پیشرفت فرزند شما شود.

آیا فرزند شما آماده فراگیری موسیقی است؟

بسیاری از اساتید موسیقی معتقد هستند که اگر فرزند خود را زودتر از آنچه لازم است به کلاسهای موسیقی بفرستید ممکن است، استعداد موسیقی آنها را برای همیشه کور کنید. کودک ممکن است در صورت برخورد با دشواری های فراگیری ساز نا امید شود و اعتماد بنفس خود را برای مدت زیادی از دست دهد، این امر می تواند برای او در سایر زمینه های زندگی از جمله مدرسه نیز مضر باشد. بسیاری از کودکانی که در سنین زیر ۸ سال به کلاسهای آموزش موسیقی جدی فرستاده می شوند دچار چنین مشکلاتی خواهند.

۱٫ اگر از زیر ۸ سال می خواهید موسیقی را وارد زندگی فرزند خود بکنید، فلوت ریکوردر بهترین انتخاب است. تجربه نشان داده است از زمانی که کودک انگشتان خود را با اختیار به حرکت در می آورد، می تواند هنرآموز فلوت باشد.

۲٫ برعکس مورد اول پیانو را باید زمانی شروع کرد که کودک حد اقل بتواند در حالت ایستاده به کلاویه ها تسلط نسبی داشته باشد و قدرت فیزیکی آن برای فشار دادن کلاویه ها کافی باشد.

۳٫ سازهای زهی از خانواده ویلن معمولا” از سن شش سالگی زودتر شروع نمی شوند، ضمن اینکه یقینا” باید با سازهایی در ابعاد کوچکتر مثل یک هشتم یا یک چهارم آموزش را آغاز کرد.

۴٫ سازهای بادی – بجز فلوت ، ریکوردر – معمولا” هنگامی شروع می شوند که دندانهای اصلی کودک رشد کرده باشند و کودک قدرت کافی برای دمیدن در ساز را دارا باشد. همچنین چون این سازها کمتر در ابعاد کوچکتر موجود هستند باید دقت کرد که آیا وضعیت فیزیکی کودک توانایی اجرای ساز را دارد یا خیر.

۵٫ سازهای مضرابی مانند سه تار، گیتار و … که در ابعاد کوچکتر هم وجود دارند برای کودکان زیر ۸ سال توصیه نمی شوند.

۶٫ نکته بسیار مهم آنکه فرا گیری مهارت های آوازی برای کودکان و نوجوانان بصورت جدی برای سنین پایین ۱۵ سال توصیه نمی شود. اما کلاس های آواز خوانی دست جمعی از سن سه سالگی با عث رشد علاقه آنها به موسیقی خواهد شد.

آموزشگاه موسیقی ناردونه

آموزشگاه موسیقی ناردونه

 

تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودک

آموزشگاه موسیقی

تاثیر موسیقی بر خلاقیت کودکان

چکیده

درباره تاثیر موسیقی در خلقیات کودکان، پژوهش های متعددی در اقصی نقاط جهان صورت گرفته است که متاسفانه این پژوهش ها کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفته است. اکثر کودکان از همان آغاز زندگی با لالایی مادرانشان با موسیقی آشنا می‌شود و به صورت ناخودآگاه این آوا در ذهنشان تاثیر می‌گذارد؛ کودک تمایل به آهنگ‌ها و ریتم‌ها نشان می‌دهد و از آنها تاثیر می‌پذیرد. در خارج از این فضا، موسیقی مناسب در کودکستان‌ها محیط جذابی را برای کودکان به ارمغان می‌آورد.
بر اساس آزمایش های متعددی که انجام گرفته است، خلاقیت یکی از مقوله‌هایی است که از موسیقی تاثیر می‌پذیرد؛ کودکانی که با موسیقی بزرگ می‌شوند؛ خلاق‌تر هستند و این خلاقیت در طول دورهای مختلف زندگی آنها نمایان می‌شود.
مقدمه
شواهدی وجود دارد که جنین در رحم مادر در برابر موسیقی واکنش نشان می دهد. صداهای بلند باعث جهیدن و پریدن جنین می‌شود. البته صدا و موسیقی یادگیری های دیگری نیز برای جنین به همراه دارد و زمانی که صداهای بلند تکرار شوند، جنین به آن عادت کرده واکنش کمتری در برابر آن نشان می‌دهد. اینکه پخش صدای بلند برای جنین کار درستی است یا خیر، مطلب دیگری است و اینکه نوزاد موسیقی لالایی را دوست دارد به این معنی نیست که پخش مداوم موسیقی لالایی در رشد او اثر می‌گذارد و برای او مفید است. مخالفت هایی نیز در مورد پخش مداوم موسیقی برای جنین و نوزاد وجود دارد. (جنسن، ۱۳۸۶: ۴۲)
با وجود آنکه غایت موسیقی هماهنگی بین آواهاست، می‌تواند احساساتی را بر انگیزد یا آنها را تصویر کند. موسیقی خوب زیباست و شنونده با درک آن می‌تواند تحت تاثیر عمیق قرار بگیرد؛ درکی که از طریق دریافت شکل کلی اثر و روابط ملودیک، هارمونیک، ساز بندی و رتیم قابل دستیابی است. در موسیقی حالات مختلفی نهفته است: خلاقیت، ابداع، قدرت، ضعف، شتاب، کندی و… دقیقاً مثل حالات مختلف روحی انسان. موسیقی قادر به بیان عشق، نفرت، خوشحالی، غم و… نیست. آنچه که آدمی از آن به عنوان بیان احساس در موسیقی می جوید. تطابق حالات خود با کیفیت‌‌‌‌های خاص در موسیقی در هر لحظه است و این ربطی به زیبایی ندارد. (یثربی، ۱۳۸۳: ۴۹ – ۴۸).
موسیقی هایی که از روی برنامه و اصول ساخته شده باشند موجب بروز خلاقیت‌ها در دیگر هنرها نیز می‌شوند.
در این بخش و به منظور دست یافتن به موسیقی خلاق فعالیت های زیر پیشنهاد می‌شود:
فعالیت ۱: اولین فعالیت برای تعلیم موسیقی به کودکان آشنا ساختن آنها با مفاهیمی نظیر الفبای موسیقی، ریتم، هارمونی و ملودی است. برای این کار توصیه می شود حتماً از کارشناس موسیقی استفاده شود.
فعالیت ۲: برای ترغیب کردن به فعالیت موسیقی، فیلم های مناسبی را برایشان نمایش دهید یا برای آنها امکان بازدید از مراکز هنری موسیقی را فراهم کنید. تجربه دیدن یا آشنایی نزدیک با افراد اهل موسیقی برای آنها بسیار مفید است.
فعالیت ۳: گام بعدی این است که کودکان را با اصوات و ملودی های موسیقی آشنا سازید. در این مورد پیشنهاد می‌شود برای کودکان موسیقی مناسب پخش یا نواخته شود تا به این وسیله آنها به شنیدن اصوات موسیقی و عادت کنند. ممکن است که ابتدا تشخیص اصوات غیر ممکن باشد، اما مشکل تا حد زیادی با تمرین و گوش دادن مرتفع می شود.
فعالیت ۴: به عنوان اولین تجربه به کودکان فرصت دهید تا ابزار موسیقی مورد نظرشان را انتخاب و با آنها تمرین کنند.
فعالیت ۵: به عنوان یک فعالیت توصیه می‌شود کودکان ادوات پیچیده موسیقی را ببینند و حتی آنها را لمس کنند و در صورتی که امکان پذیر باشد قطعاتی را با صدای آنها بشنود. اما ابتدا آنان را با ابزارهای بسیار ساده نظیر سنتورهای چوبی، سازهای دهنی، ملودیکا‌ و پیانو کوچک تمرین دهید.
فعالیت ۶: پس از کسب آمادگی برای نواختن موسیقی به کودکان فرصت دهید تا ملودی های ساده بنوازد.
فعالیت ۷: اگر تعدادی از کودکان مایل به تک نوازی ابتکاری بودند بدون آن که فرصت‌های دیگران از دست برود به آنها فرصت دهید تا چنین کاری را انجام دهند. حتی کودکان را برای ابتکار تشویق و ترغیب کنید.
فعالیت ۸: در جلسات نظری موسیقی که کودکان با مفاهیم و الفبای آن آشنا می‌شوند، امکان تمرین الفبای موسیقی را فراهم آورید. بهتر است از کودکان بخواهید به تدریج نوشتن نت یک قطعه ساده موسیقی را تمرین کنند.
فعالیت ۹: برای کودکانی که علاقه ای به موسیقی نشان نمی‌دهند، بهترین روش طراحی یک بازی است که در آن کودک به ابزار موسیقی علاقمند شده و با آن ارتباط برقرار کند مثلاً اجرای یک نمایش تئاتر که کودک در آن به نواختن ساده یک ساز بپردازد.
فعالیت ۱۰: سایر فعالیت ها را شما با هنرمندی خاص خودتان طرحی کنید. یادتان باشد در آموزش موسیقی، کودک فقط تمرین می کند و می‌آموزد. خلاقیت در همۀ مورد پس از تسلط نسبی بر ابزار و مفاهیم موسیقی امکان بروز خواهدداشت. (پیرخائفی، ۱۳۸۴: ۲۶۲). برنامه‌ریزی منظم و منسجم کمک زیادی در آموزش موسیقی و همچنین درک موسیقی می‌کند.
ارتباط با یک قطعه موسیقی قدرتمند در زمان‌های خاصی از روز، حتی به مدت کوتاهی در روز می‌تواند باعث ایجاد چنین واکنشهایی شود. شاید انرژی و قدرت حرکتی که در ارتعاشات یک قطعه موسیقی وجود دارد باعث تحریک و سرزندگی ما شود یا شاید انتخاب درست و اندیشمندانۀ ما در قطعات موسیقی است که باعث ارتقای روحی ما می‌شود. (کانتلو، ۱۳۸۴: ۲۷-۲۶). در انتخاب موسیقی باید نهایت دقت را به خرج دهیم. یک موسیقی خوب حالمان را خوب و بالعکس یک موسیقی بی‌کیفیت حالمان را به همان اندازه خراب می‌کند. توصیه می‌شود در انتخاب‌هایمان دقت به عمل آوریم تا از موسیقی نهایت لذت و بهره برداری را ببریم.
مانند ریاضیات، موسیقی نیز یک زبان مشترک جهانی با روش های نمادی برای معرفی و ارایه به جهان است و مانند ریاضیات، موسیقی نیز باعث ارتباط ما با دیگران می‌شود، ضمن اینکه به بینش و نگرش افراد نیز روشنی می بخشد. ولی موسیقی ویژگی خاصی نیز دارد و در رفع نیازها به افراد کمک می کند. موسیقی باعث گسترش درک ما از دیگران و بیان سالم عواطف و احساسات می شود. موسیقی باعث ارتقا و شادی روح می‌گردد. موسیقی در کارهای علمی و آموزشی، مهارت های درکی و حرکتی و مهارت های اجتماعی به انسان کمک می‌نماید و کیفیت‌هایی را در افراد ایجاد می‌کند که معرف فرهنگ، تجسمات، مردم و جامعه، انرژی و خلاقیت می‌باشند، کیفیت هایی که در قرن حاضر به آنها نیز مبرم داریم. (جنسن، ۱۳۸۶: ۹).
موسیقی به علت دارا بودن زبانی مبهم و استعاری، ذهن انسان را به سوی دلالت های ضمنی و معنایی سوق می‌دهد. کودکی که با موسیقی مناسب و متناسب با سن بزرگ می‌شود. دلالت های معنایی گاهی در نقاشی کودک نمایان می‌شود و گاهی در بزرگسالی پا به عرصۀ ظهور می‌گذارد. این دلالت‌ها کودک را نسبت به همسالانش خلاق‌تر می‌کند و در همۀ جنبه‌ها نمایان می‌شود.

اهمیت آموزش موسیقی

اهمیت آموزش موسیقی در طول سال‌های اولیه زندگی از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شد. پژوهش‌ها (برای مثال پیلزبزی ۱۹۵۸- ۱۹۳۷؛ مورهد و پاند، ۱۹۷۷) اولین گام‌ها را در زمینۀ تحقیق در باب زندگی کودکان موزیکال در پیش از دبستان را برداشتند و ما را از طبیعت خود به خودی رفتار و موسیقیایی آنها آگاه کردند. کودکانی که آموزش موسیقی را قبل از پنج سالگی شروع می‌کنند تغییرات و رشد وسیعی در منطقه مغز که مربوط به حواس پنجگانه است، به وجود می‌آید.
گوش کردن به سازهای ساده به خصوص در حدود یک سالگی، اهمیت زیادی دارد. بچه‌ها را تشویق کنید که همراه شما این سازها را بنوازند تا احساس رقابت نمایید. اگر همراه با نواختن این سازها، یک قطع موسیقی نیز به عنوان موسیقی زمینه برای الهام گرفتن آنها پخش کنید.
مغز آنها زمینۀ خلاقیت بیشتری خواهد داشت در این سن می‌توان کودکان را با آواز خواندن و همین طور حرکات رقص مانند؛ چرخیدن، پریدن، تکان دادن سر ودست و راه رفتن همراه با ضربات موسیقی آشنا کرد. به خصوص راه رفتن با ضربات موسیقی می‌تواند در درگیر کردن و یکپارچه کردن جسم و روح و ذهن کودک کمک نماید. (جنسن، ۱۳۸۶: ۴۵، ۴۶). در این سن باید توجه کرد که واکنش کودک به صداهای مختلف چگونه است و با توجه به نیاز کودکان برای آنها موسیقی پخش کرد.
شیوۀ آشنایی کودکان با موسیقی
موسیقی از جمله فعالیت هایی است که شاید به طور مستقیم توانایی کلامی در آن دخالتی نداشته باشد. با این توصیف، موسیقی نیز دارای زبان خاصی است که ریتم و آهنگ بر اساس آن تولید و ابداع می شود. در دنیای خلاقیت این قابلیت کاملاً به ذهن خلاق وابسته است؛ اگر ذهن از قابلیت تولید و ترکیب خلاقی برخوردار نباشد قادر به تولید ریتم، ملودی و هارمونی در موسیقی نخواهد بود.
پس همانند نقاشی، نویسندگی، شعر و موسیقی را باید محصول خلاقانه ذهن به شمار آورد. آنچه از این فعالیت در دوران کودکی انتظار می‌رود، موسیقیدان یا آهنگساز شدن کودک نیست. بلکه آشنا ساختن کودک با یکی از خلاق ترین فعالیت‌ها یعنی موسیقی است. در این رابطه آشنایی کودکان با سازهای موسیقی نظیر پیانو، سنتورهای چوبی، فلوت، ملودیها و نظایر این ها از یک طرف و آشنا شدن با مفاهیم موسیقی از طرف دیگر تجربه خوبی را نصیب آنها می‌سازد.
با این وصف توصیه می‌شود در فعالیت موسیقی حتماً از تعلیمات فردی آگاه و مطلع(کارشناس موسیقی) بهره گرفته شود و بدون برنامه و صرفاً به منظور پر کردن وقت، ادوات موسیقی در اختیار کودکان قرار نگیرد. همان طور که خانوم بارنز(۱۹۸۸) نیز اشاره کرده اند تعلیم موسیقی به کودکان باید هدفمند و مبتنی بر برنامه باشد. در این صورت می‌توان امیدوار بود موسیقی به فعالیتی خلاقانه تبدیل شود.
نقش موسیقی در خلاقیت کودک
بعضی از محققان اعتقاد دارند که خلاقیت توسط موسیقی تقویت می‌شود، ولی سبک‌های مختلف موسیقی بر روی افراد اثرات متفاوت می‌گذارند. دلیلش این است که موسیقی وابستگی زیادی به وضعیت روحی و روانی افراد دارد و خلاقیت در طول زمان پیشرفت می‌کند. به هر حال در مطالعاتی که انجام شده، مشخص گردیده که آموزش موسیقی به مدت یک سال خلاقیت را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد. یکی از این مطالعات به این صورت انجام گرفته که دانش آموزان یک کلاس به مدت یک سال روزی سی دقیقه آموزش موسیقی گرفتند در حالی که دانش آموزان کلاس دیگر در همان زمینه، آموزش موسیقی نگرفتند.
یک سال بعد از هر دو گروه آزمایش «قدرت درک» و «خلاقیت» به عمل آمد. نتیجۀ تحقیق از ارزش برنامه‌های بلند مدت موسیقی به ویژه در زمینۀ تجسمات که عنصر اصلی خلاقیت به حساب می‌آید، حمایت کرد. (جنسن، ۱۳۸۶: ۶۸) در محیطی که موسیقی مناسب برای کودک پخش می شود، او آرام است و خلاقیتش با نواها، بیشتر عیان می‌شود. کودک با موسیقی مناسب دست به خلاقیت در درست کردن اصوات موسیقی، اشکال هندسی، نقاشی و. . . می‌زند.
یکی از مقاصد هنر این است که به ما کمک کند تا الگوهای بیشتری را در ذهنمان ذخیره و انبار کنیم. هنر، الگوهای تجربه را چنان شفاف و متبلور می‌سازد که بتوانیم آنها را جذب کنیم، بی‌آنکه مجبور باشیم به کمک فرآیند کُند استقرا یا استنتاج با آنها سر و کله بزنیم و آنها را بیاموزیم. هنر هم چنین طیفی از تجربه‌ها را در اختیارمان قرار می‌دهد، به طوری که بدون هنر هرگز چنین تجربه‌هایی نمی‌داشتیم. به تعبیری هنر یک ماشین زندگی شتاب گرفته است. ( دوبونو، ۱۳۷۸: ۶۹).
در هنگام کودکی، با لالایی لطیفی که مادران برایمان می خوانند به خواب می رویم. هنگامی که به کودکستان و دورۀ پیش دبستانی می رویم، حروف الفبا را به همراه موسیقی یاد می‌گیریم و موسیقی در یادگیری الفبا، حتی گرامر، کمک زیادی به آموزش می کند. بچه ها، جدول ضرب را نیز با موسیقی و ریتم، آسان‌تر یاد می‌گیرند (موکی، ۱۳۸۴: ۸۷). از آنجایی که کودکان تخیل قدرتمندی دارند، با موسیقی مناسب، این تخیل پررنگ‌تر می‌شود و موجب شکوفایی خلاقیت در نوجوانی می‌شود. چون موسیقی از بی‌نهایت نت ساخته می‌شود، پس به اندازۀ بی‌نهایت هم خلاقیت در ذهن رسوب می‌کند که در مواقع حساس به صورت ناخودآگاه از ذهن تراوش می‌کند و باعث خلق چیزی می‌گردد.
شواهد عینی نشان می دهد، زمانی که بتوان از موسیقی و هنرهای مربوط به آن به طور صحیح استفاده کرد، می‌توانند در آموزش و یادگیری و همچنین خلاقیت اثرات مثبت و منافع بلند مدت داشته باشند. تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است به خاطر وسعت و به خاطر وسعت و عمق خود، حمایت قابل توجهی از این نتایج و اثرات می‌کنند. (جنسن، ۱۳۸۶: ۷). موسیقی مناسب به کودکان کمک می‌کند که هیجانات خود را تخلیه کنند. از آنجا که کودک منبع هیجانات مختلف است، موسیقی مناسب باعث می‌شود تا کودک پس از تخلیه هیجان به آرامش دست یابد و پس از آن دست به ابتکار و خلاقیت بزند.
بسیاری از مردم کوشش جسمی را کاری آسان می یابند. با وجود این تعداد کمی هستند که به کوشش فکری مبادرت می‌نمایند. چنین تضادی این مطلب را توجیه می‌کند که چرا بسیاری از ما خیلی کمتر از آنچه قادر به خلاقیت هستیم، خلاقیم. این مساله در مورد هنر نیز صحیح است. از آنجا که استعداد یک فرد ثابت است، این زیر و بم ها باید صرفاً زیروبم‌های انرژی باشند- حقیقتی که به اثبات این مطلب کمک می‌کند، که تا چه حد زیادی باروری خلاقیت ما به کوشش آگاهانه بستگی دارد. (اسبوران، ۱۳۶۸: ۱۶۵) امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند.
نتیجه‌گیری
کودک زمانی که در رحم مادر است با موسیقی قلب و تنفس‌های مادرش زندگی را شروع می‌کند. لالایی برای کودکان شبیه به جادوست، لالایی مادران می‌تواند موجب خواب توام با آرامش برای کودک باشد، و آواز پر شور پدر می‌تواند برای تمام اعضای خانواده آرامش را نوید دهد.
کودک از همان آغاز با لالایی مادرش اخت می‌گیرد. این کار باعث می‌شود تا خودش نیز از مادرش تلقید کند و برای عروسکش لالایی بخواند. گهگاهی نیز خلاقیت به خرج می‌دهد و از خودش لالایی را می‌سازد و می‌خواند.
موسیقی و ترانه‌های کودکانه آن قدر اهمیت فراوانی دارد که وقتی کودکان کم رو و خجالتی ترانه‌ها را می‌خوانند، به اعتماد به نفس بیشتری دست می‌یابند. اعتماد به نفس بالا هم باعث بروز خلاقیت در کودک می‌شود.
بارها مشاهده شده است که کودکان پرخاشگر و بد رفتار نیز با پخش موسیقی به آرامش می‌رسند و رفتار و ادراک خود را کنترل می‌کنند.
با توجه به موارد ذکر شده، موسیقی فواید زیادی برای کودکان دارد؛ از جمله ایجاد ذهن خلاق، بالا بردن قدرت درک، بالا بردن اعتماد به نفس، بالا بردن مهارتهای حرکتی، برنامه ریزی، خوش اخلاق بار آوردن، کاهش استرس و از بین بردن کم رویی.

آموزشگاه موسیقی

شناخت موسیقی کلاسیک

آموزشگاه موسیقی

شناخت موسیقی کلاسیک

شاید در وادی موسیقی افرادوهنرجویان بسیاری علاقه مند به فراگیری موسیقی کلاسیک ویا پاپ هستند،اماتفاوت این دوبرایشان هنوز مبهم ونامعلوم است.حال چندسؤال پیش میاید ؟؟؟

آیا موسیقی کلاسیک راموسیقی سنتی اروپاگویند ؟ آیاکلاسیک همان سنت است ؟ ویا سنت را میتوان کلاسیک خواند؟ ویاحتی میتوانیم بگوییم که مفهوم موسیقی کلاسیک به همان دوره کلاسیک اروپا برمیگردد؟

واژه ی کلاسیک(classique)؛ هراثرهنری که مطابق اصول وقواعد قدیم که به حدکمال خودرسیده باشدوبرای نسلهای بعدنمونه گردد.

تعریف موسیقی کلاسیک؛ هرچند درتعریف این واژه همچنان تعریف دقیقی بدست نرسیده است،اماواژه ی کلاسیک درموسیقی میتواندبه پدیده ای اطلاق شودکه دراکثردوره های مختلف موسیقی بکارمیرود.

پس درتعریف موسیقی کلاسیک میتوان گفت که درنقطه ای ازتاریخ که موسیقی نوشته وبصورت اصولی یااصطلاحاً مدرسه ای پیگیری شده وامروزه این اصول وقاعده دراختیارهنرمندان وعلاقه مندان به موسیقی،قراردارد.

امادرنقطه مقابل کلاسیک میتوان سنت راقرار داد،درواقع سنت ازسینه به سینه میاید چیزی که ازگذشتگان بصورت نسل به نسل وسینه سینه رسیده والزاماً قاعده نوشتاری وکاربرد مدرسه ای ومکتوب ندارد،شاید بتوان آنرانوشت اماعمق آن درنوشته نشدن آن است.پس بااین تعریف تفاوت کلاسیک وسنتی رادرک کرده ونمیتوان گفت موسیقی کلاسیک درواقع همان موسیقی سنتی اروپا است.همچنین بادرک کلاسیک نباید ذهنها بسمت کهن بودن وقدیمی فکرکردن برود.ما درموسیقی کلاسیک خلاقیتهای مدرن راهم شاهدهستیم اماچون درچهارچوب واساس کلاسیک(کلاسیک نویسی) نوشته واجرامیشود به نوعی آنراهم موسیقی کلاسیک مینامند.

موسیقی قرون وسطی (( کلاسیک ))

درقرون وسطی موسیقی بیشتردرخدمت کلیسا ومراسمات مذهبی بود.موسیقیدانان درخدمت کلیسا بودندوزنان ازآوازخواندن درکلیسا محروم بودند.
حالتها(NUANCES): اغلب دریک قطعه بصورت ناگهانی قوی یاضعیف میشد.کم وبیش از کرشندو و دکرشندو استفاده میشد.

دراین دوره سازهای بادی وزهی متعددی موجودبوداماسازهای شستی دارای دوره باروک ارگ وکلاوسن(هارپسیکورد)بودند.

بافت: همانطورکه پیشتراشاره شددراوایل این دوره بافت موسیقی اغلب هموفونیک بود،اماآنچه موسیقی باروک راازدیگردوره هامتمایز میسازدموسیقی پلی فونیک آن است.باخ آثارش پلی فونیک بود.وی مظهرموسیقی باروک ومرگ اوپایان بخش موسیقی این دوره بود.

آکوردها: آکوردها دراین دوره بسیارمهم بودند.مطبوعیت آکوردها مهم بود.خط ملودی باسی که مبنای آکوردها بوداهمیت بسیاری یافت.

دستاوردهای موسیقی دوره باروک؛

تکامل ارکستر،پیدایش اُپرا،پیدایش سونات(آثارچندموومانی برای یک یاچندساز)آفرینش سوئیت(مجموعه ای ازچندموومان الهام گرفته ازرقصهای کلاسیک)کانتات(قطعه ای برای کرال درآیین کلیسایی)اورتوریو(اثری طولانی برای کر،تکخوانهاوارکستر،براساس متنی روایی)

موسیقی دوره کلاسیک

موسیقی کلاسیک( clasiousشاهانه)

واژه کلاسیک درفرهنگ لغت(classique)؛  هراثرهنری که مطابق اصول وقواعدقدیم که درحدکمال رسیده باشدکه برای نسلهای بعدنمونه گردد

تعریف موسیقی کلاسیک؛ واژه کلاسیک درموسیقی میتواندبه پدیده ای اطلاق شودکه میتوانددراکثردوره های مختلف موسیقی بکاربرود.امادراینجالازم است تعریفی دقیق تروپویاتروکاربردی ارائه شود،هرچندتابه اکنون تعریفی دقیق ازاین واژه پرمحتوابدست نرسیده امامیتوان بصورت خلاصه موسیقی کلاسیک راازچنددیدگاه موردبررسی قرارداد:

۱)واژه کلاسیک درفرهنگ ۲)تعریف موسیقی کلاسیک ۳)بررسی دوران موسیقی کلاسیک

۴)بررسی سبکهای مختلف موسیقی کلاسیک

بررسی دوران تاریخی موسیقی کلاسیک

زمینه تاریخی:این دوره به دوره روشن فکری معروف بود.درابتدا بصورت منفی وموردسوءاستفاده درباریان قرارمیگرفت،امابعدازآن کم کم به سمت وسوی انسان گرایی(اومانیسم)مثبت کشیده وتوجه به انسان واحساسات طبیعی وی ارزش زیادی پیداکرده بود.این جنبشس روشنفکرانه دراوایل دوره کلاسیک رخ داد،

که یکی ازرهبران این جنبش ژان ژاک روسوبود.

انقلاب صنعتی اروپاباعث شده بودکه موسیقی رشدپیدا کندوانسانهای طبقه متوسط جامعه هم ارزش پیدا کنند.

ازدیگررهبران وعوامل وآثار مؤثراین دوره میتوان به بزرگانی چون(فردریک کبیر،شیلر،موتسارت دراُپرای فلوت سحرآمیز،بتهوون درشاهکارقرن یعنی سمفونی شماره ۹)اشاره کرد

باتوجه به رشدقشرمتوسط جامعه،هنرموسیقی نیز کم کم رشدوبین عموم رایج شد.تأثیرات اقتصادی این دوره باعث  شده بودکمپانیهای اُپراوسالنهای اُپرایی دربارها تعطیل واکثراًدچار رکودفرهنگی هنری خاصی گردند.

ولی موسیقی سازی همچنان پاربرجامانده بود.دراین دوره تفکرخاص ونابی برموسیقی حاکم بود(هنربخاطرهنر).چاپ آثارموسیقی افزایش یافت.دراین زمان اولین کتاب تاریخی موسیقی نوشته شد.یکی ازشاخصه های موسیقی این دوره خروج موسیقی ازناسیونالیست بودن وهمینطوراجراهای خشک وپرزینت باروک،وبین المللی شدن آن،چیزی که درآثاربتهوون به وفوردیده میشد.دراین دوره آلمان کشوری بودکه بیشترن سهم رادراروپایی کردن زبان موسیقی داشت،زیراموسیقی وسبکهای موسیقایی نقاط مختلف اروپارامیگرفت وباتلفیقی ازفرهنگ بومی خودبصورت نوشتاری ودیداری وحتی شنیداری به نقاط مختلف اروپا عرضه میداشت.همچنین سبک موسیقی آلمان ترکیبی ازسبکهای مختلف موسیقی دیگرکشورها بود.

موسیقی کلاسیک قابل فهم وبه دوراز پیچیدگیها وتزئینات بود.ساده کردن فرمها وسبکهای مختلف،زیباشدن وساده کردن ملودیهابدورازقوائدپیچیده کنترپوآنتیک،ازدیگرویژگیهای این دوره بود.

سبکهای موسیقی دوره کلاسیک

۱)سبک اوایل کلاسیک(۱۷۷۰-۱۷۰۰)

شامل دوسبک{روکوکو،اکسپرسیو}

روکوکو؛پایتخت آن درفرانسه بود.سبکی که به(سبک پیشرو)معروف بود،درمجالس ومحافل اشرافی ظهورپیداکرد.

ازویژگیهای آن میتوان به(ظرافت،دقت،شوخ وآسان بودن)آن اشراه کرد.این سبک به ویژه درهنرهایی چون نقاشی،مجسمه سازی ومعماری بصورت تزئیینی وانتزاعی بکارگرفته میشد.

اکسپرسیو:بانی این سبک آهنگسازان آلمانی بودند.(سبکی حساس وباوقار)سبکی مردمی واجتماعی بدورازتجاوزاشرافیان بود.دراین سبک خط باس حامل،کاملاًبصورت همراهی درآمده بود.

۲)سبک پایانی کلاسیک(دوره عظمت کلاسیک)

ازویژگیهای بارزاین سبک آزادی فکری وتخیلی آهنگسازان بودکه میتوانستندآهنگ وملودی خودراهرگونه که میخواهند وباهرحالت وریتمی آغازونیز چرخی هم دردیگرمدهای کلاسیک(تنالیسیون واژه ی دقیقتریست “استاد همدانچی”)درطول یک آهنگ،بزنند.دراین دوره ازآنجاکه موسیقی وین(اتریش)بیشترین نقش رادرشکل گیری این دوره داشتند،وازآنجاکه بیشترین آهنگسازان این زمان یادروین متولدویادرآنجافعالیت میکردند،مکتبی بنام مکتب وین دردوره ی عظمت کلاسیک شکل گرفت.

سازهای ارکسترال این دوره؛

عمده سازهای کنسرتوهای کلاسیک ازسازهای:

-سازهای زهی وویولون(برای ملودی موسیقی وهمراهی تک نوا

ویژگیهای موسیقی قرون وسطی؛

۱)اکثرسرودهامذهبی وبرای آقایان بود

۲)سرودهاتک بخشی ودارای بافتی مونوفونیک بود

۳)موسیقی آوازی برموسیقی سازی غالب بود

۴)تصنیف آثارموسیقایی براساس آوازهای گریگوریایی بود

موسیقی قرون وسطی بافروپاشی امپراطوری رم آغازشد.دورانی که مردم به سه طبقه(اشراف،روحانیون،دهقانان)تقسیم بندی میشدند.

موسیقی قرون وسطی موسیقی آوازی تکبخشی کلیسایی بود.اولین کسانی که آواز راوارد موسیقی کردند؛

۱)سال ۴۰۰م. آمبروسیوس(کشیش ایتالیایی)باتحقیق درموسیقی شرق تلفیقی ازموسیقی سرزمین شرق وغرب راواردکلیساکرد.

۲)اواخرقرن ششم پاپ گرگوراول مجموعه ای به نام آنتیفونال راخلق کرد.

مجموعه ی آنتیفونال پاپ گریگوراول؛

-آنتیفونال همان کرال دوصدایی بود(گروه اول میخواند گروه دوم پاسخ می داد)

-تک آوایی،یک اکتاوی،بدون ریتم،بازبان لاتین،دارای ملودی بسیار ساده وپیروسیستم مدال

سبکهای موسیقی قرون وسطی؛

۱)موسیقی آوازی

۲)موسیقی فولکلوریک که(۱۵۰۰م)اوج شکوفایی آن بود

۳)مینه زانگ(اواسط قرن۱۲م)تحت تأثیرتروبادورهاوتروورهابوجودآمد

(تروبادوروتروور نسبتی برای اشراف ونجیب زادگان وشوالیه های فرانسوی بود،که ازاوایل قرن۱۱م تااواخرقرن۱۳م ادامه پیداکرد.تروبادوروترووردراثرجریان ضدکلیسایی درباریان به وجودآمدوبرخلاف کلیسا موسیقی راتاحدی به داخل شهرهاکشاندندتامردم عادی هم ازآن بهره مندگردند.این جریان برخلاف کلیساییان که موسیقی رامحدودآقایان کرده وخانمها راازآن منع میکرد،به مدح وستایش خانمها پرداخته وآنهارا موجوداتی پاک وآسمانی میدانستند)

اولین مینه زانگها؛مینه زانگهای دانوبی بود(شاعران واهالی شعروموسیقی که درحوالی دانوب بودند)

دومین مینه زانگها؛(موسیقی درمدح وستایش خانمها تحت تأثیرتروبادور وتروورها)

سومین مینه زانگها(آوازهای شاعرانه وسیاسی بود)

موسیقی قرون وسطی به ۲دوره ی هنری تقسیم میشود

دوره ی اول؛

آرس آنتیک:درسال۱۲۳۰درپاریس ظهوریافت وحدود۴۰۰سال هم به طول انجامید

گسترش موسیقی پولی فونیک.آرس آنتیک آن زمان به عنوان موسیقی پولیفون درکلیسااجرامیشد

دوره دوم؛

آرس نوا:به دنبال آرس آنتیک شکل گرفت که حدود۱۰۰سال هم به طول انجامید

سرودهای گریگوریایی؛ سرودهای موجوددراوایل قرون وسطی توسط پاپ گریگوراول جمع آوری شده،به سرودهای گریگوریایی معروف شدند،که بیش ازصدسال موسیقی رسمی کلیسای کاتولیک رم بود.

ویژگیهای سرودهای گریگوریایی :معنوی ومقدس،بدون ریتم ووزن آزاد،تک اکتاوی ودرکل ویژگیهای مجموعه ی آنتیفونال راشامل میشد

یکی ازسرودهای شادمانی گریگوریاییAlleluia آله لویا(تورامیستایم خداونگار)،بود

موسیقی غیرمذهبی درقرون وسطی

به جهت کاهش تسلط ونفوذکلیسادراواخرقرون وسطی موسیقی غیر مذهبی شکل گرفت که ازموسیقی توربادوروتروورپیروی میکردند

  آوازهای موسیقی قرون وسطی؛

۱)آوازهای تک صدایی(سرودهای گریگوریایی)

آوازهای چندصدایی(ارگانوم ها):گونه ای ازموسیقی قرون وسطاییست که الهام گرفته ازسرودهای گریگ
وریایی+یک یاچندخط ملودیک اضافه

  آهنگسازان این دوره(لیونن،پروتن وگیوم دوماشو)بودندکه نقش بسزایی درموسیقی این دوره بهخصوص

آوازهای ارگانومی،داشتند

موسیقی دوره رنسانس (( کلاسیک ))

تعریف رنسانس(fr/ renaissance)؛

نوزایی وحیات مجدد،اشاره به تحولاتی هنری وصنعتی اروپادراین دوره دارد،که موسیقی به سطح کمال خودرسیده.

دراین دوره تسلط کلیسا برموسیقی بسیار کاهش یافت.درنتیجه خارج شدن موسیقی ازکلیساموسیقیدانان موسیقی رابه داخل شهرکشانده ودرمراسمات مذهبی وازدواج ازآن بهره میبردند.

حرکت رنسانس درصده ۱۵ازایتالیا آغازوکم کم درسراسراروپاگسترش یافت،درواقع ایتالیا پایتخت موسیقی دردوره رنسانس بود.

دراوایل دوره رنسانس موسیقی کروآوازی تحت تأثیرقرون وسطی پررنگ ترشدواغلب بدون سازبود.

ویژگیهای موسیقی دوره رنسانس؛

۱)پیدایش وزن درآهنگهاوآوازها

۲)کاربردریتم درآثار(دراین دوره ریتم جریانی همواروآرام داشت)

۳)قواعدکنترپوآن(قواعدی که درآن دوره به صورت مفیدومختصربرای ملودی سازی وایجادملودی درآثاربکارگرفته میشد)(درقرن۱۶مطبوعیت صداهاوفواصل موسیقی به اوج خودرسید)

۴)پیدایش هارمونی صرفاًهمخوانی دراجراهای کروآوازی(هارمونی علمی است که بااصول وقواعدفضاسازی باآکوردهاوآرپژهای مطبوع وهمخوانی دراجراهای کروآوازی،برای ملودیهای یک اثروموسیقی کنترپوآنتیک،ساخته میشود)

۵)اختراع پنج خط حامل+ نتهای سفیدوسیاه

(دراینجابدنیست پیدایش نت وخطوط حامل رابدانیم:دراوایل قرون وسطی پاپ گریگوراول،اولین کسی بودکه موسیقی آوازی رابه صورت مکتوب درآوردالبته تاحدودی هم میتوان گفت آنرامینوشت.

دراوایل قرن ۱۱نتهای مربع شکل رایج بود وبرروی یک ودوخط نوشته میشد،که اغلب کاربردآوازی داشت

پس ازآن گوئیدودارتسوguido d arezzo خط دیگری به آن افزودوکلیدهای سُل،فا،دورااختراع کرد.

درقرن۱۴نتهای سیاه وقرمز معمول بود.دررنسانس نتهای سفیدوسیاه که اساس نت نویسی امروزی است،اختراع شد.درپایان قرن ۱۶پنج خط حامل بوجودآمد)

موسیقی مذهبی دوره رنسانس؛

موسیقی مذهبی دوره رنسانس اغلب الهام گرفته ازموسیقی قرون وسطی ومراسمات مذهبی آن دوره بود.موسیقی مذهبی دراین دوره ازدوسبک متفاوت پیروی میکرد:

۱)مَس:اثری است آوازی وکرال.ازپنج بخش(کیریه،گلوریا،کردو،سانکتوس،آگنوسدی)تشکیل شده

۲)موتت:اثری ایست پلی فونیک وکرال

موسیقی غیرمذهبی دوره رنسانس؛

مردم باالهام ازطبیعت موسیقی برای تکخوانهاوباهمراهی یک یاچندسازمیساختند

مادریگال:اثری است برای چندین تکخوان مبتنی براشعارشاعرانه وعاشقانه درموسیقی غیرمذهبی این دوره

باله:ساده ترازمادریگال بود.آوازی همراه بارقص بودکه بافتی هموفونیک داشت

موسیقی دوره باروک (( کلاسیک ))

موسیقی باروک(  baroque/fr)

معنی لغوی؛(عجیب،غیرعادی،نامنظم،بی قاعده،مرواریدصیقل نیافته)

تاریخچه :  دراین دوره موسیقی برای کلیسا ودربار ساخته میشد،درباریان موسیقی راباحاکمیت مطلق دراختیارخودقرارمیدادند.موسیقیدانان بزرگ اغلب دراختیاردرباربودند(ازجمله این موسیقی دانان میتوان به یوهان سباستین باخ،اشاره کرد)کلیسا مکانی برای جذب مردم عادی برای درک موسیقی روحانی شده بود.موسیقی اغلب ازپدربه پسرمیرسید.

دوره های زمانی موسیقی باروک رابه سه دوره:آغازین(۱۶۴۰-۱۶۰۰)میانی(۱۶۸۰-۱۶۴۰)پایانی(۱۷۵۰-۱۶۸۰)

دوره آغازین:

دراین دوره زمانی موسیقی ها متنهای پرشوروپراحساسی داشتند.بافت موسیقی رایج این دوره هموفونیک بود.

دراین دوره آوازها بهمراهی سازاجرامیشد.

دوره میانی؛

سبک نوینی که ازایتالیا شروع ودراروپاگسترش یافت.کم کم گامهای ماژورومینورابداع شدند.دراین دوره مردم وخصوصاًموسیقیدانان اهمیت زیادی به موسیقی سازی میدادند.ازمحبوبترین سازهای این دوره ویولن بودکه دراجراهای ارکسترال وتک نوازیها(سُلیستها)ازآن بهره میبردند.

دوره پایانی؛

دراین دوره زمانی هارمونی  ازجنبه هایی پدیدآمد.بافت هموفونیک جای خودش رابه موسیقی پلی فونیک

دادوبه اوج خودرسید.(که بازهم ازنمونه های بارز این موسیقی میتوان به اواخردوره باروک جایی که موسیقیدان فقیدیوهان سباستین باخ هنرنمایی میکرد،اشاره کرد)

ویژگیهای موسیقی دوره باروک؛

یگانگی حالت:یک قطعه باروک اغلب بیانگریک حالت است:شادآغازشده وشادتمام میشود.دراین دوره آهنگسازان حالت(nuance)رابه صورت نوشتاری باکاربدهای تئوریک درآوردند.ریتمهاوملودیهابیانگرحالتهای معینی دریک قطعه بودند.البته به استثنای آثارآوازی موسیقی باروک.

ریتم:حالتهای متعدد،ریتمهای مختلفی رابه همراه داشتند.اُلگوهای ریتمیکی که درآغازیک قطعه شنیده میشدمعمولاًدرطی یک اثرتکرارمیشد.

ملودی: این ویژگی دردوره باروک حس یکنواختی داشت.ملودی آغازین یک قطعه بارها درآن شنیده میشد.ملودی دراین دوره به سرعت درحال پیشرفت بود.درموسیقی این دوره بسیاری ازملودیها ریزه کاریها وتزئینات زیادی داشتندکه بخاطرسپردن آنها آسان نیست.ملودیها ازگسترش وپوایایی  ریتمیک شکل میگرفتند.
ز(سُلیست).)

-سازهای بادی چوبی(برای رنگ آمیزی تم وملودی اصلی)

-سازهای بادی برنجی(برای ایجادپاساژهای قوی درطول اجرای آهنگ)منظورازپاساژ،ملودی یاضرب آهنگی است که دوملودی متفاوت رابه هم وصل میکند.

-سازهای کوبه ای(برای تأکیدوریتم)

ویژگیهای موسیقایی دوره کلاسیک؛

ریتم،میزان،تمپو:دراوایل این دوره نوآوری درریتم ومتریک بود.میزانهای دو،چهارویاهشت میزانی وجمله بندیهای ساده.استفاده ازموسیقی فولکلوریک درآثار.ریتمهای نقطه دار،لومباردی وسنکپهای قوی.تمپودراوایل کلاسیک(presto-adagio-largo)بود،ودردوره های بعدی کلاسیک کم کم تمپوهای زیادی آفریده شد.

هارمونی وتنالیته؛ بدلیل سادگی موسیقی این دوره بیشترگامها مد شده بود(ر،فا،سی،سل بمل…)مدهای کلیسایی کاملاًجای خودرا به مدهای ماژورومینور داده بودند،ودرآثارکلاسیک کاملاً تنالیته های این دومدمشخص است.

تم : آهنگسازان یک تم کلی رادرابتدای موومان ارکستراستفاده میکردندوسپس همان تم رادربقیه اثرگسترش میدادند.ملودی ارزش مهمی یافته بود.(ملودی روح موسیقی کلاسیک بود).

فرمهای موسیقی کلاسیک؛ (گاوت،پولونز،منوئت)(واریاسیون برای پیانو)(تریو سونات)کنسرتو سلوکه درکنسرتوهای بتهوون به اوج خودرسید.(کوارتتهای زهی)

موسیقی دوره رمانتیک (( کلاسیک ))

موسیقی رمانتیک(fr/romantique)

رمانتیک درواژه:سبک جدید که ازسبک رم قدیم اقتباس میکند.(دربرابرکلاسیک)

تاریخچه لغوی:رمانتیک از(ramance)گرفته شده که اشعارقهرمانانه وآوازهای شاعرانه قرون وسطی بود.درقرن هجدهم واژه رمانتیک رابه چیزهای خیلی دور،افسانه ای،خیالی و…نسبت میدادند.

(زبان رمانس زبانی محلی است که ازکلمه لاتین رمان گرفته شده.)

زمینه تاریخی عصررمانتیک :

درقرن نوزدهم باازدیادجمعیت اروپامردم به شهرها کوچ کردند.زنگی روزمره مردم ازطبیعت جداشد.ازین رومردم بیشترشیفته طبیعت شدند.

آهنگسازان بااحساس گرایی وطبیعت دوستی،ازقیدوبندهاوتکنیکهای کلاسیک رهاشدندوآنچه که دردرون وخیال داشتندبروی سازهاوکاغذمیکشاندند.تخیل گرایی باعث شده بودکه آهنگسازان آنچه رادرذهنشان میگذشتدرابه نمایش گذارند،نه آنچه که واقعیت جامعه هست.

دراین دوره حس ناسیونالیستی باعث شده بود که آهنگساز بیشتر،موسیقی ومکتب وجامعه خودرابه رخ جهانیان بکشدحال اینکه دردوره کلاسیک موسیقی حدومرزی نمیشناخت وبین المللی بود.باشکل گیری حذب مارکسیستی موسیقی فولکلوریک(موسیقی محلی یابومی)وآوازهای محلی توجه خاصی پیداکرده بود.اکثرموضوعات آهنگسازان رؤیاهاوتخیلات واسطوره ها بود.بیشترآهنگسازان این دوره آثارشان رابرای نسل آینده وقضاوت آنان نوشته وکاری به نسل خودشان نداشتند.

یکی ازویژگیهای حرکت رمانتیک توجه به گذشته است،ازاین روآثارزیادی ازگذشتگان دراین دوره به چاپ رسید.موسیقی سازی کمال هنررمانتیک است،زیراسازجداازکلمات میتوانست ارتباط عاطفی واحساسی رابرقرار کند.(موسیقی سازی کمال هنر رمانتیک بود)

ظهورقطعات کوتاه پیانویی (آهنگسازان رمانتیک احساس شدید روحی خودرا بیشتردربیانی کوتاه عرضه میکردند.)اکثرآثارارکستری رمانتیکهادریک موومان(مانندپوئم سمفونیها،قطعات کوتاه پیانویی،قطعات لیریک پیانویی وآوازهای لیدو…)تصنیف میشد.

ازخصوصیات ملودیهای موسیقی رمانتیک:استفاده ازپرشهای فواصل ششم،هفتم کاسته یاافزوده است.

بکارگیری تنالیته های مینورازمشخصات این دوره است،درحالی که دردوره کلاسیک فقط پنج درصدآثارسمفونیک درتنالیته مینورنوشته میشد.

موسیقی مدرن :

موسیقی مدرن(modern)

واژه مدرن:پسندیده عصرحاضرومطابق سلیقه امروزیها.

مدرنیسم(modernism)؛

گرایش هنری فرهنگی نو وکنارگذاشتن سنتها(نوگرایی)

تعریف عامه مدرنیسم؛مدرنیسم به معنای نوگرایی،میشودگفت ازابتدای دوره های غربی به شکلی درموسیقی بوده وتاانتها هم خواهدبود.امامدرنیسم کنارگذاشتن سنتهاوارزش دادن به گرایشات امروزی است.

پست مدرنیسم(پسامدرنیسم)هم توجه به ارزشهای گذشته وسودجویی دراهداف امروزی است.

موسیقی عصرحاضریاموسیقی مدرن ازچنددوره یابهتراست بگوییم چندسبک تشکیل شده:

مکاتب دوره ی مدرن و معاصر

مکتب امپرسیونیست(امپرسیون حالتی است که از تاثیر عوامل خارجی به انسان دست می دهد)

مکتب رمانتیک نوین آلمان

مکتب اکسپرسیونیسم (کنار گذاشتن واقعیت خارجی دنیای دور  وبر برای کشف واقعیت درونی)

مکتب پریمیتیونیسم (به فرهنگ های بدوی اشاره می کند)

مکتب ترادیسیونالیسم(سنت گرایی)

موسیقی نوین شوروی

موسیقی الکترونیک

موسیقی جاز

موسیقی بلوز

موسیقی راک

موسیقی رپ

۱)موسیقی سبک امپرسیونیسم(Impressiounism)

آموزشگاه موسیقی

 

کارکردها و کاربردهای موسیقی

آموزشگاه موسیقی ناردونه

کارکردها و کاربردهای موسیقی

همان طور که قبلاً نوشتم مشغول مقاله ای با عنوان”کنش جمعی کاربرد موسیقی در رادیو” بودم. بالاخره کار تاحد بسیاری به سرانجام رسید، فقط ملاحظات مختصری دارد که انشاءالله آماده چاپ شود. در حین این مقاله ای گونه دریافتم که مطالعه نظری موسیقی بسیار کم و اندک است لذا تقویت کاربری و کاربری صحیح موسیقی منوط به گسترش این حوزه و البته برخی از دیگر امور ازجمله آموزش و… می باشد. از این جهت در اثنای آن مقاله مشغول تهیه مقاله دیگری شدم که بیشتر مبانی نظری جامعه شناسی و مردم شناسی موسیقی را شرح خواهد داد. بخش اعظمی از آن(حدود ۱۰۰ صفحه) آماده شده است. بهتر دیدم بخش هایی از آن را برای اطلاع علاقمندان خصوصاً دانشجویان رادیو و تهیه کنندگان و برنامه سازان رادیو به این شکل ارائه دهم. امیدوارم به تدریج برخی از این نوشته ها را و سپس کل آن را همراه یکی دو مقاله که در همین زمینه نوشته شده با عنوان احتمالی”جامعه شناسی، مردم شناسی موسیقی و رادیو” بتوانم به چاپ برسانم. آن چه در زیر می خوانید گزیده از همین کتاب آینده است.

جامعه شناسان تا دهه ۱۹۲۰به کارکرد و نقش موسیقی در جامعه توجه داشتند و تا این که  بعد از جنگ دوم جهانی برخی موسیقی شناسان به وجوه جامعه شناسی موسیقی علاقمند شدند. پس از آن در خلال دهه ۱۹۵۰ شکل جدیدی از موسیقی شناسی بصورت موسیقی اقوام ظاهر شد. این نوع مطالعه به موسیقی فرهنگ ها ی مختلف، مخصوصاً فرهنگ های غیر غربی توجه نشان داد. این گروه از موسیقی شناسان قومی و فرهنگی بعد از مدتی به سرعت مجذوب این امر شدند که چرا موسیقی در تمام فعالیت های زندگی برخی از اقوام و فرهنگ ها از قبیل: مبارزات، بازی ها، کار و فعالیت، آداب و رسوم، مناسک و نظایر آن، وجود دارد.
البته در کشورهای غربی نیز مانند سایر فرهنگ ها موسیقی نقش مهمی دارد. در کشورهای صنعتی، موسیقی می تواند به مردم در شکل دهی ایده های جدید، هویت یابی، رهایی از سرگشتگی، و ایجاد دوستی کمک کند. موسیقی همچنین می تواند الهام بخش تغییر باشد و به توسعه اجتماعی یاری رساند.
برای اول بار آلن پی مریام (Alan P. Merriam) موسیقی شناس قومی تئوری کارکرد موسیقی در جامعه را مطرح کرد. او در خلال نیمه دوم قرن بیستم به کارهای پژوهشی پرداخت. در کتاب(The Anthropology of Music) وجوه قوم شناسی و روش های آن را ارتقاء داد. در این کتاب از یک مدل سه تایی برای مطالعه استفاده کرده است. این مدل پیشنهادی این گونه است که موسیقی در سه وجه باید مورد مطالعه قرار بگیرد ضمن این که تمرکز آن ها بر مطالعه موسیقی در چارچوب فرهنگ است. این سه وجه عبارتند از:
۱- مفهوم سازی درباره موسیقی
۲- رفتارهای مرتبط با موسیقی
۳- صدای موسیقی
در مطالعات بعدی، مریام این مدل را از مفهوم اولیه مطالعه “موسیقی در فرهنگ” به ” موسیقی همانند فرهنگ” اصلاح کرد. اساساً مریام در مطالعه قوم نگاری به دو جنبه توجه داشت تا به جامعه شناسی قومی برسد. این دوجنبه عبارتند از: صدا و رفتار( Wikipedia)
او بر این عقیده بود که انسان ها برای مقاصد و اهداف گوناگون بدون توجه به جامعه، فرهنگ یا پیچیدگی آن، با موسیقی درگیر و همراه هستند. براین اساس او اهداف و کارکردهایی را برای موسیقی در نظام های اجتماعی بیان کرده است که عبارتند از: ۱- بیان احساس ۲- لذت از زیبایی ۳- تفریح و سرگرمی ۴- بیان و نمایش نمادین ۵- پاسخ عینی ۶- تقویت همنوایی با هنجارها ۷- تأیید و تنفیذ نهادهای اجتماعی و مناسک دینی ۸- کمک و حمایت تداوم و ثبات فرهنگ ۹- کمک به همگرایی و یکپارچگی اجتماعی.
همان طور که مشهود است از نظر مریام موسیقی وسیله ای است که نقش و کارکردهای گوناگون در هر جامعه ای می تواند ایفا نماید. هرچند موسیقی در همه فرهنگها کارکرد مشابهی دارد، آیا می توان آن را یک زبان جهانی دانست؟ ممکن است کسی موسیقی را به این علت شنیده باشد، با این وجود، همه ما نمی توانیم به همان زبان با یکدیگر سخن بگوییم. همه ما متعلق به یک فرهنگ نیستیم. موسیقی در هر قومی در واژه گان های فرهنگی خودش شکل می گیرد. با این وصف می توان گفت موسیقی نمایشی برای ارتباط عام و همگانی است و نه یک زبان عام و همگانی.
کارکردهای نه گانه موسیقی از نظر آلن مریام
۱- بیان احساس
موسیقی می تواند وسیله ای برای بیان عقاید و احساساتی باشد که از طریق گفتمان رایج قابل بیان نیست. بطور مثال:
الف: موسیقی اعتراض دهه ۱۹۶۰ به مردم خصوصاً جوانان اجازه داد تا اعتراض های ضد جنگ ویتنام خود را از این طریق بیان کنند.
ب: برخی از مردم عشق خود را از طریق آواز و ترانه ها بیان می کنند.
ج: گاهی موسیقی برای بیان شادی، سوگ، ترس و انواع احساسات قابل درک بکار می رود.
۲- لذت از زیبایی
وقتی با شنیدن موسیقی زیبایی، معنا و یا قدرت باز آفرینی تجربیات معنادار را تعقیب می کنید، یعنی از موسیقی لذت می برید.
۳- تفریح و سرگرمی
در کارکرد تفریحی، موسیقی ذهن و توجه شنونده را آن گونه به خود معطوف می سازد که توانایی سرگرمی یا ایجاد آسودگی از فشارهای روانی آن نمودار می شود.
۴- نمایش سمبولیک و نمادین عقاید و وسیله ای برای ارتباط
نمایش نمادین رفتارها و امور گوناگون مانند: سرود ملی، آوازهای جمعی که امروزه در مسابقات طرفداران تیم های ورزشی از جمله فوتبال برای تقویت همبستگی در مقابل رقیب می خوانند.
موسیقی می تواند اطلاعات مبتنی بر عقیده و باوری را به دیگران برساند، مانند موسیقی که جانسون درباره تجربه های جنگ افغانستان نوشت و به اجرا درآورد.
۵- پاسخ های عینی و فیزیکی
موسیقی برای کارهای و فعالیت های مختلف می تواند مورد استفاده قرار گیرد. همچنین نوازندگی را نیز می توان پاسخی فیزیکی دانست.
۶- تقویت همنوایی با هنجارهای اجتماعی
موسیقی می تواند برای بیان قابل قبول عقاید و باورها بکار رود.
۷- اعتبار و تنفیذی برای نهادهای اجتماعی و مناسک و مراسم
گاهی  موسیقی در تثبیت و ماندگاری آداب و رسوم و عقاید و باورها بکار گرفته می شود.
۸- کمک به تداوم و تثبیت فرهنگ
موسیقی می تواند به شکل گیری و حفظ ارزش های مقبول کمک نماید
۹- کمک به وحدت و همگرایی جامعه

آموزشگاه موسیقی ناردونه

موسیقی بلوز

آموزشگاه موسیقی

موسیقی بلوز

از جمله مهمترین منابعی که موسیقی Jazz از آن استفاده میکند سبک موسیقیBlues است.

این سبک، از موسیقی عامیانه سیاهان آمریکایی مانند آوزاهایی که در هنگام کشت و کار میخوانند، یا آوازهای مذهبی و بخصوص ترانه هایی که در دوران برده داری برده ها میخواندند بوجود آمده است.

به روایتی از سال ۱۹۸۰ سیاهان آمریکایی این نوع ترانه ها را شروع به خواندن کردند. اما به تدریج تاثیر این سبک موسیقی بر سایر سبکها مانند Soul، Rock، Country و حتی Jazz بطور آشکاری مشاهده شد.

Blues های آوازی معمولا” مفاهیم مشخص و محدودی دارند، اغلب آنها ترانه هایی با مایه های غم انگیز راجع به بی وفایی در عشق یا خیانت و … بوده و دارای ملودی های ساده و کوچک میباشند.

هر قسمت از ترانه های Blues معمولا” در حالت استاندارد از ۱۲ میزان تشکیل شده و خواننده تمام شعر را معمولا” با تفاوت کمی روی ملودی همان ۱۲ میزان میخواند، بعد ساز سولو همان ملودی را با کمی تغییر و بداه نوازی اجرا می کند.

Blues استاندارد معمولا” در یک گام بزرگ با استفاده از سه آکورد I و IV و V ساخته میشود که البته برای رنگ آمیزی آکوردها اغلب آنها حداقل هفت می شوند. ناگفته نماند که بلوز در گام های کوچک هم اجرا می شود.

نکته دیگر آنکه اغلب موسیقدانان بزرگ و صاحب سبک هر یک برای خود progression های خاصی را در بلوز استفاده میکنند.

مثلا” چارلی پارکر نوازنده توانای سازهای بادی از این ترتیب هارمونی ها برای Blues استفاده میکند:

Imaj7 VIIm7-5 III7-9 VIm7 II7 Vm7 I7 IVmaj7 IVm7 bVII7

مسئله جالبی که تقریبآ در تمام قطعات Blues دوازده میزانی می توان پیدا کرد آن است که این دوازده میزان به سه گروه چهارتایی تقسیم می شوند که در هر چهار میزان دو میزان خواننده میخواند و بعد دومیزان ساز همراهی میکند.

نکته مهم دیگر در یک قطعه Blues نت آبی یا محزون است که در ملودی ویژگی خاصی را القا می کند. کافی است شما در یک گام بزرگ نتهای سوم یا پنجم را کمی بم کنید (حد اکثر نیم پرده برای سازهای شستی دار) در اینصورت حس بلوز بوجود میاد.

اغلب قطعات Blues ریتمهای معتدل یا آرامی دارند و بندرت سریع اجرا میشوند.

آموزشگاه موسیقی

موسیقی راک چیست؟

آموزشگاه موسیقی ناردونه

موسیقی راک چیست؟

مقاله حاضر با عنوان «موسقی راک چیست؟» گزیده ای هستند که به انتخاب مترجم، از مقاله ای توسط کِوین توئیت (Kevin Twit) درباره موسیقی راک با عنوان اصلی «معیارهایی برای قضاوت موسیقی راک» ترجمه شده اند. این مقاله در سال ۲۰۰۱ در سایت مجله هزار سوم ( IIIM Magazine) منتشر گردیده است.
ارزیابی موسیقی راک
موسیقی راک چیست؟ پاسخ دادن به این پرسش دشوارتر از آن است که در ابتدا به نظر می رسد. نویسندگان زیادی به طور کلی به این پرسش پاسخ داده اند و آن را همچنان در هاله ای از ابهام رها کرده اند. در اینجا نیز قصد پاسخگویی دقیق به این سوال را نداریم اما تلاش می کنیم تا چند مورد را درباره این نوع موسیقی بیان کنیم. در ابتدا به خاطر بسپارید که گوش کردن به یک قطعه و طبقه بندی آن بسیار راحت تر از توصیف کردن آن است.

تقریبا در جامعه امروز همه با گوش دادن می توانند تشخیص دهند که یک قطعه راک است یا خیر. به نظر نگارنده سه جنبه وجود دارند که باید در تعریف موسیقی راک گنجانده شوند.

موسیقی راک یک پدیده فرهنگی، سبک نوازندگی و فرم خاصی است. در هر حال هیچ کدام از این جنبه ها، به تنهایی، برای توصیف موسیقی راک کافی نیستند. موسیقی راک ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ جوانان و کوشش برای جاودانه کردن جوانی دارد.

در واقع می توان گفت موسیقی راک شیوه ای است برای بیان پرستش جوانی در فرهنگ ما. شولتز و دستیارش بر این باورند که راک «سرود مشارکت درام گونه در زندگی نوجوانی است که سرشار است از تجربه عمیق باورها، ارزش ها و فعالیت های نوجوانان.» در اینجا شولتز به جنبه های جامعه شناسی راک اشاره می کند. اما موسیقی راک تنها به این جنبه ختم نمی شود. همانطور که آنها اشاره می کنند راک را می توان به عنوان گونه ای موسیقایی نیز تعریف کرد.

در واقع این جنبه از مفهوم راک است که تن به تعریف نمی دهد؛ اولا، موسیقی راک سبک خاص خود را دارد که از عناصر گوناگونی ناشی می شود مانند: ضربه، عمق احساسات (تأثیر گرفته از بلوز)، صداهای خاص (مانند صدای گوشخراش انسان، گیتار الکتریک و درامز) و برداشتی مشخص. رویکرد من، به عنوان یک موزیسین، نسبت به موسیقی راک با رویکردم نسبت به موسیقی جز، کانتری یا موسیقی کلاسیک بسیار متفاوت است.

این تفاوت را می توان در حال و هوای ریتم ها، استفاده از تزئینات میکروتونال، ویبراتو و تن هایی که به کار می برم احساس کرد. نکته جالب توجه این است که زمانی که کسی تلاش می کند موسیقی راک را به شیوه ای غیر اصیل اجرا کند یک موزیسین (و حتی طرفداران موسیقی راک) فورا متوجه می شود. «برداشتی» که درباره آن بحث شد چیزی نیست که بتوان با آگاهی از نت نویسی سنتی بدست آورد. این مفهوم هم شبیه به جمله بیل ادگار درباره موسیقی جز است؛ در واقع موسیقی جز یک سبک نوازندگی است و به همین دلیل «نت ها زیاد به درد نمی خورند مگر اینکه طرف واقعا موزیسین جز باشد!» این مسئله در مورد موسیقی راک هم کاملا صدق می کند.

موسیقی راک علاوه بر سبک خاص، فرم یا ساختار خاص خود را نیز دارد. اندرو چستر در مقاله ی بسیار پربار خود، بین «فرم اکستنشنال ساخت موسیقایی» که موسیقی کلاسیک غربی اکثرا از آن پیروی می کند (extensional form of musical construction) و «پیشروی اینتنشنال» (intensional development) به خوبی تفاوت قائل می شود. چستر اشاره می کند که در حالیکه موسیقی راک فرم هایی دارد که از حالت اکستنشنال پیروی می کنند (مانند موسیقی های غیر اروپایی دیگر)، اما پیشروی آن اینتنشنال است.

چستر توضیح می دهد که در پیشروی اکستنشنال «تم، واریاسیون ها، کنترپوآن، تونالیته ابزارهایی هستند که به صورت همزمان و در زمان (دیاکرونیک) از هسته های موسیقیایی پایه خروج می کنند. بدین ترتیب پیچیدگی بوجود آمده حاصل از ترکیب عناصر ساده است که در این واحد پیچیده، دست نخورده و متمایز باقی می مانند.» به بیان ساده تر، موسیقی با ترکیب خلاقانه عناصر کوچک در فرم های دلنشین علاقه مخاطب را جذب می کند.

آموزشگاه موسیقی ناردونه